کد خبر:۱۸۴۹۲۴
درنگي بر موضوع ريزش مخاطبان سينما در ماههاي اخير؛
خزان ريزشها در بهار سينماي ايران
آنچه از آمارهاي رسمي ميزان استقبال مخاطبان از سينماي ايران برميآيد، گواه اين است كه سينما طي دو ماه اخير دچار ريزش 70 درصدي مخاطبان ...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ آنچه از آمار ميزان مخاطبان سينماي ايران طي اكران فصل بهار به اين سو از طريق منابع رسمي عرضه شده است گوياي يك واقعيت بشدت نگران كننده، عبرت آموز و تأسف برانگيز مي باشد؛ حقيقتي كه لحظهاي تعامل و درنگ در آن ميتواند انسان را به عمق فاجعهاي راهنمايي كند و فرو ببرد كه اينك در يكي از بدتري اشكالش دامنگير سينماي ايران شده است.
آنچه از آمارهاي رسمي ميزان استقبال مخاطبان از سينماي ايران برميآيد، گواه اين است كه اين سينما طي اكران سال جديد يعني در ماههاي فروردين و ارديبهشت ماه با يك ريزش 70 درصدي مواجه بوده است و چيزي در حدود 70 درصد مخاطبانش را نسبت به اواخر سال گذشته از دست داده است!
واقعيت آن است كه 70 درصد رقم تكان دهندهاي است و نشان از وخامت اوضاع و موقعيت و شرايط بشدت آسيبپذير و نااميدكننده سينماي ايران دارد.
سينما با مخاطب معنا ميِيابد و فيلم با تماشاگر. اثر سينمايي بدون مخاطب اساسا بيمعناست و سالنهاي خالي از تماشاگر، به قبرستاني سوتوكور ميماند كه نشان از وضعيت وخيم هنر هفتم كشور دارد.
وقتي يك فيلم مخاطب ندارد، وقتي سالنهاي سينما خالي است و وقتي در وضعيتي همچون موقعيت كنوني با يك ريزش 70 درصدي در تماشاگران سينما روبهرو هستيم، متوجه اين نكته ميشويم كه اساسا چرخه سينمايي در كشور ما دچار مشكل شده است.
البته اين مسئله به اين معنا نيست كه اين چرخه از ابتدا بنيان درستي داشته و در طول سالهاي گذشته بي مشكل بوده؛ بلكه به اين معناست كه سينماي صنعتي نشده ايران و چرخه معيوب آن طي ماههاي اخير دچار وضعيت بحراني شده و از مرز خطر عبور كرده است و ديده بيدار و نگاه واقعبين بايد حالا ديگر به سينماي ايران به چشم يك بيمار بنگرد و موجودي كه وخامت اوضاش واقعا نگرانكننده است.
وقتي سينماي طي كمتر از دو ماه 70 درصد مخاطبانش را از دست ميدهد، گوياي چند نكته است:
اول و مهمتر از همه آنكه اين سينما و فيلمهايش براي مردم فاقد جذابيت است و عنصر مخاطب به عنوان اصليترين و جديدترين مولفه و شاخصه موجود در عرصه چرخه سينمايي، ناديده گرفته شده است؛ چرا كه فقدان مخاطب نشان دهنده فقدان جذابيت مي باشد و فقدان جذابيت، رهآورد كارنابلدي فيلم ساز و يا تنبلي و سستي است كه البته به نظر ميرسد در وضعيت كنوني سينماي ايران همه اين موارد به اتفاق كنار يكديگر جمع شده اند.
نكته دومي كه در اين زمينه حائز توجه است، بحث مديريت سينمايي است؛ مديريتي كه نميتواند در بحرانهاي متنوعي كه سينماي ايران با آن دست به گريبان است از موضع انفعالي بيرون آمده و رويكردي آسيبشناسانه و مدبرانه به خود بگيرد و در قبال وضعيتهاي مختلفي كه در حوزههاي گوناگون براي اين سينما پديد ميآيد از جانب عقل و خرد و در مقام انصاف و همه جانبه نگري، بهترين و موثرترين تصميم را به نفع سينماي كشور بگيرد.
شايد يكي از مهمترين و جديترين نمونهها متأخر چنين وضعيتي، اتفاقي باشد كه در موضوع اكران دو فيلم «گشت ارشاد» و «خصوصي» در روزهاي اول سال جديد اتفاق افتاد كه همه خوانندگان عزيز در جريان آن هستند؛ اما نكته اينجاست كه آيا به راستي مديريت سينماي كشور توانست با تدبير و درايت و گفتوگو فضا را در كنترل خود درآورد و مشكل را با كمترين هزينه و به بهترين نحوه ممكن حل كند.!
پاسخ ظاهرا منفي است و از هر منظر و با هر ديدگاهي كه مسئله را بسنجيم، اين پاسخ منفي پررنگتر ميگردد؛ گرچه در پديد آمدن چنين موقعيتي انصاف نيست كه صرفا مديريت سينمايي را مقصر بدانيم و ناچاريم از رفتارهاي فراقانوني ديگران و اقدامات خودسرانه برخي از نهادها و مراكز دخيل در اين موضوع هم ياد كنيم كه شرح آن را پيش از اين گفتهايم و خواندهايد.
نكته ايي كه در اين موقعيتي كه براي سينماي ايران پيش آمده و ريزش 70 درصدي كه در بخش مخاطبان گريبان سينماگران ايران را گرفته، حائز توجه مي باشد، اين است كه ريشههاي اصلي اين وضعيت به رويكردهاي سالهاي گذشته اهالي هنر هفتم ايران بر ميگردد كه به تدريج به جدايي و فاصله ميان آنها و مردم انجاميده است.
بايد بپذيريم كه وقتي يك سينما در توليداتش به آرمانها و آلام و آمال يك ملت بيتوجه بود و حتي به آن دهن كجي هم كرد، از كنار دغدغهها و حقايق و وقايع زندگي آنها و گذشته و حال و آيندهاش بيتفاوت و بياعتنا گذشت، ديگر نميتوان توقع داشت كه اين مردم پاي چنين سينمايي بايستند و از آن حمايت كنند و چه بسا بايد گفت كه سينماي ايران با وضعيت و فضايي كه در آن حاكم است بايد منتظر ريزشهاي بيش از 70 درصد باشد و روزهايي سختتر از امروز؛ مگر آنكه اتفاقي تازه بيفتد و در يك خانه تكاني فكري و عملياتي در عرصه توليدات سينمايي، هنر هفتم ايران و اصحابش به دامان ملت بازگردند و ما بار ديگر شاهد روزهاي خوش و اتفاقات اميدواركننده در همراهي و همياري مردم با سينماي مليشان باشيم.
به اميد آن روز!
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰