از راست سنتی تا اصولگرایی
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۷۱۷۵۰

از راست سنتی تا اصولگرایی

واقعیت محض جامعه سیاسی ایران امروز این است که دو جریان اصولگرا و اصلاح‌طلب هر یک از ظن خود به تحلیل و برداشت‌ و فعالیت‌های سیاسی می‌پردازند.
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو» بهاره مقدم؛ جریان های سیاسی و شكاف های اجتماعی، بیانگر خواسته های گروه ها و جریان های سیاسی - اجتماعی، مطالبات مردمی و افکار عمومی است. وجود احزاب پویا و صاحب نظر که پیش برندگان ماشین دموکراسی به شمار می آیند، بر مشروعیت هر نظام سیاسی افزوده و کیفیت برنامه های دولت وقت را ارتقا می دهند؛ زيرا حزب حاکم علاوه بر آنکه باید در برابر مردم پاسخگو باشد، همواره سنگینی نگاه نخبگانی که تیزبینانه واقف بر امورند را حس می کند و از این رو برای اثبات حقانیت خود و به تعبیری بهانه دست رقیب ندادن، می کوشد تا امور را به بهترین وجه مدیریت کند.
 
احزاب سیاسی در ایران نیز در همین چارچوب می گنجند و سابقه فعالیتی دیرینه دارند. گروه های فعال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با توجه به پایگاه اجتماعی شان در تاریخ ٣٠ ساله انقلاب اسلامی نقش آفرینی كرده و آزمون و خطاهای متعددی را پشت سر گذاشته اند که در این میان برخی از احزاب همواره متعهد به آرمان های امام و انقلاب ماندند و برخی اندک اندک از صراط و شاخص فاصله گرفتند و حقانیتشان رنگ باخت.
 
جریان هاي راست سنتی در ایران پس از انقلاب با تاسیس حزب جمهوری اسلامی به زعامت حضرات آیات دکتر بهشتی، سید علی خامنه ای، موسوی اردبیلی، محمد جواد باهنر و حجت الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی شروع به کارکرد. تزریق نیروهای متعهد و معتقد به مبانی انقلاب اسلامی در نهاد های خطیر از مهمترین اقدامات حزب جمهوری اسلامی در آن سال ها بود.
 
اما در نهایت به علت وجود برخی دودستگی ها و حواشی پیرامون فعالیت حزب و به درخواست برخی سران حزب جمهوری و موافقت امام، پرونده فعالیت این حزب بسته شد. جامعه روحانیت مبارز، حزب موتلفه اسلامی و جامعه ایثارگران انقلاب، دیگر احزاب راستگرایی بودند که در تاریخ سه دهه ای انقلاب اسلامی فرصت فعالیت یافتند.
 
جریان موسوم به راست که در ایران امروز از آن به اصولگرایی یاد می کنند، یکباره به این عنوان تبديل نشده است. نمی توان از نقش جریانی که در سال 81 با عنوان آبادگران ایران اسلامی پا به عرصه فعالیت گذاشت به راحتی عبور کرد. جریانی که می توان به صراحت عنوان کرد در انتخابات نهم ریاست جمهوری تاثیری قاطع بر جای گذاشت.
 
جریان اصولگرای سال 81 عمدتا در برگیرنده شخصیت هایی بود که وابستگی جناحی نداشتند و با صراحت و قاطعیت علاوه بر آنکه خواهان احیای گفتمان امام و انقلاب بودند، سعی در رسوا کردن چهره هایی داشتند که سال ها اعتماد مردم را به بازی گرفتند و با پنهان شدن پشت آرمان ها برای خود وجهه ساختند.
 
این گفتمان جدید و این صراحت، بسیاری را مجذوب خود كرد و نتیجه انتخابات ریاست جمهوری نهم و دهم آشکارا بیانگر این واقعیت است که دلبستگی مردم به جریانات راست که متعهد به آرمان های متعالی انقلاب اسلامی می باشند، افزون تر از شعار های رنگارنگ آزادی و اعتدال و مردم سالاری است که توسط احزاب چپ بیان می شد. صحبت از عدالت، خودباوری، خدمت و جهاد، راه را برای نفوذ در افکار عمومی باز کرد و اصولگراها را به اهدافشان نزدیک تر كرد.
 
البته اصولگرایی نیز چونان هر جریان دیگری دستخوش برخی افراط و تفریط ها شد و امروز شاید آنچه که از آن به اصولگرایی یاد می شود، پیوند محکمی با شعارهای روزهای نخستش مبنی‌بر پایبندی به انقلاب و هویت اسلامی، تواضع و نغلتیدن در گرداب غرور، سعه صدر و تحمل مخالف، شایسته سالاری و نظارت بر عملکرد و... نداشته باشد.
 
واقعیت محض جامعه سیاسی ایران امروز این است که دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب هر یک از ظن خود به تحلیل و برداشت ها و فعالیت های سیاسی می پردازند و پرواضح است که مسیر رسیدن ایران به شکوفایی مضاعف در تمامی عرصه ها و سعادت متقن گام برداشتن در صراطی است که این ملت از آن به «خط امام» یاد می کنند که هرگز شاخه شاخه و منقسم نیست و ملاک تمیز آن نیز افراد و تفکرات نیستند؛ ملاک خط امام «صحیفه امام» است.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار