کد خبر:۱۷۰۴۱۹
از کمبود محتوا تا افسردگی مزمن
... نه نویسنده هايمان سوژه های جدید رو می کنند، نه شاعرهايمان حرف های جدید می زنند، نه کارگردان هايمان سبک نویی به کار می بندند؛ کمبود محتوا این روزها، عجیب جولان میدهد.
گروه فرهنگي «خبرگزاری دانشجو»، بهاره مقدم؛ مدتهاست آثار فرهنگی تولیدی از صدا و سیما گرفته تا موسیقی و کتابهايمان شده اند طبل تو خالی!
انصافا حرفی برای گفتن ندارند! نه نویسنده هايمان سوژه های جدید رو می کنند، نه شاعرهايمان حرف های جدید می زنند، نه کارگردان هايمان سبک نویی به کار می بندند و نه حتی صدای جدید و جالب توجهی در موسیقیمان ظهور می کند. کمبود محتوا این روزها، عجیب جولان می دهد!
عمق فاجعه وقتی شدت می گیرد که آنانی هم که خرده هوشی دارند و سر سوزن ذوقی، اگر قرار باشد دست به اثر هنری بزنند، تم غم واندوه را بر می گزینند! با ستایش که تا توانستیم مرگ را تجربه کردیم! ماه رمضانمان هم که به کما و مرگ مغزی و شیطان گذشت! این اواخر هم که شیدایی خون به دلمان کرد و ثریا خانم کمپانی درد بود!
از رسانه محترم ملی و آثار فاخرش (!) که فاصله بگیریم، این موسیقی های روز بدجور ضجه می زنند! همه شاکی اند از قهر و جدایی و دل شکستن! انگار مدت هاست در این کره خاکی وصالی رخ نداده! کتاب ها هم که این روزها تکلیفشان معلوم است حرفی ندارند برای گفتن و ما هم هنوز همان کتاب گریزان دیروزیم!
شادی رنگ باخته بر تن آثار هنری مان! هیچ حواسمان هست چه بر سر روحیات جوان ایرانی می آوریم؟ چرا هر وقت صحبت از شادی است ابتذال و لودگی جولان می دهند؟! انگار عادتمان شده یا از این ور پشت بام بیفتیم یا از آن ور!
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰