تعزيه، تنها نمايش مذهبي مكتب شيعه، در حال فراموشي و نابودي!
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۷۹۱۷۲

تعزيه، تنها نمايش مذهبي مكتب شيعه، در حال فراموشي و نابودي!

در جامعه حرفه‌اي تئاتر كه از دل همين دانشگاه‌هاي داخل و خارج بيرون آمده است؛ تعزيه مورد استقبال نيست و حتي گهگاهي مورد تمسخر جامعه روشنفكري هنري نيز قرار مي‌گيرد و در حال نابودي است.

گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو» - افشين قاسمي؛ آنچه مسلم است تنهاترين نمايش مذهبي ايران تعزيه است كه ريشه در باورهاي ديني ايرانيان دارد و تا مرزهاي خاور دور پيش رفته است، اما چراهاي زيادي وجود دارد، از جمله آنكه چرا اين نمايش كهن جايگاهي در دانشگاه‌هاي تئاتر ما ندارد؟ و چرا در اين مورد تنها به واحد درسي و مطالعات كتابخانه‌اي بسنده شده است؟


در جامعه حرفه‌اي تئاتر كه از دل همين دانشگاه‌هاي داخل و خارج بيرون آمده است، تعزيه مورد استقبال نيست و حتي گهگاهي مورد تمسخر جامعه روشنفكري هنري نيز قرار مي‌گيرد.


چرا در كنفرانس‌هاي خارجي بهترين پژوهش‌ها و سخنراني‌ها در مورد نمايش تعزيه است، اما همين پژوهشگر در داخل براي بقاي اين نمايش احساس مسئوليت نمي‌كند؟ آيا ما خودمان براي نابودي تنهاترين نمايش مذهبي شيعه همت كرده‌ايم؟ چه چيزي در دل اين نمايش كهن آييني نهفته است كه روشنفكران دين گريز تئاتري ما تمايل به زنده كردن آن ندارند؟

 

تعزيه يا (تعزيت) به معني سوگواري، برپايي يادبود عزيزان از دست رفته، تسليت، امر كردن به صبر و پرسيدن از خويشان است.


اما آنچه امروز به عنوان تعزيه مشهور است، گونه‌اي از نمايش مذهبي و سنتي (ايراني و شيعه) است و منظور از آن، داستان‌هاي مربوط به واقعه‌ سوگواري هاي ماه محرم براي نشان دادن ارادت و اخلاص به اهل بيت (ع) مي باشد.


در مورد پيدايش تعزيه بايد مبحثي را از چند ديدگاه مطرح كنيم كه كمتر از طرف دوستان گفته شده است؛ البته درباره تاريخ پيدايش تعزيه به صورت دقيق و مشخص نمي‌توان زماني را معين كرد؛ اين در حالي است كه برخي آن را به باورهاي سه هزار ساله، سوگ سياوش و يادگار زر ايران و برخي ديگر به آيين‌هاي مصائب ميترا و يا مصائب مسيح باز مي‌گردانند و برخي از پژوهشگران آن را متأثر از عناصر اساطيري ميان رودان، آناتولي و مصر يا فرهنگ هند و يا فرهنگ اروپايي مي‌دانند، اما در واقع تعزيه شكل تكامل يافته سوگواري‌هاي اوليه شيعيان براي كشته شدگان كربلاست.


پژوهشگران تعزيه را مشخصاً از ايران پس از اسلام و مستقيماً از ماجراي كربلا و شهادت امام حسين(ع) و اهل بيت (ع) مي‌دانند؛ به طوري كه ابوحنيفه دينوري آن را به روزگار امويان در مناطق اراك و ايران دانسته است.


سند ديگري بازگو مي‌كند كه زمان پيدايش تعزيه به حركت قافله اسرا هنگام عزيمت به طرف شام بر مي‌گردد كه از عاملان واقع كربلا خواسته شد تا اعمالي را كه مرتكب شده‌اند، نمايش دهند.


تعزيه در دوره ديلميان بدون كلام بوده و در دوره عباسيان جان گرفته و عصر طلايي آن در دوره قاجار است.


حال به سوال اوليه خود برمي‌گرديم؛ آموزش اين شيوه نمايشي با چنين پژوهش گسترده از سوي نويسندگان و پژوهشگران چرا در دانشگاه‌هاي تئاتر ما كم رنگ است؟


مسلماً براي شكوفايي اين هنر سمبليك ايراني و مذهب شيعه بايد آن را به نسل جوان علاقه‌مند انتقال داد.


ما اكنون در مقطع زماني اي هستيم كه آخرين نسل باقي مانده از تعزيه اصيل هنوز در كنار ما هستند، آنها تنها به تكيه‌هاي موقت و جوانان اميد بسته‌اند.

 

هر چند ديگر موارد نمايش‌هاي سنتي نيز داراي اهميت هستند، اما تعزيه نمايش شناخته شده ايران در جهان است كه به صورت غيرمستقيم مبلغ مكتب شيعه مي‌باشد.


با توجه به انواع تعزيه (تعزيه مضحك، تعزيه زنانه و ...) گستردگي و ادامه دادن نسخه‌هاي قديم و ننوشتن متن‌هاي جديد و حمايت چند شاخه‌اي و زيربنايي از اين هنر از طرف وزارت علوم و مركز هنرهاي نمايشي مي ‌تواند از فراموشي آن جلوگيري كند.


قرار دادن و يادگيري اصول اوليه اين هنر نمايشي در دانشكده‌هاي تئاتر و ساخت تكيه‌هاي استاندارد در كنار سالن‌هاي نمايشي با توجه به اينكه تئاتر مخاطب خاصي دارد، اما تعزيه مخاطب عموم و براي مردم نمايشي آشناست، بودن يك جايگاه دائمي (سالن يا تكيه) براي چنين امري بسيار ضروري و لازم است.

 

با توجه به هجوم فرهنگ غرب، (كابالا و مراسم شيطان پرستي و ترويج نمادهاي ماسوني) و عدم توانايي مقابله هنرمندان با قدرت رسانه‌اي غرب، ما در زنده كردن اين هنر اسلامي نبايد لحظه‌اي را از دست بدهيم.


اما باز هم متذكر مي شويم؛ ابتدا، آموزش آن هم به نسل علاقه مند و بعد حمايت به صورت گسترده و بودن مكان دائم و شناخته شده براي مخاطب تعزيه (چه در داخل و خارج در طول سال) از اقداماتي است كه زيربنايي مي باشد.


دانشجوي تئاتر كه در طول چهار سال تحصيل يك بار هم از نزديك با اين نمايش به عنوان كار عملي و پژوهشي برخورد نكرده است چگونه مي‌تواند ادامه دهنده و تكامل كننده اين راه باشد.


هر چند با برگزاري‌ جشنواره‌هاي مختلف در اين زمينه، بخواهيم كمكي كرده باشيم، اما اين اقدام دردي را دعوا نخواهد كرد.


نگاه به رويكرد دانشجويان و استادان درباره مكتب پوچ گرايي در دانشكده‌هاي تئاتر و اجراي مكرر نمايش‌هايي چون بَكت به يونسكو و عدم استقبال و مراجعه به نمايش كلاسيك ايراني همچون تعزيه بايد بسيار نگران كننده باشد.


اميدواريم كه اين نمايش اصيل، همچون گذشته جايگاه خود را در جامعه حرفه‌اي تئاتر و دانشگاه‌هاي تئاتر پيدا كند. 

پربازدیدترین آخرین اخبار