در ايران فرهنگ را از اقتصاد و سياست جدا مي‌كنند/پيوست فرهنگي طرح‌ها بايد فراتر از ساخت مسجد باشد
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۷۶۷۰۲
تكرار// گفت‌وگوي تفصيلي «خبرگزاري دانشجو» با دكتر بنيانيان - بخش دوم

در ايران فرهنگ را از اقتصاد و سياست جدا مي‌كنند/پيوست فرهنگي طرح‌ها بايد فراتر از ساخت مسجد باشد

200 سال است كه كشور ما متاثر از الگوهاي غربي بوده و فرهنگمان را كه از دين سرچشمه گرفته، از اقتصاد، سياست و نظام اداري جدا كرده‌اند و اين موجب شده كه اقتصاد، سياست و ...، كانال انتقال فرهنگ غرب باشند.
گروه فرهنگي «خبرگزاري داشجو»؛ «واقعاً بنشينيد و فكر كنيد؛ من اهميت مي دهم در طرح‌هاي گوناگوني كه در كشور تنظيم مي شود، حتماً يك پيوست فرهنگي داشته باشد و همه ملزم باشند تا به آن پيوست فرهنگي توجه كنند.»
 
اين صحبت هاي آقا است كه بارها در ديدار با مسئولان درخصوص پيوست فرهنگي در ميان گذاشته اند، اما به قول معروف، كو گوش شنوا؟!
 
براي نوشتن از پيوست فرهنگي و پيدا كردن كسي كه بتواند در اين حوزه كمكمان كند، بارها سايت هاي مختلف اينترنتي را جست‌وجو كرديم، اما نتيجه اين جست‌وجوها فقط يك اسم بود: دكتر حسن بنيانيان، رئيس سابق حوزه هنري...
 
حدود يك هفته طول كشيد تا وقت ملاقاتي از ايشان بگيريم و چقدر حرف براي گفتن داشت و چقدر گلايه داشت از مسئولان و حتي رسانه ها كه حرف هاي آقا را زمين گذاشته اند...
 
بخش اول مصاحبه با دكتر بنيانيان چند هفته قبل از «خبرگزاري دانشجو» منتشر شد كه ايشان در آن بخش نكته هايي براي مقدمه ورود به بحث پيوست فرهنگي مطرح كردند.
 
متن كامل بخش دوم مصاحبه ايشان به شرح زير است:
 
الگوي اسلامي و مهندسي فرهنگي بيشتر مربوط به چهره‌هاي علمي است كه در دانشگاه‌ها كار مي‌كنند و يك بحث بلندمدت و نظري است كه به تدريج ما بايد به آن برسيم. بحث پيوست فرهنگي خطاب به مديران اجرايي است كه حالا كه ما الگوي كلان را نداريم اين رفع تكليف نمي‌كند از شما، شما همين تصميمي كه امروز داريد مي‌گيرد -اقتصادي يا سياسي- با همين دانش و اطلاعاتي كه الان داريد، ببينيد كه آثار مثبت آن در فرهنگ چيست؟ اين را شناسايي و تقويت كنيد و آثار منفي و مخربي كه حدس مي‌زنيد از پروژه شما اتفاق مي‌افتد، شناسايي كنيد و به حداقل برسانيد و يا آن را حذف كنيد.
 
فرهنگ را در كشور ما از اقتصاد و سياست جدا مي كنند 
 
200 سال است كه كشور ما متاثر از الگوهاي غربي بوده و فرهنگمان كه از دينمان سرچشمه گرفته است، از اقتصاد، سياست و نظام اداري جدا كرده اند و جدا كردن آن موجب شده كه اقتصاد و سياست و نظام اداري كانال انتقال فرهنگ غرب باشند.
 
وقتي جداسازي مي‌كنيم و تقسيم كار مي‌كنيم كه روحانيون فقط تبليغ دين كنند و بعد نظام آموزش و پرورش از غرب مي‌آوريم و مستقر مي‌كنيم. آموزش و پرورش كه از دين، بيگانه نيست؛ اين مي‌آيد در درون خودش درس دين را تبديل مي‌كند به يك كلاس.
 
كلاس تعليمات ديني‌مان مانند كلاس فيزيك اداره مي‌شود
 
تعليمات ديني مثل كلاس فيزيك به بچه‌ها القا مي‌كند كه شما لازم نيست ديندار شويد، لازم نيست كه اين را بلد شويد، امتحان بدهيد و نمره بياوريد.
 
مي‌بينيم كه دانش‌آموز ما از تعليمات ديني نمره 20 مي‌آورد، اما نماز نمي‌خواند. شما نمي‌توانيد درس تعليمات ديني را مثل فيزيك كنيد؛ بايد از كل مدرسه‌هاي ما درس و اعتقادات ديني تراوش كند.
 
يا مثلا وزارت راه و شهرسازي تصميم مي‌گيرد كه از تهران تا شمال يك اتوبان بزرگ بزند. بيش از چند ميليارد هزينه مي‌كند و به جاي يك ميليون، سه ميليون نفر همزمان با هم به يك مكان تفريحي مي‌روند، بدون اينكه نظارتي بر آنها باشد و اين باعث مي شود در دو روزي كه اين سه ميليون نفر در آنجا هستند، مشكلات زيادي پديد ‌آيد و اگر اين فرضيه اثبات شود خيلي، چيز خطرناكي است.
 
بايد اول بنشيني و فكر كني كه اين جمعيت را اولا در جغرافياي بيشتري توزيع كني و دوما امكانات را براي آنها فراهم كني كه بيشترين تفريح را در نظام ارزشي و قابل قبول انجام دهي كه اين مي‌شود همان پيوست فرهنگي.
 
طرح هدفمندي‌سازي يارانه‌ها از جمله طرح هايي است كه آثار مثبت و منفي آن بايد ليست شود
 
يا مثلا طرح هدفمندي‌سازي يارانه‌ها، از آن طرح‌هايي است كه در اصل اجراي آن شكي نيست، اما وقتي اين طرح اجرا مي‌شود يك سلسله آثار مثبت دارد كه مي‌توان فهرست كرد و يك سلسله‌ آثار منفي.
 
در مورد آثار منفي نكته مهم اين است كه در همه دنيا تعريف دولت اين است كه از مردم پول مي‌گيرد تا تبديل كند به خدمت و برگرداند به مردم و اگر شما در طول چند سال پول واريز كنيد به حساب مردم، تعريف دولت در ذهن مردم اين مي شود كه دولت جايي است كه به ما پول مي‌دهد؛ بعد زماني كه اين پول نفت آرام‌آرام تمام شد و شما مي‌خواهيد اين كشور را با ماليات اداره كنيد، مردم براي ماليات دادن مقاومت سنگيني مي‌كنند.
 
تصورشان اين مي‌شود كه در گذشته آدم‌هايي كه در دولت بودند، سالم بودند، اما الان دولت را آدم‌هاي فاسدي تشكيل مي‌دهند. مي گويند در گذشته دولت به ما پول مي‌داد الان اينها پول مي‌گيرند و از امروز براي اين مسائل فكر كنيد و از همين الان كه داريد براي مردم توضيح مي‌دهيد، يك طوري القا كنيد كه اينها موقتي است و يا طول مدت ثابتي دارد و قابل دوام نيست. ما دائم بازار را تنظيم مي‌كنيم و آرام‌آرام ناچاريم آن را كم كنيم كه تبديل به فرهنگ نشود. مشكلات بسياري پديد مي آيد.
 
يك كارخانه كه 10 هزار كارگر دارد در كنار مسائل اقتصادي بايد كاركرد فرهنگي را هم در نظر بگيرد
 
و مسائلي از اين دست در جامعه ما بسيار است. امروز يك كارخانه كه بيش از 10 هزار كارگر دارد را در نظر بگيريد. وقتي از زاويه كاركرد فرهنگي اين كارخانه و نقشي كه در فرهنگ دارد قصه را دنبال مي‌كني، 10 هزار كارگري كه الان در اينجا هستند، يك زماني كارگران كشاورزي بودند كه عصر و نزديك مغرب و عشا مي‌آمدند داخل روستا و به طور طبيعي با روحاني روستا ارتباط برقرار مي‌كردند و دين و فرهنگشان در آنجا تقويت مي شد؛ حالا اين كارگران براي كار به شهر آمده اند و تاريكي مي‌نشينند در اتوبوس و مي‌روند كارخانه. اين كارگر خسته مي‌آيد سر راه يك چيزي مي‌گيرد و مي‌رود خانه، ارتباطش با مسجد و روحاني و مسائل ديني قطع است. حالا اين كارگري كه اطلاعات ديني‌اش حداقل است و در خانه ماهواره دارد و بچه‌اش هم پاي اينترنت فرهنگش دارد تغيير مي‌كند، در نظر بگيريد؛ آرام آرام شكاف نسلي به وجود مي‌آيد چرا كه اين پدر نمي‌تواند با فرزند خود حرف بزند و روابط بين پدر و مادر و فرزندان در حال به هم ريختن است.
 
در اين صورت است كه اين كارگر حالت رواني ندارد و وقتي پشت دستگاه در كارخانه قرار مي‌گيرد، ذهنش پيش خانواده اش است و آرامش ندارد.
 
و من رئيس كارخانه بايد به فكر اين كارگر باشم و برايش تعادل رواني ايجاد كنم. حالا كه تاثيرپذيري اين افراد را از فرهنگ و سنت گذشته قطع كرده‌ايم و در اين محيط شلوغ و بي‌هويت رهايشان كرده ايم،‌ درصدي از منابع كارخانه را بايد براي كمك كردن به اينها كنار گذاشت. در دنياي غرب هم با كارگران ارتباط برقرار مي‌كنند، خدمات فرهنگي مي‌دهند تا براي كارگرانشان آرامش ايجاد كنند و بازدهي آن را در توليد بالا ببرند.
 
كارخانه اي كه پيوست فرهنگي دارد كارش بايد فراتر از ساختن مسجد باشد
 
اگر كارخانه ما پيوست فرهنگي داشته باشد، بايد كاري فراتر از ساختن يك مسجد و برگزاري نماز جماعت انجام دهد. چطور براي همين كارگران با يك بخش خصوصي قرارداد بسته‌ مي شود كه اين كارگران بيايند معاينه پزشكي شوند، پس براي روح و روان و آرامش آنها نيز مي‌توانيد يك قراردادي ببنديد كه يك گروهي مطالعه كنند كه بحران‌ها فكري و روحي و رواني اين كارگران چيست و چگونه مي‌توان به اينها كمك كرد و از زاويه اصلاح دانش و بينش و رفتار كارگران و توانمند ‌كردن آنها براي مديريت خانواده خود، خدمات فرهنگي به اين افراد ارائه دهيم.
 
مديران ما بايد حداقل دركي از فرهنگ و دين و نسبت آن با كاري كه انجام مي‌دهند، داشته باشند
 
ما در همه بخش‌ها داريم در تغييرات فرهنگي جامعه مداخله مي كنيم؛ منتهي اينها ناشناخته مانده و قدم اول اين است كه همه مديران ما حداقل دركي از فرهنگ و دين و نسبت آن با كاري كه انجام مي‌دهند، داشته باشند كه اين شناخت مي‌شود نقطه شروع كه ببينند اين هم مانند ساير مباحث نيازمند اين است كه شما يك مشاور و يا نهاد ديگري به كمك بگيريد كه در اين موضوع به ما كمك كند. تجربه ما نشان مي‌دهد كه ما هر چقدر در اين مسير هزينه كنيم پول از دست نمي‌دهيم؛ بلكه دوباره به درآمد ما برمي‌گردد.
 
يكي از جاهايي هست كه فرهنگ غرب به صورت ناخواسته به جامعه منتقل مي شود، مگر اينكه يك فيلتر بگذاريد و سطح مديريتي خود را بومي كنيد و ارتباطات را با كارگران و سلسله مراتب علوم انساني اصلاح كنيد و اگر بخش خدماتي هستيد، با جنس خدماتي كه در جامعه ارائه مي‌دهيد را جبران كنيد.
 
پاساژ تجاري ما نبايد معماريش طوري باشد كه فاسدكننده فرهنگ جامعه باشد
 
مثلا اگر در كشور ما يك پاساژ تجاري مي خواهد ساخته شود، بايد معماري آن طوري باشد كه فاسدكننده فرهنگ جامعه نباشد. همين الان در پاساژهاي مدرن تهران كسي كه حجاب دارد و وارد آن مي‌شود، از لحاظ رواني تحت تاثير قرار مي‌گيرد و به جاي اينكه احساس غرور كند، فشار رواني برايش ايجاد مي‌شود كه با اين لباس و اين حجاب اينجا جاي من نيست.
 
اين پاساژ كاملا انتقال دهنده فرهنگ غرب است و در ظاهر خواسته ايم كاري اقتصادي انجام دهيم، اما ناخودآگاه فرهنگ غرب را منتقل كرده ايم؛ در نتيجه يك خانواده‌اي كه با ارزش‌هاي اسلامي وارد مي‌شود، تحت فشار قرار مي‌گيرد.
 
حالا صاحب همين پاساژ ممكن است در روز عاشورا براي امام حسين (ع) نذري بدهد و خرج كند كه اين نشان مي‌دهد كه اين فرد انسان مسلماني است، ولي شناخت ندارد و دارد از محل فساد تزريق كردن به جامعه، درآمد جمع مي‌كند و يك بخشي از درآمد خود را خرج امام حسين مي‌كند.
 
بايد به اين فرد گفت حالا و مانند مالي كه خرج امام حسين مي‌كني، همين كاركرد فرهنگي پاساژ را شناسايي كن.
 
شايد حس كرده باشيد وقتي وارد بازارهاي سنتي مي شويد، حس مي‌كنيد كه بايد با حجاب بهتر وارد اين فضا بشويد؛ معماري بازار سنتي اين را به شماها القا مي كند. روابط حاكم در آن بازار اين مسئله را به مراجعه‌كننده القا مي‌كند كه با حجاب كامل‌تري وارد اين بازار شود.
 
ادامه دارد  ...
پربازدیدترین آخرین اخبار