کد خبر:۱۸۰۶۹۹
آنچه در «هفت» گذشت؛
طالبي: بنیاد فارابي را قبول ندارم/قلادهها را براساس دغدغههای شخصی ساختم/با امام عهد بستم و بر عهد خود هستم
از ابتدا گفتم من بسیجی هستم با امام در 17 سالگی آشنا شدم و با او عهدی بستم و بر سر عهدم هستم ...
به گزارش خبرنگار فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، ابوالقاسم طالبي شب گذشته مهمان ويژه برنامه هفت بود، و در مورد فيلمش و حواشي زياد آن صحبت كرد.
طالبي با بیان اینکه ما نه جریان خاص هستیم نه جریان عام، تصریح کرد: ما یک فیلم داشتیم و در ابتدا سینماها را هم نداشتیم، شروع به اکران که کردیم کم کم سینماها از ما ردخواست کپی کردند و همانطور که میدانید الان دیگر سینماها زوری و اجباری فیلمی را پخش نمی کنند اگر سینماها فیلمی را بخواهد درخواست کپی می کند در غیر اینصورت اجباری وجود ندارد و فیلم در این فضا اکران شد.
طالبی با تاکید براینکه برداشتن اکران دو فلیم «خصوصی» و «گشت ارشاد» به زیان ما بود، خاطرنشان ساخت: اگر «گشت ارشاد» و «قلاده های طلا» همزمان اکران می شد این فروش انبوهی که یکباره برای آن فیلم اتفاق افتاد بین دو فیلم تقسیم می شد. اگر شرایط عادی بود رقابت بهتری صورت می گرفت. ولی وقتی این اتفاقات افتاد همه احساس کردند این فیلم که هست اما گشت ارشاد قرار است توقیف شود بنابراین همه مخاطبان به نفع آن فیلم سر ریز شدند.
وي در ادامه در پاسخ به سوالي مبني بر نشان دادن مردم كه ناآگاه در تظاهرات هاي سال 88 شركت مي كنند، گفت:اين نوع برداشت از فیلم را نمی پذیرم، در مقطعی به مردم گفته شد تقلب شده و مردم فکر کردند تقلب شده؛ به آنها گفته شد تقلب شده مردم هم باور کردند و به خیایان ها آمدند که از جمهوریت شان دفاع کنند و این غیرت مردم را نشان می دهد. من این را در فیلم گفتم و نشان دادم و ضربه آن را هم خوردم ولی اعتقادم همین است و منتی سر کسی ندارم.
وی ادامه داد: به نظرم آنهایی که 25 بهمن به خیابان آمدند با آنهایی که 8 یا 10 تیر به خیابان ها آمدند فرق داشتند. از 25 بهمن که می گویند یک راهپیمایی عظیم بود تا تاریخی که مقام معظم رهبري در خطبه خود آن تحلیل شان را ارائه دادند؛ از آن تاریخ تا این تاریخ ما مردم را می بینیم و وسطش هم کسانی را دیدیم که آتش می زنند. از 30 خرداد تا 3، 4 تیر باز هم مردم را می بینیم اما همین مردم از زمانی که مقام معظم رهبری صحبت کردند متوجه عمق ماجرا شدند. از آن زمان مردم کمتر شدند و به آن صورت آدمهای میلیونی به قول خودشان را ندیدیم حال عده ای می گویند نگذاشتند، زدند، بردند و ... خب مگر آن تظاهرات روزهای اول با اجازه بود؟
وی افزود: فیلم ما بر روی کسانیکه شروع می کردند به آتش زدن و تحریک کردن و تخریب کردن و ... زوم می کند که این افراد چه کسانی بودند؟
طالبی در پاسخ به این سوال که آیا قبول دارید مردم تا زمانی براساس عقایدشان به تظاهرات می آمدند، گفت: بله و اصل فیلم ما براین موضوع بنا شده است علت اینکه بیشتر مردم می گویند فیلم منصفانه است همین است؛ چرا منصفانه است؟ چون ما می گوییم مردم 25 تا 30 خرداد باور کردند تقلب شده و به خیابان آمدند.
در ادامه این گفتگو مسعود فراستی، منتقد و کارشناس سینما با طرح این موضوع که فیلم قلاده های طلا فیلم سفارشی دیده نمی شود و به نظر می رسد خود فیلمساز این دغدغه را داشته است و این قصه را نوشته است، از طالبی خواست رد این مورد توضیح دهد.
طالبی نیز با تایید اینکه فیلم قلاده های طلا را براساس دغدغه های شخصی ام در مورد اتفاقات ریاست جمهوری 88 ساخته ام، اظهار داشت: البته من دنبال سفارش دهنده بودم و می گفتم یکی بیاد پول بدهد من این فیلم را بسازم. من خودم دو جلسه با وزير اطلاعات و معاونشان جلسه داشتم و خواستم اطلاعات بدهند و حمایت مالی کنند، اما ما را حمايت نکردند و بعد معترض شدند. البته من این را هم بگویم نیروهای وزارت اطلاعات جملگی مومن و معتقد هستند و الان هم مانند دوران دفاع مقدس می جنگند و تلاش می کنند، اما خب عده ای در وزارت مخالف فیلم هستند و در گزارش های مخالفتشان خودشان را به جای آدم بد فیلم می گذارند در حالیکه در این فیلم 60 نفر آدم بد داریم یک نفر اطلاعاتی است. چرا اینها خودشان را جای 60 نفر نمی گذارند البته خیلی ها از وزارت زنگ می زدند و تقدیر می کردند اما خب عده ای هم اعتراضاتی داشتند که این فیلم مباحث مربوط به اطلاعات را حساس کرده است.
طالبي: با امام عهد بستم و بر عهد خود هستم
طالبی ادامه داد: من در این فیلم یک فرض را می گذارم بین خودم و خدا، من نگفتم اپوزیسیون هستم یا یک آدم مستقل. از ابتدا گفتم من بسیجی هستم با امام در 17 سالگی آشنا شدم و با او عهدی بستم و بر سر عهدم هستم. گور بابای برادران لومیر و سینماشان اگر قرار باشد اهداف انقلاب اسلامی وخون شهدا پایمال شود. من از کسی نمی ترسم هرکاری می خواهند بکنند و هر گزارشی می خواهند بدهند کسی را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است.
وی تصریح کرد: ممکن است در هر نهادی افرادی آلوده شوند و خود آن وزارت خانه هم باید دندان کرم خورده را بکند. نباید بیاید بگوید چرا این را گفتی، می گویند من سطح جاسوسی را بالا گرفتم، این موضوع اصلا سطحی ندارد، عده ای فیلم را ندیدند و تحلیل می کنند. من واقعا دغدغه داشتم و براساس دغدغه، باورها و مومنانه این فیلم را ساختم، ایمان فروشی هم نمی کنم و از کسی چیزی نمی خواهم. میخواستم خدمت کنم می خواستم وحدت ملی ایجاد کنم، خواستم به برادرها بگویم به صورت هم چنگ نزنید یک نفر دیگر می آید و می برد، تلاشمم کردم اینکه چقدر موفقم بودم نمی دانم ولی با همین قلب نصفه کار تلاش کردم این موضوع را بیان کنم.
وزارت اطلاعات براي فيلمم سرمايهگذاري نكرد
طالبی اظهار داشت: من می گویم رسما رفتم از وزیر اطلاعات پول بگیرم ندادند، دیگر از این واضح تر بگویم؟ چه کسی جرات دارد همین را بگوید؟ من دو جلسه با وزیر داشتم ولی معاونشان مخالفت کردم؛ گفتند چه می خواهی گفتم: یک خطی دارم که یک جاسوس در وزارت است وزیر قبول کرد این خط را. حس تحقیقات من این بود که نمی شود اتفاقی به این عظمت در کشور بیافتد و تشکیلات اطلاعاتی که پشه را در آسمان نعل می کند این را نفهمد.
این کارگردان سینما ادامه داد: جوانان وقتی احساستی می شوند و به جان هم می افتند ما در کنار خوشمان می آید اما یک نیروی اطلاعاتی باید این را تحلیل کند و فرایند از آن داشته باشد. نباید آتش بزنند تا این را بفهمد! من حس می کردم این ها باید قاعدتا فهمیده باشند چرا هیچ اتفاقی نیفتاد، شاید بگویند ما کاری کردیم و تو نفهمیدی من می گیوم خب من که آمدم شما به من اطلاعات ندادید. می گویند ما زحمت کشیدیم من می گویم من که آمدم شما همکاری نکردید حتی یکی از معاونانشان گفت ما اجازه نمی دهیم جاسوس را نشان بدهی، وزیر گفت نه بگذارید نشان دهد مگر جاسوس وجود نداشت! من سطح این جاسوس را عنوان نکردم بالاخره وقتی یک سرویس اطلاعاتی باشد هدف همه نفوذ به آن است.
اتفاقات سال 88 مهمترین اتفاق بعد از انقلاب و جنگ بود
وی گفت: این فیلم می گوید شما باید هوشیار باشید چون ما از نفوذ ضربه خوردیم؛ نخست وزیر، رییس جمهور، شهید بهشتی و قدوسی و .. را زذند. چقدر باید از نفوذ ضربه بخوریم. این اتفاقات سال 88 مهمترین اتفاق بعد از انقلاب و جنگ بود. نزدیک بود که انقلاب اسلامی را متزلزل کند. چه کسی باید این را پیش بینی می کرد؟ مادربزرگ من؟ این وظیفه یک تشکیلات اطلاعاتی بود. باید به آقای موسوی می گفتند این وضعیت از دستش در می رود. می گویند گفتیم؛ خب آقای امیر ارجمندی که کنار دست آقای موسوی بود چرا رفت؟ مگر نگفتید منافق بوده و بردارش مشاور عالی بوده و خبرها را اشتباهی به موسوی می داده ، این فردی که سابقه نفاق داشته را چه کسی باید می رفت و می گرفت؟ اینکار را نکردند یا اگر کردند من نمی دانم، نمی دانم چون به من نگفتند.
بنیاد فارابي را قبول ندارم
وی در ادامه در خصوص تامین سرمایه این فیلم اظهار داشت: در وزارت اطلاعات آقای مصلحی انصافا خیلی خوب برخورد کردند و من را به یکی از معاونشان معرفی کردند. حتی بار دومی که رفتم به این معاون فردی دیگر گفتند که با من لینک شود و به من کمک کند و پول بدهد و.. دو تا ناهار هم به مادادند ولی بعد از آن هر چی تلفن زدیم جواب ندادند یک روز گفتند دیگر زنگ نزن اگر کاری بود خودمان با شما تماس می گیریم. در این شرایط یا من باید طرحم را کنار می گذاشتم یا باید کار را دنبال می کردم. رفتم بخش خصوصی، گفتند ما حمایت می کنم ولی از یک جاهایی این را تامین می کنم گفتم اگر قرار باشد از آنجا بگیرم که خودم مستقیما می رفتم این کار را نمی کنم. رفتم با روایت فتح صحبت کردم.
روايت فتح گفتند طرح بده، گفتم طرح نمی دهم ولی اینکار را می خواهم بکنم. گفتم برم یا نه؟ گفتند نه نرو! گفتند خودت تهیه کننده شو گفتم نمی خواهم تهیه کننده شوم چون نمی خواهم درصدی از این فیلم به جیب خودم برود. چند نفر را معرفی کردند و ما اقای خزاعی را انتخاب کردیم و ایشان تهیه کننده ما شد و تمام سرمایه را دادند و ما شروع کردیم.
وی تصریح کرد: بعدا آقای شمقدری گفت اینها بودجه های ما را، گرفتند گفتیم کجا؟ گفتند به روایت فتح بودجه دادیم. در حالیکه اینگونه نبود چرا که ارشاد هر سال به روایت فتح کمک می کند اما اینبار می خواست روغن ریخته شده را نذر امامزاده کند. بنیاد فارابی هم گفتند سناریو بده اما من بنیاد فارابی را چون قبول ندارم اینکار را نکردم.
در ادمه برنامه هفت فراستی با بیان اینکه تبدیل یک واقعه سینمایی به قصه داستانی در سینمای ایران کار بسیار دشواری است گفت: در آوردن این کار در سنمایی ایران برعکس سینمای آمریکا که استاد این کار هستند به دلیل تجربه تمرین و جو کمی که وجود دارد ما بسیار دشواری است اما قلاده های طلا به عنوان اولین تجریه که به دنبال تبدیل یک موضوع سیاسی ملتهب و مهم به یک قصه سینمایی بوده است که هم باید وجه اجتماعی سیاسی مساله را حفظ کند هم وجه پلیسی را در فیلم بگنجاند و با وجود نقص سینمای ایران توانسته این موضوعات را تا حد زیادی ساماندهی کند اما با وجود شروع در قسمت بمب گذاری فیلم به خوبی جلو نمی رود و فضای ملتهب فیلم از بین می رود.
طالبی با قبول این اشکال فیلم با بیان اینکه مجبور به گنجاندن این قسمت در فیلم بوده است، اظهار داشت: من قبول دارم که این قسمت هیجانی ایجاد نمی کند چونکه آقای خاتمی زنده است ولی این اتفاق افتاد و اینگونه بود که اقای خاتمی برای تبلیغ برای اقای موسوی به اهواز می روند و در آنجا کارشان زودتر تمام می شود و قرار بود با آن پروازی که بمب گذاری شده بود پرواز کنند اما با پرواز زودتر می آیند ولی بمب در پرواز بعدی بوده است. الان هم چون ایشان زنده است هیجانی ایجاد نشد اما مجبور بودم بگویم قصه این توطئه چه بود و می خواستند چه کاری کنند.
وی تصریح کرد: فرض کنید آقای خاتمی در آن هواپیما بود و بمب منفجر می شد. آنوقت چه اتفاق در کشور می افتاد؟ می بینید که جلیلوند در قسمتی از فیلم می گوید اگر این اتفاق می افتد تا صد سال هر کسی این را به دیگری پاس میداد؟واقعا فاجعه ایجاد می شد و درگیری می شد. یعنی این برنامه ریزی شده بود اما نشد و خدا نخواست چون خدا با مردم است. البته از نظر سینمایی من این اشکال را می پذیرم چون من یا نباید سوژه ای را مطرح کنم یا باید التهاب لازم را ایجاد می کردم.
منافقان در سال 91 هنوز همان آدم هاي سطحي و عقب افتاده قبل هستند
کارگردان قلاده های طلا در ادامه در پاسخ به این سوال فراستی که چرا تصویر منافقین در این فیلم تا این اندازه کلیشه ای، تیپیکال، سطحی و تلویزیونی به نمایش گذشته شده است، اظهار داشت: ببینید منافقان این تیپ را دارند، من اگر منافقان را جور دیگری می دیدیم آنگونه می ساختم ولی این تصویر ناشی از فهم من است. منافقان در سال 91 هنوزم حس و حال سال ها قبل را دارند، تصویر دیگری از منافقان نداشتم حتی خود ارتش عراق هم هنوز نتوانسته چیز جدیدی از اینها کشف کند. یا در مورد خانه های تیمی آنها من سعی کردم تصویر جدیدی ارائه دهم مسث وجود خانه های شاهد و ... و حتی تصویر آنهار ا هم گرفتم اما جایی برای نشان دادن نداشتم.
این کارگردان سینما ادامه داد: اما در مورد وزارت اطلاعات تصویر جدیدی را نشان می دهم نه آن تصویر برادر بیا برادر برو، تصویری مدرن که یکی سیگار می شکد یکی مویش را می بندد و .. یعنی اگر 20 رزمنده خوب را نشان می دهیم یک نفر بد را هم نشان می دهیم بنابراین نباید این برداشت شود که چهره همه رزمنده ها خراب شده است. ما در تصاویر وزارت اطلاعات چهره های واقعی را نشان دادیم نه پاستوریزه شده و مقوایی.
طالبی در ادامه بیان کرد: من نیامدم بگویم طرفدار احمدی نژاد پدرش شهید است و طرفدار موسوی پدرش منافق؛ ما یک خانواده شهید را انتخاب کردیم که دختر طرفدار احمدی نزاد بود و پسر طرفدار موسوی. این یعنی از یک ملیتم که هر کس می تواند به کسی که علاقه دارد رای دهد اما چه چیزی ما را به دعوا می اندازد؟ اختلافات از کجاشروع می شود. به فرمایش امام راحل یک نفر بیاید رییس جمهور شود و نوکری مردم را بکند، چه می شود که خواهر و برادر به این خاطر هب صورت هم چنگ می زنند؟
وی ادامه داد: من اگر قصد موضع گیری داشتم آنقدر سینما را بلد بودم که پدر یک طرف را معتاد نشان دهم و پدر دیگری را استاد دانشگاه و فرهنگی. اما این کار را نکردم تخریب نکردم. گفتم ما یک خانواده ایم.
فراستی در ادامه با اشاره به چند شخصیت بد فیلم با بیان اینکه چگونه است که این چند نفر همه جا هستند و به نظر می رسد توان بهم ریختن شهر را هم دارند، هرچند این کارها در اتفاقات سال 88 رخ داد اما با توجه به آن نگاه ملی چگونه می شود این افراد انقد راحت بتوانند شهر را بهم بریزند و مردم معترض را رهبری کنند..
طالبی در پاسخ به فراستی گفت: در دوران جنگ اتفاق که در کشور افتاد این بود که ادم هایی مثل فخرالدین حجازی تا سایر افراد ایستادند و دفاع کردند کمتر کسی بود که علیه جنگ حرف بنزد. ملت پشت رزمندگانشان بودند. اما در فیلم این را نمی بینیم چرا؟ چون ادم هایی که باید به میدان می آمدند نیامدند و سکوت کردند.
وی افزود: اوباش زمانیکه بزرگان درگیر می شوند، عده ای تنزه طلبی می کنند و عده ای هم مزدورانه بین دو طرف در رفت و آمدند سوء استفاده می کنند اینجاست که نقش رهبری برجسته می شود زمانی در کودتای 28 مرداد دولت مصدق با آن پشتوانه مردیم از چند شعبان بی مخ ضربه می خورد و زمانی مثل سال 88 مردم و رهبری معظم چون همدیگر را می شناسند و پالس های هم را دریافت می کنن این توطئه اوباش را خنثی می کنند.
کارگردان قلاده هاي طلا با تاکید براینکه اوباش از سکوت برخی افراد بهره بردار ی کردند، خاطرنشان ساخت: امام راحل دائما بر وحدت کلمه تاکید داشتند وقتی این وحدت از درون بهم ریخت یعنی اقای موسوی که در مجمع تشخیص وشورای انقلاب و ... حضور داشتند اینگونه عمل کردند و در یک سمت ایساتد و دیگری در سمت دیگر طبیعی است که در درگیری دزدبه خانه میزند.
وی اظهار داشت: من تحقیق کردم، 500 ساعت از این تظاهرات را دیدم خود شما اقای فراستی و خیلی ار بچه ها را در این تظاهرات دیدم و این تعجب در چهره های خیلی از شماها بود. این سوال بزرگ برای همه بود که چرا آنهایی که باید خودگذشتگی می کردند و فداکاری می کردند و می آمدند، نیامدن. از بالا تا پایین، از برخی مراجع تا دکتر و مهندس، وزرا، مجلسی ها و .. همه تنزه طلبی کردند یعنی اکثریت کسانیکه بین مردم نفوذ داشتند سکوت کردند یا دولبه حرف می زدند.
طالبی با تاکید بر اینکه میخواستند رهبری معظم را مجبور به عقب نشینی کنند ، تصریح کرد: اینها حتی در روزنامه های دوران 18 تیر به حضرت اقا گفتند بیا صلح کن ولی مقام رهبری به آنها گفت اینبار صلح دیگر حسنی نیست اینبار اگر اتفاقی بیفتد حسینی می شود. می خواستند غربت حسنی ایجاد کنند و رهبری ر ا مجبور کنند به اینکه زانو بزند جلو امریکا. بحث موسوی و احمدی نژاد نبود بحث زانو زدن مقابل قدرتها بود اینجاست که این چند تا شعبان بی مخ ها می توانند بیایند و کودتا کنند هرچند به لطف الهی اینبار شرایط خیبر و بدر شد و اتفاقی نیفتاد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰