کد خبر:۱۷۲۷۱۹
نشست سينما، نقد و روشنفكري - 2
فراستي: سينماي ايران مخصوص ميدان ونك به بالاست
مسعود فراستي گفت: سينماي ايران مخصوص ميدان ونك به بالاست؛ به اين معنا كه در آن از كارگران و طبقه متوسط و پايين جامعه و مسائل و مشكلات آنان كه بخش عظيمي از جامعه هستند، چيزي نمايش داده نميشود.
به گزارش خبرنگار فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، مسعود فراستي در نشست امروز «سينما، نقد و روشنفكري» كه به همت بسيج دانشجويي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران در سالن شريعتي اين دانشگاه برگزار شد، در تعريف سينماي روشنفكري گفت: اين سينما در مقابل سينماي عام قرار دارد و پس از جنگ جهاني دوم به وجود آمده و ريشه آن در اروپا و نه آمريكا شكل گرفته است.
وي افزود: سينماي روشنفكري در اروپا از دل ماجراهاي اجتماعي به وجود آمده است.
اين منتقد سينما تاكيد كرد: در فرانسه افرادي مانند گوفور سينماي آمريكا را بازخواني كرده كه با اين اقدام وي، سينما وارد مرحله توليد و هم نظريهپردازي شد و حرفشان اين بوده است كه فيلم خوب و بد وجود ندارد؛ بلكه فيلمساز خوب و بد داريم.
فراستي ادامه داد: سينماي مولف، يك نوع سينماي روشنفكري است كه در آن فيلمسازان معتبر دستهبندي شده و سينماي روشنفكري را هدايت و مديريت ميكنند.
وي اضافه كرد: ايتاليا در دهه 50 و 60 ميلادي كشور بسيار مهمي در زمينه روشنفكري بود و پس از آن آنتانومي بسيار شكوفا شد؛ به اين معنا كه پس از فيلم «شب» و «خسوف» آنتانومي سبكي را بهعنوان سينماي روشنفكري ايجاد كرد.
اين منتقد سينما يادآور شد: از اواخر دهه 40 شمسي دفاع از آنتانومي در فيلم «توتفرنگي» با ترجمه مسائل روشنفكري اروپا مانند مرگ، تولد، خدا، تنهايي و تأسيس كانون فيلم در ايران، آغاز شد.
فراستي در ادامه گفت: كيومرث وجداني، نخستين كسي بود كه نقد مفصلي آنتانومي نوشت و باعث رشد آن در ايران شد و سپس نظريههاي آن مطرح و با ساخت فيلم «خشت و آينه»، «جنوب شهر» و «آن شبي كه باران آمد» در عمل شكل گرفت.
وي فيلم «قيصر» را آغازگر موجي نو در سينماي ايران معرفي كرد و اظهار داشت: مهرجويي پس از ساخت فيلم «الماس»، «گاو» و «پستچي» به عنوان سردمدار سينماي ايران لقب گرفت و پس از انقلاب فيلم «هامون» به عنوان فيلم روشنفكري مطرح شد.
منتقد سينما و تلويزيون تصريح كرد: سينماي ايران قبل از ورود كتابهاي روشنفكري داراي گرايشي انقلابي و چپي بود؛ در حالي كه سينماي روشنفكري گرايش چپ نداشت و در آن ويژگيهاي كلي فردي انساني نمايش داده ميشد.
فراستي اشاره كرد: به تدريج جوايز به بخش سينماي ايران راه يافت كه اولين جايزه فيلم روشنفكري را فيلم «گاو» از آن خود كرد.
وي در شكل گيري اين نوع سينماي در ايران تئوري مولف را بسيار مهم دانست و خاطرنشان كرد: آن چيزي كه در تئوري مولف به ما كمك مي كند، اين است كه پيام از درون فيلمساز نه خود فيلم بيرون ميآيد.
اين منتقد سينما گفت: در درجه اول به آن چيزي كه ميتوانيم اعتماد كنيم، روايت آن است نه راوي يعني خود فيلمها بسيار مهمتر از روايان آنها هستند.
فراستي ادامه داد: از اواسط دهه 60 تا به امروز، ايران ركورد دار جايزههاي جشنوارههاي جهان است و هيچ كشوري به اندازه ايران نتوانسته جايزه جهاني بگيرد.
وي ضمن انتقاد از فيلمهاي جشنواره بيان كرد: با قرار دادن نام فيلم جشنوارهاي، دولت سينماي ايران را نانجيب كرده و هويت آن را از بين برده است؛ سينماي جشنوارهاي تنها جريان بعد از انقلاب اسلامي مي باشد كه دولت با ورود خود آسيب جدي به آن وارد كرده است.
اين منتقد سينما و تلويزيون در توضيح آن افزود: پول فيلمهاي جشنوارهاي را دولت ميدهد و اين در حالي است كه در آن فيلمها به خود دولت توهين ميشود و يا فيلمها تصاويري از ايران را نمايش ميدهند كه واقعي نيستند.
فراستي از عباس كيارستمي بهعنوان پرچم دار سينماي جشنوارهاي ياد كرد كه ابتدا با گرفتن جوايز جشنواره و سپس جوايز برتر ديگر، اين عنوان را به دست آورد.
وي ادامه داد: سينماي ايران، سينماي ميدان ونك به بالاست؛ به اين معنا كه در آن از كارگران و طبقه متوسط و پايين جامعه و مسائل و مشكلات آنان كه بخش عظيمي از جامعه هستند، چيزي نمايش داده نميشود.
اين منتقد سينما در پايان در خصوص سينماي ايران گفت: مهمترين مشكل سينماي ايران دولتي بودن آن است؛ به اين معنا كه سينماي ايران وابسته، جعلي و رام است و اين سينما نميتواند مسائل آدمها و كشور را مطرح كند و سينماي خنثي است؛ از اين جهت كه دولت با تأمين هزينه فيلم مواضع خود را اجرا ميكند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰