«شور شيرين»؛ ترسيم فضاي جنگ خالي از هر گونه مصنوعي سازي
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۷۱۴۹۴
نگاهي به فيلم‌هاي دفاع مقدس در جشنواره فيلم فجر؛

«شور شيرين»؛ ترسيم فضاي جنگ خالي از هر گونه مصنوعي سازي

«شور شيرين» واقعيتي را به تصوير مي‌كشد كه كمتر كسي توانايي اين كار را دارد؛ ترسيم فضاي جنگ خالي از هر گونه مصنوعي سازي به اسم دراماتيك كردن فضا؛ اين روش مدلي جديد براي رساندن واقعيت جنگ و دفاع مقدس است.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ داستان جنگ را بايد واقعي مطرح كرد، اين مطلب رمز موفقيت و جاودانگي روايت فتح سيد مرتضي آويني بود، «شور شيرين» واقعيتي را به تصوير مي‌كشد كه كمتر كسي توانايي اين كار را دارد؛ ترسيم فضاي جنگ خالي از هر گونه مصنوعي سازي به اسم دراماتيك كردن فضا؛ اين روش مدلي جديد براي رساندن واقعيت جنگ و دفاع مقدس است كه در برخي فيلم‌هاي بزرگ خارجي مي‌توان بوضوح آن را مشاهده كرد.

فيلم قوي و تاثيرگذار «نجات سرباز رايان» يكي از اين نمونه‌هاست، در بستر اين فيلم فضا آن گونه روايت مي‌شود كه مخاطب، محيط و صحنه جنگ را حس كند و خود را در آن مكان تجسم نمايد.
 
پس زمينه فيلم علي‌رغم وجود صحنه‌هايي از خانواده و برخي بازماندگان جنگ، اصلاً مخاطب را به احساسات خانوادگي و عاشقانه سوق نمي‌دهد و فقط معنايي را به مخاطب القا مي‌كند كه كارگردان براي آن هدف گذاري كرده است.

اين در حالي است كه تصويرسازي فضا توسط فيلم «نجات سرباز رايان» كاملاً خلاف حقيقت بوده و اساساً طبق نظر كارشناسان جنگ، اين فيلم، صحنه‌هايي از نبرد كربلاي 5 ايران و عراق را به تصوير كشيده است.

«شور شيرين» به كارگرداني جواد اردكاني امسال در جشنواره خوب ديده نشد و اين اتفاق زاييده نگاه غيركارشناسي به دفاع مقدس است.
 
در مجامع سينمايي نكته قابل توجهي كه تقريباً همگان براي آن اهميت قائل هستند، ساختارهاي فني و كيفي پذيرفته شده آكادميك است و اين در برخي مواقع آفت‌هايي به دنبال دارد؛ مثلاً در يك نمونه وجود يك داستان دراماتيك و عاشقانه در بين همه قصه‌ها نكته‌اي است كه امروزه خيلي از مخاطبان را آزار مي‌دهد.
 
پيگيري سريال‌هاي تلويزيون و بيشتر فيلم‌هاي سينماي ايران اين نكته را به مخاطب مي‌رساند كه فيلم‌نامه نويسي حرفي براي گفتن ندارد و از فضاي عاشقانه ميان دو انسان نهايت استفاده را مي‌كند تا داستانش را بلند و طولاني كند.

اين در حالي است كه اگر فيلم روايت كننده داستان‌هاي واقعي پيرامون انسان‌ها باشد، هرگز نيازي به اين تصورات ذهني نويسنده نيست تا موضوع داستان را طولاني كند.

واقعيت امروز جامعه فيلم سازي اين است كه نويسنده و فيلم ساز از كمبود محتوا رنج مي‌برند و به دليل وجود تابوهاي فكري و هنري كه در ذهنشان ايجاد شده، نمي‌توانند پاي خود را فراتر گذاشته و به سينما نگاهي ديگر داشته باشند.

جواد اردكاني و تيم همراهش اين خط فكري را شكسته و نشان دادند كه مي‌توان فيلم ساخت، آن هم با حضور كمرنگ عشق‌هاي زميني.
 
فيلم «شور شيرين» يكي از بهترين‌هاي نوع خود است كه مخاطب را با واقعيت جنگ كردستان پيوند عميق مي‌دهد؛ تصويرسازي چهره‌هاي دموكرات و خيانتكار كرد و نشان دادن مبارزان مسلمان كرد و پيش‌مرگان در آن بسيار زيبا و باورپذير است، فيلم مي‌خواهد اسطوره‌اي را معرفي كند به نام محمود كاوه؛ جواني مبارز با دل شير و باهوش و از همه مهم‌تر فرمانده قلب‌ها كه بحق اين كار را بسيار زيبا به انتها مي‌رساند.

يكي از بزرگترين مشكلات فيلم‌هاي دفاع مقدس در اين سال‌ها عدم نمايش حقيقت بدون دخالت و تصرف در آن است، در يكي از نمونه‌ها مانند «دوئل» نويسنده فيلمنامه هر آنچه به دستش مي‌آيد به داستان جنگ اضافه مي‌كند و مي‌شود مشابه آش سربازي!

شخص بيننده وقتي فيلم را مي‌بيند نمي‌داند يك فيلم جنگي مي‌بيند يا فيلم خيانت يا انتقام يا ...؛ آن قدر موضوعات در هم تركيب مي‌شوند كه اصل موضوع يعني جنگ فراموش مي‌شود.

در نمونه ديگري از اين سبك تصويرسازي، مي‌توان به «شوق پرواز» يدالله صمدي اشاره كرد؛ فيلمي كه از لحاظ مضمون و محتوا خالي از حرف‌هاي بزرگ شهيد بابايي است، داستان ماجرا به هيچ وجه مخاطب را تكان نمي‌دهد، فضاسازي‌ها همگي مصنوعي و داستان فيلم غيرانقلابي است!

جمع‌بندي مطالب اين نوشتار را مي‌توان اين‌گونه بيان كرد كه موفقيت ادبيات نوشتاري در زمينه دفاع مقدس در سال‌هاي اخير چشمگير بوده است، اما تبديل اين ادبيات به ادبيات نمايشي مشكل اصلي سال‌هاي گذشته به حساب مي‌آيد.
 
دليل اين اتفاق را در سه شاخه اصلي زير مي‌توان خلاصه كرد:

1- دخالت برخي افكار هنري در تصويرسازي براي مخاطب و در نتيجه وارونه كردن اصل موضوع و عدم انتقال آن
2- نفوذ جريانات ضد جنگ و مخالف دفاع مقدس در اين حوزه از سينما براي تخريب چهره واقعي دفاع مقدس
3- عدم ارتباط قلبي، فكري و اعتقادي فيلمساز با موضوع فيلم و در نتيجه مصنوعي و شعاري شدن محتواي فيلم‌ها
 
براي اين مدعا همين گواه بس كه كسي مي‌تواند داستاني را روايت كند كه در درجه اول خود، آن را با تمام وجود لمس كرده باشد؛ اين در حالي است كه تعداد فيلمسازان و هنرمنداني كه اين‌گونه هستند بسيار كمتر از انگشتان يك دست است!
 
پربازدیدترین آخرین اخبار