ميرهاشمي: خانه عكاسان چگونه تاسيس شد؟ / صدا وسيما بايد به هنرهاي تجسمي توجه كند / خروجي جشنواره‌ها متناسب با اهداف نيست
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۸۲۲۰۵
هنرمند هم نبايد سيب زميني باشد -6

ميرهاشمي: خانه عكاسان چگونه تاسيس شد؟ / صدا وسيما بايد به هنرهاي تجسمي توجه كند / خروجي جشنواره‌ها متناسب با اهداف نيست

متاسفانه بعد از جنگ خيلي از عكاس‌ها به جامعه معرفي نشدند و گمنام ماندند، مسئولان عكاس‌ها را رها كرده‌اند و به موضوعات ديگر مي‌پردازند و ...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ عكاسي را از كردستان شروع كرده و بعد هم به جنگ رفته و صحنه هاي مختلفي از دفاع مقدس رزمندگان را به ثبت رسانده.
 
براي ستون اين هفته هنرمند نبايد سيب زميني باشد به سراغ ميرهاشمي، عكاس انقلابي رفتيم و پاي حرف هايش نشستيم.
 
برايمان از بي توجهي مسئولان به حوزه عكاسي گفت و ...
 
متن ذيل مصاحبه ميرهاشمي با «خبرگزاري دانشجو» است: 
 
زمستان و در كردستان بود كه كار عكاسي را شروع كردم
 
از سال 59 وارد كردستان شدم و با توجه به علاقه و سابقه در حوزه فرهنگي كار عكاسي را شروع كردم؛ خاطرم هست اولين باري كه كار عكس كردم در زمستان و در كردستان بود. بعد از كردستان در مناطق ديگر جنگي كار عكاسي را ادامه دادم و بعد در دانشگاه در رشته عكاسي تحصيل كردم ...
 
به نظر من نقطه عطف عكاسي در ايران در دوران جنگ بود
 
آغاز عكاسي در ايران چند سال بعد از اروپا اتفاق افتاد؛ اما در نگاه من نقطه عطف عكاسي در ايران در دوران جنگ بود؛ هنرمندان ما در دوران جنگ بود كه عكاسي را شناختند و در طول جنگ از اين دانش استفاده كردند، اما متاسفانه بعد از جنگ راجع به عكاسي دوران جنگ غفلت هايي شد و اين غفلت باعث شكل گيري آفت هاي زيادي به فرهنگ ما شد.
 
عكاس هاي انقلاب سه دسته بودند
 
عكاسان انقلاب  به چند دسته تقسيم مي شدند:
 
1-افرادي كه سابقه عكاسي داشتند و با خبرگزاري ها و سيستم هاي مختلف رسانه اي  در ارتباط بودند كه اين گروه را مي توان عكاس هاي آزاد ناميد.
 
2-دسته ديگري بچه هايي بودند كه با شروع جنگ دوربين عكاسي دست گرفتند و در مناطق جنگي حضور داشتند و خيلي از لحاظ هنري و تكنيكي قابليت نداشتند.
 
3-دسته سوم عكس هايي كه بودكه به عنوان يادگاري توليد مي شد؛ يعني بچه ها از صحنه هاي به ياد ماندني و خاص عكس مي گرفتند براي ارائه درست اين دسته از تصاوير كم تر تلاش شد. در ان زمان كتاب ها و نمايشگاه ها كم بود و سازمان ها و ارگان ها كم تر ارزش اين اثار را دانستند و و اين آثار به درستي به مخاطب معرفي نشد.
 

به خاطر رفتارهاي نادرست و ناديده گرفتن قشر هنري عكاس اين دسته از بچه ها دلسرد شده اند

متاسفانه بعد از جنگ خيلي از عكاس ها به جامعه معرفي نشدند و شخصيت هاشان گمنام ماند.  مسئولين عكاس هارا رها كرده اند؛و به موضوعات مختلف پرداختند. آثار زيادي وجود دارد كه مي تواند منبع توليدي براي نمايشگاه ها و خيلي از كتاب ها باشند. به حقوق عكاسان به نظر من توجه نشده است و به خاطر رفتارهاي نادرست و ناديده گرفتن قشر هنري عكاس اين دسته از بچه ها دلسرد شده اند.

خانه عكاسان توسط 7 عكاس از جمله شهيد جهان بزرگي تاسيس شد
 
ما انجمن عكاسان را در سال 80 تاسيس كرديم؛ اين انجمن مستقل و بدون وابستگي به جايي بود. هدف و مبناي كار حفظ عكاسان و نگه داري ايده هاي آنها در حيطه انقلاب اسلامي و جنگ بود.
 
پايه هاي خانه عكاسان را خود عكاسان راه انداختند: شهيد جهان بزرگي، فرهاد سليماني، يوسف گرامي، محمد حسين حيدري، امير علي جوادي و من مباحث مختلف را كار كرديم تا آخر سر اساس نامه اين موسسه را تدوين كرديم.
 
نگاتيو ها را از بچه هاي جنگ جمع آوري كرديم و شروع كرديم به برپايي نمايشگاه ها و چاپ كتاب
 
مجموعه روايت فتح هم به ما پيشنهاد حمايت داد، بعد از آن ما كارهاي موسسه را در چند بخش تقسيم كرديم:
 
جمع آوري نگاتيوهاي جنگ و  بهينه سازي آنها، نگه داري آثار تهيه شده در بانك اطلاعاتي و توليد محصولات عكس به شكل نمايش گاه و يا كتاب.
 
حماسه هر استان را در جنگ به تصوير كشيديم/براي آثار هر عكاس به شكل مجزا كتاب چاپ كرديم
 
به عنوان مثال نمايشگاه هاي مختلفي با عنوان جاودانه ها و خرمشهر و انقلاب برگزار شد و كتاب هايي با عنوان زن در دفاع مقدس در خرمشهر به چاپ رسيد.
 
علاوه بر اين براي هر استان كتاب هاي عكس مختلفي در حال چاپ هست؛ به عنوان مثال كتاب خروش لاجوردي ها راجع به مقاومت اصفهان و يا حماسه اروند راجع به همدان و در حال كتاب عكس مقاومت آذربايجان در حال آغاز كار است.و كتابي با عنوان تبادل راجع به لبنان. و بناست ان شاءالله در سال 91 براي تعدادي از عكاسان به شكل جداگانه كتاب عكس زده شود.
 
در بخش پژوهش انجمن عكاسان انقلاب؛ براي جوانان عكاس سفرهاي عكاسي گذاشته مي شود.
 
دستمزد عكاسان بايد داده شود/بدون اجازه عكاس نباد كارش چاپ شود/اگر عكاس از لحاظ مالي تامين نباشد سراغ كار ديگري مي رود.
 
متاسفانه در خيلي از موسسات دستمزد عكاس و هنرمندان داده نمي شود؛و به گمان اشتباه احساس مي كنيم كه با اين كار صرفه جويي  مي كنيم. در حالي كه  اين باعث مي شودسرمايه هاي هنريمان را از دست بدهيم.
 
مسئولان توجه نمي كنند حتما اثر يك عكاس بايد با اجازه شخص خودش استفاده بشود؛ اين عكاس از فروش اثرش زندگي اش را مي گذراند؛ اگر عكاس از لحاظ مالي تامين نباشد سراغ كار ديگري مي رود.
 
همين مي شود كه مي بينيم يك فرد هنرمند و خلاق براي تامين معاشش مي رود سراغ كارهاي ديگر نشريات و سازمان ها و روزنامه ها نبايد بدون اجازه عكاس از اثر هنريش استفاده كنند.
 
جشنواره ها بايد ساماندهي شوند/خروجي جشنواره ها متناسب با اهداف نيست
 
راجع به جشنواره ها بايد آسيب شناسي بشود و به هزينه و فايده هايش توجه بشود، جشنواره ها در حال حاضر زياد شده و متاسفانه ساماندهي نمي شوند؛ درواقع مي توان گفت خروجي هاي جشنواره  هامتناسب با اهداف جشنواره نيست.
 
متوليان فرهنگي و وزارت ارشاد بايد برنامه ريزي دقيق تري كنند؛ اين جشنواره ها بايد ساماندهي شوند.
 
جشنواره هدف نيست/هدف جشنواره ها بايد استعداد يابي و تعامل با هنرمند باشد.
 
گاهي اوقات به دليل عدم تعهد به قول هايي كه در اين جشنواره ها داده مي شود باعث شده دبير خانه ها متوقف بشوند و هنرمندان رها شوند، اين آفت بزرگي است چون  اين كار  يعني از دست دادن نيروي متعهد هنري.
 
جشنواره يك مسير است براي رسيدن به هدف؛ اما متاسفانه مسئولين اين مقوله را فراموش مي كنند و جشنواره خودش مي شود هدف.
 
هدف جشنواره ها بايد استعداد يابي و تعامل با هنرمند باشد. بعد از جشنواره ها بايد دبير خانه ها استعداد يابي كنند اما متاسفانه دبيرخانه ها بعد از جشنواره ها متوقف مي شوند و دوباره براي جشنواره بعدي شروع به كار بعدي مي كنند.
 
كار فرهنگي را با كميت نبايد سنجيد/شاخص، ميزان تاثير گذاري روي مخاطب است
 
هنرمندان بايد در برابر سازمان هايي كه مسير جشنواره ها را از هدف دور مي كنند بايستند؛هنرمندان بايد در اين فضا مطالبه كنند تا وزارت ارشاد اين فضارا سامان بدهد. متاسفانه گفته هاي برخي مسئولين با خروجي ها و اهداف مغايرت دارد؛  مسئولين بايد بدانند، ميزان كار در  مقوله فرهنگ با كميت و تعداد شناخته نمي شود بلكه پارانتر اين شاخص ميزان تاثير گذاري روي مخاطب است. 
 
جشنواره ها بايد پروژه تعريف كنند/متوليان فرهنگي نبايد كارفرهنگي را با تبليغ اشتباه بگيرند
 
متاسفاه آمار كمي بسياري از مسئولين را راضي نگه داشته. به همين دليل برنامه ريزي دقيق براي توليد صورت نمي گيرد. در ايران اتفاقات بزرگي مي تواند رخ بدهد، ما مي توانيم مستندات اجتماعي زيادي داشته باشيم، چرا از آيين ها وسنن ايران براي ثبت وقايع اجتماعي استفاده نمي كنيم؟
 
چون متولي ندارد جشنواره ها نبايد به آمار هاي كمي بسنده كنند؛ جشنواره آغاز راه است نه پايان؛
 
با شروع هر جشنواره بايد پروژه هاي زيادي تعريف بشود تا بتوانند پتانسيل هاي مختلف فرهنگي را ماندگار كرد. در جشنواره ها بايد توليد فكر و توليد اثر اتفاق بي افتد.
 
آثار نبايد فله اي توليد شود، بلكه پشت هر اثر بايد يك پژوهش وجود داشته باشد. مسئولين بايد بدانند كه با جابه جا شدن در عرصه فرهنگ هيچ پيشرفتي صورت نمي گيرد بلكه بايد بر مخاطب تاثير گذاشت. متوليان فرهنگي نبايد كارفرهنگي را با تبليغ اشتباه بگيرند؛ چون مسير به سمت نا كجا آباد خواهد رفت.
 
صداو سيما مناسبتي نگاه مي كند/صداو سيما بايد به هنر تجسمي توجه كند
 
متاسفانه صداو سيما به همه چيز مناسبتي نگاه مي كند؛ برنامه هاي صداو سيما صرفا گذراست.
 
صداو سيما كم تر به مباحث هنري مخوصا هنر هاي تجسمي پرداخته ؛در حالي كه هنر تجسمي يك هنر پايه است.
 
صداو سيما بايد برنامه هايي را در حيطه هنر بسازد و در اين برنامه ها در حيطه هنري با كارشناسان اين زمينه گفت و گو شكل بگيرد.
 
عكاسي در ايران دچار سطحي نگري شده/صداو سيما بايد زندگي ونگاه عكاسان را به مخاطب نشان دهد
 
متاسفانه اين اتفاق نمي افتد؛ صداو سيما بايد مباحث عكاسي مستند را به تصوير بكشد و زندگي و نوع نگاه عكاسان را نسبت به جريانات اجتماعي به مخاطب نشان بدهد؛ زندگي عكاسان در سراسر دنيا بايد در يك برنامه به شكل پژوهش گرايانه در رسانه ملي به تصوير كشيده شود تا عكاس ما احساس نكند اين شغل صرفا در ايران سختي دارد.
 
عكاسي امروز در ايران دچار سطحي نگري شده است؛ در كارهاي عكس و هنر مي گوييم فلان قدر و آمار را نشان مي دهيم ؛ وقتي عكاس ديگرآن نگاه درست هنري و معرفتي را نداشته باشد عكس ها ديگر لحظه هارا نمي شناسند.
پربازدیدترین آخرین اخبار