کد خبر:۱۷۱۳۲۲
از راست تا اصولگرايي
واقعيت محض جامعه سياسي ايران امروز اين است كه دو جريان اصولگرا و اصلاحطلب هر يك از ظن خود به تحليل و برداشتها و فعاليتهاي سياسي ميپردازند.
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو» - بهاره مقدم؛ جريانهاي سياسي و شكافهاي اجتماعي، بيانگر خواستههاي گروه ها و جريان هاي سياسي – اجتماعي، مطالبات مردمي و افكار عمومي است.
وجود احزاب پويا و صاحب نظر كه پيش برندگان ماشين دموكراسي به شمار ميآيند، بر مشروعيت هر نظام سياسي افزوده و كيفيت برنامه هاي دولت وقت را ارتقا ميبخشد؛ چرا كه حزب حاكم براي اثبات حقانيت خود و به تعبيري بهانه ندادن دست رقيب ميكوشد تا امروز را به بهترين وجه مديريت كند.
احزاب سياسي در ايران نيز در همين چارچوب مي گنجند و سابقه فعاليتي ديرينه دارند.
گروه هاي فعال بعد از پيروزي انقلاب اسلامي با توجه به پايگاه اجتماعي شان، در تاريخ 30 ساله انقلاب اسلامي نقش آفريني كردند و آزمون و خطاهاي متعددي را پشت سر گذاشتند كه در اين ميان برخي از احزاب همواره متعهد به آرمانهاي امام و انقلاب ماندند و برخي اندك اندك از صراط و شاخص فاصله گرفتند و حقانيتشان رنگ باخت.
جريانات راست سنتي در ايران پس از انقلاب با تأسيس حزب جمهوري اسلامي به زعامت آيت الله دكتر بهشتي، سيدعلي خامنهاي، موسوي اردبيلي، محمدجواد باهنر و حجت الاسلام اكبر هاشمي رفسنجاني شروع به كار كرد.
تزريق نيروهاي متعهد و معتقد به مباني انقلاب اسلامي در نهادهاي خطير از مهمترين اقدامات حزب جمهوري اسلامي در آن سال بود، امادر نهايت به علت وجود برخي دودستگي ها و حواشي پيرامون فعاليت حزب و به در خواست برخي سران حزب جمهوري و موافقت امام پرونده فعاليت اين حزب بسته شد.
جامعه روحانيت مبارز، حزب موتلفه اسلامي و جامعه ايثارگران انقلاب، ديگر احزاب راستگرايي بودند كه در تاريخ سه دهه اي انقلاب اسلامي فرصت فعاليت يافتند.
جريان موسوم به راست كه در ايران امروز از آن به اصولگرايي ياد ميشود، يكباره به اين عنوان بدل نشد؛ نميتوان از نقش جرياني كه در سال 81 با عنوان آبادگران ايران اسلامي پا به عرصه فعاليت گذاشت، به راحتي عبور كرد؛ جرياني كه ميتوان به صراحت عنوان كرد كه در انتخابات نهم رياست جمهوري تأثيري قاطع بر جاي گذاشت.
جريان اصولگراي سال 81 عمدتاً در برگيرنده شخصيتهايي بود كه وابستگي جناحي نداشتند و با صراحت و قاطعيت، علاوه بر آن كه خواهان احياي گفتمان امام و انقلاب بودند، سعي در رسوا كردن چهره هايي داشتند كه سالها اعتماد مردم را به بازي گرفتند و با پنهان شدن پشت آرمانها براي خود وجهه ساختند.
اين گفتمان جديد و اين صراحت بسياري را مجذوب خود ساخت و نتيجه انتخابات رياست جمهوري نهم و دهم آشكارا بيانگر اين واقعيت است كه دلبستگي مردم به جريانات راست كه متعهد به آرمانهاي متعالي انقلاب اسلامي هستند، افزونتر از شعارهاي رنگارنگ آزادي و اعتدال و مردم سالاري است كه توسط احزاب چپ بيان ميشد.
جريان راست سنتي با شعارهاي عدالت، خودباوري، خدمت و جهاد، راه را براي نفوذ در افكار عمومي باز كرد و اصولگراها را به اهدافشان نزديكتر ساخت؛ البته اصولگرايان نيز چونان هر جريان ديگري دستخوش برخي افراط و تفريط ها شدند و امروز شايد آنچه كه از آن به اصولگرايي ياد ميشود، پيوند محكمي با شعارهاي روزهاي نخستش مبني بر پايبندي به انقلاب و هويت اسلامي، تواضع و نغلتيدن در گرداب غرور، سعه صدر و تحمل مخالف، شايسته سالاري و نظارت بر عملكرد و از اين قبيل نداشته باشد.
واقعيت محض جامعه سياسي ايران امروز اين است كه دو جريان اصولگرا و اصلاح طلب هر يك از ظن خود به تحليل و برداشتها و فعاليتهاي سياسي ميپردازند و پر واضح است كه مسير رسيدن ايران به شكوفايي مضاعف در تمامي عرصهها و سعادت متقن، گام برداشتن در صراطي است كه اين ملت از آن به خط امام ياد ميكنند كه هرگز شاخه شاخه نيست و ملاك تميز آن نيز افراد و تفكرات نيستند؛ ملاك خط امام «صحيفه امام» است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰