کد خبر:۱۸۴۳۶۶
گفتوگوي تفصيلي اطيابي با «خبرگزاري دانشجو»:
مديران وزارت ارشاد و خانه سينما 20 سال من را سركار گذاشتند/ حوزه هنري! «ريسماني نزديك تر از رگ» آماده است نياز به حمايت و اكران دارد
كارگردان فيلم «ريسماني نزديك تر از رگ» گفت: به حوزه هنري پيغام مي دهم كه اين فيلم ترجمه شده و آماده است و نياز به حمايت و اكران دارد.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ چند هفته قبل بود كه خبر استقبال مردم لبنان از فيلم ريسماني نزديك تر از رگ در رسانه ها منتشر شد و تازه همه متوجه شدن كه مسعود اطيابي اين فيلم را كارگرداني كرده.
فيلمي كه به گفته خودش درباره مقاومت و آزادگي است كه هميشه دغدغه اش بوده.
سيدمسعود اطيابي متولد 1343 گلپايگان، فارغالتحصيل دوره مديريت توليد از مؤسسه آموزش عالي سوره است. اطيابي فعاليت فيلمسازي را از سال 1364 با فيلمبرداري از جبهه هاي جنگ آغاز كرد.
سابقه كارگرداني و تهيه كنندگي 15 فيلم را تا به حال در كارنامه خود داشته است.
به همين خاطر به سراغ اطيابي رفتيم تا حرف هايش را در مورد فيلم جديدش بشنويم.
متن زير متن كامل مصاحبه تفصيلي «خبرگزاري دانشجو» با مسعود اطيابي است ...
فيلم درباره مقاومت بيداري اسلامي و آزادگي است، خيلي علاقه داشتم كاري حماسي انجام بدهم و از طرف ديگر دلم مي خواست كاري كه انجام مي دهم ترجمه درست هنري و تصويري از بحث مقاومت و بيداري باشد.
فيلمي كه ترجمه واقعي مقاومت باشد تا به حال نداشتيم
در آثار سينمايي فيلمهاي زيادي درباره مقاومت، بيداري و دفاع مقدس ساخته شده است اما فيلمي كه ترجمه مقاومت باشد نديدم، تصميم گرفتم فيلمي بسازم كه ترجمه و معناي تصويري مقاومت را نشان دهد و بگويد مقاومت اسلامي چگونه است و چه تعريفي دارد.
دغدغه شخصي من باعث ساخت اين فيلم شد و بحث بيداري اسلامي بحث جدي است كه بايد در تاريخ آن را جست و جو كنيم به اين معنا كه بخشي در زمان حال و بخش ديگر آن در آينده شكل ميگيرد و آنجايي كه مسلمانان خواب بودند و چه چيزهايي را از دست دادند بسيار مهم است و چه بزرگاني تشر زدند و سعي كردند مردم را بيدار كنند و تاثير گذاشتند و بعضي نتوانستند بيدار شوند اينها هنوز دغدغه من است.
به هر حال ما انقلاب كرديم براي احقاق حق و پشتيباني از حق، براي اينكه قدرت داشته باشيم و به ما تعرضي نشود و ما براي حمله اشغال و قتل و غارت انقلاب نكرده ايم، بنابراين ترجمه غلطي از انقلاب ما صادر شده و تمام دنيا تلاش در غلط نشان دادن انقلاب ما دارد.
هنرمندان بايد ساختن فيلم در خصوص مقاومت را وظيفه خود بدانند
به عنوان يك هنرمند وظيفه خود ميدانم كه حتماً سهمي در ترجمه مقاومت و بيداري و هوشياري اسلامي داشته باشم.
كتابي به دستم رسيد به واسطه آقاي مرتضي شمس، مدير دفتر نمايندگي صدا و سيما در بيروت، تحت عنوان «ريسماني از جنس دل» نوشته عبدالقدوس الامين اين كتاب حاوي چند قصه واقعي بود كه توسط يك رمان نويس لبناني نوشته شده است و ترجمه آن كتاب در كتاب جمهوري اسلامي ايران سال 89 برنده جايزه كتاب سال شد.
از ميزان قصههاي كه در آن خواندم چندين قصه خوب و قشنگ به چشمم خورد مانند داستان كشتار سُهمر كه در سال 1984 اسرائيليها شهر كوچك سهمر را در بخش غرب تسخير ميكنند و حدود سي نفر از مردان آن روستا را به اسارت ميگيرند و آنها را به رگبار ميبندند و نزديك به 24 نفر به شهادت ميرسند.
در آن كتاب من به دنبال اين بودم كه ببينم كدام داستانها ترجمه مقاومت اسلامي بوده است، سه تا قصه كوتاه پيدا كردم و با چند نويسنده ايراني صحبت كردم كه آقاي جعفر حسني كه سابقه دوستي با ايشان داشتم كار فيلمنامه نويسي فيلم را انجام دادند كه با بازنويسي بنده آنچه را كه مي خواستم پيدا كردم.
«ريسماني نزديكتر از رگ» فيلمي است كه لبنانيها آن را باور ميكنند
ميخواستم فيلمي بسازم كه با ادبيات و دفاع لبنانيها همراه باشد و مردم لبنان زماني كه آن را مشاهده ميكنند، باور كنند.
ساختار فيلم ساختاري عربي است كه براي لبنانيها باورپذير است و در افتتاحيه بيش از انتظار من جمعيت اومده بود و همه به عنوان يك فيلم بزرگ از آن ياد مي كردند، پس از چند روز اكران افزايش سالن داشتهايم و مخاطبانش نيز خوب بود.
نزديك دو ماه از اكران ميگذرد و هنوز فيلم در مناطق شمالي اكران نشده است و در نوبت اكران هستند ولي چون به تازگي فيلم 33 روز اكران شده بايد برنامهريزيها به گونهاي باشد كه لطمهاي به فيلم 33 روز نخورد تا الان در 8 سالن بزرگ اين فيلم در حال نمايش است و به اندازه جمعيت شهر اكران عالي بوده است حتي در مقابل فيلم آمريكايي كه در حال اكران است.
براي ساخت قصد داشتم از عوامل ايراني استفاده كنم، اما براي واقعي تر شدن از بازيگران لبناني كه اكثراً مسيحي هستند استفاده كردم، فيلمبردار و طراح گريم از ايران بردم، در تصويري كه از مقاومت در فيلم نمايش دادم به هيچ عنوان گلولهاي به دشمن نميخورد و به هيچ وجه كسي كشته نميشود و زجر نميكشد.
در اين فيلم دشمن را نميبينيم به اين معنا كه زماني كه ميگوييم ميخواهيم ترجمه مقاومت را نشان دهيم يعني ميخواهيم بگوييم ناراحتيم و ما آدمكشي را دوست نداريم، جنايت را دوست نداريم اگر دفاع ميكنيم و خانهامان را روي سر دشمن خراب ميكنيم به دليل اين است كه ناراحتيم و مجبوريم خانه را روي سر دشمن خراب كنيم.
در فيلم «ریسمانی نزدیکتر از رگ» دفاع ميبينيد و آدمي كه خانهاش توسط دشمن تصرف شده و او از منطقه خارج نميشود و ميايستد، مقاومت ميكند و اين مقاومت 16 سال زمان ميبرد، رژيم صهيونيستي زمينگير ميشود و عاملي كه باعث زمين گيري رژيم صهيونيستي ميشود مقاومت است اگر مقاومت وجود نداشت اسرائيل تا كجا رفته بود؟ مشخص نيست!
همين الان آنها براي خود هر سلاحي را قانوني ميدانند و اگر خودشان مسلح باشند خطرناك نيستند، آنها متجاوز هستند.
خيلي ها كه در ايران ادعا دارند هنوز براي تماشاي اين فيلم نيامده اند
ما ترجمه درستي بايد از مقاومت داشته باشيم و اين دغدغه باعث ساخت «ريسماني نزديكتر از رگ» شد و چون بسيار دوست داشتم این فیلم را تهیه کردم و بسيار علاقه مند هستم در ايران به نمايش درآيد و متاسفم كه این فیلم دير اكران ميشود. اكران فيلم بدون كمك نميشود و اصلاً خيلي ها كه ادعا دارند نرفتند این فيلم را ببينند.
حوزه هنري امسال دم از حمايتهاي ارزشي ميزند و آيا مگر فيلم «سيب و سلماء» فيلم ارزشي نيست؟! اين نحوه اكران است؟!
شما براي يك فيلم خاص به خاطر فيلمسازش چند ميليارد هزينه ميكنيد، به زور به سازندهاش پاداش ميدهيد اما يك فيلم خوب ديگري وجود دارد که چون سازنده آن خيلي مورد نظرشان نيست فيلم را مهجور اكران ميكنند.
حوزه هنري كه ادعاي اكران فيلمهاي ارزشي دارد چرا براي اكران فيلم من كاري نمي كند؟
من به حوزه هنری كه ادعاي حمايت از فيلم ارزشي را دارد می گویم: ترجمه مقاومت آماده است و آيا غير از اين است كه حوزه هنري باید ترجمه مقاومت را نمايش بدهد.
حوزه هنري كجاييد؟
با ترجمه اصلاحي مقاومت چي كار ميخواهيد بكنيد؟ اگر مشابهاش است آن را نمايش بدهيد ولي اگر نداريد اين فيلم موجود است.
من اطيابي به حوزه هنري پيغام مي دهم ترجمه مقاومت آماده است و اثر خوبي براي نمايش است نياز به حمايت و اكران دارد.
امارات و مراكش در اكران اين فيلم از كشور ما جلوتر رفتهاند آنها بيدارترند يا مسئولان ما؟
این فیلم باید دوبله، تبليغ و حمایت شود، سالن در اختيارش قرار بگيرد و نمايش داده شود.
بنياد فارابي در اين زمينه سكوت كرده و آنها منتظر هستند كه من درخواست كنم، اما من درخواست كننده نيستم بلكه آنها بايد درخواست كنند.
ما با ادعا كاري نميكنيم، مشكل ما اين است كه در جامعه كنوني مان كار با ادعا پيش ميرود در حالي كه با ادعا نيست بلكه با عمل است.
كار ترجمه فارسي را انجام داده ایم و اين كار براي دوبله آماده است و دوبله آن را صدا و سيما قبول كرده كه هزينه كند و من توقعم بود كه مراكز ديگري جلو بيايند اما اين اتفاق نيافتاد.
دستمزد من در اين فيلم از دستمزد يك دستيار كارگردان هم پايين تر بود
دستمزد من در اين فيلم كمتر از دستمزد دستيار كارگردان در سينمايي ايران بود ولي چون فيلم را براساس دغدغه شخصي ام ساختم، برايم مهم نبود.
بعضي وقتها كشورهاي غربي با ساخت فيلمهاي به نفع ما كار ميكنند و همینطور ما هم بعضي اوقات با دست خودمان به نفع دشمن كار ميكنيم.
آثار سينماي غرب در رابطه با مسائل مقاومت و ترجمه غلط آن با عنوان تروريست در غرب، جواب منفي ميدهد زيرا آنها خود فيلمهايي با موضوع تجاوز و لشگركشي به كشورهاي ديگر، كشتن بچهها و افراد ديگر و غيرنظامي و مظلوم نمايي ساختهاند.
ساخت فيلم هايي كه بنيان خانواده را سست نشان مي دهد در سينماي ما به ارزش تبديل شده
در خصوص ساختن فيلم هايي با كه بنيان خانواده ها را سست مي كند، بايد بگويم در ابتداي انقلاب يك فرهنگ غلطي در جامعه وجود داشت و آن هم ازدواج جوانان توسط انتخاب والدين بود كه اين امر خيلي هم خوب نبود و به زور براي بچههاشون انتخاب ميكردند، آثاري مخالف اين ساخته شد و يك طرفه به قاضي رفتند و حق را به بچهها دادند طوري شد كه الان با صد تا از اين فيلمها نميشود به جوانان گفت كه نظر پدر و مادرها مهم است يا به دختران گفت نظر پدر و مادر براي ازدواج واجب است.
با سينما و تلويزيون كاري كرديم كه از اين طرف افتاديم و خط درست را نشان نداديم.
بعد فيلمهايي ساختيم كه شك و ترديد مرد نسبت به همسرش در خانواده برانگيخته شد و فيلمهاي ما در اين موضوع مورد تشويق قرار گرفتند، بعد به اشباح رسید و مردها ديگر سوژه نشدند و نوبت زنها رسید.
حالا ما شك و ترديد را نسبت به زنها ايجاد مي كنيم و در دوره بعد شك به فرزند و شك به پدر و مادر آغاز می شود و ديگر چيزي از خانواده باقی نميماند.
حرفم به فيلمسازان اين است كه بحرانهاي خانوادگي از جمله خيانت ممكن است در جوامع وجود داشته باشد و در مقطعي از زمانه نمودش بيشتر از زمانهاي ديگر باشد. اما آيا وظيفه هنرمندان تشديد اين جريان است؟
بيايند 10 تا فيلم خانوادگي بسازند كه بنيانهاي محكم خانواده را نمايش بدهند و تماشاگر مي پسندد و يك فيلم هم مورد خيانت بسازند اين جوري تخريب و تشديد نكرديم، بلكه يك تذكري هم داديم.
اگر هنرمندي هستي كه می خواهي از حق و درست حرف بزني، خدمت به آنها بكني و به فكر حضور در جشنواره و جايزههاي آن نيستي بیا فيلم ارزشي بساز.
جشنواره فيلم كوتاه زنجان بهتر از شركت در اسكار است
جشنواره فيلم كوتاه زنجان خيلي بهتر از شركت در اسكار است و خداوند نيز راضيتر است شركت و جايزه گرفتن در فيلمسازان ما اگر برعكسش عمل ميكنند گناهكارند.
در خصوص مسائل خانه سينما بايد بگويم من از جواني عضوي از خانواده خانه سينما بودم از اينكه مديران وزارت ارشاد و خانه سينما 20 سال منو سركار گذاشتند و با يك ادعاي دروغين گفتند يك تشكل صنفي است كه پس از 20 سال مشخص شد يك موسسه فرهنگي بوده كه در اداره ثبت شركتها و موسسات غيرتجاري ثبت شده است، بسيار ناراحتم.
به ما گفتند صنف تشكيل بدهيد و ما اين كار را انجام داديم و براساس يك ادعاي واهي چند هزار نفر جمع شدند و خوشحال از اينكه يك صنف واحد دارند در حالي كه فقط يك موسسه است.
ميگويند ما ميخواهيم مستقل باشيم و خانه سينما حقش مستقل بودن است، در تعریف مراحل قانوني بودن می گویند كه باید تحت نظر وزارت ارشاد باشید، مديران بايد صلاحيتشان تاييد شود و فلان و فلان، از اينكه 20 سال سركار رفتم عصباني ام.
من به هيئت مديره خانه سينما مي گويم شما كه حق مجوز تاسيس براي صنفي نداشتيد چرا گاهي مجوزهاي واهي داديد و يا يك ادعاي دروغ آنرا را قانوني جلوه داديد؟
اگر عضو انجمن عشاير بوديم بهتر از خانه سينما بود
نسل ما از بين رفت. الان خيلي از افراديكه جزء خانه سينما بودند فوت كردند، اگر عضو انجمن عشاير بودند الان و ضعشان بهتر بود اما الان بلاتكليف روي هواهستند.
كارگرداني را مي شناسم كه براي خرج بيمارستانش خانهاش را فروخته و دارد هزينه بيمارستان ميكند يعني درآمدش را دارد خرج خودش ميكند.
خانه سينما يك ادعاست
خانه سينما يك ادعاست. يك نسل، مثل من از بين رفته و براي نسل جديد بايد فكري كرد و بعيد ميدانم نسل جديد گول بخورد و بره جايي كه مجوزي براي فعاليتش ندارد. 20 سال خانه سينما به اسم اصناف پول گرفته يعني اعضاء، از اين حق و حقوق براي ما چه كار كردند؟!!
خانه سينما يك تشكلي است تحت عنوان موسسه فرهنگي كه قصدش اين است كه كارهاي تحقيقاتي را در جهت كمك به ارتقاي سينماي ايران و كارهاي رفاهي و معيشتي اعضاء انجام دهد و در اساسنامه آن آمده که كانونها و تشكلهاي صفني ميتوانند بيايند عضو خانه سينما بشوند.
ولي عملكردشان معكوس است؛ اشتباهي كه اينجا بود اين بود كه نوع ثبتش اشتباه بود و پول اعضاء از بين رفته است، 20 سال ما رو سركار گذاشتند و مانع تشكيل اصناف شدند و در اين قضيه مسئولان ارشاد هم كوتاهي وكردند و آنها نيز بايد پاسخگو باشند.
تعدادي از اعضاي خانه سينما به خاطر اين كلاهبرداري ميخواهند شكايت كنند و پيگير اين قضيه هستند، من براي خانه سينما زحمت كشيدم و بعد از 20 سال براي من خيلي ناراحت كننده است كه ببينم براي چيزي زحمت كشيدم كه اساسش غلط بوده است.
اكران در سينماها ايران ضابطه ندارد
در خصوص نحوه اكران فيلم ها بايد بگويم كه در هيچ دورهاي از اكران فيلمها راضي نيستم؛ سالنهاي سينمايي ما كم است.
اگر حوزه هنري براي فيلمهاي خوب چه خانوادگي و چه كمدي و اجتماعي با رعايت قانون در انتخاب و چينش فيلمهاي خوب سينماهاي خود را فعال كند ما بايد خوشحال باشيم و اگر سينماهايش را درست كند بيشتر خوشحال خواهيم بود و اگر بودجهاش را هم درست استفاده كند و يكي را ميلياردر نكند ما بيشتر خوشحال خواهيم بود.
اكران نياز به ضابطه دارد، ضابطه مكتوبي براي اكران وجود ندارد كه سينماگر بداند فيلمي كه ساخته چگونه اكران ميشود.
ما نياز به آئين نامه و ضابطه مشخص و مدون داريم كه بدانيم با هر ژانري که فيلم ساخته شده است به اين نحو اكران ميشود.
حق «آهوي پيشوني سفيد» در اكران نوروزي ضايع شده
در مورد اكران نوروزي بايد بگويم كه حق «آهوي پيشاني سفيد» ضايع شده است، تقدم و تاخر در اكران نوروز رعايت نشد.
ائمه جمعه حق دارند در مورد فيلم نظر بدهند و من خيلي خوشحال هستم كه از تريبون نمازجمعه در خصوص سينما حرف زده شد و معتقدم بايد انتقاد كنند و حتي حمله كنند. اما منجر به عمليات غيرقانوني نبايد بشوند.
من نشنيدم كه ائمه جمعه بگويند فيلم را پايين بكشيد بلكه مخاطبشان وزارت ارشاد و مسئولين فرهنگي بوده است، اگر مراجع راجع به فيلم حرف بزنند، عالي است و اگر راجع به سينما حرف و انتقاد كنند ايدهال ميشود، اما نبايد منجر به فراواني شود زيرا تاثير خود را از دست ميدهد و بحران ايجاد ميشود و هيچ كس به نتيجهاي نمي رسد.
در خصوص عملكرد مديران فرهنگي و سينمايي كشور اين نكته حائز اهميت است كه مديران فرهنگي ما در هر جرياني كه وارد ميشوند بحران ايجاد ميشود و اما نيتشان و برنامههايشان درست و اهداف درستي دارند.
اگر سينماي ما حالش بد است به اين دليل است كه ويروس از قبل به بدن سينما رفته و الان حالش بد شده است و اين سردرد سينما به خاطر اين است كه قبلاً به سرش سنگ زدهاند و زمين خورده است. در حال حاضر سينما حالش بهتر ميشود و درمان هم درد دارد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰