گفتوگوي تفصيلي «خبرگزاري دانشجو» با شاهحسيني - 2
کد خبر:۱۸۰۷۰۸
گفتوگوي تفصيلي «خبرگزاري دانشجو» با شاهحسيني - 1
چرا ايرانيها ولايت محورند؟/به تصوير كشيدن ايراني بايد همراه با مولفه اعتقادي او باشد
هر نوع توصيف مليتي كه در طول تاريخ براي ايران گفته مي شود بايد با تاكيد بر مولفه اعتقاد و دين باشد، هر كس ايرانيها را بدون مولفه ديني و اعتقادي تعريف كند ...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ آويني معتقد بود سينماي ايران زماني جهاني ميشود كه بتواند بومي و ملي عمل كند؛ در واقع سينماي ايران بايد ويژگيهاي ايراني را به تصوير بكشد. سالگرد آويني در هفته گذشته بهانه خوبي بود كه فكر كنيم و براي اين كار چاره اي بينديشيم.
اساسا فهم كارگردان هاي ما از سينماي ملي نادرست تعريف شده، وقتي كارگرداني نداند كه ايراني از دوران باستان اخلاق محور بوده راهش را كج مي كند و در فيلم هايش ايزاني را به تصوير مي كشد كه بي اخلاق است و موجب كف زدن سينما و سياسيت غربي ها مي شود.
سراغ دكتر شاه حسيني، منتقد سينما رفتيم تا از سينماي ملي بپرسيم و بدانيم اين سينما بايد ايراني را با چه مفاهيمي به تصوير بكشد.
بخش اول مصاحبه صرفا به ويژگي هاي ايرانيان اشاره دارد كه بايد در فيلم ها به تصوير كشيده شود و در بخش دوم مصاحبه به بيماري سينماي ايران خواهيم پرداخت.
به تصوير كشيدن يك ايراني بايد با مولفه ديني و اعتقادي او باشد
هر نوع توصيف مليتي كه در طول تاريخ براي ايران گفته مي شود بايد با تاكيد بر مولفه اعتقاد و دين باشد، هر كس ايرانيها را بدون مولفه ديني و اعتقادي تعريف كند به نظر من به بيراهه ميرود. از ديرباز شكلگيري سرزمين ايران و قوم ايراني با مسائل اعتقادي و ديني در شرايط تاريخي همراه بوده است.
ذات دموكراسي عصيان محور است
اسطوره تاريخ آرمانيست، اگر بخواهيم قومي را بشناسيم بايد به اساطير آن قوم رجوع كنيم. امروز پشت ليبرال دموكراسي غرب فرهنگ دموكراسي روم پنهان شده است. دموكراسي روم مستظهر سناتورهاي يونان باستان است و يونان باستان مستظهر اساطير و متولوژي يوناني است.
ليبرال دموكراسي باطنش متولوژي يونان است كه نسبت انسان با خدايان المپ را مطرح ميكند و اينكه چگونه انسان بازيچه دست آنهاست، ذات دموكراسي عصيان محور است و بر عليه ذات انسان و معنويت انسان تعريف شده است.
براي شناخت ايراني پيش از اسلام ميتوان به شاهنامه رجوع كرد
اگر بخواهيم باطن ايرانيها را پيش از اسلام بشناسيم، كافي است به كتب اساطيري كهن رجوع كنيم كه يكي از آنها شاهنامه است.
شاهنامه از آبشخور صحيحي يعني از مسلمان شيعه به نام حكيم ابوالقاسم فردوسي عبور كرده و به دست ما رسيده است.
در واقع ميتوانيم شاهنامه را يك اثر اسلامي و شيعي بدانيم. بي دليل نيست كه همه قصههاي شاهنامه با ستايش خدا آغاز ميشود و رستم به عنوان شخصيت اسطورهاي شاهنامه يكتاپرست است.
اخلاقيات در شاهنامه حرف اول را مي زند/ايراني ها هميشه در اين كتاب موحداند
از مصاديق يكتاپرستي و ديني بودن اين كتاب ميتوان؛ به مطرح كردن پيامبران الهي اشاره كرد مثل زردتشت كه در شاهنامه از ان به درستي ياد شده است براي اثبات تصوير درست از شخصيت ايراني اين نكته جالب است كه، در اين كتاب از افراد كلاهبردار و شياد و دروغ باف به بدي ياد ميشود. هميشه دشمنان ايران مشرك و جن پرست هستند، اما ايرانيان موحدند و به همين دليل اخلاقيات در شاهنامه دست برتر را دارد.
شاهنامه به خوبي گفته ايرانيان از دوران باستان ولايت محورند
اگر باطن ايراني را بخواهيم بشناسيم براي تاريخ آرماني بايد به شاهنامه رجوع كنيم، چرا كه شخصيتهاي شاهنامه ايرانياي را به تصوير ميكشد كه ايده آل است. يكي از ويژگيهاي ممتاز شاهنامه اين است كه ولايت محوري ايرانيان از دوران باستان را توانسته به خوبي به تصوير بكشد.
رستم ولايت محور است و و امدادهاي سيمرغ به كمكش مي آيد
اين ولايتمحوري را در كجاي شاهنامه ميتوانيم ببينيم؟ ردپاي اين ويژگي به عنوان فره ايزدي در كتاب مطرح شده.
ويژگي كه پادشاهان مثبت آن را به خود اختصاص دادهاند مثل كيخسرو كه عادلترين و دادگرترين پادشاه است. رستم به نوعي به ولايت سيمرغ متصل است و امدادهاي سيمرغ به كمكش ميآيد. مفهوم انسان موحد ولايتمحور در اساطير ايران به نمايش گذاشته ميشود
ايراني ها اخلاق محور بودند/تصاوير اروتيك جنسي در ديوار نگاره هاشان وجود نداشته است
تحقيقات مي گويند ايرانيها در هيچ عصري بتپرست نبودند و توتم و مجسمه و جسم دستساز را نميپرستيدند. علاوه بر اين، ايراني هااخلاقمحور هم بودند. اين اخلاقمحوري هم در روايتهاي اسطوري موجود است و هم در روايتهاي باستاني. در ديوار نگارههاي تخت جمشيد انسان برهنه ديده نميشود، در حالي كه در مصر يونان باستان اين تصاوير و در واقع تصويرهاي برهنه اروتيك و جنسي فراوان موجود است.
نشانه ولايت محوري ايراني ها «گبرها» هستند
به نظر من آنهايي كه معتقدند اسلام با شمشير ايران را فتح كرد بسيار نادان هستند، چرا كه اسلام نيازي به فتح ايران نداشت و ايران فتح شده اولياءالله از قبل از اسلام بود و در واقع دلهاي آنها فتح شده بود. براي ولايتمحوري و موحد بودن ايراني ها ميتوان به اين داستان اشاره كرد كه وقتي ايراني ها فهميدند كه ولي خدا به اسم مسيح قرار است در فلسطين متولد شود؛ چند زائر ايراني رد ولادت را گرفتند و تا فلسطين آمدند و در پي ولي خدا و روحالله رفتند.
در روايتهاي مسيحي آمده كه به اين زائران ايراني «گبر» گفته ميشود.
سوالي كه مطرح است اين است كه چرا ايرانيها اينقدر وليمحور و در جستوجوي ولايت هستند؟
در ادامه ميتوان به اين نكته اشاره كرد كه در تاييد اين ويژگي ميتوان از سلمان فارسي نام برد كه چه اتفاقي افتاد كه آيين زردتشتي را رها كرد و بعد به اسلام و پيامبر گرويد. نكته قابل توجه از تمام اين نكات اين است كه ايرانيها تا به ولايت نرسند آرام نميشوند ولايتمحوري در خون انسان ايراني وجود دارد و اين ولايتمحوري در مصداق حضرت امير پررنگ است. چرا كه فرهنگ فتوت و مردانگي و پهلواني در مصداق حضرت امير به اوج رسيده است و امتداد اين ولايتمحوري حسن ارادتي است كه به امام عصر هم وجود دارد.
ايراني ها در ولايت محوري جنسيت مدار نيستند
اين ويژگي ايرانيها را غربي ها در كتابهايشان رصد كردند و مورد تحقيق قرار دادند.
شما براي تاكيد بر ويژگي ولايتمحوري ميتوانيد به وجود زيارتگاهها اشاره كنيد كه چطور توسط ايرانيها تكريم ميشوند. جالب اين است كه ايرانيها در ولايتمحوري جنسيت مدار نيستند يعني حرم حضرت معصومه همان قدر تكريم ميشود كه حرم شاهچراغ و يا حرم حضرت امام رضا. به نظر من نقطه مميزه ويژگيهاي ايراني فقط ولايتمحوري است.
همه بزرگان 4 مذهب اهل سنت ايراني بوده اند
ايرانيها به دنيا رهبران خوبي عرضه كردند. اشعار عربي توسط دانشمندان فارسي زبان آناليز شده است؛ مانند نظامي عروضي يا سيبوي. بزرگاني كه ادبيات عرب بر محور آنها تعريف شده؛ اما خودشان ايراني بودند.
در واقع همه بزرگان 4 مذهب اهل سنت ايراني بودند. قرار نيست طرح اين مسائل به برادران اهل سنت بياحترامي شود؛ هدف طرح ويژگي هاي ممتاز ايرانيهاست. وقتي در حديث آمده كه اگر علم در ثريا باشد ايرانيها به دنبال آن ميرونداين نشاندهنده توان ايرانيهاست.
دشمن فهميده ما ولايت محوريم/از طريق جريانات انحرافي و اشكال معوج شيعه مارا منحرف مي كند
در عصر صفويه در جنگ چالدران اين معنويت جنگ است كه ايرانيها با شعار حيدر حيدر توانستند سلطان عثماني را بترسانند. سلطاني كه توانسته بود تا قلعه ژنو پيش برود و نيمي از اروپا را تصرف كند. به دليل اين ويژگي ولايتمحوري حتي بعد از اسلام دشمنان زماني كه خواستند به ما ضربه بزنند از طريق فرق انحرافي اين كار را انجام دادند يعني نه از طريقي كه كلا ويژگيهاي ديني و اسلامي را ملغي اعلام كنند بلكه با ايجاد فرق انحرافي خواستند چند دستگي ايجاد كنند يعني در واقع اين جريانات انحرافي شكلهاي معوج تشيع است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰