ذوالنور در گفتوگوي تفصيلي با «خبرگزاري دانشجو»- بخش اول
کد خبر:۱۷۰۶۲۹
ذوالنور در گفت و گوي تفصيلي با «خبرگزاري دانشجو»-بخش دوم
حضور مشايي در رسانهها به نفع جريانانحرافي نيست / ماموریت سراناصلاحات برای منصرف كردن كانديداهاي خود
جانشین سابق نماینده ولی فقیه در سپاه در گفت و گو با «خبرگزاري دانشجو» به تشريح شرايط سياسي كشور، وضعيت اصولگرايان و ... پرداخت.
حجت الاسلام مجتبي ذوالنور در گفت و گوی تفضیلی با «خبرگزاري دانشجو»، ضمن اشاره به اينكه رئيس جمهور را فراتر از ليدر جريان انحرافي مي دانم، به تشريح شرايط فعلي اصلاحات پرداخته و اصلاحات را يك پيكر بدون سر معرفي كرد.
خبرگزاري دانشجو - علت در خفا بودن آقاي مشايي چيست؟
ذوالنور: يك سياست، موتور روشن و چراغ خاموش حركت كردن است.
بعد از سناريوي وزارت اطلاعات، پس پرده اين جريان تا حدودي روشن شد، بنابراين با توجه به انزجاري كه در قاطبه مردم از اين جريان به وجود آمد، حضور آقاي مشايي در عرصه رسانه، تلويزيون، مطبوعات و انظار عمومي موجب افزايش حساسيت مي شد كه اين حساسيت به نفع جريان انحرافي نبود.
بنابراين ميتوان اين گونه تلقي كرد كه هدف اين است كه آقايان قدري از اين حساسيتها بكاهند؛ البته معناي آن اين نيست كه كار خودشان را انجام نميدهند، در حقيقت سياست موتور روشن و چراغ خاموش را دنبال ميكنند.
خبرگزاري دانشجو - گاهي شاهد هستيم كه برخي از صحبتهاي آقاي مشايي از زبان آقاي احمدي نژاد مطرح مي شود.اين مسئله را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
ذوالنور: اگر آقاي رئيس جمهور يا هر مسئول ديگري اظهارنظري كرد، اين نظر خودش است، ولي براي رسيدن به اين نظر مي تواند با فكر، مطالعه و مشورت با صاحبنظران، يك نظريه و برنامه را ارائه دهد.
من معتقد نيستم كه رئيس جمهور ما طلسم شده كامل آقاي مشايي باشد، اگر چنين چيزي را بگوييم، به طور حتم نميتوانيم از آقاي رئيس جمهور انتقاد كنيم.
اگر كسي طلسم شود اعمال او ارادي و اختياري نيست و شرط تكليف و مسئوليت اراده و اختيار است. رئيس جمهور را فراتر از آقاي مشايي ميدانم اگر كسي مريد و مختار باشد نبايد نقد شود. من رئيس جمهور را فراتر از آقاي مشايي مِيدانم.
با اخبار و اطلاعات موجود، آقاي مشايي براي اينكه خودش را در ذهن رئيس جمهور جوري جلوه دهد كه احمدي نژاد به او اعتماد كند، به جادو و طلسم و رمال و جنگير متوسل شده و اين قضيه منتفي نيست كه وي اين كارها را كرده باشد، اما اينكه رئيس جمهور را طلسم كرده و تمام كارهاي رئيس جمهور نتيجه طلسم اوست، چيزي نيست كه بتوانم به آن اعتقاد داشته باشم، بلكه معتقدم كه رئيس جمهور يك پازل فكري دارد كه مشايي يك قطعه از آن پازل فكري است و ممكن است قطعه مركزي و كليدي اين پازل باشد.
ارتباط آقاي رئيس جمهور با آقاي مشايي يك ارتباط فراتر از اشخاص و جريانات سياسي است كه قدري نگران كننده به نظر ميرسد.
خبرگزاري دانشجو - برخي از جريانات اصلاحطلب در انتخابات حاضر نشدند، از طرف ديگر محمدرضا خاتمي در مصاحبهاي با يكي از روزنامههاي اصلاح طلب، براي نظام خط و نشان كشيده است؛ اين عدم حضور اصلاح طلبان با توجه به شرط گذاري ها و تحريم انتخابات را چطور ارزيابي مي كنيد؟
ذوالنور: اگر اصلاح طلبان عنوان كردند كه انتخابات را تحريم ميكنند و يا شرط گذاريهاي را مطرح كردند، كار آنها سه دليل عمد دارد؛ اول اينكه از اين طريق به جامعه و مسئولان نظام القا كنند كه اگر ما نياييم، مشاركت حداكثري اتفاق نميافتد، پس ما سهم ميخواهيم؛ يعني مسئولان شوراي نگهبان را بترسانند كه ما فرشتگان نجات هستيم و اگر نياييم مشاركت حداكثري اتفاق نميافتد كه به اين ترتيب مقبوليت و جايگاه نظام زير سوال ميرود.
نتيجه اين تهديد اين است كه شوراي نگهبان فيلتر تاييد صلاحيت را شل كرده تا گزينههاي آنها از فيلتر شوراي نگهبان عبور كنند.
از سوي ديگر خود آنها ميدانند كه بعد از فتنه 88، اصلاح طلبان در بين اقشار مختلف مردم جايي ندارند تا حاكميت را در دست بگيرند و شكست براي آنها قطعي است، بنابراين پيشاپيش با چنين القائاتي سعي ميكنند فضا را تيره نشان دهند و ملات شكست پيشرو را از قبل فراهم كنند و بگويند اين انتخابات از ابتدا مسئلهدار بود و ديديد كه پيش بيني ما درست از آب درآمد.
آنها به اين طريق مي خواهند شكستشان را به پاي انتخابات بنويسند نه اينكه مردم آنها را نپذيرفته اند و دست رد به سينه آنها زده اند.
علاوه بر اين چون اين آقايان خود را در عرصه انتخابات ناكام ميبينند، ميگويند ديگي كه براي ما نجوشد براي ديگران هم نجوشد، از اين رو تلاششان اين است كه در روند انتخابات اخلال ايجاد كرده و مردم را دلسرد كنند و حضور در صحنه را كاهش داده تا بتوانند تا حيات خود را حفظ كنند.
آنها قصد دارند به مردم و مسئولان القا كنند كه نيامدن ما اثر منفي دارد و نميشود ما از صحنه سياسي كشور حذف شويم.
آنها حيات خود را در عدم حضور مردم ميدانند و در اين جهت تلاش ميكنند؛ البته بدنه اصلاح طلب اين گونه كه سران آن ميانديشند، فكر نميكنند.
اصلاحات، بدن بدون سر است
احزاب جريان اصلاحات در حقيقت سه دسته هستند؛ يك دسته در تقابل با نظام قرار گرفتند كه جايي در بين مردم ندارند، مانند حزب مشاركت و مجاهدين انقلاب اسلامي.
برخي از احزاب به نظام نزديكتر هستند و اصول كلي نظام را قبول دارند، اما در ابعادي با اصولگرايان اختلاف دارند كه البته بايد گفت اگر چارچوب نظام حفظ شده و بدنه قالب انقلاب محفوظ بماند، هيچ اشكالي در وجود سلايق مختلف و كشمكشهاي اين چنيني وجود ندارد؛ اين گروهها حركتهاي راديكاليستي و افراطي جريان اصلاحات را هم قبول ندارند و از همان ابتدا اعلام كردند كه در انتخابات خواهند بود و اعلام نيز حضور كردند.
اما بين اين دو طيف گروههاي بينابيني وجود دارد كه نگاهشان به شرايط ايجاد شده است؛ يعني به جو بوجود آمده نگاه ميكردند تا به بينند بيايند يا نيايند كه البته اين طيف هم وارد عرصه انتخابات شدند.
در حقيقت جريان اصلاحات و فتنه در كشور به يك بدن بدون سر تشبيه ميشود. اگر از آقايان اصلاح طلب سئوال شود كه راس جريان اصلاحات كدام يك از آقايان موسوي، كروبي و خاتمي هستند، نميدانند؛ گروهي ميگويند راس اين جريان همين آقايان هستند و گروهي ميگويند كه اينها نيستند، حتي اگر گفته شد كه راس اين جريان حلقه پنهان خارج نشين مي باشد، باز هم پاسخ برخي مثبت و پاسخ برخي منفي است، البته عملكرد اين جريان نيز نشان ميدهد؛ چرا كه به طور مثال آقاي خاتمي تا پايان با شرط و شروط ماند و موسوي و كروبي نيز بر طبل تحريم زدند.
در اين بين برخي چهرههاي شاخص اصلاحات هم براي حضور در انتخابات رغبتي نشان داده و در دل مردم و اصلاحات شك و ترديد ايجاد كردند با اين حال مي بينيم كه حدود يك سوم كانديداهاي ثبت نام كرده براي انتخابات، اصلاح طلب هستند؛ اين نشان ميدهد كه بدنه اصلاحات امروز راسي ندارد و افراد به تشخيص خود عمل ميكنند.
حب و بغضها و خوشايندها و بدآيندهاي چند نفر كه خود را مالك بقيه ميدانند و فكر ميكنند كه مملكت متعلق به آنهاست و اصلاح طلبان هم زير چتر آنها هستند و هر چه بگويند گوش خواهند كرد، قابل قبول و پذيرفتني نيست.
حضور كانديداهاي اصلاح طلب به صورت منفرد نشان داد كه با رئوس فتنه ارتباط ندارند
حضور كانديداهاي اصلاح طلب به صورت منفرد و جرياني نشان داد كه اينها با رئوس فتنه ارتباطي ندارند. در بدنه جريانات سياسي در كشور نسبت به انقلاب و نظام علقههاي وجود دارد كه اين بدنه خود نيز به تدريج از فتنه گران فاصله گرفت، البته برخي زودتر اعلام برائت كردند و روز 9 دي به مردم پيوستند، اما برخي با فاصله و به تدريج از سران فتنه اعلام انزجار كردند. بدنه قاطع مملكت و مردم به نظام وصل بوده و پشتيبان ولايت فقيه است.
اگرچه برخي از جريانات سياسي چند صباحي سعي ميكنند تا از گروههايي بين مردم يارگيري كنند، ولي به محض اينكه باطن اين جريان فاصلهاي با انقلاب را نشان ميدهد، خود به خود مردم آنها را تنها ميگذارند.
خبرگزاري دانشجو- چرا آقاي كواكبيان از سوي جريانات سياسي داخل و خارج مورد هجمه قرار ميگيرد.
ذوالنور: اين تنها اختصاص به آقاي كواكبيان ندارد، ما اخباري داريم كه كانديداهاي منفرد اصلاح طلب كه وارد عرصه شدهاند، از طرف سران جريان فتنه و اصلاحات با واسطههاي مختلف تحت فشار قرار گرفته تا از ادامه كار انصراف دهند.
البته براي آنكه چهره اين افراد بيش از اين خراب نشود اسم آنها را نميبرم اما در شهرهاي متعدد اين تلاشها صورت گرفته و افرادي از سوي سران اصلاحات با واسطه يا بي واسطه مامور شدند تا نسبت به بي انگيزه كردن آن افراد مستقل كه وارد عرصه انتخابات شده اقدام كرده و آنها را از ادامه كار منصرف كنند.
هم اين افراد كه خودشان را صاحب جريانات سياسي و صاحب نظام ميدانند و هم گروههاي اپوزيسيون خارج از كشور كه به بعضي از سران و جريانات دل بستهاند، تلقي و توقعشان اين است كه هركس رگههايي از اصلاح طلبي دارد بايد در پازل آنها قرار گيرد و يا در زمين آنها بازي كند در غير اين صورت عليه او هجمه خواهد شد.
كواكبيان و همفكرانش نه به هوارهاي جريانات سياسي دلخوش كنند و نه از نهيبهاي آنها بترسند
همين برخوردها زمينه فكري ايجاد ميكند براي كساني مثل آقاي كواكبيان و عزيزاني مشابه وي كه به هوارهايي كه جريانات سياسي كه آبشخور آنها جريانات ضد انقلاب و خارج از كشور هستند و به راس فتنه وابستگي دارند تكيه نكنند نه از نهيب آنها بترسند و نه از تشويقهاي آنها دلخوش شوند.
آنها سعي ميكنند گروههاي كوچك اصلاح طلب و NGOها را به نحوي به سمت خود كشيده و آنها را به عنوان سربازان ميدان قرباني كنند تا به اهداف خود برسند.
جريانات سياسي بايد به اين رگههاي ارتباط با بيگانه توجه جدي داشته باشند.
خبرگزاري دانشجو- ارزيابي شما از انتصاب جبهه پايداري به جريان انحرافي چيست؟
ذوالنور: اين يك وسيله ناچسب است، جبهه پايداري زير نظر شخصيتي مثل آيت الله مصباح يزدي حركت ميكند و تا زماني كه به هدايتها و رهنمودهاي اين شخصيت برجسته مقيد و پايبند باشيم، نگراني وجود نخواهد داشت.
البته توصيه ميشود كه امروز راهبرد اصلي و محوري جريان اصلاحات در كشور بايد وحدت باشد اگر نگراني و دغدغههايي وجود دارد نبايد تاكيد بر آنها منجر به اختلافي كه باعث باختن صحنه انتخابات است، بشود، اين در حالي است كه راهبرد اصلي فتنه و جريان انحرافي هم ايجاد اختلاف در جريان اصولگرا است.
جبهه پايداري و جبهه متحد هر چه بيشتر بايد به هم نزديك شوند، اين در حالي است كه ما در بيش از 90 درصد شهرها و استانهاي كشور اتفاق نظر داريم اگر چه اين مسئله به شكل بيانيهاي مطرح نيست اما در عمل مصاديق و گزينههاي مشترك بالاي 90 درصد است.
بايد به مردم و دغدغهمندان اطمينان بدهيم كه به حول و قوه الهي وحدت عملي با توجه به گزينههاي موجود در صحنه مورد توافق طرفين است، اگر چه در تهران اميدوار نيستيم كه ليست مشترك بيرون بيايد ولي براي اين كار دعا ميكنيم، اما اطمينان داريم كه در شهرستانها بر روي گزينهها وحدت وجود دارد، اگر ليست مشترك هم بيرون نيايد وحدت عملي مشهود است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰