کد خبر:۱۷۸۹۶۹
«گشت ارشاد» سیاسیترین فیلم تاریخ سینمای ماست!
«گشت ارشاد» را که دیدم در این اعتقادم راسختر شدم که «قلادهها» سیاسیترین فیلم تاریخ سینمای ما نیست، بلكه «گشت ارشاد» اگر چه یکی از طنزهاي سینمای ماست، اما یکی از سیاسیترین فیلمها نیز به شمار ميرود.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ سيد محمدعلي صدرينيا؛ چند فیلم از فیلمهای اکران نوروزی را که دیدم شدیدا با شعار «قلاده های طلا» مبني بر «سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای ایران» مشکل پیدا کردم.
با قلاده ها مشکلی ندارم. در همان دقایق ابتدایی فیلم می توان نقاط قوت و ضعف فیلم را فهمید و اینکه روایتی واقعی دارد و بر اساس مصادیق دقیق حوادث را بیان می کند، جسارت فیلم ستودنی است و اینکه فیلمساز داستانی را روایت می کند که مخاطب را تا پایان درگیر می کند و به واسطه جلوه های ویژه نسبتا خوب و داستان ویژه اش، جذابیت فیلم را تا پایان حفظ می کند.
از سوی دیگر روشن است که خط روایی داستان در بعضی از نقاط با بحران روبرو می شود و پیوستگی داستان چند بار دچار اختلال. اینکه دیالوگ های فیلم در چند صحنه به طرز وحشتناکی غیر هوشمندانه و کاملا رو و بی پرده تنظیم می شود.
دعواهای اتاق فرمان فتنه را هم که نگو و نپرس که آدم را یاد قلم حاج حسین شریعتمداری می اندازد تا اینکه به نحوی هنرمندانه و متناسب با فیلم بیان شده باشد.
البته اگر راستش را بخواهید اساسا با سکانس های اتاق فرمان فتنه فیلم مشکل دارم؛ چرا که فیلمساز اولین مفهومی که از اتاق فرمان به ذهنش رسیده را به تصویر کشیده؛ اتاقی که در آن از همه گروهها، از جاسوس انگلیسی تا اعضای سازمان منافقین و اپوزسیون های سلطنت طلب و ... دور هم نشسته اند و به هم تکه پراکنی می کنند و ظاهرا فتنه گردانی می کنند.
در صورتی که به گمانم اتاق فرمان فتنه بیشتر یک اصطلاح است تا یک حقیقت که عده ای بخواهند در یک اتاق گرد هم جمع شوند و یکی شبکه ماهواره ای سلطنت طلب ها را ببیند و آن یکی شبکه بی بی سی فارسی را و دیگری شبکه مجاهدین خلق منافق را … .
قلادهها سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای ما نیست
«گشت ارشاد» را که دیدم در این اعتقادم راسخ تر شدم که قلاده ها سياسي ترين فيلم سينماي ايران نيست و «گشت ارشاد» اگر چه یکی از فیلمهای طنز سینمای ماست، اما یکی از سیاسی ترین فیلم ها نیز محسوب مي شود؛ چرا که در بستری طنز هر آنچه که دل تنگش می خواهد نثار نظام می کند و هر چه انتقاد دارد در سرتاسر فیلم با صدای بلند بیان میکند.
علاوه بر اینها جزو ضد فرهنگی ترین فیلمها نیز هست، روی صحنه صحنه و دیالوگ به دیالوگ فیلم کار شده است و فیلمساز دقیقا می داند که چه چیزی را چه زمانی باید بزند و کدام ماجرا را کجا باید خرج کند.
این است که تا دلش می خواهد با شعائر بازی می کند؛ مثلا آنجا که شروع می کند به دعا خواندن: «اللهم فک کل …» با مسائل سیاسی عبادی نظام شوخی می کند، يا «اس ام اس نیمه شب: خطیب جمعه این هفته…» سخنان روحانی را به سخره می گیرد و اساسا فضای آزادی و انتقاد و اقتصاد و عدالت را در کشور کاملا لجن مال می کند.
فیلم همه این کارها را با هم انجام می دهد، در حالی که ما داریم از فیلم لذت می بریم و با صدای بلند میخندیم؛ حتی به تکه پراکنی های فیلم.
سیاسی بودن یک فیلم علاوه بر اینکه باید حول محور یک موضوع سیاسی -خواه واقعی و خواه غیر واقعی- شکل بگیرد، نیاز به یک عنصر حیاتی تر دارد و آن بیان سیاست مدارانه و پرداخت سیاست مدارانه به موضوع است.
حال می خواهد این پرداخت در بستری طنز صورت بگیرد یا در فضایی جدی. به نظر من «گشت ارشاد» از این عنصر پرداخت سیاست مدارانه به خوبی بهره برده در حالی که «قلاده های طلا» به شدت در این موضوع ضعیف عمل کرده است. ضمن اینکه اعتقاد دارم خیلی از نقاط قوت دیگر فیلم «قلاده های طلا» نیز بنابر تقلید کارگردان از سریال ۲۴ بوده است، بدون شک.
پرداخت سیاست مدارانه ارتباط مستقیمی با تاثیرگذاری فیلم بر مخاطب دارد. «گشت ارشاد» این کار را به خوبی می کند، اما قلاده ها ۵۰ درصد توان چنین پرداختی را برای خود فراهم می کند و بزرگترین آسیبش را از همین نقطه می خورد.
سریال ۲۴ که به عقیده من یک سریال سیاسی تمام و کمال مي باشد، سریالی است که ذهن مخاطب را بصورت کاملا حساب شدهای تا مرز خائن و جنایتکار بودن سیاستمداران آمریکایی پیش می برد، اما کاملا حساب شده به مخاطب می قبولاند که اینطور نیست و سیاستمداران آمریکایی در همه معادلاتشان سلامت مردم کشورهای دیگر را در نظر می گیرند و چنان سیاستمدارانه با موضوع درگیر می شود که مخاطب خود را شیفته خدمتگزاری و مظلومیت سیاستمداران آمریکایی قلمداد می کند.
لذا اگر بخواهیم لقب سیاسی ترین فیلم را به فیلمی بدهیم «گشت ارشاد» بیشتر از «قلاده ها» مستحق دریافت این لقب است.
جدای از فضای فیلم، وزارت ارشاد هم لیاقت دریافت لقب غضنفر افتخاری سال ۹۱ را دارد؛ چرا که به چنین فیلمی و به فیلم ضد اخلاقي «خصوصی» اجازه اکران نوروزی می دهد.
یعنی در زمان طلایی اکران که هم بیشترین حجم مخاطب را دارد و هم بیشترین حجم مخاطب خانوادگی را در آن زمان قرار دارد، اجازه اکران چنین فیلم هایی را می دهد و بعد هم در عملی شتابزده اکران فیلمها را متوقف می کند.
این توقف برای من فقط یک معنا را به همراه دارد؛ دوستان وزارت ارشاد هنگام مجوز دادن به فیلمها خواب تشریف دارند و بعدا محتوای فیلمها را از مردم سوال می کنند و یا اینکه اصلا فیلم را نمیفهمند و نمیدانند که چه فیلمی خوب است و چه فیلمی بد … .
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰