کد خبر:۱۸۳۵۹۱
نشست ادبيات در دانشگاه امام صادق-1
سالاري: در يكي از نمايش هاي تئاتر فجر اعلام شد كاش بجاي انرژي هسته اي قمارخانه تاسيس مي كرديم
اين وسط فقط يك ديوانه است كه از انرژي هستهاي دفاع ميكند؛ بقيه اي كه روي سن هستند و لت و پار شدهاند ميگويند چه غلطي كرديم كه...
به گزارش خبرنگار فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، ديشب در دانشگاه امام صادق (ع) و در نشست ادبيات انقلاب اسلامي، حرف هاي جالبي زده شد؛ از اميرخاني و سالاري گرفته كه حكومت فراماسونرها را بر هنر ايران فرياد مي زدند؛ تا فاضل نظري كه مدام به دانشجويان امام صادق(ع) مي گفت؛ بچه ها قدر اين دانشگاه را بدانبد.
ديشب بيشتر از اينكه «شب شعر» باشد «شب وعظ» بود.
متن صحبت هاي محمود سالاري رئيس سابق بنياد ادبيات داستاني به اين شرح است:
در يكي از نمايش ها بسيجي را به عنوان يك متجاوز به عنف نشان داده اند!
من مي خواهم سه تا قصه تعريف كنم؛ قصه اول اين است كه صحنه تاريك است و ميبينيم يك خانم با تودهاي از لباس دارد ديالوگ ميگويد.
آرام آرام از ديالوگها ما مي فهميم كه اين لباسها متعلق به يك متجاوز به عنف است و ديالوگ جلو ميرود، جلو ميرود تا آرامآرام وارد فضايي ميشويم كه ميفهميم صاحب لباسها عجب انسان پليدي بوده است و بعد هم ساليان سال است كه كشته شده .
نور كه ميآيد؛ از ديالوگهايي كه در كنار اين جمع با آمدن آدمهاي ديگر چيده ميشود؛ ميفهميم كه اينها دارند درباره يك بسيجي صحبت ميكنند اين يكي از نمايشهايي است كه كه در جشنواره اجرا شد.
نمايشنامه اي مي گفت: داير كردن قمارخانه از انرژي هسته بهتر است
داستان دوم داستان يك انفجار در يك نيروگاه اتمي است؛ در حين انفجار عدهاي لت و پار شدهاند.
نيروهاي امنيتي ريختهاند نگذارند كسي از آنجا بيرون برود؛ خبرنگارهايي كه ميخواهند خبر را مخابره كنند توسط نيروهاي امنيتي خفه ميشوند.
در اين وسط فقط و فقط يك ديوانه است كه از انرژي هستهاي دفاع ميكند؛ بقيه كساني كه روي سن هستند و لت و پار شدهاند و تششعات آنها را گرفته است؛ ميگويند: چه غلطي كرديم كه انرژي هستهاي خواستيم كاش قمارخانه تاسيس ميكرديم؛ فقط يك ديوانه ميتواند دنبال انرژي هستهاي باشد اين يكي ديگر از كارهاي جشنواره است كه من خودم ديدم و در جشنواره تئاتر فجر اجرا شد.
نميتوانم بگويم اينها انتخابهاي تصادفي است. در مملكتي كه ما اين همه براي انرژي هستهاي بها پرداخت ميكنيم،راهپيمايي ميكنيم، تحريم ميشويم؛ مردم تورم را تحمل ميكنند تا كاري در جشنواره روي سن بيايد كه بگويند فقط يك ديوانه ميتواند از انرژي هستهاي دفاع كند و اگر قمارخانه تاسيس كرده بوديم بهتر بود؟
من ميخواهم گستره ادبيات انقلاب را باز كنم و بگويم زبان انقلاب اسلامي چيست؟
در سمفوني انتظار بعثت و ظهور به تيرگي به تصوير كشيده شده
سومين قصه من قصه يك سمفوني است به اسم سمفوني انتظار؛ سمفوني از قصه حضرت آدم شروع ميشود،روايتي كه از حضرت آدم ميگويد روايت تورات و عهد عتيق است قصه جلو ميآيد تا رسول خدا به دنيا ميآيد؛ ناگهان تم سمفوني به شدت افت ميكند ميرود در سياهي، در كبودي طراوت از آن گرفته ميشود در حالي كه وقتي عيسي به دنيا آمده بود رنگ و لاعاب سمفوني و جنس اجرا چيز ديگري است و طي اين اجرا اتفاقات ديگري ميافتد تا زمان ظهور حضرت ولي عصر.
فكر ميكني اين تيرگي و خمودي و تاريكي كه سازها همه دارند ناله ميكنند الان براي ظهور رنگش عوض ميشود؛ در حالي كه قصه به ظهور كه ميرسد فاجعه بدتر ميشود با خودت ميگويي اين چه سمفوني انتظار است اينجا ايران است يا در وين اوركس ميبينيم.
فرهنگيان ما بايد وارد كار اجرايي بشوند و هنر را نجات دهند
از اين دست مثالها خيلي دارم بزنم!.آقاي نظري نزديك تر است به حوزه هنري و ما خوشحاليم كه فرهنگيان ما ايثارگرايانه كار اجرايي ميپذيرد؛ ايثار است كسي كه ميتواند كار فرهنگي بكند كار اجرايي هم قبول بكند و من از آقاي نظري تشكر ميكنم.
من در جشنواره 170، 180 فيلم ديدم يكي از يكي فاجعتر.
نمايشنامه اهانت به مليت ايران از دانشگاه سوره نمره 18 گرفت
يكي ازآثاري كه من ديدم اين بود كه دو سه تا گربه هستند كه در يك سطل آشغال بزرگ دارند در هم ديگر ميلولند و تكهاي كاغذ زير دست و پاي اينها در حال مچاله شدن است.
دوربين كم كم ميآيد عقب و ما ميفهميم ما در يك سطل آشغاليم و ميفهميم آن تكه كاغذ نقشه ايران است كه دارد در آن سطل لاي پاي اين گربهها مچاله ميشود.
دوربين كم كم ميآيد عقبتر تا ميبينيم روي سطل آشغال نوشته سازمان تبليغات اسلامي.
اين كار پاياننامهاي است كه در دانشگاه سوره كار شده و نمره 18 گرفته است. من اصلا نميتوانستم با اين قضيه كنار بيايم كه چنين كاري در دانشگاه سوره و زير نظراساتيد كار شده است دانشگاهي كه قرار است از آن شهيد آويني در بيايد كاري كه روي سطل آشغال نوشته سازمان تبليغات اسلامي.
باكري و زين الدين را فراموش كردند؛ بسيجي را چماق به دست مي شناسند
خيلي مهم است كه من و شما داريم در جامعهاي زندگي ميكنيم كه بسيجي را آن طور در تئاتر نشان ميدهد.
من به كارگردان آن كار گفتم تعريف شما از بسيجي چيست؟ ديدم تعريف ايشان اين چماق به دستهايي است كه سال 88 مردم را در خيابان ميزدند.
جفايي از اين بالاتر ميشود به بسيج كرد؟ ظلم از اين علنيتر؟ ما شهيد همت را با آن عظمت نبينيم، زينالدين را نبينيم، باكري را نبينيم و اين طور روي صحنه از شهدا و از بسيج انتقام بگيريم.
تك تكتان مسئوليد.
يك دانهتان در جبهه فرهنگي انقلاب حضور نداريد. وقتي تئاتر در جشنواره برگزار ميشود با بايد بگرديم يكي مثل شما پيدا كنيم.
نيستيد، كجاييد؟ رگ گردنتان براي يك خال مو كه بيرون است ميزند بيرون! اما بنيانهاي اعتقادي را زير كه زير سوال ميبرند نه؟
همه تان مسئوليد همهمان مسئوليم هر كسي به اندازه فهمش.
اثر تبارشناسي دروغ اثر گروتسكو دو شب اجرا شد با بازي بهاره رهنما.
ميخواهم صادق و ملموس حرف بزنم. در اين كار آدم و حوا را نشان ميدهند كه در بهشت از ابتدا به هم دروغ گفتند و شروع كار با اين دورغ است و آدم و حوا دائم به هم دروغ ميگويند. داستان ميآيد تا ميرسد به رسول الله اين هم دارد دروغ ميگويد.
باورتان ميشود در مملكت اسلامي ما در اخبار ميشنويم فلان كشيش قرآن را آتش زد؟
سعدي در همبن رابطه؛ يك حكايتي دارد درباره كسي كه مشغول رصد ستارهها و كهكشانهاست و در همان حال خانهاش را دزد ميبرد.
تو در اوج كيهان چه داني كه چيست
نداني چو اندر سراي تو چيست
همه تان مسئوليد همهمان مسئوليم هر كسي به اندازه فهمش.
هر كه او آگاهتر رخ زردتر
هر كه او بيدارتر پردردتر
از اين مثالها بسيار است چه در سينما و چه در تئاتر
محمد رضا حكيمي به من گفت فرهنگ ايران به دست فراماسون ها افتاده
يك زماني آقاي محمدرضا حكيمي به من جملهاي گفتند كه من آن موقع باور نكردم، به من گفتند كه در اين مملكت رسانهها و هنر دست فراماسونرهاست! من آن موقع باور نكردم و مسخره كردم و گفتم شما چقدر بدبين هستيد. اما ايشان گفتند تو به اين خواهي رسيد.
نميتوانيم بگوييم اينها اتفاقي است نميخواهم توهم توطئه داشته باشم قصههايي كه تعريف كردم اجرا شدهاند و در جشنواره حضور داشتهاند و فيلمهايشان موجود است. قصه ما همين امسال است نه 10 يا 20 سال پيش؛ اين اتفاق ها در زمان منافقين نيفتاده؛ اينها همين امسال در جشنواره تئاتر فجر اجرا شدهاند.
همهتان مسئوليد! هر كسي به اندازه بضاعتش هر كس به اندازهاي كه قدمش و زبانش برد دارد.
تهاجم فرهنگي يك قصه نيست يك توهم نيست حقيقتي است كه دارد اتفاق ميافتد و واقعيت محض حوزه فرهنگي ماست.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰