کد خبر:۱۷۸۷۶۲
آشفتگي هاي سال گذشته بازار سكه و ارز؛
وقتي ابزارهاي كنترلي ناكارآمد مي شوند
اگر دولت، هنگامی که موضوع دریافت مالیات بر ارزش سکه طلا و ارز مطرح شد، کوتاه نمی آمد و عملا در مقابل خواسته نامشروع بانک مرکزی، طلافروشان و صرافان ایستادگی کجدار و مریز رفتار نمی کرد، قادر بود ...
گروه اقتصادي «خبرگزاري دانشجو»؛ برای اولین بار نیست که اقتصاد ایران دچار آشفتگی ارزی و به هم خوردن بازار سکه و طلا می شود. و اگر تلاطم های بازار طلا و ارز را در دهه 60 به واسطه جنگ تحمیلی نادیده بگیریم، به جز دي ماه سال گذشته دوبار دیگر هم شوک شدید به این بازارها وارد شد؛ یکی اوایل دهه 70 زمانی که بدهی های خارجی آن چنان نفس دولت و مردم را گرفت که قیمت ارز ناگهان بار شد 400 درصد به هزار تومان رسید به طوری که دولت مجبور شد ترمز اصلاحات خود را بکشد و سیاست های اقتصادی معروف به تعدیل اقتصادی را متوقف کند.
شوک وارده آن چنان به دولت آقای رفسنجانی شدید بود که بر اثر فشار افکار عمومی و نارضایتی های ایجاد شده او مجبور شد تیم اقتصادی خود را تغییر دهد و افرادی را بر سرکار بیاورد که شدیدا با سیاست تعدیل اقتصادی مخالف و اعتقاد راسخ به تثبیت و تکیفی کردن اقتصاد داشتند.
پس از بحران سال 73 تجارت خارجی محدود و با پیمان سپاری ارزی عملا اجازه آزادانه ورود خروج ارز متوقف شد. حتی خرید فروش ارز در قالب معاملات قاچاق قرار گرفت و اعلام نرخ ارز محرمانه شد و دارد کنندگان ارز را به صورت سهمیه بندی دریافت می کردند و عملا ارز فقط برای واردات کالای اساسی و ضروری تخصیص میافت.
بار دومی که بازار ارز و طلا با شوک شدید رو به رو شد و تمام ارکان این بازار به هم ریخت تیرماه سال 78بود؛ تقریبا از اواسط خرداد ماه آن سال سرعت رشد قیمت ارز پر شتاب و رکوردزنی قیمت ارز به صورت ساعتی بود.
کار به جایی رسید که قیمت ارز به هزارتومان رسید و تقریبا ارز بیش از دو برابر افزایش یافت؛ این اتفاق هر چند در لابه لای اخبار و اتفاقات چندان نمود نیافت اما تلاطم بازار، تجار، تولیدکنندگان و بازیگران بازار ارز و طلا را شدیدا آزار داد و مدت ها آنان از ترس شرایط، معاملات خود را با احتیاط انجام می دادند اما حسب گفته های سیاستگذاران اقتصادی مهم ترین دلیل بروز بحران ارزی آن دوره کسری دولت در بازار ارز بود؛ زیرا به خاطر کاهش شدید قیمت و افت ارزش هر بشکه نفت به 10دلار، دولت آن دوره قادر نبود پاسخگوی نیاز داخل باشد بنابراین شکاف عظیمی بین تقاضا عرض رخ داد که بدین ترتیب رشد شدید ترز را به همراه داشت.
از آن تاریخ به بعد مدیریت ارزی کشور با ایجاد حساب ذخیره ارزی تقریبا بازار را از نوسانات در امان نگه داشت تا اینکه از ابتدای دی ماه سال گذشته مجدد اسب خفته بازار ارز افسار پار کرد و در این دو ماه با ترکتازی در بازار، آرامش را از اقتصاد گرفت.
چنانچه این اتفاق را فقط از منظر اقتصادی مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم و مباحث سیاسی آن را به سیاسیون وانهیم، دلیل بروز شوک 90 بازار طلا و ارز به سفته بازی شدید در این بازار نسبت می دهند. به بیان دیگر به دلیل اختلالاتی که در مبادلات تجاری رخ داد بازار طلا و ارز به موقعیتی مطلوب برای سفته بازان تبدیل شد.
بنابراین با ورود پول های نقد و سرگردان به این بازار، ثبات بازار به هم خورده و غفلت مدیریت ارزی که باید بر رفتارهای فعالان بازار نظارت می کرد نیز مزید بر علت شد تا این که ظرف یک ماه ظرف یک ماه ناگهان قیمت ارز بیش از هزار تومان و قیمت طلا دو برابر افزایش یابد.
اما آنچه مرور تاریخچه و بحران ارزی ما را به آن رهنمود می کند و تصویر روشنی از بازار ارز و طلا به ما نشان می دهد این است که هر چند بحران های بازار ارز و طلا در دو دهه به دلایل مختلف رخ داده و تلا طم های ایجاد شدهدر هر مقطع به واسطه یک عامل بیرونی بروز کرده است اما با این حال در هر کدام از این وقایع سفته بازان و دلالان از این فرصت پیش آمده بهرمند و با ورود پول خود به بازار بر بحران پیش آمده دامن زدند به گونه ای که حتی بعضا این بحران را ضریبی تکاثری افزایش دادند بنابراین هر چند دلیل بروز بحران بعضا خارج از کنترل مدیران بازار طلا و ارز است اما آنان می توانستند با برخی اقدامات تامینی از تکثیر بحران جلوگیری کرده و اجازه ندهد اینچنین تلاطمی در بازار ایجاد شود.
یکی از سیاست های بسیار موثر که نقش تثبیتی و تعدیلی در نوسانات اقتصادی ایجاد می کند، دریافت مالیات از بازیگران این صحنه است، به عبارت دیگر از وظایف مهم مالیات در اقتصاد جلوگیری از وظایف مهم مالیات در اقتصاد جلوگیری از افزایش درامدهای ناگهانی در یک بخش اقتصاد است زیرا با توجه به مکانیسمی که اخذ مالیات از صاحبان درامد ایجاد می کند مالیات یک ابزار کنترک کننده و تعدیل کننده در فعالیت اقتصادی است.
بنابر این اگر دولت هنگامی که موضوع دریافت مالیات بر ارزش سکه طلا و ارز مطرح شد کوتاه نمی آمد و عملا در مقابل خواسته نامشروع بانک مرکزی، طلا فروشان و صرافان ایستادگی کجدار و مریز رفتار نمی کرد، هم اکنون قادر بود حداقل بخش قابل توجهی از این نوسانات را کنترل کرده و اجازه ندهد سود های باد آورده ای نصیب دلالان شود. در حقیقت شاید بتوان این گونه گفت کاستی اصلی در این بحران ها خالی بودن دست دولت برای استفاده از ابزارهای کنترلی است که مهم ترین ابزار آن اخذ مالیات از درامدهاست.
پس چنانچه در این دو دهه موضوع مالیات ها در بازارهایی که در آن سفته بازی می شود (ارز،طلا و مسکن) جدی گرفته می شد و عاملان اقتصادی می دانستند ورود به هر بازاری دارای هزینه است، اینچنین بازارهای مذکور آشفته نمي شد و سودهای بادآورده و یک شبه به دست نمی آمد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰