کد خبر:۱۷۲۶۵۲
وزير سابق آموزش و پرورش:
جريان انحرافي نتوانسته در آموزش و پرورش نفوذ كند
فرشيدي با اشاره به عدم نفوذ جريان انحرافي در آموزش و پرورش گفت: جامعه فرهنگيان، پخته، معقول و علاقمند به انقلاب است و خيلي ها تلاش كردند حركتي در آنجا انجام دهند تا معملين را به عنوان ابزار استفاده كنند.
به گزارش گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»، محمود فرشيدي عضو جبهه متحد اصولگرايي بر عدم نفوذ جریان انحرافی در سیستم آموزش و پرورش کشورمان تاکید کرد و گفت: جامعه فرهنگيان، پخته، معقول و علاقمند به انقلاب است.
* جنابعالی وزیر آموزش و پرورش دولت نهم بوده اید اکنون که از سوی جبهه متحد اصولگرایان قصد ورود به مجلس نهم را دارید بفرمایید بر اساس برنامه ای که در جبهه متحد تدوین شده است. جایگاه و اهمیت آموزش و پرورش و چالش های پیش روی آن، چیست؟
اولين مسئله، جايگاه آموزش و پرورش در نظام حكومتي است، آموزش و پرورش دستگاهي است كه انسان توليد ميكند در صورتي كه ساير نهادها، وزارتخانه ها و سازمان ها به انسان خدمات ارائه ميدهند در نتيجه آموزش و پرورش دستگاهي در عرض با ساير وزارتخانه ها نيست بلكه آنها در طول اين دستگاه هستند.
ديگر نهادها بايد به او خدمات ارائه دهند و در خدمت او باشند. اين تفاوت باعث مي شود كه در جايگاه و ساختار آموزش و پرورش تجديد نظر كنيم. البته برخي از آن برمي گردد به بازنگري در قانون اساسي؛ همانطور كه مقام معظم رهبري فرمودند كه برخي از اصول بايد مورد بازنگري قرار بگيرند و به نوعي رابطه اي بين وزارت آموزش و پرورش را با نهاد رهبري و سازمانهايي همچون صدا و سيما تقويت كنيم چرا كه سياستهاي آموزش و پرورش نبايد تابع سياستهاي دولتها و سلايق مختلف باشد.
به دلیل این که دولت ها و مجلس ها با راي مردم آمدهاند سعي ميكنند كارهايي انجام دهند كه بيشتر ديده شود تا مردم به آنها دوباره راي بدهند، همانطور كه رهبر انقلاب فرمودند: يك تحول بنيادين ممكن است ۱۵ سال به طول بيانجامد و برنامه ها نبايد عوض بشود.
ما در آموزش و پرورش به يك ثبات نياز داريم چرا كه تربيت دانش آموزان و ارتقاي علمي آنان تحول در اين دستگاه نامحسوس و دير بازده است. لذا لازم است جايگاه نهاد رهبري در آموزش و پرورش تقويت شود. موضوع دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد محتواي نرم افزاري آموزش و پرورش است.
بچه هاي ما چه چیزهایی را بايد ياد بگيرند و چه زماني بايد در مدرسه باشند. سند تحول بنيادين مورد تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي قرار گرفته است اما اين كه چه برنامه هاي اجرايي داريم مورد بحث است. افق آموزش و پرورش هم با توجه به رهنمودهاي مقام معظم رهبري روشن است.
ما دو نگراني داريم يكي اين كه تحول بنيادين فراموش شود دوم اينكه کار به انحراف برود يعني كارها و رفتارها خلاف موضوع باشد و اشتباه فهميده شود. مثلا يك سيستم آموزشي بنا بر نظريات تربيتي اسلام در مقابل نظريه تربيتي سكولار كه صدها سال است بر سيستم ما حاكم است باید به وجود بیاید.
هر انقلاب، اولين پيروزي اش پيروزي در عرصه ي سياست است سپس در عرصه اقتصاد وارد مي شود كه انقلاب ما هم اکنون دارد به تازگي به نظام اقتصادي اسلام وارد مي شود.
مرحله بعد ما اين است كه الگوي خودمان را در برابر الگوي سكولار كه آنها كاملاً مدون شده طراحي كرده اند يعني دين مثل رنگ اتاق كه يكي دارد و ديگري ندارد و به شدت بر اصول ايدئولوگ خود ايستاده است.
يعني بايد نظريه تربيتي را از درون فقه غنی اسلام خارج كنيم و طراحي كنيم.
*همانطور که میدانید یکی از دغدغه های جدی، وضعیت معلمان و مشکلات آنهاست، برای حل آنها چه برنامه هایی دارید؟
گزينش و تربيت معلم يك بحث است. امام و مقام معظم رهبري هم بر آن تاكيد كردند و در جهان هم چنين است كه بر تربيت معلمان و انتخاب آنها حساس هستند. به دليل اين كه گرانبهاترين سرمايه ها را مي خواهيم به كسي بسپاريم كه امين حكومت و نظام باشد و خود بايد نسبت به ارزش ها واقعاً عشق و دلبستگي داشته باشد.
نسبت به تربيت نسل آينده حساس باشد صبور باشد و دلبستگي داشته باشد و به كودكان و نوجوانان علاقمند باشد لذا احساس مي شود مي بايست نظامي همچون نظام پزشكي براي معلمان داشته باشيم كه از نظر توانمنديها و ارتقا وضعيت و ورود در آموزش و پرورش دقيق باشد.
امام فرمودند تمام سعادتها از مدرسه است و كليد آن نزد معلم است. معلم بايد با ظرافت، نكتهسنجي و عشق استعدادها را كشف كند، اما متاسفانه چنين سیستمی بر دستگاه ما حاكم نيست و همه چيز در دروس تئوري فيزيك و شيمي محدود شده است.
هر كدام از دانش آموزان استعدادي دارد كه بايد شكوفا شود. هر تحول بنياديني در دستان معلم است. نکته دیگر اینکه در قانون اساسي بر بهداشت و آموزش تاكيد شده است و بايد براي آموزش نيز جایگاه مناسبی در نظر گرفت. البته الان قوانين خوبي تصويب مي شوند اما يا حذف و يا تضعيف مي شوند. نباید افرادی اصل ۳۰ را براي حل مشكلاشان دور بزنند.
مدارس را هيئت امنايي تعريف می كنند و كمك اجباري مي گيرند. افرادی که وارد دستگاه آموزش و پرورش می شوند با انگيزه اقتصادی می آیند در حالی که كساني كه ميآيند بايد انگيزه فرهنگي داشته و مالكيت را كم كنند.
در این صورت طبیعتا در دراز مدت كمك اقتصادي هم مي شود.
* برای مدارس عشايری چه برنامه هایی دارید؟
عشاير خيلي با استعداد هستند. اما به دليل شيوه زندگی آسيب مي بينند. بعد از انقلاب تلاش هاي زيادي شده است. بايد از خود عشاير افرادي انتخاب شوند همراه آنها كوچ كنند و آموزش ببينند و مدارس را داير كنند و متناسب با شيوه آنها باشد.
* به نظر شما آیا جریان انحرافی توانسته است به نظام آموزش و پرورش نفوذ کند؟
جامعه فرهنگيان، پخته، معقول و علاقمند به انقلاب است و خيلي ها تلاش كردند حركتي در آنجا انجام دهند تا معملين را به عنوان ابزار استفاده كنند.
اما اگر نگاه كنيد پس از روحانيون ، این معلمین بودند كه در ماجراي فتنه تاثير داشتند. البته دشمنان هم دلبستگي هايی داشتند اما موفق نشده و نمی شوند چراكه ابزار آنها منطق و نيت پاك است و چون انحراف منطقي نيست انحرافي ورود پيدا نميكند.
* به نظر شما آموزش بر پرورش مقدم است یا پرورش بر آموزش؟
بايد سه واژه را درست تعريف كنيم. تربيت آموزش و پرورش. اگردرست تعريف كنيم، تربيت اسلامي بستر همه حركتهاست با نگاه جامع الاطراف خود كه همه عرصه هاي علمي، اقتصادي، فرهنگي، زيستي، ورزشي، سياسي و اجتماعي. يعني تربيتي با اين جامعيت، اگر اين را هدف بگيريم دو نوع فعاليت دارند كه مكمل هستند.
فعالیتهای آموزشي كه عمدتا معلم محور هستند و فعاليتهاي پرورشي كه دانش آموز محور هستند، منتها در قالب های مختلف نظیر سرود وارد، اردو هاي سازندگي و مسابقات ورزشي و ... منتها همه يك هدف دارند.
اگر تقسیم بندی کنیم که تربیت اسلامی هدف است و کلیه فعالیتهایی که ما می خواهیم انجام دهیم هدفش تربیت دانش آموز باشد، اگر به دانش آموزان آموزش علمی می دهیم در واقع باید برای تربیت باشد یعنی حتی آموزش هم از نظر تربیتی بی هدف نیست؛ در فعالیتهای پرورشی نیز همین طور حتی بازی کردن بچه ها نباید بی هدف باشد.
به غیر از آن ما فعالیت آموزشی و پرورشی داریم که آموزشی معلم محور است و کارگردان و بازیگردان اصلی صحنه او است و دانش آموزان نیز عموما مستمع هستند؛ در کنار آن فعالیتهای پرورشی است که دانش آموز محور بوده یعنی براساس مشارکت، فعالیت، حضور و نشاط دانش آموز می چرخد؛ در واقع اگر تعریف درستی از این سه واژه داشته باشیم می توانیم بگوییم که فعالیت پرورشی مکمل آموزشی است.
به طور مثال اردوی سازندگی، ایجاد بازارچه خیریه، اداره بوفه مدرسه، برنامه ریزی برای زنگ نماز و دعوت از امام جماعت، تمیز کردن کلاسهای درس، برگزاری مسابقات و....از فعالیتهایی است که باید در امور پرورشی دنبال شود چرا که با کلاسهای تئوری و مطالب خشک نمی توان این امور را تبیین کرد، وقتی دانش آموزان وارد این امور شوند خود به خود اعتقاداتشان تقویت می شود.
در همین راستا برگزاری گروه های سرود، نمایش، تئاتر، فیلم برداری، مسابقات نمایش نامه نویسی، مقاله و... باید در مدارس دنبال شود.
همچنین باید به عرصه اقتصادی نیز توجه کرد؛ دانش آموز نباید به گونه ای تربیت شودکه پس از فارغ التحصیلی در کسب درآمد باز بماند.
به نظرم اگر بودجه مناسبی با عنوان پرورشی تامین شود و از سویی دیگر به آنها زمان مناسبی را ارائه دهیم پرورشی می تواند بسیار بالنده شود؛ مجلس می تواند سرانه ای را با عنوان پرورشی تعریف و ردیف بودجه ای به آن اختصاص دهد.
هم اکنون که پنج شنبه ها تعطیل شده است بهترین فرصت است که ساعات آن را به پرورشی اختصاص داد و بگوییم که پنج شنبه ها مختص پرورشی باشد؛ در حال حاضر فضای خالی داریم و یک عده دانش آموز تشنه و عطشناک که بدنبال جایی می گردند که با همسال خود بازی کنند.
سرمایه بزرگی را در کشور با عنوان ۱۰۰ هزار فضای آموزشی داریم و از طرفی سرمایه ملی دیگری با عنوان ۱۲ میلیون دانش آموز در اختیارمان هست؛ حتی خود آقای حاجی بابایی اوائل که بحث تعطیلی روزهای پنجشنبه مطرح بود عنوان کردند که مدرسه باید کانون فرهنگی محله شود و قرار بود از روزهای پنجشنبه و جمعه در این جهت استفاده شود اما هم اکنون شما بروید ببینید اینگونه هست یا خیر؟
این فضاها متعلق به نسل آینده ماست در شرایطی که مردم ما زندگی آپارتمانی دارند و کسی حق ندارد تند راه برود چرا که همسایه ها ناراحت می شوند، باید امکان استفاده از فضاهای آموزشی در ساعات غیردرسی فراهم باشد، از سویی دیگر تعداد فرزندان در یک خانواده کاهش یافته و کمبود هم بازی وجود دارد که معضل مهمی است.
در این میان مدرسه کانونی است که هم بازی ها را دور هم جمع کند. هم اکنون به گونه ای شده است که بچه ها بدلیل نبودن همبازی با پدر و مادر خود بازی می کنند و دچار پیری زودرس در آنها شده است؛ کافی است یک یا دو مربی در روزهای پنجشنبه در مدرسه باشند و کمترین تعریفی که از آن می شود بازی است، اما بازی کنترل شده، بازی که در خیابان نیست و نگرانی امنیتی درباره فرزندانمان نداریم.
مدرسه ی زندگی، مدرسه اي كه چند عرصه و به همه ابعاد اهميت و يكسان اهميت داده شود و همه استعدادهاي افراد شكوفا شود هركسي در امري شاگرد اول است كه بچه ها در آن زندگي كنند و آنها را آماده كند و افراد خود را نشان دهند.
الان قالب تنگي براي انسان با ابعاد گسترده ايجاد كرده ايم كه شكوفا نمي شوند. بايد ميدان ها باز شود.
اگر بچه ها در مدرسه نباشند، آيا مي دانيم كجا هستند. ما می گوییم که در این زمینه متخصص هستیم و از عهده آن بر مي آييم اگر امكانات داده شود و بودجه بيايد مي توانيم آن را انجام دهیم. استفاده ی بهينه از امكاناتي كه دانش آموزان استفاده مي كنند شهيد باهنر فرمودند آموزش تابستان تعطيل مي شود اما پرورش تعطيل شدني نيست از فضايي كه مال بچه هاست بايد استفاده بهينه شود.
بهترين فضاها را بايد در اختيار مدارس و نسل آينده قرار داد. اگر ملتي بر آينده خود سرمايه گذاري كرد موفق مي شود.
*مجلس چه نقشی در عملکرد بهتر آموزش و پرورش می تواند ایفا کند؟
خود آموزش پرورش بسيار پرمشغله و درگير امور اجرايي است. فضاي دولت نيز بيشتر فضايي اقتصادي است، من احساس ميكنم آموزش پرورش نياز به يك حمايت همه جانبه دارد خصوصا از طرف مجلس يعني مي تواند طرح ها و ايده هايي را بدهد و منتظر لايحه نباشيم و با اصل ۸۵ خود تصويب كند و اجرايي كند و در صحن مجلس كه شلوغ تر است نماند.
مجلس قدري امور گروهي و سياسي را كمتر كند و به امور فرهنگي و آموزشي و پرورشي اهميت بيشتري بدهد و نقش فعالتري داشته باشد. كارهايي همچون حذف كنكور احياي معاونت پرورشي نوسازي و مقاوم سازي كه ۴ هزار ميليارد تومان تصويب شد و ... به نظرم بايد اثباتي طرح و ايده داد اين امور را در هشت بند اشاره ميكنم.
• نظام مند كردن سيستم آموزش و پرورش: به اين معنا كه با تغيير دولت ها و وزرا تعداد معاونت ها و ساختار ها عوض نشود. اينها را بايد قانونمند كرد تا به سادگي تغيير و تحول و يك سري تغييرات شتابزده صورت نگيرد.
• استاندارد هايي براي محتوا و قالب دروس تعريف شود.
• نظام تربيت معلم و چگونگي تربيت آنها بايد مشخص شود.
• میزان حضور دانش آموزان در مدرسه.
• رفاه معلمين: تامين اعتبار و مراكز عام المنفعه و در ساير نقاط مزايا بدهيم كه معلمان به مدارس بروند و روش مهاجرت معكوس را استفاده كنيم.
• فعاليت هاي پرورشي
• تکلیف پيش دبستاني مشخص شود كه چه مسائلي را آموزش دهند.
• حذف تمركز و بروكراسي از نهاد مدرسه. مديران مدرسه به عنوان زيربناي جنبش پيشرفته.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰