روايت مادر شهيد احمدي روشن از قرار چهارشنبه‌ها با پسرش
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۷۴۸۷۵

روايت مادر شهيد احمدي روشن از قرار چهارشنبه‌ها با پسرش

هر هفته چهارشنبه‌ها ساعت 11 با مصطفي قرار داشتم و هميشه مصطفي سر اين قرار حاضر بود ولي روز شهادتش نتوانست به قول خود عمل كند ...
به گزارش خبرنگار فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، صبح امروز دانشگاه علوم اقتصاد ميزبان خانواده شهداي فناوري كشورمان بود؛ مادر شهيد احمدي روشن به تنهايي و همسر شهيد رضايي نژاد به همراه دخترش در اين مراسم حضور داشتند.

هدف از برگزاري اين مراسم كه از زبان مسئول نهاد نمايندگي دانشگاه علوم اقتصادي بيان شد، تجليل از مقام شهدا و قدرداني از مقام خانواده هاي آنان بود.

وي در سخنان خود خانواده‌هاي شهدا را ميزبان و همه حاضران و مسئولان دانشگاه را مهمان معرفي كرد.

در ادامه برنامه، مادر شهيد احمدي روشن به روي سن برنامه دعوت شد، در ابتدا براي ايشان سخن گفتن مشكل بود؛ زيرا به گفته خود، هر هفته چهارشنبه ها ساعت 11 با مصطفي قرار داشت و هميشه مصطفي سر اين قرار حاضر بود ولي روز شهادتش نتوانست به قول خود عمل كند؛ در همين حال بود كه ساعت سالن نيز زمان 11 صبح را نشان مي‌داد.

مادر شهيد روشن به شرح زندگي مصطفي پرداخت و گفت: مصطفي در وزارت دفاع به عنوان سرباز وظيفه مشغول به كار شد و بعد از 9 ماه نوبت گزينش انرژي اتمي فرا رسيد و ايشان جزو چهار نفر اصلي بودند كه پروژه غني سازي را انجام دادند و بعد از اتمام كار بايد مشغول تجهيز دستگاه‌ها مي شدند و اين چند سال شبانه روز براي اين كار زحمت كشيدند.

مصطفي صبح روز چهارشنبه از خانه بيرون مي‌رفت و سه شنبه شب به خانه بر مي‌گشت و آخر هفته نيز در تهران كار مي‌كردند، اما در همان زمان كوتاهي كه داشتند از محبت و رسيدگي به خانواده كوتاه نمي‌آمدند.

يكي ديگر از ويژگي‌هاي مصطفي شجاعتش بود؛ همه دوستان و همكارانش به اين نكته تأكيد مي‌كردند و مي‌گفتند در هر جلسه كه وارد مي‌شد با تيغ برهنه به جلسه مي‌آمد و هيچ كس از نقد او در امان نبود و چيزي را جز خدا نمي‌ديد.

در بخش ديگري از مراسم يكي از راويان و دلسوخته‌هاي دفاع مقدس بر روي سن رفت و به ارائه اشعاري در وصف شهدا و خون دل خورده‌هاي عرصه شهادت پرداخت.

در قسمت هاي بعدي مراسم مداح اهل بيت حاج محمود كريمي به ايراد صحبت و شعرخواني پرداخت.
 
محمودكريمي ضمن تعريف خاطره‌اي از برادر شهيدش گفت: خيلي ها مي‌گويند اين جوان كه جنگ نبوده است نمي داند جنگ چيست؛ اين غلط است از كجا معلوم كه اين جوان اگر زمان جنگ بود، يكي از فرماندهان جنگ نمي شد.

وي در بخش ديگري از صحبت‌هايش خاطره اي از برادرش تعريف كرد و گفت: قبل از عمليات با هم رفتيم بليط مشهد گرفتيم و قصد داشتيم به سفر مشهد برويم، برادرم گفت كه چه خوب است آدم از اينجا به بعد در جنگ مفقود بشود چون شهيد در شهرها زياد تشييع مي‌شود؛ تشييع جنازه از مد افتاده است.
 
اين مداح اهل بيت افزود: بعد تماسي گرفتند و گفتند بايد برود براي عمليات، پس مشهد را رها كرد و رفت و ديگر ما همديگر را نديديم تا 13 سال بعد؛ وقتي شهدا آمدند قرار شد پيكرها را براي زيارت مشهد ببرند و مادرم گفت كه برادرت داخل اين شهداست به مادرم گفتم از كجا مي داني؟

كريمي ادامه داد: مادرم گفت كه ‌من بچه ام را بزرگ كرده ام؛ پسر من مي‌خواسته برود به مشهد پس بايد جسم او هم برود مشهد؛ بعد از چند روز هم زنگ زدند بياييد جنازه را تحويل بگيريد و ما تابوت را تحويل گرفتيم.

وي گفت: اين خيلي نامردي است كسي اين اتفاقات را با چشم خود ببيند و قدم اشتباه بردارد.

در انتهاي برنامه نيز همسر شهيد رضايي نژاد متني در معرفي شهيد ارائه كرد و زندگي بزرگ شهيد رضايي نژاد را به تفكيك و با زباني شيوا به حاضران معرفي كرد.

در بخش پاياني برنامه نيز به خانواده هاي شهدا تنديس هايي از تمثال اين شهيدان اهدا شد.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار