کد خبر:۱۷۱۷۰۲
پشت پردههاي «آيات شيطاني»؛
امام چرا حكم قتل سلمان رشدي را صادر كرد؟
سلمان رشدى اگر توبه کند و زاهد زمان هم گردد، بر هر مسلمان واجب است با جان و مال تمامى همّ خود را به کار گیرد تا او را به دَرک واصل گرداند.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ تاریخِ پرفراز و نشیب اسلام، همواره دست خوش حوادث گوناگون بوده است که این دین برتر، آن ها را پشت سر نهاده است. از بدو ظهور اسلام جاهلان زمان تلاش های سخت کوشانه ای آغازکردند تا اسلام را از صفحه روزگار محو نمایند، ولی همیشه ناکام ماندند؛ چرا که این وعده خداوندی است که مکر آن ها به خودشان باز می گردد.
اما این حرکت متوقف نشده و دشمنان اسلام، هیچ گاه از شکست های خود درس عبرت نگرفته اند و هر بار با شیوه تازه ای، اسلام را مورد هجوم خود قرار می دهند. آنان چون تحمل نور را ندارند و از پاکی و صداقت بیزاری می جویند، توان خود را چندین برابر نموده و بر سرعت این حرکت افزوده اند جنگ های متداول علیه ایران و ایرانیان نمونه بارزی از این تلاش های ابتر است جنگ عراق و ایران که پایان یافت، رهبران سیاسی غرب تهاجم تازه ای علیه اسلام انقلابی آغازکردند.
آنان در سالهای قبل در جریان دفاع ایران و در جریان رویارویی با حزب الله لبنان و جنبش اسلامی فلسطین و جهاد اسلامی افغانستان و ماجرای مرگ انورسادات، انقلابیون دریافتند که حرکت اسلامی رو به رشد را نمی توان با سلاح و از طریق جنگ نظامی متلاشی ساخت.
جبهه جدید، جبهه جنگ روانی فرهنگی و ایدئولوژیک بود.
ایجاد جنگ بین شیعه و سنی نیز قبلا با هوشیاری امام خمینی و مسئولین نظام اسلامی رنگ باخته بود .
ماجرای تدوین و انتشار وسیع کتاب مبتذل «آیات شیطانی» نوشته سلمان رشدی و حمایت رسمی دولتهای غربی از آن، سرآغازی بر فصل تهاجم فرهنگی بود.
اگر جامعه اسلامی در مقابل توهین های این کتاب به پیامبر عظیم الشان اسلام از خود مقاومت نشان نمی داد،خاکریز اول به راحتی فتح شده بود
پس از آن مبانی دینی و مقدساتی که اعتقاد به ماوراء طبیعت و ارزشهای معنوی را در جامعه اسلامی باعث شده اند،با انواع شیوه ها مورد هجوم قرار می گرفت.هویت اندیشه دینی وهویت وحدت بخش امت اسلامی را همین مقدسات تشکیل می دهند و با مورد تردید قرار دادن اینهاست که جهان اسلام و حرکتهای اسلامی را از درون بی هویت ساخته و در مقابل هجوم فرهنگ و ایدئولوژی غرب خلع سلاح می کنند.
امام خمینی (س) با توجه به دلایل و واقعیت های فوق در تاریخ 25/11/1367در ضمن چند سطر کوتاه با صدور حکم ارتداد و اعدام سلمان رشدی و ناشرین مطلع از محتوای کفر آمیز این کتاب، انقلابی دیگر برپا کرد.صفوف مسلمانان صرف نظر از مذاهب و زبان و کشورهایشان به صورت یکپارچه در برابر غرب ایستادند. پیامدهای این واقعه موجودیت جامعه اسلامی را به عنوان یک امت واحده جلوه گر ساخت و نشان داد که مسلمانان علیرغم اختلافات داخلی و مغایرتهای جانبی هر گاه بدرستی رهبری شوند میتوانند در جهان نقشی تعیین کننده برعهده بگیرند و به عنوان پیشتازان حرکت احیای ارزشهای دینی درآیند.
همچنین صدور این حکم تصور اشتباه غربی ها را در اینکه ایران با پذیرش قطعنامه از هدف های انقلاب اسلامی خود دست کشیده است از بین برد.
متن حکم اعدام سلمان رشدی از طرف امام بدین شرح است زمان: 25 بهمن 1367/ 7 رجب 1409
بسمه تعالى إنا للَّه و إنا إلیه راجعون به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان مىرسانم مؤلف کتاب «آیات شیطانى» که علیه اسلام و پیامبر و قرآن، تنظیم و چاپ و منتشر شده است، همچنین ناشرین مطلع از محتواى آن، محکوم به اعدام مىباشند.
از مسلمانان غیور مىخواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعاً آنها را اعدام نمایند تا دیگر کسى جرأت نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هر کس دراین راه کشته شود، شهید است ان شاء اللَّه.
ضمناً اگر کسى دسترسى به مؤلف کتاب دارد ولى خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفى نماید تا به جزاى اعمالش برسد. والسلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته. روح اللَّه الموسوی الخمینى اطلاعیه دفتر امام درباره وجوب قتل سلمان رشدى و عدم امکان توبه زمان: 29 بهمن 1367/ 11 رجب 1409
بسمه تعالى رسانههاى گروهى استعمارى خارجى به دروغ به مسئولین نظام جمهورى اسلامى نسبت مىدهند که اگر نویسنده کتاب آیات شیطانى توبه کند حکم اعدام درباره او لغو مىگردد.
امام خمینى- مدّ ظلّه- فرمودند: سلمان رشدى اگر توبه کند و زاهد زمان هم گردد، بر هر مسلمان واجب است با جان و مال تمامى همّ خود را به کار گیرد تا او را به دَرک واصل گرداند.
این موضوع صد در صد تکذیب مىگردد حضرت امام اضافه کردند: اگر غیر مسلمانى از مکان او مطلع گردد و قدرت این را داشته باشد تا سریعتر از مسلمانان او را اعدام کند، بر مسلمانان واجب است آنچه را که در قبال این عمل مىخواهد به عنوان جایزه و یا مزد عمل به او بپردازند شرح زندگانی سلمان رشدی «سلمان انیس رشدی» در یکی از خانواده های مرفه و مسلمانِ شهر بمبئی، در سال 1326 شمسی متولد شد.
پدرش فردی مسلمان و آگاه به ادبیات ایران و عرب بود. تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه مبلغان انگلیسی زبان مسیحی در هندوستان گذارنید و در سیزده سالگی، برای ادامه تحصیلات به انگلستان رفت و دوران متوسطه را در مدرسه «راگبی» انگلستان طی کرد.
رشدی سپس وارد رشته تاریخ دانشگاه «کمبریج» شد و در سال 1347 ش پس از فارغ التحصیل شدن به پاکستان، نزد خانواده اش بازگشت و به مدت یک سال با تلویزیون پاکستان همکاری داشت، وی دوباره عازم انگلستان شده و تبعیّت آن جا را پذیرفت.
سلمان رشدی، بانوشتن مقالات تبلیغاتی در انگلستان، به تأمین مخارج زندگی خود پرداخت وانتقادهای گاه و بی گاه او از «مارگارت تاچر»، نخست وزیر وقت انگلستان و کتاب هایی که چاپ کرده بود، او را به عنوان چهره ای روشن فکر معرفی کرد.
رمان گریموس او که در سال 1353 نوشته شده بود، در انگلستان با کم توجهی روبه رو شد، ولی رشدی پس از نوشتن داستان بلند بچه های نیمه شب که برنده بزرگ ترین جایزه ادبی انگلستان شد، در میان نویسندگان انگلستان به خوبی جای خود را باز کرد.
او بعدها کتاب های شرم و لبخند یوزپلنگ را هم نوشت وسپس در طی همین سال ها، به فعالیت های دیگری، از جمله فعالیت های سیاسی پرداخت و بدین سان، مخارج زندگی خویش را به خوبی تأمین کرد. وی عضو مؤسسه تولید فیلم بریتانیا، عضو هیأت مشاوران هنرهای معاصر و عضو انجمن سلطنتی ادبی انگلستان بود. آیات شیطانی آخرین اثر رشدی، کتابی است به نام آیات شیطانی که در 547 صفحه نگارش یافت و به عنوان کتاب سال 1988 انگلستان شناخته شد.
یک یهودی صهیونیست بانی این کتاب بود و مبلغ نیم میلیون پوند به عنوان کمک به نویسنده پرداخت و وی را به نوشتن این کتاب ترغیب کرد.
این کتاب، در بردارنده وقیحانه ترین اهانت ها به ساحت مقدس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، خاندان ایشان، صحابه و قرآن است و معتقدات مسلمانان را به سخره گرفته است.از جمله این که «بلال» را «هیولای سیاه عظیم الجثه» معرفی کرده و از «سلمان فارسی» به عنوان ولگردی یاد می کند که به ریگزارهای عربستان مهاجرت کرده، با فرد تاجرپیشه و درویش مسلکی که ادعای پیامبری دارد، آشنا می شود. این کتاب در لندن وتوسط «موسسه پنگوئن» به چاپ رسید و نویسنده از همان ابتدای نگارش، دارای گارد محافظ بود.
مبنای کتاب آیات شیطانی کتاب آیات شیطانی، بر مبنای «افسانه غرانیق» نوشته شده که مخالفان اسلام، در همان صدر اسلام، مدعی این افسانه بوده اند.
آنان ادعا می کردند پس از آیات 19 و 20 سوره نجم که می فرماید «آیا دیدید لات و عزّی و مناة، سومی آن ها را ؛ بتان جاهلی را؟...» شیطان در کلام وحی دوید و دو آیه را علیرغم خواست جبرئیل به زبان رسول خدا صلی الله علیه و آله جاری ساخت که در آن ها، از این بت ها تمجید و مژده شفاعت آن ها داده شده است. از دیگر نمونه های تحریف در این کتاب، می توان به این نکته اشاره کرد که سلمان رشدی، جبرئیل را به عنوان هنرپیشه و هنرمندی می نامد که متخصص پیکر تراشی خدایان هندو است.
وی حتی در این کتاب، از توهین به پیامبران گذشته، هم چون ابراهیم، موسی و عیسی علیهم السلام نیز دریغ نکرده و آن بزرگ واران را مورد اهانت قرار داده است. واکنش ها درمقابل چاپ کتاب پس از انتشار کتاب موهن آیات شیطانی در سطح گسترده، همراه با تبلیغات هماهنگ و تشویق های محافل صهیونیستی، از گوشه و کنارجهان صدای اعتراض مسلمانان برخاست؛ از سویی هشدارهایی به ناشران داده شد و از سوی دیگر، اقداماتی حقوقی برای محدود کردن نشر و انتشار کتاب و محکومیت رشدی صورت گرفت و نقدهایی نیز بر این کتاب نوشته شد .
البته دنیای استکبار، نه تنها به این هشدارها وقعی ننمود، که بر دامنه تبلیغات خود افزود تاجایی که در نشریات اروپایی، رشدی به عنوان شخصیتی انقلابی مطرح شد.
مؤسسات گسترده و شبکه های توزیعی در غالب کشورهای اروپایی، آمریکایی و بعضی کشورهای آسیایی، با قراردادهای کلان برای ترجمه و توزیع آن، به تلاش پرداختند و هم زمان با ایجاد حلقه های محافظتی، به حمایت علنی ازاو پرداختند.
اقلیت های مذهبی از گوشه وکنار جهان به شدت با این مساله مبارزه کردند و به اشکال مختلف ناراحتی و تاثر قلبی خود را از این واقعه ابراز کردند. امام خمینی (س) با حکم شجاعانه خود علاوه بر نشان دادن قدرت مرجعیت و آمادگی و هوشمندی تاریخی آنان برابر توطئههای مخالفان اسلام و نیز پاسداری و دفاع از مقدسات و آرمانهای مسلمین، امواج ناشی از خشم و اعتراض جهان اسلام علیه این اقدام موهن را سازماندهی و با روشن ساختن تکلیف فقهی و ابعاد این ماجرای خطرناک به همگان فهماند که در دفاع از ارزش های اسلامی،درمقابل هر گونه اهانت به اسلام وساحت پیامبر اعظم (ص) و اهل بیت (ع) استوار ایستاده است.
هم اکنون با گذشت دو دهه از این واقعه، رصد و تامل در آنچه در صحنه رویارویی نظام کفر و الحاد جهانی با اسلام عزیز رخ داده است، درک عمیق و نگرش راستین و آیندهنگری وثیق امام (ره) به روشنی ترسیم شده ونشان میدهد که امام در قضیه کتاب آیات شیطانی نه فقط سلمان رشدی بلکه سلمان رشدیهایی را میدیدند که برای هجمه به اعتقادات دینی مسلمانان به نوبت ماموریتهای خود را به انجام می رسانند.
تجدید حیات دوباره اسلام که با پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ماه 57 آغاز شده بود با برخورد قاطع امام (ره) نسبت به اقدام غربیها در حمله مستقیم و هتاکانه به اسلام در قالب پروژه کتاب آیات شیطانی شتاب فزایندهای یافت .
امواجی که حکم تاریخی امام (ره) ایجاد کرد،توطئه قطع رابطه کشورهای اقماری آمریکا و حتی اتحادیه اروپا با ایران که بواسطه اقدام امام(ره) صورت گرفته بود را پس از مدتی در هم شکست و سفیران کشورهای غربی بویژه انگلیس به حوزه ماموریتشان بازگشتند.
پس از گذشت 20 سال از صدور فتواي امام خميني بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران درباره سلمان رشدي و كتاب آيات شيطاني، تبعات آن هنوز زنده و خبرآفرين است.
نظر تحلیل گران سیاسی امروز در رابطه با حکم امام این است که یکی از دلایلی که باعث این موضع شدید از طرف امام خمینی نسبت به سلمان رشدی گردید، و در هیچ مورد دیگری اینگونه فرمان قتل از سوی ایشان صادر نگردید به سخره گرفتن تقدس اسلام در پروژه تقدس زدایی از چهره دین بود که قبلا در دین مسیحیت با موفقیت به انجام رسیده بود و تا حد زیادی به اهداف خود نائل گشته بود.
و در صورت عدم اینچنین برخوردی و عادی سازی این رفتارها در اذهان به مرور زمان چهره مورد نظر دین در قرآن و اسلام با نگاهی اباهی گرایانه که برآمده از تفکر لیبرالیسم است مورد توجه قرار میگرفت و آنچه بر سر اسلام میآمد که اکنون مسیحیت به آن مبتلاست.
منزوی شدن و مرگ اجتماعی سلمان رشدی و ترسیدن از همه چیز حتی از سایه خود، پیامد مثبت این اقدام هوشمندانه بود که جلوگیری از رشد و فراگیر شدن این رفتارها را درآینده باعث شده و خواهد شد.
اکنون علیرغم مخالفت های شدید با این کتاب شیطانی و با وجود پشیمانی سلمان رشدی پس از نگارش آن عده ای همچنان نمی خواهند سر از خواب غفلت بردارند واظهار نظر های شگفت انگیزی می کنند از جمله : برنارد لوئیس نویسنده کتاب «بحران اسلام» عقیده دارد کتاب آیات شیطانی یک کتاب ادبی و تخیلی بوده و اظهار تردید میکند که روح الله خمینی با وجود کهولت سن این کتاب ۵۰۰ صفحهای را خوانده باشد. وی صدور فتوای کشتن سلمان رشدی را تخلف آشکار خمینی از قوانین اسلام میداند و میافزاید:
«بر طبق قوانین اسلام باید به متهم فرصت دفاع از خود داده شود و نمیتوان بدون محاکمه برای کسی حکم صادر کرد». محسن کدیور از فعالان ضدانقلاب(و از رهبران فتنه 88) که به آمریکا پناهنده شده حکم امام خمینی(ره) درباره ارتداد سلمان رشدی را زیر سوال برد و در ادعایی مضحک حمایت مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی را در رابطه با حکم حاکم شرع نسبت به مجازات یک ملحد و هتاک به پیامبر اسلام که اهل جمهوری آذربایجان است را مردود دانسته است .
کدیور_ که خود را به محافل بیگانه یک اسلام شناس معرفی کرده است_ در ادعایی غرب پسند فتوای آیت الله فاضل لنکرانی را در ادامه فتوای امام راحل پیشه کردن ترور توصیف کرده است. این فعال فتنه همچنین آشکارا خواستار حذف حکم ارتداد در اسلام شده و گفته است، اگر بخواهیم درجهان معاصر با اهانت و تمسخر باورهای دینی مبارزه کنیم باید “تغییر دین و تبلیغ دیگر ادیان” را مشمول هیچ مجازاتی ندانیم .
وی پیشنهاد می کند که هتاکی به پیامبر اسلام(ص) و مقدسات را باید در دادگاههای کشور فرد هتاک رسیدگی کرد و اگر قانون آن کشور هم این هتاکی را مجاز بداند باید در جهت تغییر قانون تلاش کرد. وی همواره خواستار انطباق احکام اسلام بر موازین جهانی نظیر حقوق بشر بوده است تا از این طریق روشن شود که اسلام دین خوبی است. به عبارت دیگر، وی معتقد است که اسلام فی نفسه ارزش ندارد و در صورتی که با معیارهای غربی همسو باشد ارزش تلقی میگردد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰