کد خبر:۱۸۵۱۰۹
گزارش كامل نهمين همايش سوختگان وصل؛
مداحي حداديان در تاريكي/ رهبري به چه كسي گفتند در مسير بهشتي؟/ آرزوي مهدي سيار/ پيشنهاد قزوه به دانشجويان هندي
اما تاريكي كمي بيخ پيدا كرد طوري كه سعيد حداديان كه دبير جشنواره بود به ميدان آمد و روي سن شروع به صحبت كرد، برق سالن كه از رو نرفته بود و همچنان قطع بود باعث شد تا ...
به گزارش خبرنگار فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، مسافران بهشت شايد واژه اي بود كه مي شد براي همايش اين دوره شب شعر دانشگاه تهران جايگزين كرد.
بعد از دوران دانشجويي؛ اين اولين باري بود كه فرصت شد در اين برنامه شركت كنم اما اين بار به عنوان خبرنگار وارد سالن شدم.
مكان برنامه تالار علامه اميني بود؛ طبقه پايين كتابخانه مركزي خودمان.
جلوي در كه رسيدم بعد از سلام و عليك با دوستان و هم دانشگاهي ها و به ايستگاه پذيرايي رسيدم كه جمع زيادي از دانشجويان را هم كه به هواي كتاب گرفتن به كتابخانه آمده بودند به خودش مشغول كرده بود.
وارد سالن شدم و چشم هايم را چرخاندم براي پيدا كردن جايي براي نشستن.
حاج اقاي كلانتري مسئول نهاد دانشگاه تهران پشت بلند گو بود و در حال صحبت كردن.
و اين گونه مي گفت: عده اي در فضاي دفاع مقدس تا پاي جان ايستادند و برخي از شهدا بدنشان در راه خدا قطعهقطعه شد.
افرادي در دفاع مقدس به شهادت رسيدند كه حتي نام خودشان را هم تقديم خدا كردند و آن عده اي هم كه به شهادت نرسيدند و جانباز شدند، عهد خودشان را با پروردگارشان بستند؛ اينها همان افرادي هستند كه قرآن از آنها به عنوان «من ينتظر» ياد كرده و انگيزه و عشق الهي در اين افراد در تلاطم است.
در طول زمان ممكن است براي اين افراد امتحان هاي جديدي شكل بگيرد و ما آرزو ميكنيم اين جانبازان عزيز هم مانند همه ما كه آرزوي شهادت داريم، به درجه شهادت نائل شوند.

آدمهايي هستند كه در كل عمر توفيق لحظهاي عبادت از پروردگارشان نداشتند، اما اين جانبازان افرادي هستندكه همه عمر خود و همه جسمشان را تقديم خدا كردند.
صحبت هاي كلانتري به اين جا كه رسيد يك دفعه برق سالن رفت.
براي من كه دانشگاه تهراني بودم از اين جور اتفاقات بعيد به نظر نمي رسيد نكته جالب طولاني بودن ماجرا بود؛ كلانتري دقايق پاياني صحبتش را در تاريكي و بدون بلندگو مطرح كرد.
كلانتري: 15 كتاب همايش سوختگان وصل چاپ ميشود
15 عدد كتاب داستان و شعرهايي كه حاصل اين سلسله از همايشهاي «سوختگان وصل» است آماده چاپ مي باشد و به زودي از طرف نهاد مقام معظم رهبري دانشگاه تهران به چاپ خواهد رسيد.
اما تاريكي كمي بيخ پيدا كرد طوري كه سعيد حداديان كه دبير جشنواره بود به ميدان آمد و روي سن شروع به صحبت كرد.
برق سالن كه از رو نرفته بود و همچنان قطع بود باعث شد حاج سعيد به وسط سالن بيايد و شروع به خواندن كند تا از اين فرصت استفاده شود.
حداديان شروع به خواندن قصيده اي كرد كه چهار سال پيش براي حضرت زهرا سروده بود.
بعد از چند دقيقه كه قصيده خوانده شد برق هاي سالن دوباره با سوسو به سالن برگشت و حاج سعيد مابقي قصيده را در روشنايي تمام كرد.
برق كه روشن شد چهره هاي نام آشناي شعر كم كم خودنمايي مي كردند.
محدثي خراساني، صوراسرافيلي، ناصرفيض و سعيدي راد شاعراني بودند كه جلوي سالن را پركرده بودند براي شعر خواني روي سن مي آمدند.
لابه لاي شاعران مطرح برگزيدگان اين دوره از جشنواره هم به شعر خواني مي پرداختند.
فضا براي پخش كيليپ تاريك شد.
كليپ لحظه هاي ملاقات رهبر و جانبازي را نشان مي داد كه قطع نخاع بود و هيچ چيزي را لمس و درك نمي كرد، رهبر به پدر و مادر اين جانباز كه 14 سال بود از او نگه داري مي كردند، گفت: من به شما افتخار مي كنم و لبخند پدر جانباز بين تصاوير خودنمايي مي كرد.

پدر جانباز به آقا مي گفت خيلي وقت است كه منتظر شما هستيم.
آقا ساده و صميمي همانجا كنار تخت شهيد مي نشيند و چند بار جوياي اين سوال مي شود كه روشني اتاق و صداي ما اين پسر را آزار ندهد.
نام اين جانباز را مي پرسد و پدرانه بلند مي شوند و بوسه بر پيشاني جوان مي زنند و آرام آرام اسمش را صدا مي كنند، امير علي جان امير علي آقا تو الان در مسير بهشت قرار داري بين دنيا و آسمان.
كليپ كه تمام مي شود به اين مطمئن مي شوم كه موضوع جانبازان شهيد، الحق موضوع بكري است كه روي آن خيلي كار نشده.
پيش خودم به اين فكر مي كنم كه اجر شهيدي بيش تر است كه در جنگ شهيد شده يا آنهايي كه بعد از جانبازي شهيد شدند.
بعد از شعر خواني محدثي خراساني و ناصر فيض ميلاد عرفان پور كه رباعي هاي معروفش صحبت مجري را هم به خودش جلب كرده بود روي سن آمد و شعرهايش را تقديم به جانبازان شهيد كرد.
مارا دم مرگ آبرو باشد كاش
بادوست مجال گفت و گو باشد كاش
عمري به هواي دل خود زيسته ايم
جان دادن ما براي او باشد كاش
جان دادن ما براي او باشد كاش
بعد از شعر خواني ميلاد عرفان پور كيليپ شب شعر نيمه ماه رمضان كه رهبري با شاعران داشتند پخش شد كه نكته اي جالب داشت.
پيشنهاد موضوع جانبازان شهيد از جانب ايشان بود. ايشان در آن محفل طرح كرده اند كه مدتي است موضوع جانبازان شهيد ذهن من را مشغول كرده.
كليپ كه تمام شد مهدي سيار وارد سالن شد و بعد از دعوت مجري براي شعر خواني يكي از آرزوهايش را طرح كرد كه سالها دوست داشته در اين شب شعر شعر خواني كند.
زود بیدار شدم تا سر ساعت برسم
بایداین بار به غوغای قیامت برسم
من به «قد قامت» یاران نرسیدم، ای کاش
لا اقل رکعت آخر به جماعت برسم
آه، مادر! مگر از من چه گناهی سر زد
که دعا کردی و گفتی به سلامت برسم؟
طمع بوسه مدار از لبم ای چشمه که من
نذر دارم لب تشنه به زیارت برسم
سیب سرخی سر نیزه ست...دعا کن من نیز
اینچنین کال نمانم به شهادت برسم
بایداین بار به غوغای قیامت برسم
من به «قد قامت» یاران نرسیدم، ای کاش
لا اقل رکعت آخر به جماعت برسم
آه، مادر! مگر از من چه گناهی سر زد
که دعا کردی و گفتی به سلامت برسم؟
طمع بوسه مدار از لبم ای چشمه که من
نذر دارم لب تشنه به زیارت برسم
سیب سرخی سر نیزه ست...دعا کن من نیز
اینچنین کال نمانم به شهادت برسم
عليرضا قزوه بعد از سيار روي سن آمد
پيشنهاد قزوه به دانشجويان دكتري هندي در مورد ادبيات دفاع مقدس
خوشحالم بعد از چند سال كه در ايران نبودم، امسال كه به طور اتفاقي براي نمايشگاه كتاب به ايران آمدم، توانستم در اين همايش شركت كنم.
من توفيق داشتم كه شعر و ادبيات ايران را در هندوستان معرفي كنم؛ آنجا من به دانشجويان دكترا پيشنهاد ميدهم كه مي توانند روي مهم ترين بخش ادبيات معاصر ايران يعني ادبيات دفاع مقدس تحقيقات ويژهاي انجام دهند.
من توفيق داشتم كه شعر و ادبيات ايران را در هندوستان معرفي كنم؛ آنجا من به دانشجويان دكترا پيشنهاد ميدهم كه مي توانند روي مهم ترين بخش ادبيات معاصر ايران يعني ادبيات دفاع مقدس تحقيقات ويژهاي انجام دهند.

خاطرم هست بزرگترين اتفاقات ادبي ايران در اصفهان رخ ميداد و شب شعري در آنجا برگزار ميشد با نام «ميلاد آفتاب».
سال گذشته، در قلعه سرخ دهلي كه در زمان شاه جهان ساخته شده است شب شعري برگزار شد كه آغاز آن ساعت 20 بود.
خاطرم هست در آن شب شعر 20 تا 30 هزار نفر شركت كرده بودند و تا بامداد ادامه پيدا كرد و نكته جالب اين بود كه اگر بيت قوي و يا شعري جذاب خوانده ميشد، مخاطبين مانند استاديومهاي ورزشي بلند ميشدند و وسط شعر دست ميزدند و كاغذهاي رنگي به سمت فضاي سالن پرتاب ميكردند.
به نظر من بزرگترين رسالت ما دفاع از ادبيات دفاع مقدس است.
دوروز گذشته به شكل اتفاقي مادر و همسر شهيد احمدي روشن را رو به روي غرفه شاهد ديدم الان غزلي كه براي شهيد احمدي روشن سروده ام تقديم مي كنم.
شب رفتنی است و راه ما روشن
آیینه ی مهر و ماه ما روشن
آیینه ی مهر و ماه ما روشن
تردید مکن که آفتاب این جاست
عباس و شریعه و عطش با ماست
عباس و شریعه و عطش با ماست
از حرمله ها مترس آب این جاست
ماه روشن و راه آبها روشن
از سنگ هراس نیست گلها را
از خاردلان و سنگ اندازان
از خاردلان و سنگ اندازان
با این همه شمر و ابن سعداما
نام تو کنار اربعین گل کرد
نام تو کنار کربلا روشن
کشتند تو را به جرم بی جرمی
نام تو چقدر گشت چرخاچرخ
نام تو چو نور در زمان چرخید
چون خورشیدی در آسمان چرخید
تو چرخ زدی برون شدی از خویش
بر نیزه سر تو بود یا خورشید؟
ای مثل تلاوت دعا پر نور
ای مثل تبسّم خدا روشن
از حرمله نمازخوان فریاد
از فتنه گر دروغ باف افسوس
یاران جمل سوار کوته بین
طلحه شده اند در مصاف ...افسوس!
در خانه عنکبوتی شیطان
مانند کلافه در کلاف افسوس!
بوزینه روزگار بازیگر
بوزینه روزگار بازیگر
میرآخور فتنه اند این خواران
بی پرده شدند و بی نسب هیهات!
افتاده میان چاه شاه هیهات!
بی پرده شدند و بی نسب هیهات!
افتاده میان چاه شاه هیهات!
ناچار مرید شب شدند اینان
یاران ابولهب شدند اینان
اما پسر بهار بودی تو
چون غیرت ذوالفقار بودی تو
راه تو چو راه مرتضی پر نور
نام تو چو نام مصطفی، روشن
در آخر هم محمد حسيني وزير ارشاد وارد سالن شد و مورد استقبال جمعيت قرار گرفت.

متني كه وزير ارشاد براي جانبازان شهيد خواند
من براي اينكه صحبتهايم بتواند قطرهاي از دريا در اين همايش باشد سخنانم را درباره جانبازان شهيد با يك متن ادبي آغاز و به پايان ميرسانم.
هو المعبود شهيد و شهد گرچه هم معنا نيستند اما چه خوب هم وزن و هم آوايند شهدي كه شهيد مي نوشد آن سان اوج ميگيرد كه باعث ديدارش ميشود جانباز بازي كردنش باختنش يا بازي.
جانباز دوره ديگري از بازي كردن را تجربه ميكند تا به هديه ديگري از او برسد او كه از همان شراب طهور مينوشد شايد بايستي مستي بيشتري بكشد همانطور كه شاعر گفت: هر كه در اين بزم مقدمتر است جام بلا بيشترش ميدهند جانبازي شهادت مكرر است آنان كه با جانباز قرينن و يار و معينند به همان اندازه شايسته تحسين اند و در اجرشان سهيماند.
بعد از قرائت متن ادبي وزيرارشاد با حضور ايشان حجت الاسلام جعفري، حجت الاسلام كلانتري و هيئت داوران برگزيدگان اين جشنواره معرفي و هديه به آنان اهدا شد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰