«نارنجي‌پوش»؛ تجربه‌اي قابل تامل در كارنامه مهرجويي
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۸۳۰۴۱
نقد و تحلیلی بر فیلم‌هاي در حال اكران؛

«نارنجي‌پوش»؛ تجربه‌اي قابل تامل در كارنامه مهرجويي

«نارنجی پوش»، بویژه با آن سکانس آغازینش که تأثیرگذاری و شروع قدرتمند و جالبی را برای بیننده به ارمغان می‌آورد، در مجموع تجربه قابل تأمل و توجهی در کارنامه مهرجویی محسوب می‌شود.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ کیست که با آثار داریوش مهرجویی، کارگردان باسابقه سینمای ایران محشور و مألوف باشد و نداند و حس نکند که دوران جدید فیلمسازی او دیگر کمتر رنگ و بویی از فیلم های سال های دور او  را دارد؛ نشانه های آشنای او در آثار بزرگش را دیگر به سختی می‌توان در این محصولات متأخر جستجو کرد.

نگاهی به کارنامه مهرجویی چه پیش و چه پس از انقلاب و از «گاو» گرفته تا «اجاره نشین ها» و از «لیلا» گرفته تا «سارا» و «پری» و ... گویای این حقیقت است که فیلم‌های مهرجویی همیشه و کمابیش، سرشار از دغدغه های روشنفکری و عقبه فلسفی و سینماورزی گرم و پرتلاطمی بوده که در نقطه اوج و لحظه ماندگارش به هامون منتهی شده است.

گر چه تمام این روند فیلمسازی چه در لحن و ساختار و چه در مضمون و محتوا همیشه چالش‌برانگیز بوده و از موقعیت‌های پر دغدغه و دیالوگ ساز در طول تاریخ سینمای ایران و در میان اهالی جامعه منتقدان سینمایی و نیز حتی بین اهالی فکر و فلسفه و فرهنگ برخوردار.
 
اما فیلمی همچون «نارنجی پوش» و قبل تر از آن، اپیزود اول فیلم «طهران- تهران» و یا فیلم «آسمان محبوب»، همگی فاصله ای بعید و اختلافی فاحش با آن جریان فیلمسازی دارند که مختصاتش را برشمردیم.

در فیلم نارنجی پوش، فضا حالتی آبزورد پیدا کرده و یک شبه فانتزی ملتهب، بن مایه اصلی کار شده است.

گر چه در همین نوع از رویکرد فیلمسازی هم می توان نگره ها و اشارت هایی از یک عقبه فکری را دید و یا جذابیت های ساختاری و روایی و رندی های فیلمساز را در ساخت و ساختار و مضمون و محتوا ردیابی کرد، اما واضح است که دیگر از آن دنیای هامونی و پریایی و سارایی و ... خبری نیست؛ آن چنان که باید و شاید.

در فیلم «نارنجی پوش» در بستر یک داستان کوچک و محدود و به ظاهر عادی، یک معضل و مقوله زیست محیطی و البته فرهنگی مورد نقد و تحلیل قرار می گیرد.

مسئله آشغال زایی و آلوده شدن محیط زیست توسط انسان؛ موضوعی که تم اصلی فیلم می شود و با موقعیت بغرنج یک خانواده کوچک گره می خورد و از تلفیق این دو حوزه، فضایی فراهم می آید که مخاطب بتواند خود را در برابر یک ملودرام زیست محیطی بیابد.

«نارنجی پوش» از ریتم خوبی در درام و روایت برخوردار است و گر چه به نظر می رسد در پرداخت داستانش دچار یک التهاب و عجله نه چندان قابل قبول شده که به نرم افزار فیلم آسیب رسانده، اما باید گفت فیلم کماکان از آن حس شیرین و شرقی رندانه های کارگردانش تهی نشده است.

«نارنجی پوش»، بویژه با آن سکانس آغازینش که تأثیرگذاری و شروع قدرتمند و جالبی را برای بیننده به ارمغان می آورد، در مجموع تجربه قابل تأمل و توجهی در کارنامه مهرجویی محسوب می شود.

ای کاش کارگردان باتجربه و دنیادیده سینمای ایران با آن کوله بار خاطره انگیز و کم نظیر فیلم های تفکرآمیز و فیلسوفانه اش و البته با آن شیرینی رندانه فیلم هایش، بار دیگر به دنیای دیدنی و پرچالش «لیلا» و «هامون» برگردد و مخاطبانش را به آن رویاهای ناب رهنمون شود.

هر چند «نارنجی پوش» با همین مختصات و ویژگی ها هم دیدنی است.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار