کد خبر:۱۷۶۷۵۷
در فراق بانوی بزرگ ادبیات ایران سیمین دانشور؛
در غم فراق همدم جلال به «سووشون» مینشینیم ...
حالا و در این زمان و زمانه چگونه باید رسم سووشون را در فقدان کسی بگزاریم که خود آفریننده «سووشون» بود در سالهای دور و دیر، اما نزدیک ...
به گزارش خبرنگار فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»،
از شمار دو چشم یک تن کم
و ز شمار خرد هزاران بیش
و ز شمار خرد هزاران بیش
گفتن از رفتن و خبر از مرگ، حتی پس از 90 سال، وقتی اما درباره کسی همچون سیمین، بانوی ادبیات ایران باشد، جای درنگ و فقد و سوگ است.
گر چه «مرگ، مرگ است وقتی درباره تو نباشد»، اما جای خالی او که «بزرگ بود و از اهالی فردا و با تمام افق ها نسبت داشت» مثل خدشه ای که هرگز با هیچ چیز پر نخواهد شد و التیام نخواهد یافت - و نخواهد یافت- دل را می لرزاند.
بانو سیمین دانشور، نویسنده و داستان سرای ایران زمین با همه داشته های موسع فکری و خرد منزه اندیشگی، و با آن قلم شیرین و سترگ و شگرف و روان، از جامه این جامعه رخت بربست و به دیار دیگر شتافت. شتافتنی!
اما این همه، وقتی رنگی دیگر می گیرد و باری دیگر می یابد که او را همدم و همقدم و همدل و دیده جلال آل قلم بدانیم؛ که بود. به درستی و راستی!
حالا و در این زمان و زمانه چگونه باید رسم سووشون را در فقدان کسی بگزاریم که خود آفریننده «سووشون» بود در سال های دور و دیر، اما نزدیک ...
قلمش پخته بود و پر؛ و نگاهش منزه و دریغ آلود روزگار؛ اما عرصه، میدان تلاش بود و جد و جهد، برای خلق بهترین های ادبیات ایران.
و این همه از کسی سزا و جاری، که در پهنه قلم و زندگی، به اسطورگی مانند بود.
و چه چیزی برای اسطورگی و بزرگی – و تو بگو خوب زیستن- واجب تر و والاتر از اینکه بخواهی و بتوانی و بایستی که خوب زندگی کنی و بر عهد و تعهد خویش باقی بمانی؛ که ماند!
ادبیات معاصر ایران زمین و خاصه جرگه متعهدان این وادی، خاطرات بزرگ و مانايی از آثار و روش و منش بانو سیمین دانشور در ذهن و دل و دیده دارد و بی تردید نام او تا همیشه بر تارک این آستان خواهد درخشید.
گرامی باد یاد و خاطره او و پر رهرو باد راه و آیینش!
تسلیت و تعزیت بر همه دوستداران عشق و ادب و امید و ایمان و جایگاهش در روضه رضوان و بر خوان پر کرامت ایزد منان! ایدون باد!
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰