با مهر به گذشته بنگر...!
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۷۱۸۶۷
تاملي بر دستاوردهاي جشنواره فيلم فجر - بخش اول

با مهر به گذشته بنگر...!

به همان اندازه كه داوري‌ها در بخش مسابقه سينمايي ايران نزديك به انتظار و قابل پيش‌بيني بود، قضاوت‌ها در بخش مسابقه فيلم‌هاي اول كاملا...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ شايد بتوان گفت آنچه به عنوان داوري نهايي جشنواره بين المللي فيلم فجر در دوره سي‌ام، در قالب انتخاب فيلم‌هاي برتر در رشته‌هاي مختلف مورد توجه و عنايت قرار گرفت، به طور اساسي با آنچه پيش بيني مي‌شد و قابل حدس بود، تفاوت آشكاري نداشت، جز در يكي دو مورد شاخص‌هاي مهم كه بي‌ترديد اصلي‌ترين و جدي‌ترينشان كنار گذاشته شدن فيلم «بوسيدن روي ماه» ساخته همايون اسعديان بود؛ كه اگر نگوييم بهترين اثر جشنواره سي ام، حداقل يكي از بهترين‌ها بود و در بخش‌هاي مختلفي مي‌توانست به عنوان گزينه برتر و اول براي دريافت سيمرغ بلورين مورد توجه و تفقد قرار بگيرد كه البته اين چنين نشد.

ضمن آن كه دليل چنين اتفاقي هم بر كسي پوشيده نيست و آن چيزي نيست جز نوع و نحوه اظهارات كارگردان و تهيه كننده فيلم در جلسه نشست نقد و بررسي اثرشان در زمان جشنواره.

حالا نكته‌اي كه در اين باره بايد مورد اشاره قرار بگيرد، اين است كه چنين تاثير و تاثراتي و چنين رويدادهايي كه در خارج از فضاي حرفه‌اي و قالب اصلي جشنواره رخ مي دهد، يعني توجه نسبت به فيلم‌ها و پرهيز از اثرگذاري حواشي، همان وضيعتي است كه از يك جشنواره استاندارد و حرفه‌اي توقع داريم و اگر هر دليل و علت ديگري در انتخاب‌ها و داوري‌ها مورد توجه قرار گيرد كه خارج از متن و اصل فيلم‌ها باشد، بي‌ترديد به اعتبار جشنواره و داوري‌هاي آن لطمات جدي وارد مي‌كند و آن را از استانداردهاي لازم مي‌اندازد و اساساً افق ديگري براي آن ترسيم مي‌كند.

اما در ساير بخش‌ها اتفاقات به همان شكل روي داد كه مورد انتظار بود؛ آنچه به فيلم «روزهاي زندگي» تعلق گرفت، حقيقتاً لياقت اين فيلم را داشت و ناشي از شان و مرتبه‌اي بود كه اين اثر ارزشمند براي رسيدن به آن تلاش كرد تا بتواند يكي از بهترين و استانداردترين آثار سينمايي ايران را در حوزه دفاع مقدس توليد و عرضه كند.

اما نكته‌اي كه در اين زمينه بايد بدان پرداخت، بي‌توجهي به نقش‌آفريني حميد فرخ نژاد، در ايفاي نقش بهترين بازيگر مرد در فيلم «روزهاي زندگي» بود كه سهواً يا عمداً از چشم هيئت داوران پوشيده ماند.

اما به همان اندازه كه داوري‌ها در بخش مسابقه سينمايي ايران نزديك به انتظار و قابل پيش‌بيني بود، قضاوت‌هاي صورت گرفته در بخش مسابقه فيلم‌هاي اول كاملاً بهت آور و حيرت انگيز مي‌نمود؛ به نحوي كه بخش قابل توجهي از جوايز اين حوزه به يكي از بدترين فيلم‌هاي جشنواره امسال يعني فيلم «گيرنده» اختصاص يافت.

فيلمي مُهمل، بي‌هويت، ضعيف و بي‌ارزش كه معلوم نيست به دليل كدام حاشيه يا بر اساس كدام ضابطه و يا رابطه‌اي مستحق دريافت اين جوايز شناخته شده است.

حتي اگر فيلم «گيرنده» تمامي سيمرغ‌هاي جشنواره امسال را دريافت مي‌كرد، كوچكترين تغييري در نگاه منتقدان نسبت به اين فيلم نازل و بي‌ارزش حاصل نمي‌شد كه نشد.

به طور كلي داوري‌هاي جشنواره امسال در فضاي ملتهب و مُلهم از وضعيت كلي حاكم بر اين جشنواره و فيلم‌هايش صورت گرفت كه به نوعي مي‌توان گفت، برآيند اعتبار حرفه‌اي و قابليت‌هاي كارشناسانه هيئت داوران در بخش‌هاي مختلف محسوب مي‌شد.

بايد بار ديگر تاكيد كرد كه قابل دفاع‌ترين بخش داوري‌ها مربوط مي‌شود به رايي كه به فيلم روزهاي زندگي در بخش‌هاي مختلف داده شد و اين دقيقاً به اين دليل است كه خود فيلم «روزهاي زندگي» از بهترين و قابل دفاع‌ترين آثار جشنواره امسال بود كه به راستي شايسته هر ميزان تقدير و تفقدي است.

از بحث داوري‌هاي جشنواره كه بگذريم، مي‌توان ساير دستاوردهاي جشنواره امسال را كه در حوزه سياست‌گذاري و برنامه ريزي در بخش اجرا با مقايسه ميان آنچه مورد ادعا قرار گرفته بود و آنچه رخ داد، به نقد و تحليل گذاشت.

ايجاد چنين فضايي و رسيدن به چنين خواسته‌اي نيازمند پرداخت تفصيلي‌تر به همه اين بخش‌هاست كه اميد است بتوانيم طي سلسله نوشتارهايي به بحث و بررسي در باب شناخت دستاوردها و آسيب شناسي آنچه در جشنواره سي‌ام فيلم فجر رخ داد، بپردازيم. 
پربازدیدترین آخرین اخبار