چگونه آموختم نگران نباشم و به بمب اتم عشق بورزم
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۸۱۳۷
سرگيجه (ويژه جشنواره فيلم فجر)

چگونه آموختم نگران نباشم و به بمب اتم عشق بورزم

 

محمدرضامحقق


از امروز تا پايان جشنواره فيلم فجر در اين ستون روزانه به گفتگو در باره همه آن چيزهايي مي پردازيم که مستقيم يا غير مستقيم مربوط به اصل يا حواشي جشنواره فيلم فجر مي شود.

به هر حال جشنواره فيلم فجر مهمترين رويداد هنري-سينمايي کشور در طول سال هاي پس از انقلاب بوده و به لحاظ کمي و کيفي از اهميت بالايي برخوردار است. به نوعي ويترين سينماي کشور در طول يک سال و محل بروز و ظهور هنرورزي ها، آفرينش هاي هنري و خلاقيت ها.

اما ويژگي هاي اين جشنواره‌ بين المللي به همين جا ختم نمي شود.

به راستي مي توان اين 10روز برگزاري جشنواره را با همه مختصات و ويژگي هايش، آينه‌اي نسبتا نمايان از تعاملات جاري در مناسبات هنرمندان و مردم در حيطه هنر سينما و احتمالا ساير هنرها دانست.

در طول چند سالي که در جشنواره حضور داشته‌ام، شاهد برگزاري نسبتا عجيب و غريب اين محفل به لحاظ برنامه ريزي بوده و در عين حال خاطرات تلخ و شيريني هم به همراه داشته‌ام.

تا آغاز جشنواره به تناوب به اين اتفاقات عجيب و غريب و نيز آن خاطرات تلخ و شيرين اشاراتي خواهم داشت.

اما چرا سرگيجه؟
خب. مي تواند دلايل متعددي داشته باشد. اداي ديني به ساخته بي نظير و جاودانه استاد هيچکاک که به اعتقاد جمع کثيري بهترين فيلم تاريخ سينماست. هرچند بديهي است و بي نياز به توضيح که جشنواره فيلم فجر بهترين جشنواره دنيا نيست و حتي بهترين در ميان رقبايش در آسيا هم بعيد است باشد!

در ميان ساير دلايل هم تنها يک دليل ديگر احتمالا به ذهن علاقمندان متبادر مي شود و آن هم صنعت ايهام و يا برداشتي تحت اللفظي از معناي اين کلمه است که همان سرگيجه باشد و احتمالا هم منظور من!

اما اين که چرا و چگونه،مفصل است و مثنوي هفتاد من کاغذ.

گفتيم که جشنواره فيلم فجر به نوعي آينه اي است براي بازنماياندن چگونگي تعاملات مختلف افراد در جامعه و به ويژه مناسبات ميان جمع کثيري از هنرمندان و منتقدان و مردم و ساير دستگاههاي مسؤول و... .

شايد بتوانيم در طول اين نوشتارها به اين موضوع هم بپردازيم و نوعي تحليل مردم شناسانه و روانشناختي و جامعه شناختي هم داشته باشيم./انتهاي پيام/
  

پربازدیدترین آخرین اخبار