وقتي‌درسوئد شعر امام‌‌رضا(ع)را خواندم‌ناله ايراني‌ها بلند شد...
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۸۰۴۸۴
به مناسبت سالروز تولد محمد رضا آغاسي؛

وقتي‌درسوئد شعر امام‌‌رضا(ع)را خواندم‌ناله ايراني‌ها بلند شد...

اين متن تنها مصاحبه موجود از مرحوم آغاسي است؛ در اين مصاحبه وي به افرادي كه علاقه ارتباط با آمريكا دارند مي گويد....
به گزارش گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛
 
محمد رضا آغاسي از جمله همان هنرمنداني است كه اگر زنده بود قطعا براي ستون هنرمند نبايد سيب زميني باشد روي صفحه سايت ما قرار مي گرفت.
 
به بهانه تولدش نشستم پاي حرف هايش كه اگر الان زنده بود چه مي گفت ....
 
آخرين مدرك تحصيلي من سوم راهنمايي است
 
من محمدرضا آقاسی، فرزند ششم، پسر چهارم كه در 24 فروردین 1338 در یك خانواده مذهبی در تهران به دنیا آمدم پدرم در بازار تهران مغازه كبابی داشت. آخرین مدرك تحصیلی من، سوم راهنمایی است. دو سال هم در هنرستان تجسمي‌ پسران درس خواندم اما از بس با ناظم و اساتید آنجا اختلاف نظر داشتم، در سن 16 و 17 سالگی موجب این شد دو سال ما را مردود و سپس اخراج كنند.
    
از بين شعرهايم آنها كه بعد از سال 68 هستند مورد قبول است
  
اولین شعر یا اولین بافته، این با هم فرق مي‌كنه. آن چیزی كه مورد نظر هست، اگر شعر باشه؟ من هنوز خودم این چیزهایی كه مردم میگن شعر هست شعر نمي‌دانم. اگر مسئله اولین كلام بافته شده باشه، فرق مي‌كنه ولی خب. در آن اوایل كارهایی كه بوده در حد شعر نبوده و نیست و من الان شعرهایی كه در جاهای مختلف مي‌خوانم عمدتا از سال 1368 به بعد سروده شده. یعنی آن سابقه 16 و 17 سال قبلش را من به عنوان شعر قبول ندارم.
    
انسان براي شعر گفتن بايد در حالت خاصي قرار بگيرد
 
اصولا هنر آینه روح انسان است و در حالت عادی چیزی به وقوع نخواهد پیوست. مگر این‌كه شادی یا غمي‌ مضاعف از حالت اولیه انسان، برای انسان پیش بیاد. اگر شما یك حوض را در نظر بگیرید این در حالت عادی هیچ موجی نداره ولی اگر یك ریگ داخل این حوض بیندازید، یك موج در داخل حوض ایجاد میشه و این ریگ هرچه درشت‌تر باشه و به سنگی بزرگ برسه، یقینا امواجی كه در این حوض به وجود میاد، خیلی بزرگتر و قوي‌تر خواهد بود و اگر این سنگ هرچه سنگین‌تر و با شدت بیشتری با این حوض برخورد كنه، چه بسا كه آب‌هایی را از این حوض بیرون بریزه. لذا به نظر من، هنر كلا همچنین حالتی مي‌تونه باشه كه از انسان بیرون بریزه. این طور نیست كه در حالت عادی انسان قلم به دست بگیره و هرچی كه بناست به عنوان هنر و شعر یا خوشنویسی و یا... ایجاد كنه.
 
بلكه باید در یك حالت به خصوصی قرار بگیری تا این حالت رخ دهد باید یك ضربه ای صورت بگیره. مثل كوه، كوه خود به خود صدا نمي‌كنه اگر صدایی در كوه پخش بشه انعكاس آن را مي‌شنوی و هر چی این قوي‌تر باشه آن انعكاس قوي‌تره و هر چه دل انسان با اون موضوعی كه مي‌خواد مطرح كنه صمیمي‌تر باشه، یقینا كارش خیلی شیرین‌تر و قشنگ‌تر خواهد بود؛ چه در شادی چه درغم، چه در حماسه چه در درام و چه چیزهای مختلف.
    
من براي شعر گفتن برنامه ريزي نمي كنم خودش مي جوشد
 
من الان خیلی سال است كه ارادی شعر نمي‌گم. یعنی امشب بشینم و برای فردا كه یك روز به خصوص یا مناسبتی خاص هست، شعر بگم. عرض كردم سال‌های زیادیست كه دیگه ارادی كار نمي‌كنم به قول اهل شعر، كوشش كار نمي‌كنم. اگر چیزی جوشید و آمد بیرون كه آمد، اگر هم نیامد كه نیامد. چون در هنر، بنا به كمیت كار نیست، بنا بر كیفیت كار است و كیفیت آن زمانی در كار انسان هست كه آن درون انسان به آن مطلبی كه مي‌خواهد عنوان بشه، احساسات درونی گرایش‌های بیشتری داشته باشه.
    
من هنوز ديوان شعري ندارم/توكل به خداو توسل به ائمه من را براي از حفظ خواندن اشعار مدد مي دهد
 
حافظ فرمود: «تكیه بر تقوا و دانش در طریقت كافریست..... راهرو گر صد هنر دارد توكل بایدش».
    اول توكل بر الله، توسل به اهل بیت و اذن گرفتن از خداوند و آقا رسول الله(ص) و آقا امیرالمؤمنین(ع) سلام بر خانم فاطمه(س) و سلام به آقا امام زمان(عج) و توسل خاص به خانم زینب(س).
    من هنوز مجموعه چاپ نكردم انشالله اگر مولا امیرالمؤمنین(ع) اجازه بدهند.
    
من تمام اشعار معاصر حتي آنهايي كه انقلابي نيست را مي خوانم
 
من شاعر اولم، خواجه حافظ شیرازی ـ رحمةالله علیه ـ است و این نفی دیگر شعرای گذشته نیست بلكه به حافظ، بیشتر گرایش دارم و به نوعی آرامش بیشتری به من مي‌دهد. اما در كنار حافظ، حكیم ابوالقاسم فردوسی، نظامي‌ گنجوی، صائب تبریزی، مولوی و امان سامانی. چون هر كدام به نوعی خصوصیت‌های خاص خود و لطافت‌های به خصوصی دارند و از معاصرین هم، من اكثر كارهایی كه از شعرای معاصر هست مطالعه كردم و به همه رفقا هم كه سؤال مي‌كنند مي‌گم بخونید؛ چه آنهایی كه به عنوان شاعر انقلاب معرفی شدند و چه آنهایی كه شاعر انقلاب نیستند. در هر صورت باید تكنیك‌ها را فرا گرفت تا بتوانیم با تاكتیك خودمان، حرفمان را واضح‌تر و قشنگ‌تر به خواننده و شنونده منتقل كنیم.
    
وقتي در سوئد براي ايراني ها شعر امام رضا را مي خواندم صداي ناله هاي مردم بلند شده بود
 
 من تاكنون به پنج كشور اروپایی (انگلستان، سوئد، دانمارك، آلمان و دانمارك) و چند كشور آسیایی (امارات، بحرین، ژاپن، لبنان، سوریه، عربستان و عراق كه به سه كشور اخیر برای زیارت رفته بودم كه برایم برنامه گذاشتن) برای اجرای مراسم رفتم كه در این برنامه‌ها به غیر از هموطن‌های ایرانی، افراد دیگری با ملیت‌های دیگر حضور داشتند. یكی از خاطرات من در این سفرهای خارجی، برنامه‌ای بود كه در سال 1378 در روز میلاد آقا امام زمان(عج) در سوئد برنامه‌ای داشتم برای ایراني‌هایی كه سالیان سال از كشور دور بودند.
 
نیمه شعبان بود و اشعاری خواندم و در انتهای برنامه نیم ساعت اولم، رفتم عرض ادبی خدمت خانم حضرت معصومه(س) و بعدش عرض ادب پیشگاه آقا علي‌بن‌موسي‌الرضا(ع) داشتم. زمانی كه این اشعار را مي‌خواندم:
«میدونی مي‌خوام چیكار كنم/میدونی مي‌خوام كجا برم ــ مي‌خوام برای كفترا یه خورده گندم ببرم/اونجا كه گنبدش طلاست/با كفتراش پر بزنم...»
 
جماعت دیگه صدای ناله‌هاشان بلند شد. دل‌هایی كه چندین سال به دلایل مختلفی از ایران دور بودند و مجلس، یه حال و هوای خوب و باحالی پیدا كرده بود. از این قبیل خاطرات، زیاد هست كه برای من بسیار شیرین است.
  
من در صداو سيما كاره اي نيستم تا براي شعر خواني خودم برنامه بسازم
   
من كم‌كار نشدم. منتهی من در صداوسیما كاره‌ای نیستم كه بخوام برای خودم در صداوسیما برنامه بگذارم. این بستگی به عوامل صداوسیما داره. به مدیران شیكه‌ها و به مدیران پخش و تهیه‌كننده‌های صداوسیما و برنامه‌های صداوسیما بستگی دارد. هر وقتی كه گفتند در حد توانمان فرصت كردیم در خدمتشان بودیم آن هم به عشق مردم و اما در میان شعرای معاصر، بنده عشق و علاقه‌ام به استادم یوسف علی میرشكاك، بیشتر از دوستان دیگر است.
 
در سياست من فقط در خط رهبر هستم
 
این اشعار سیاسی منظور چیه؟ اگر این هست كه به سمت حزبی و گروه‌های سیاسی متمایل باشم. نه، چون من سعیم در این است كه فقط و فقط در خط رهبری باشم و هر چیزی كه بخواد به نظام ضربه بزند، در حد توان خودم دفاع كنم. از نظام با اسلحه خودم كه شعر هست دفاع كنم. این نیست كه حالا بیام سمت این جبهه یا آن جبهه یا از این حزب یا آن حزب برای یك كدام از این احزاب چه چپ و چه راست چه این ور چه اون‌ور، بخوام سینه بزنم و با این بخوام حزب‌های دیگر را بكوبم. شعر من سیاسی هست اما حزبی نیست.
       
وظيفه ما پيروي از خط رهبري است به هر قيمتي
 
كار ما در این عالم چیست؟ آیا در صدر اسلام، همه گروه‌ها و همه اقشار از آقا رسول‌الله(ص) خوششان مي‌آمد؟ از آقا امیرالمؤمنین(ع) خوششان مي‌آمد؟ در همین زمان خودمان، آیا همه اقشار و گروه‌ها از حضرت امام خمینی(ره) خوششان مي‌آمد؟ آیا اگر فردا روزی، انشاءالله آقا امام زمان(عج) بیایند، همه مردم عالم و همه حزب‌ها و گروه‌ها از آقا خوششان خواهد آمد؟
 
یقینا اینطور نیست. اگر شعر ما خلاف مسائل مملكتی و نظام جمهوری و حكومت اسلامي‌ و اهانت به شخص یا گروه خاصی هست، ما از این اشعارمان صرف ‌ظر مي‌كنیم. اما یك خط كلی نظام هست كه سعی ما در این است؛ اون خطوط كلی نظام و شرع مقدس را بفهمیم و در جهت اعتلای نظاممان حركت كنیم و مشخص هست همه افراد از همه قانون‌ها خوششان نمي‌آید.
 
به قول حضرت امام (ره)، سارق‌ها و قاتل‌ها هم از قانون خوششان نمي‌آید. وقتی مي‌گویند جریمه عبور از چراغ قرمز مثلا سی هزارتومان هست، چه كسانی خوششان نمي‌آید؟ مشخصه، آنهایی كه نمي‌خواهند پشت چراغ قرمز صبر كنند. اگر ما اهانت به شخصی كردیم، حرف شما قبول است و اما در همه جای دنیا نه تنها در ایران در همه جا هست كه هر سیستمي‌ كه مخالفی داشته باشه، مخالفش را بایكوت و خونه‌نشین كنه.
    
من كامپيوتر ندارم شايد بعد ها اگر احساس نياز كردم سايت بزنم
 
 اگر روزگاری واجب بشه این مطلب كه من سایت بزنم و حقیقتا به این نتیجه برسم كه این مطلب واجب و مورد احتیاج هست، انشالله از خدا مي‌خواهم كمك كنه كه یك دستگاه كامپیوتر بخرم. چون الان كامپیوتر ندارم و بعد با آموزش‌هایی كه از دوستان خوبم خواهم دید،این سایت را راه‌اندازی خواهم كرد.
    
آنهایی كه آمریكا را دوست دارند یقینا دوست دارند، بیگانه بر سرشان حكومت كند.
 
اینها كه پنبه‌شان زده شد. بالاخص با این هجوم سفاكانه آمریكا به ملت مظلوم عراق پنبه همه مدعیان حقوق بشر و دموكراسی غربی و آمریكا و غرب‌گرایی نه تنها در ایران بلكه در تمام عالم زده شد و دیگه باید آدم حماقت داشته باشه كه بخواهد دست از دامن مقام معظم رهبری بردارد و زیر پرچم آمریكا سینه بزند.

    اگر نظم نوین هر پرده در خون مي‌كشد ما را
    شهـادت از گلوی غـرب بیـرون مي‌كشد ما را
    رهـــا مي‌گــردد آخـر زلف مـا بر نیزه‌ها در باد
    فـرو مي‌پـاشد از هم هفت بنـد غـرب غـربت زا

    و انشالله سرنوشت آمریكا بدتر از شوروی سابق خواهد شد.   
 
 
     
 
پربازدیدترین آخرین اخبار