کد خبر:۱۷۰۳۹۶
به مناسبت سالروز عمليات والفجر مقدماتي؛
شهيد باقري والفجر مقدماتي را نميخواست، ولي تا آخر ايستاد
وقتي اين خبر را به حسن باقري گفتند، قبول نكرد و گفت: من نميآيم! گفتند: چرا نميآيي؟ گفت: كار عمليات بر زمين مانده است و مشكلات فراوان دارد، من بيايم و به امام چه گزارشي بدهم؟!
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ عمليات والفجر مقدماتي در سال 61 و بعد از عمليات هاي رمضان و محرم طرح ريزي شد، قرار بود در اين عمليات ورود به خاك عراق برنامه ريزي شود كه در عمليات رمضان رزمندگان اسلام موفق به اين كار نشده بودند، بعد از عمليات آزاد سازي خرمشهر (تا بيت المقدس) با تجميع نظر فرماندهان و افراد مورد اعتماد ملت، با توجه به خوي جنگ طلبانه صدام تصميم گرفته شد تا نيروهاي سپاه اسلام وارد خاك عراق شده و در واقع متجاوز را تنبيه كنند، دليل ديگر براي ورود به خاك عراق زير آتش بودن و در دسترس بودن برخي شهرهاي غربي و جنوبي كشور و همچنين در اشغال بودن كيلومترها از خاك ايران بود.
در مدت زمان كمي بعد از آزادسازي خرمشهر، ايران جهت حمله خود را به سمت شلمچه و بصره نشانه گرفت و عمليات رمضان را در منطقه عمومي شلمچه آغاز كرد، در اين عمليات به دليل وجود موانع بسيار پيچيده كه غربي ها و بخصوص اسرائيل طراحي كرده بودند، عمليات با مشكل مواجه شد و حتي بعد از پيشروي هاي محدود، باز هم عمليات به نتيجه نرسيد.
عمليات والفجر مقدماتي بعد از عمليات محرم طرح ريزي شد، در اين عمليات قرار بود نيروهاي ايراني ابتدا پل غزبله را تصرف كنند، سپس اگر در اين مرحله موفقيت كسب شد، در ادامه نيروها به سمت شهر العماره حركت نمايند.
شرايط منطقه بسيار خاص بود، از طرفي به دليل كمبود و نقص نيروهاي زرهي خودي و همچنين قوت نيروهاي دشمن در همين مورد، فرماندهان مجبور بودند زمين هايي را براي نفوذ و درگيري انتخاب كنند كه در آن نيروهاي زرهي دشمن زمين گير شده و از حركت بازمانده است؛ به همين جهت منطقه عمومي فكه كه از شمال به میشداغ و برقازه، از جنوب به هورالهویزه، از شرق به چزابه و شهر بستان و از غرب به شهر العماره عراق و رودخانه دجله منتهی می شد، انتخاب شد. ويژگي اين منطقه وجود خاك هاي رملي در آن بود، اين خاك ها حركت نيروهاي زرهي را كند مي كرد، اما مشكل بزرگ در اين منطقه فاصله نقطه رهايي تا نقطه درگيري در منطقه بود. (نقطه رهايي نقطه اي است كه نيروي پياده جهت انجام ماموريت از آن جا حركت را آغاز مي كند.)
اين محدوديت بزرگ عامل اصلي مخالفت شهيد حسن باقري، موسس اطلاعات عمليات سپاه بود؛ وي معتقد بود كه نيروها بايد فاصله زيادي را تا منطقه طي كنند كه اين امر علاوه بر موانع بسيار حساس منطقه، نيروي آنها را نيز كاهش مي دهد.
شرح عمليات و وقايع آن
در ساعت 21:30 روز 17 بهمن 61 پس از اعلام رمز مبارک «یاالله، یاالله، یاالله»، عملیات از پنج محور شمال و جنوب رشیده، صفریه و ارتفاعات چرمر و خاک آغاز شد و نیروها در تاریکی مطلق شب به منظور پاکسازی میدان هاي مین و شکستن خطوط دفاعی دشمن و رخنه در این خطوط پیشروی کردند.
وسعت و عمق موانع و استحکامات دشمن و وجود کانال های متعدد که دشمن برای ایجاد آنها تلاش بسیاری متحمل شده بود، سرعت لازم را از نیروها گرفت، در نتیجه اگر چه خط اول دشمن شکسته شده بود، لیکن به دلیل عدم پاکسازی منطقه – در حالی که تاریکی شب رو به پایان بود – طبیعی به نظر می رسید که امکان استقرار کامل وجود نداشته باشد.
در واقع تاریکی مطلق شب، عدم الحاق نیروها و پاکسازی منطقه، عمق و وسعت زیاد میدان هاي مین و هوشیاری و اطلاع قبلی دشمن نسبت به وقوع عملیات، عوامل بازدارنده ای بود که به عدم تامین کامل اهداف مرحله اول عملیات منجر شد.
با توجه به وضعیت موجود، به خاطر موقعیت خاصی که به تبع آغاز عملیات در میان مردم ایجاد شده بود و از طرفی به دلیل امیدواری مسئولان و نیز تبلیغات سوء دشمن و عوامل ديگر، مرحله دوم عملیات در ساعت 21 روز 20 بهمن 61 به منظور انهدام نیرو و تجهیزات دشمن آغاز شد، اما این بار نیز عدم هماهنگی در نیروهای عمل کننده و همچنین هوشیاری دشمن و احاطه او بر راهکارهای خودی، مانع از پیشرفت رزمندگان گردید.
از ابتدای پیشروی نیروهای خودی از نقطه رهایی تا رسیدن به خط دوم دشمن بیش از 16 نوع مانع از سوی دشمن تعبیه و ایجاد شده بود یا به صورت عارضه طبیعی در منطقه وجود داشت. دشمن با این اقدامات در واقع آن چه را به صورت تجربه از عملیات های گذشته بدست آورده بود، تقریباً به صورت کامل در منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی اجرا کرد. ارتش عراق سعی داشت با موانع یاد شده تا حد امکان در پیشروی نیروهای ایرانی تاخیر بیندازد، از این رو موانع مزبور به منزله زنگ خطر و عامل هشدار دهنده محسوب می شد و از طرفی به طور طبیعی توان نیروها را جهت تامین اهداف در شب می گرفت، علاوه بر این، گرفتن جناح و به کارگیری نیروی احتیاط، دو موضوع قابل توجه بود که در تاکتیک های دشمن در عملیات والفجر مقدماتی مشاهده شد.
موضوع دیگر اینکه در گذشته نیروهای هجومی و اصلی دشمن در خطوط حضور داشتند و به طور طبیعی در معرض آسیب پذیری نیروهای مهاجم بودند، لیکن در این عملیات نظر به اینکه دشمن شکستن خط را برای خود مفروض می دانست، نیروهای هجومی اش را در احتیاط قرار داد و با گذاردن نیروهای پدافندی در خط و عمق بخشیدن به میدان هاي مین و ایجاد موانع دیگر، عملاً سعی كرد که پس از گرفتن توان نیروهای مهاجم با وارد کردن نیروهای اصلی خود مناطق تصرف شده را باز پس گیرد.
نقش شهيد باقري قبل از عمليات
شهيد باقري قبل از عمليات و در جلسات گوناگون، مخالفت خود را با طرح عمليات اعلام كرده بود، اما به دليل شرايط خاص منطقه و عدم فرصت بازسازي به ارتش صدام، اين عمليات بايد صورت مي پذيرفت.
حالا حسن باقري مانده بود و يك راه خيلي سخت، از طرفي طرح عمليات تاقص بود و مشكلات زيادي بر سر راه وجود داشت، از طرف ديگر خود او طرح عمليات را قبول نداشت.
از اين جاي داستان مصداق هاي فراواني براي حال فعلي افراد و مسئولان جامعه ما دارد، حسن به جاي فرار از ماجرا و به جاي سنگ اندازي بر داستان عمليات، راه ديگري را انتخاب كرد؛ راه سومي كه مسير عمليات را هموارتر كند.
بعد از جلسات پشت سر هم و طولاني، كار اطلاعات عمليات حسن و دوستانش شروع شد، شب هاي طولاني در منطقه فكه و رمل هاي سرسخت آن كه نيروي انسان در آن تلف مي شود و هر قدمي كه انسان بر مي دارد به اندازه دو قدم انرژي مصرف مي كند، حالا خبر خوشي را به فرماندهان اعلام كرده بودند؛ قرار بود جمعي از فرماندهان با امام ديدار كنند، وقتي اين خبر را به حسن باقري گفتند، قبول نكرد و گفت: من نمي آيم! گفتند چرا نمي آيي؟ گفت: كار عمليات بر زمين مانده است و مشكلات فراوان دارد، من بيايم و به امام چه گزارشي بدهم؟!
بعد از اين داستان، حسن و چند تن از دوستان و همرزمانش در منطقه مي مانند و به شناسايي ها ادامه مي دهند كه در حين شناسايي و در منطقه عمومي فكه، بر اثر اصابت تركش توپ دشمن به وي و همراهانش به درجه رفيع شهادت نائل مي آيد.
براي نتيجه گرفتن از اين داستان زياد تفكر لازم نيست، اما هر چه قدر بيشتر فكر مي كنيم عمق مطلب بهتر درك مي شود؛ حسن باقري با اين اقدام خود چند درس بزرگ براي ادامه جنگ و همچنين ادامه راه مديريتي و فرماندهي انقلاب به بزرگان مي دهد.
درس اول: عدم همكاري در كاري كه موافق و هم راي آن نيستيم، هرگز كمكي به آن راه نمي كند و بلكه بر مشكلات آن مي افزايد؛ ديگر آن كه اگر فرد منتقد، غير از عدم همكاري در كار سنگ اندازي كند، ديگر رسيدن به همان اهداف محدود هم ميسر نمي شود، اما راه بهتر كه شهيد باقري به همگان آموخت، همراهي در كار و اصلاح جوانب آن است تا حداقل از زيان هاي ناشي از عملكرد غير صحيح كم شود و همه مجموعه حداقل به همان هدف هاي بعضاً ناقص و كوچك (كه مورد انتقاد است) برسد.
درس دوم: حسن باقري براي اينكه دوستانش را به گفته هاي خود خوش بين كند و اعتماد آنها را بيش از پيش جلب نمايد، حتي بيشتر از طراحان عمليات كار كرد؛ يعني با اينكه مخالف طرح عمليات بود، وقتي داستان ديدار امام پيش آمد، منطقه را ترك نكرد و براي اجراي هر چه بهتر عمليات تمام تلاش خود را به كار گرفت؛ اين حركت او نشان داد حتي بيشتر از خود طراحان طرح، براي اجراي صحيح آن آماده تلاش است.
و ...
رونوشت به تمام مسئولان لشكري و كشوري، بخصوص دوستان سياستمدار كه همه تلاش خود را براي زمين زدن طرح هاي درست و نادرست به كار مي بندند تا حرف خود را ثابت كنند! و اين وسط زيان اين كار متوجه تمام كشور مي شود.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰