کد خبر:۱۷۲۷۲۳
آيا تعدد ليست منجر به شكست اصولگرايان خواهد شد؟
شايد تا چند ماه پيش خيلي ها به ارائه يك ليست از سوي اصولگرايان خوش بين بودند، اما با گذشت زمان اين خوش بيني كمرنگ و كمرنگتر شد تا ...
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»؛ نگاهي به آرايش انتخاباتي گروهها و احزاب سياسي در روزهاي نزديك به 12 اسفند نشان ميدهد نه تنها ارائه ليست واحد از سوي اصولگرايان منتفي شده، بلكه هر روز خبري از انتشار يك ليست جديد از سوي گروهي از نيروهاي اصولگرا به گوش ميرسد.
شايد تا چند ماه پيش خيلي ها به ارائه يك ليست از سوي اصولگرايان خوش بين بودند، اما با گذشت زمان اين خوش بيني كمرنگ و كمرنگتر شد تا آنجا كه در حال حاضر تعدد ليستهاي اصولگرايان باعث ايجاد نگرانيهايي در خصوص سرنوشت مجلس نهم شده است.
يكي از دلايل تكثر ليستهاي اصولگرايان اين است كه برخي از آنها پس از آن كه در جمعبنديهاي نهايي نتوانستند به ليستهاي اصلي راه پيدا كنند، بلافاصله شروع به تخريب آنها كردند و گفتند، چون اين ليستها برآورده كننده گفتمان اصولگرايي نيست، آنها به تشكيل ليستهاي جديد اقدام خواهند كرد.
افرادي مانند مطهري، صدر و غفوري فرد از جمله اين افراد بودند؛ جالب آنجاست كه همين افراد تا چند وقت پيش براي حضور اصولگرايان در مجلس نسخه اتحاد ميپيچيدند، اما به محض اينكه مطلع شدند كه در ليست جبهه متحد و پايداري قرار نگرفته اند، راه ديگري را در پيش گرفتند.
اما با وجود اين تعدد گروهها و جبههها بايد بررسي شود كه آيا خطر بزرگي متوجه پيروزي اصولگرايان در انتخابات نهم است يا خير؟ آيا اتفاقي كه در انتخابات مجلس هفتم و شوراهاي دوم براي اصلاحطلبان افتاد اين بار براي اصولگرايان تكرار خواهد شد؟
در انتخابات مجلس هفتم طبق اذعان خود اصلاحطلبان، يكي از دلايل عمده عدم توفيق آنها همين چنددستگي و تعدد گروهها بود كه در نهايت منجر به شكست سنگين آنها در انتخابات شد.
اساساً وقتي يك طيف از گروههاي سياسي ميخواهند به قدرت برسند و بر گروه مقابل خود كه صاحب قدرت هستند، فائق آيند، سعي ميكنند همه اختلافات خود را كنار بگذارند و از برآيند نيروهاي همه افراد حقيقي و حقوقي همفكر خود براي غلبه بر حريف سياسي بهره ببرند، از اين رو از بسياري از اختلافات داخلي ميان خود صرفنظر ميكنند.
در مورد گروه به قدرت رسيده، اما موضوع برعكس است، پس از گذشت مدتي از حضور در قدرت اختلاف سليقههاي موجود ميان افراد پررنگتر ميشود و اينجاست كه احتمال بروز تقسيمبندي بر اساس معيارهاي سياسي، اقتصادي و غيره ميان آنها زياد ميشود.
اتفاقي كه در مورد اصلاحطلبان افتاد، چيزي جز اين نبود؛ در دوران منتهي به انتخابات مجلس هفتم در شرايطي كه هر دو قوه مجريه و مقننه در اختيار اصلاحطلبان بود، چندين گروه از اصلاحطلبان منشعب شدند و اين در حالي بود كه اصولگرايان به صورت متحد و منسجم وارد صحنه انتخابات شده بودند و عواملي چون بيتوجهي جريان اصلاحات به نيازهاي واقعي مردم، سازكاري آنها در حوزه سياست خارجي و بخصوص رفتار زننده نمايندگان مجلس ششم پس از اعلام نظر شوراي نگهبان مزيد بر علت شد تا در نهايت اصولگريان پيروز قاطع انتخابات مجلس هفتم باشند.
اما به نظر ميرسد تشابه قائل شدن ميان اوضاع كنوني اصولگرايان با وضعيت اصلاحطلبان در آن مقطع دور از واقعنگري باشد.
از يك سو در جريان اصولگرا دو ليست جبهه متحد اصولگرايان و جبهه پايداري وزن اصلي را دارند و بقيه ليستهاي اصولگرا قادر به شكست آراي آنها نيستند و از سوي ديگر اصلاحطلبان پس از فتنه 88 و هزينه همه آبرويشان، اكنون پتانسيلي براي كسب راي در انتخابات ندارند.
همچنين جبهه پايداري بارها اعلام كرده است كه در حوزههايي از كشور كه نامزدهاي غير اصولگرا احتمال راي آوري دارند، يا نامزدي را معرفي نميكند يا همان كانديداي جبهه متحد را بهعنوان نامزد معرفي خواهد كرد تا از سوءاستفاده اصلاحطلبان از رقابت ميان اصولگرايان جلوگيري كند.
از اين رو با تحليل و جمعبندي فضاي حال حاضر، برگ برنده همچنان در دست اصولگرايان است؛ هر چند عدم وحدت اصولگرايان، بخصوص در شهر تهران ممكن است در پاي صندوقهاي راي به سود آنها نباشد، اما طرح احتمال شكست اصولگرايان به اين دليل محلي از اعراب ندارد، بلكه اين تنوع افكار و برنامهها در دايره اصولگرايي ميتواند منبع توفيق و شكوفايي بيشتر اين جريان باشد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰