احمدي: قيصر سر كلاس مي‌گفت هر كس وزن شعر را بگويد بيست مي‌شود / موضوع امتحان «مادربزرگ و ذره بين» بود
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۸۱۹۳۳
قيصر امين پور لابه‌لاي خاطرات شاگردانش -1

احمدي: قيصر سر كلاس مي‌گفت هر كس وزن شعر را بگويد بيست مي‌شود / موضوع امتحان «مادربزرگ و ذره بين» بود

احمدي، از شاگردان قيصر امين‌پور گفت: ايشان وزن را خيلي خوب بلد بود؛ شعرهايي مي‌خواند كه هيچ كدام نمي‌توانستيم وزنش را تشخيص دهيم؛ به ما مي‌گفت هركس وزن فلان شعر را الان بگويد بيست مي‌دهم.
به گزارش خبرنگار فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، يادم هست اول دبيرستان بودم يعني حدودا هشت سال پيش؛ سر كلاس هاي ادبيات معلم ادبياتم ما را هوايي مي كرد كه پنج شنبه ها برويم و در جلسات شعر خواني شركت كنيم.
 
بلاخره يك بار خودش باني شد و با تعدادي از بچه ها راهي شديم.
 
خاطرم هست آنجا اولين و آخرين باري بود كه قيصر را از نزديك ديدم؛ معلم ادبياتم من را به قيصر معرفي كرد و گفت: ايشان (يعني من) از بچه هاي رشته علوم انساني است كه ان شاءالله قرار است مهمان شما در دانشگاه باشد
 
يادم هست قيصر امين پور آن روز كت و شلوار قهوه اي پوشيده بود، به من با مهرباني لبخند زد و گفت پس در دانشكده برايت صندلي خالي بگذارم؟
 
من هم كه در روزهاي اول دبيرستان فكر مي كردم قرار است رشته ادبيات بخوانم گفتم ان شاءالله.
 
يادش به خير بعدها كه بزرگتر شدم، تصميمم براي رشته عوض شد و درست سالي كه وارد دانشگاه تهران شدم قيصر از جمع ما رفت.
 
امروز كه تولدش هست ياد شاگردانش افتادم و خواستم خاطراتي زنده شود.
 
مريم احمدي يكي از شاگردان استاد قيصر امين پور است كه تعدادي از واحد هايش را با اين استاد گذرانده است.

با دكتر امين پور چه كلاس هايي داشتيد؟
 
عروض و قافيه، ادبيات معاصر در موضوع نثر و نگارش
 
قيصر امين پور چه ويژگي خاصي در تدريس داشت كه قابل توجه است؟
 
دكتر امين پور خيلي شخصيت نكته بيني داشت، وقتي سر كلاس ايشان مي نشستي درست مي توانستي تشخيص بدهي كه ايشان شاعر است.
 
خاطرم هست يك بار يكي از بچه ها قبل از ورود ايشان شعر ايشان را روي تخته نوشته بود،استاد با ديدن شعر سريع پرسيد اين كار كيست؟
 
بچه گفتند كار فلاني، ايشان با خنده و مزاح گفتند منظورم شعر است و منظورشان شعر بود كه گفته خودشان بود.
 
ايشان  براي فهماندن موضوعات از تمثيل هاي زيادي استفاده مي كرد؛ خاطرم هست يكبار براي فهم استفاده درست ازصنايع  گفتند وقتي ليوان را برعكس بگذاري،مخاطب مي گويد اين ديگر چه چيز بي‌فايده اي است كه سرش بسته است و تهش باز، ايشان با اين تمثيل مي خواستند به ما بفهمانند كه از ابزار مفيد اگر نا به جا استفاده كنيم كارايي اش را از دست مي دهد.
 
در تدريس ايشان چه مهارت خاصي نسبت به مابقي استاد ها داشتند؟
 
ايشان وزن را خيلي خوب بلد بود؛ خاطرم هست شعرهايي مي خواند كه ما هيچ كدام نمي توانستيم وزنش را تشخيص دهيم؛ ايشان به ما مي گفت هركس وزن فلان شعر را الان بگويد بيست مي دهم.
 
فضاي كلاس هاي قيصر امين پور چه طور بود؟
 
فضاي كلاس ايشان بسيار آرام بود و مارا براي نوشتن تشويق مي كرد، البته دانشجويان بايد اين فرصت را غنيمت مي دانستند و از ايشان استفاده مي كردند
 
ايشان در اداره كلاس خيلي صبور بودند، بعضا اتقاف افتاده بود كه بچه ها سر كلاس از ايشان عكس مي گرفتند اما ايشان با سعه صدر با بچه ها برخورد ميكرد
 
شما با استاد خارج از فضاي كلاس هم در ارتباط بوديد؟
 
من نتوانسته بودم با ايشان خيلي ارتباط داشته باشم اما بچه ها وقتي خارج از كلاس براي صحبت و گفت و گو سراغ ايشان مي رفتند از بچه ها استقبال مي كرد.
 
مصداق خاصي راجع به صبر ايشان در ذهن داريد؟
 
بلي خاطرم هست يك روزنامه اي كه نامش را نمي برم از طرف ايشان يك مصاحبه اي چاپ كرده بود ايشان كه اين روزنامه را ديدند با خنده گفتند اين حرف ها را من نزدم اين مصاحبه از طرف خودشان كار شده.
 
امتحانات ايشان چه طور بود؟
 
دكتر امين پور  هميشه امتحاناتش تك سوالي بود و يك سوال به دانشجو مي دادند؛ ايشان خوش نمره بودند و به بچه ها خوب نمره مي دادند.
 
خاطرم هست براي درس نگارش موضوعي كه به براي امتحان گفته بودند ما بنويسيم خيلي جالب بود به ما گفتند راجع به «مادر بزرگ و ذره بين» بنويسيد. 
 
پربازدیدترین آخرین اخبار