عافي: اگر خاطرات كردستان را مي نوشتم 1000 صفحه مي‌شد
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۸۴۱۸۷
بيست و پنجمين نمايشگاه يار مهربان؛

عافي: اگر خاطرات كردستان را مي نوشتم 1000 صفحه مي‌شد

نويسنده كتاب «نورالدين پسر ايران» با بيان اينكه اين كتاب خلاصه اي از سرگذشت زندگي ام است، گفت: اگر مي‌خواستم همه خاطراتم را بيان كنم، چندين كتاب مي‌شد؛ مثلاً خاطرات كردستان شايد 1000 صفحه مي‌شد.
به گزارش  خبرنگار فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، نشست خبري كتاب «نورالدين پسر ايران» كه خاطرات نورالدين عافي از زمان دفاع مقدس است، صبح امروز در انتشارات سوره مهر واقع در بيست و پنجمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران با حضور نورالدين عافي،‌ راوي كتاب و معصومه سپهري، نويسنده برگزار شد.

نورالدين عافي در ابتداي اين نشست گفت: بسيار خوشحالم كه اينجا هستم و اين كتاب توانسته جايگاه خوبي پيدا كند؛ همچنين از اينكه اين كتاب بين جوانان‌ جا باز كرده است بسيار خرسندم و اميدوارم كه با همياري سوره مهر توفيقات اين كتاب از اين بيشتر شود.

راوي كتاب «نورالدين پسر ايران» در ادامه افزود: نگارش اين كتاب از تابستان سال 83 توسط سپهري آغاز شد و حدوداً هفت سال طول كشيد تا اين كتاب آماده چاپ شود.

وي با بيان اينكه اين كتاب خلاصه اي از سرگذشت زندگي ام است، گفت: اگر مي‌خواستم همه خاطراتم را بيان كنم، چندين كتاب مي‌شد؛ مثلاً خاطرات كردستان شايد 1000 صفحه مي‌شد.
 
عافي افزود: اين كتاب خلاصه‌اي از جنگ است؛ به طوري كه فرض كنيد جنگ مانند يك باغ است و اين كتاب ميوه‌اي از اين باغ بزرگ.

راوي كتاب «نورالدين پسر ايران» در خصوص دست نوشته مقام معظم رهبري بر اين كتاب گفت:‌ من اصلاً فكر نمي‌كردم كه حضرت آقا با مشغله زيادي كه دارند اين كتاب را خوانده باشند.

وي افزود: وقتي آقا را ديدم، ايشان به من گفتند كه اين كتاب را زماني كه مي‌خواستم، بخوابم، مي‌خواندم؛ از ايشان خواستم كه براي اين كتاب يادداشت بنويسند كه ايشان گفتند من درباره صفحه صفحه آن براي خودم نوشته‌ام.

عافي افزود: خيلي خوشحالم؛ چون اصلاً فكر نمي‌كردم كه اين اتفاق بيفتد، اما دست خداوند همراه من بود.

راوي كتاب «نورالدين پسر ايران» بيان داشت: خاطرات من چيزي نبود كه آقا را سرگرم كند، اما اين عنايت پروردگار بود.
 
وي با نقل خاطره‌اي از همسرش گفت: سال 63 ازدواج كردم و دو سه بار بيشتر همسرم را نديده بودم كه به جبهه رفتم؛ سه چهار ماه بعد از حضور در جبهه مي‌خواستم با همسرم احوال‌پرسي كنم كه به قصد تلفن زدن به دزفول رفتم، اما صف طولاني بود و نتوانستم.

عافي افزود: آن زمان براي هر دقيقه صحبت 250 تومان مي‌گرفتند؛ 500 تومان دادم تا بتوانم دو دقيقه با همسرم صحبت كنم، اما وقتي ايشان گوشي را برداشت، هر چه خودم را معرفي كردم، مرا نشناخت و دو دقيقه صحبتم هم تمام شد.

راوي كتاب «نورالدين پسر ايران» گفت: بعد از يك عملياتي كه مجروح شدم همسرم در بيمارستان به ملاقاتم آمد، من حتي قيافه همسرم هم يادم رفته بود و هر وقت مي‌خواستم ايشان را به ياد بياورم ياد دختر همسايه‌مان مي‌افتادم كه در بچگي با هم همبازي بوديم.

وي بيان داشت: حتي وقتي همسرم به ملاقاتم آمد، او را نشناختم.
 
عافي افزود: اين زنان بودند كه در زمان جنگ بيشتر از رزمنده‌ها سختي ‌كشيدند و وفادارانه به پاي همسران‌شان نشستند.

راوي كتاب «نورالدين پسر ايران» در پايان گفت: من ممنون همسرم هستم و تا عمر دارم خودم را مديون زحمات او مي‌دانم.
پربازدیدترین آخرین اخبار