دعا براي شفاي بيماران
محمدرضامحقق
"به کوري چشم منتقدان کور،همين شيوه فيلمسازي را ادامه ميدهم".( بخشي از گفتههاي ابراهيم حاتمي کيا در مواجهه با منتقدين فيلم دعوت،در گفت و گو با يکي از خبرگزاري ها).
فکر مي کنم اولين و آخرين نکته اي که درباره اين نوع اظهار نظرهاي خام و متعصبانه به ذهن مي رسد اين است که بايد فاتحه آن نوع از فيلم سازي را خواند که به خاطر و بنابر کوري کسي از جمله منتقدين آن هم از نوع کورش است!
چه باشعور بوده اند کاشفان فروتن نظريه مرگ مؤلف و چه سر در گمند آنان که چنين امري را برنمي تابند. جناب کارگردان به جاي اينکه اجازه دهد فيلمش از موجوديت هنريش دفاع کند،البته اگر بتواند،خودش را الصاق کرده به اثرش و اين طرف و آن طرف براي اين و آن حکم صادر مي کند!
واقعيت اين است که سينماي ايران بيشتر از آنکه سينماي هنري و ارزشي باشد، سينماي حواشي است و آدم هاي اين سينما بيشتر با حواشي خود و فيلم هايشان حضور دارند تا خود آثار سينمايي.مثالش هم همين نوع برخورد کارگردان فيلم دعوت. واقعا تعجب و تاسف انگيز است. انگار با يک آدم مبتدي بي تجربه روبروييم که با غرور جواني فيلم بدي ساخته و چون منتقدان مستقل –اجازه مي دهند اين صفت را حداقل به بخشي از منتقدين فيلم منتسب کنيم يا همه را از يک قماش و عقده اي و کور مي دانند؟!-آن را بر نتابيده اند و تيغ نقد را بر آن آختهاند،به عصبيت و فحاشي رو آورده است.
اهالي اين سينما کي قرار است به يک مراوده و تعامل منطقي و مؤدبانه روي آورند و ظرفيت هاي خود را بالا ببرند؟
دوست عزيز کارگردان!فيلم بدي ساختهاي . اما اين بدين معنا نيست که تو عموما کارگردان بدي هستي . تو بايد از تندي و گزندگي اين نقدها خوشحال باشي و از آنها بهره مند. شايد نشانه آن باشد که هنوز براي مخاطبت،چه منتقد کور و بينا و چه مردم عادي، مهم هستي و به چشم ميآيي و هنوز به بايگاني سپرده نشدهاي.واقعا اين بديهيات را بايد توضيح داد؟!
دعوت؛ فيلم لوس،بي مايه،کشدار و زشتي است. اساسا مي شود گفت هيچ فضايي ندارد جز تصاويري الصاقي به هم تحت عنوان اپيزود که نه شخصيت پردازي به همراه دارد و نه حس و حا لي در پي. اغلب آدم ها و رفتارهايشان ادا است.يک بازي خام دستانه و بي جذابيت و گنگ.
در مقابل چنين معجوني، نه توهين به منتقدين به جايي مي رسد و نه صدور بيانيه و مصاحبه و... . ما نيامده ايم که منويات شما را از خلال سخنراني هايتان بشنويم. ما مخاطبان سينماييم و دوست داريم فيلم خوب روي پرده ببينيم.همين!
ظاهرا اين جماعت منتقد وقتي مهاجر،از کرخه تا راين و آژا نس شيشه اي را تحويل گرفتند کاملا بينا بودند و به ناگه در حول وحوش اکران به نام پدر و موج مرده و دعوت،قدرت بيناييشان را از دست دادند!
شخصا هيچ وقت حاضر نيستم عمرم را صرف تلافي کوري و بينايي کسي بکنم و به آقاي کارگردان هم تنها همين توصيه را دارم . هرچند هنر بي رحم و جذاب سينما، فرصتي براي اين گونه روضه خوانيها به کسي نمي دهد! /انتهاي پيام/