آقاتهراني:‌ هابرماس به خاتمي مي گفت كمي شما كوتاه بياييد كمي هم ديگران/علامه طباطبایی هیچ وقت از لفظ «من» استفاده نکرد
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۸۲۲۳۱
دهه دوم فاطميه - هيئت ميثاق؛

آقاتهراني:‌ هابرماس به خاتمي مي گفت كمي شما كوتاه بياييد كمي هم ديگران/علامه طباطبایی هیچ وقت از لفظ «من» استفاده نکرد

هابرماس به خاتمی مي گفت اگر می خواهید ايران با دیگران ارتباط خوبی داشته باشد، باید کمی شما کوتاه بیایید و کمی دیگران؛ ما نمی توانیم این کار را بکنیم مگر این که حق نباشیم، حق کامل است و بینابین نمی شود ... 
به گزارش خبرنگار فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، شب اول مراسم دهه دوم فاطميه با سخنراني حجت‌الاسلام آقا تهراني در هيئت ميثاق دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار شد.
 
ايشان سخنراني خود را با خطبه حضرت علی (ع) در نهج البلاغه شروع كردند، كه متن كامل سخنراني اين خطيب در ذيل آمده است:
 
من شما دو نفر (حسنین) و دیگر فرزندانم و اهلم و هر کس که نامه ام را می خواند به تقوا وصیت می کنم. تقوا یعنی آدم دارای یک نیروی نگهدارنده و بازدارنده باشد برای کنترل.
 
همه ما قوایی داریم: شهوت، غضب و... . این ها باید تحت ضابطه عقل یا وحی قرار بگیرند تا با ارزش شوند و گرنه باعث گناه هستند، اگر تقوا باشد می توانند از این ها حسن استفاده را بکنند.
 
بسیاری از ظلم ها و ستم ها از غضب بدون کنترل و تحت فرمان نفس است که انسان و دنیا را نابود می کند، لذا امام علی(ع) سفارش موکد می کند به تقوا، بزرگی می گوید تقوی الله یعنی هوای خدا را داشته باشیم، هر کاری که می کنیم به گونه ای باشد که او قطب نما باشد نه حاکمیت مردم و مقام و شهوت.
 
امام (ع) در ادامه خطبه ما را به داشتن نظم در کارهایمان فرا می خواند: «نظم امرکم» و می‌هراساند از این که مبادا دیگران (مخالفان) در نظم از شما جلو بزنند.
 
در ادامه خطبه به اصلاح امور اشاره می کند و خطاب به امام حسن و امام حسین علیهما السلام می فرماید: «من از جد شما دو نفر شنیده ام که اصلاح بین دو نفر برتر است از سالی نماز و روزه.» لذا ایجاد رابطه خوش جزء فرامین اسلامی است. این مساله در قرآن هم بیان شده است که صلح بین مومنان و اهل ایمان باعث ایجاد برادری می شود.

در نظام حقوقی اسلام اصالت با جامعه است، یعنی همیشه مصالح جمع بر فرد مقدم است. اگر مصلحت فرد و جمع باهم متعارض باشد، باید مصلحت جمع را اجرا کرد. اما اگر مصالح جمع با مصالح اخروی و دینی فرد متضاد باشد، ارجح نیست.
 
فدا کردن خود برای جمع در صورتی که خودمان هم فدا شویم درست نیست. در اصول کافی، مسائل جمعی بسیار مطرح شده است مثل باب العشره که بحثش از بحث توصیه بیشتر است. مسائلی چون آداب معاشرت، قرض دادن، مریض دیدن و ... و فرد در قالب جمع به مصالح خود می رسد، مثل عبادات جمعی، خمس، زکات، ولیمه و... .

از امام حسن مجتبی(ع) نقل کرده اند که حضرت از خواب بیدار می شود و می بیند حضرت زهرا علیها السلام در حال نماز است و برای دیگران دعا می کند. ایشان از مادر گرامی خود می پرسند چرا هیچ دعایی برای خودمان نکردی مادر؟ حضرت زهرا علیها السلام فرمود: اول همسایه بعد خودمان.
 
علامه طباطبایی (ره) هم هیچ وقت برای خودش دعا نکرد، هیچ وقت از لفظ «من» استفاده نکرد و فقط می گفت «بنده.»

هنگام خلقت انسان فرشتگان گفتند این انسان مصلح نیست، مفسد است. خداوند فرمود من چیزی می دانم که شما نمی دانید. آن مساله چه بود؟

آیا در مسائل اجتماعی خط قرمز هم داریم؟ در دو آیه «محمد رسول خدا است با دشمنان سخت برخورد می کند ولی بین خودشان با رحم رفتار می کند» و «حضرت ابراهیم بهترین الگو است و کسانی که همراهش هستند، هنگامی که به قومش گفتند ما از شما و چیزهایی که می پرستید بیزاریم و بری هستیم و به شما کافریم و آشکار شد بین ما و شما دشمنی و تنفر تا قیامت، تا ایمان بیاورید به خدا» ما خط قرمز داریم.
 
باید با کافران حرف زد، ممکن است آن ها ندانند و باید آگاهشان کرد اما اگر می دانند و در برابر حق ایستاده اند باید مقابله کرد و چون لجاجت و دشمنی می کنند دیگر صحبت و طرح دوستی جایز نیست و نباید در مقابل آنها کوتاه آمد. این یعنی خط قرمز.

وقتی می گوییم مقابله کردن با یک نفر که کافر است در این راه، تشخیص حق و باطل چگونه است؟ هر دو باید به دنبال حق بروند و به آن برسند، اگر یکی قبول نکرد آن باطل است. یعنی کسی که با دلیل و برهان و رفتن به دنبال حقیقت قانع نمی شود. حق چیزی است که بستری واقعی دارد و زاده ی وهم و خیال نیست. تعریف حق و باطل بسیار در قرآن آمده است و حتی به علما هم توصیه شده که مبادا حق و باطل را اشتباه بگیرند. باطل زشت است و روکش زیبایی دارد و برای همین هم افراد را گمراه می کند ولی حق یکی است و نسبی نمی باشد.

وقتی هابرماس در دولت خاتمی برای گفت و گو به ایران آمد گفت اگر می خواهید جمهوری اسلامی با دیگران ارتباط خوبی داشته باشد، باید کمی شما کوتاه بیایید و کمی دیگران. این حرف شاید برای او چیزی نباشد ولی ما نمی توانیم این کار را بکنیم مگر این که حق نباشیم. حق کامل است و بینابین نمی شود. ما اگر می خواهیم سر چیزی بایستیم باید باور کنیم که حق است و گرنه تردید به همراه خواهد داشت. برای جنگ مقابل باطل باید به حق ایمان داشته باشیم و گرنه از تیغ شمشیر می ترسیم.

امام حسین علیه السلام هم همه را با خود به جنگ نبرد. وقتی کار به جهاد رسید، امام هرکسی را که تنها کسانی که به حق باور داشتند ایستادگی کردند.

اگر راجع به آیات سوال داریم باید برویم و ابهام را برطرف کنیم و گرنه به مشکل بر می خوریم. قبل از لغزیدن باید اعتقادات خود را محکم کنیم. خداوند در اشکال مختلف انسان را امتحان می کند، نباید از نمره آوردن در هرکدام از آنها احساس غرور کنیم چون امتحان ها در دوره های مختلف وجود دارند و گذر از آنها سخت است. بسیاری بوده اند که در طول راه و آخر راه ریزش کرده اند و در پایان چیزی از آنها نمانده است.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار