«بوسيدن روي ماه» فيلم خوبي است؛ اما ...
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۷۰۶۰۹
نقدي بر جشنواره سي‌ام فيلم فجر - بخش هفدهم؛

«بوسيدن روي ماه» فيلم خوبي است؛ اما ...

در این که «بوسیدن روی ماه» فیلم خوبی است هیچ شکی وجود ندارد به تمام دلایلی که اشاره شد و به تمام دلایلی که مورد تاکید قرار نگرفت؛ اما ...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو» - سيد محمدعلي صدري‌نيا؛
 
1. بعضی از کارگردانان برای خودشان سینما دارند، مثل حاتمی کیا، مهرجویی و فرهادی، سینمای هر کدامشان خاص خودشان است كه این نشان از بزرگی کارگردان دارد که برای فیلم های خود سبکی مختص خود دارد.
 
همایون اسعدیان هم با چند کار اخیرش نشان داده که کم کم سبکی از سینما را که خاص خود اوست به نمایش می گذارد؛ این را در مقایسه «طلا و مس» و «بوسیدن روی ماه» او می شود بخوبی فهمید، بوسیدن روی ماه همان سبک از روایت و قصه را دنبال می کند که طلا و مس با آن پیش می رفت.حتی نوع قصه ها هم شبیه به هم است -شباهت داستانی مد نظر نیست- جنس قصه ها از یک جنس است.

2. اصولا زاویه دید کارگردان یک اثر نسبت به واقعیت و نوع نگرش و جهان بینی او تاثیر مستقیمی بر فیلم می گذارد و به همان نسبت که او دریچه دیدش وسیع تر و واقع بینانه تر باشد، مخاطب ارتباط موثرتری با او برقرار می کند.
 
از همین جهت است که مثلا کارگردانی همچون تهمینه میلانی که کل جامعه ایرانی را عقده ای می پندارد، در تمام آثارش نمودی از این موضوع را به تصویر می کشد. اما اسعدیان اتفاقا از آن دست کارگردانانی است که بدلیل نوع نگاهی که نسبت به واقعیات دارد در هر کدام از آثارش «مفهومی» را به زیباترین وجه به تصویر می کشد، تا آنجا که طلا و مس به زعم آنان که زندگی طلبه ای را درک کرده اند روایتی واقعی و بسیار شبیه به واقعیت موجود می شود.
 
یا روایت بوسیدن روی ماه حکایتی می شود واقع بینانه و عمیق و در عین حال دوست داشتنی از یک مادر شهید. روایتی که یکی از نقاط قوتش دوری از افسانه ای شدن داستان و نیز نزدیک شدن به واقعیت ممکن است، آن هم به نحوی تقریبا صحیح و دقیق. تا آن جا که مخاطب آن را قابل درک و هضم می بیند و می تواند از آن اثر بپذیرد.

3. بوسیدن روی ماه روایتی است از دو خواهر-احترام سادات و فروغ- که دو پسرشان در یک عملیات مفقودالاثر می شوند. بیماری فروغ شدت یافته تا حدی که بنا بر نظر پزشکان چند صباحی به پایان عمر او نمانده است. اما اصل داستان از جایی آغاز می شود که فرزند احترام سادات در تفحص پیدا می شود اما فرزند فروغ نه. و حال فروغ، احترام سادات را بر آن می دارد که برای خوشحال کردن او، اعلام کنند که شهید پیدا شده فرزند فروغ است و این موضوع موجب بروز اتفاقاتی در طول فیلم می شود.

4. اسعدیان در بستری مناسب و البته زیرکانه، در ابتدا سعی می کند تا چهره ای دوست داشتنی و مقبول از دو مادر شهید داستان در ذهن مخاطب بسازد و پس از اینکه مخاطب را با این دو نقش کلیدی فیلم پیوند زد به سراغ اصل داستان می رود. مخاطب تا آخرین لحظات فیلم با خنده های دو مادر شهید می خندد و با غمشان غصه دار می شوند و این موضوع اثر همان بسترسازی ابتدایی اسعدیان است.

5. تصویری که کارگردان از دو شهید و نیز مادرانشان می سازد اصلا یک تصویر افسانه ای نیست. دانشجوی مهندسی دانشگاه علم و صنعت، اهل موسیقی، اتفاقا عاشق و البته با حیا و با غیرت... همه اینها المان ها و نمادهایی می شود تا اسعدیان با زبان بی زبانی به مخاطب بگوید شهید داستان من یکی مثل خود تو بوده.
 
و اتفاقا آنقدر زیبا و هنرمندانه این کار را کرده که ذهن مخاطب را درگیر به این موضوع کند که چرا چنین انسانی پایش به جنگ باز شده است و چرا توفیق شهادت نصیبش شده است. آنقدر هنرمندانه که تمام آنچه که اخراجی ها با روش های درست و نادرست سعی در رساندن آن داشت، را بطور ضمنی به مخاطب القا می کند.
 
خانواده ای که در داستان به تصویر کشیده می شود هم خانواده ای نیست که مخاطب آن را از خود جدا حس کند؛ خانواده ای است با آدم های مختلف، آدم هایی که اشتباه می کنند، دروغ می گویند، عاشق می شوند، مسیر غلطی را برای خواسته شان انتخاب می کنند و آدم هایی که خوبی از سر و روی شان می ریزد. همه این عوامل دست به دست هم می دهد تا مخاطب با فیلم ارتباطی موثر برقرار کند. شاید در طول فیلم های مختلف جشنواره کمتر  فیلمی وجود داشت که اینطور تماشاگران در سالن را بخنداند و اینطور مخاطبان را بگریاند و اینطور بر مخاطب تاثیر بگذارد.

6. اما در کنار تمام محاسن فیلم، بوسیدن روی ماه در حاشیه داستان بر ماجرایی تامل برانگیز تاکید می کند. از سپاه پاسداران دو نماینده در فیلم وجود دارد.یک نماینده متعلق به نسل قدیم و اصیل سپاه، که اتفاقا بر اصیل بودنش تاکید ویژه ای می شود و نماینده ای از نسل جدید سپاه که بدنبال پست و مقام است. پرخاشگر و بی ادب است و حتی مادر شهید را هم نادان و بی عقل می خواند. به وسایل به یادگار رسیده از تفحص شهدا بی حرمتی می کند، اهل ظاهرسازی است (تاکید بر تسبیح فرد سپاهی) و بدون در نظر گرفتن احساسات و عواطف صرفا بدنبال عقل و شریعت است.
 
همه این عوامل دست بدست هم می دهد تا چهره زشتی از فرد سپاهی در مخاطب ایجاد شود. فردی که نماد سپاهی اصیل و قدیمی است، وقتی از لجبازی های پسرک سپاهی به تنگ می آید جمله معناداری می گوید:«درست است که ما آدم های این عصر نیستیم اما ما آدم های با اصل هستیم.»

7. شش بند از محاسن فیلم نوشتم تا برسم به بند هفتم. در این که بوسیدن روی ماه فیلم خوبی است هیچ شکی وجود ندارد به تمام دلایلی که اشاره شد و به تمام دلایلی که مورد تاکید قرار نگرفت. اما فیلم در ضمن داستان اصلی خود سپاهی را مورد هدف قرار می دهد که از قضا در یکی دو سال اخیر به انواع و اقسام روش ها مورد هجوم قرار گرفته است.
 
نمی توان چشم خود را بست و مست خوبی های فیلم اسعدیان شد و از چنین نکته مهمی چشم پوشید. از نکات قابل توجه دیگر سرمایه گذار فیلم است؛ سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران! و این نکته وقتی جالب می شود که شهرداری تهران در دو سه سال اخیر و بخصوص پس از فتنه از فیلم هایی حمایت کرده است که در مقابل نظام موضع داشته اند. مثل سریالی که یکی دو سال پیش به کارگردانی فرزاد موتمن بر روی آنتن می رفت و اشارات قابل توجهی به ماجرای کهریزک و... داشت.

8. آنچه مهم است این است که این اثر از ابعادی قابل تحسین و از ابعادی قابل نقد است، لذا چشم بسته تعریف بازار به راه نیاندازیم تا آنچه را که حق نیست در قابل یک داستان حق، به خوردمان بدهند.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار