علم ضد دینی چیست؟ / اسلامی کردن علوم به چه معناست؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۸۵۷۰۹
سلسله جلسات آیت‌الله مصباح یزدی در‌‌ باب «علم دینی»-3

علم ضد دینی چیست؟ / اسلامی کردن علوم به چه معناست؟

آیت الله مصباح یزدی در سومين جلسه از سلسله جلسات طرح معرفت افزایی استادان دانشگاه‌ها با موضوع «علم دینی» بیاناتی را در رابطه با علم ضد دینی و معنای اسلامی کردن علوم مطرح كرد.
به گزارش خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» از قم، آیت الله مصباح یزدی در سومين جلسه از سلسله جلسات طرح معرفت افزایی استادان دانشگاه ها با موضوع «علم دینی» که پنج شنبه ها در سالن همایش های موسسه امام خمینی(ره) برگزار می شود، بیاناتی را در رابطه با اقسام علم، علم ضد دینی و معنای اسلامی کردن علوم مطرح كردند که در زیر آمده است:
 
واژه علم دینی معانی متفاوتی دارد. رکن مشترک لفظی را پیدا می کند، چند معنای علم و دین ضرب شود، جدولی تشکیل می شود که20 تا 30 معنا معنی پیدا می کند. به ترکیب وصفی علم دینی گفته می شود که با نسبت بیان شود و نسبت را در آن ضرب کنیم، معنای بزرگی پیدا می کند. این ترکیب علم دینی به سه معنا به کار می رود، نسبت سه معنا را می توان افاده کند.
 
علم دینی علمی است که مسائلش در متن دین آمده است
 
معنای اول: علمی که که تعریف آن انتخاب کردیم، مجموع مسائلی که حول محور دین ترسیم می شود، دین به معنایی که مورد قبول خودمان است، مجموعه ای از اعتقادات و احکام و اخلاق با فرض این که از دو واژه یک معنا لحاظ کنیم. سه نسبیت در آن به وجود می آید: وجه اول: علم، مسائلش با دین تفاوت دارد، اگر اتفاق بیفتد می توانیم بگوییم، علمی دینی است که مسائلش با دین اشتراک دارد و در مقابل علمی که مسائلش با دین تفاوت دارد علم غير ديني معنا مي دهد. طبق همین می گوییم علوم حوزی و علوم دینی. یعنی هیچ اشتراکی با مسائل دانشگاهی که به روش تجربی در دانشگاه ها تدریس می شود، ندارد. علوم دینی مسائلش در متن دین آمده، خداشناسی، احکام، فقه و اصول. مسائلی از علم که با دین اشتراک داشته باشد می شود علم دینی و مسائلی با دین رابطه ندارد مثل فیزیک می گوییم علم غیر دینی.
 
اثبات یک مسئله با دین می شود علم دینی و اثبات آن با عقل مي شود غير دینی
 
یک وجه دیگر نسبیت بین علم و دین: مسائلی داشته باشیم که با دو متد می شود حل کرد. هم می شود با متد عقلی و هم با متد نقلی اثبات شود. اگر با عقل اثبات کنیم غیر دینی می شود و اگر از راه آیات قرآن و روایات اثبات کنیم علم دینی است. معمولا این مسائل را در کلام و خداشناسی  داریم. یا اخلاق را هم با متد عقلی و هم با آیات و روایات می توان اثبات کرد. اگر با عقل اثبات شد، می شود علم غیر دینی و اگر با دین اثبات شد می شود علم دینی.
 
علومی که برای رسیدن به علوم دینی مورد استفاده قرار گیرد، علم دینی است
 
وجه سوم: بعضی علوم باید از آن ها استفاده کنیم برای فهم مسائل دینی مثل لغت عربی. اگر این علوم رایج را نداشته باشیم نمی توانیم از علوم دینی استفاده کنیم. علومی که در راه حل مسائل دینی به کارگرفته می شود می گوییم علوم دینی. مهمترین وجوهی که در نسبیت ملاحظه می شود این سه تاست.
 
 آيا علوم ضد دینی هم داریم؟/ علم ضد دینی چیست؟
 
بعد از که دانستیم علوم را به دو دسته می توان تقسیم کرد:
 
یک. علوم دینی که سه وجه دارد
 
دوم. علوم غیر دینی
 
اما آيا علوم ضد دینی هم داریم؟ اگر کسی این اصطلاح را به کار ببرد به چه معناست؟ غالبا به چيزي علم مي گويند كه نتایجش قطعی نیست و ضمنی است؛ یعنی عده ای به مسائلی می رسند و بعد از مدتی این نظریات را عده ای ابطال می کنند. آنچه انتظار می رود این است که یک راه حل هایی برای مسائل اثبات شود که می شود علم. نظریاتی که در مدتی همه می پذیرند و بعد از مدتی می فهمند که غلط بوده است. برای نمونه طب سنتی مبتنی بر پیش فرض هایی است که دلیل معتبر ندارد و نظریاتش تغییر می کند؛ گاهی محققین اثبات و بعد گروهی دیگر آن را ابطال می کنند و به جای آن مسائل دیگری را اثبات می نمایند. اگر مسائل ضمنی بر اساس متدی اثبات شده باشد می گوییم علم.
 
در علوم دینی نیز چنین چیزی داریم. فقه بسیاری از مسائلش بر اساس دین است. مرجعی که از دنیا می رود و فتاوای آن از بین می رود، این یعنی فتواها یقینی نبوده است. علومی هم وجود دارد که در حل یک مسئله دو نظریه ضمنی و غیر یقینی وجود دارد و برای آن مکانیسم های مختلفی را پیشنهاد می کند.
 
در روانشناسی جدید نظریات متفاوتی درباره توجیه پدیده های روانی موجود است. نظریات مختلف و مکانیسم های مختلفی وجود دارد. گاهی در یک زمان چند مکتب روانشناسی وجود دارد و امراض را به صورت هاي متفاوت معالجه می کنند؛ روانپزشکان با دارو معالجه می کنند و عده ای هم رفتار درمانی می کنند؛ مثلا در سال ها پیش بنده سر درد داشتم، دکتر متخصص اعصاب در آلمان از من سوالاتی کرد و بعد به رئیس بیمارستان گفت که دوای او چیزی است ولی انجام نمی دهد. گفته بود که دوای او الکل 20درصد است.
 
در مکتب دیگری راه علاج دیگری پیشنهاد می شود، وقتی دو راه برای علاج مسئله اي مطرح شد، ممکن است یکی از آن ها از راه دینی نباشد که آن را حل کند. علم دینی یک علاج دارد ولی راه حل ها دو نوع است. یعنی یک نوع از این راه علاج ها با ارزش دینی سازگار و نوع دیگر با ارزش دینی ناسازگار است. راه حل دینی که در یک علمی موافق با ارزش های دینی است مي گوييم علم دینی است، اما آن راه حل هایی كه با ارزش های دینی سازگار نیست علم ضد دینی است. مکتبی که این روش ها را پیشنهاد می کند می گوییم علمش ضد دینی است. چیزی را پیشنهاد می کند که ارزش های دینی را زیر سوال می برد و طرد مي کند می شود علم ضد دینی. (در بعضی از استثنائات مثل بیماری هایی که فقط از این راه و یا بسیار طاقت فرسا باشد، و برای آن راه حل دینی وجود نداشته باشد، استفاده از راه حل غیر دینی مانعی ندارد.)
 
اگر نظریاتی از نظر علمی اثبات شود و مورد قبول صاحب نظران باشد ولی فرض کنیم اثبات شده حل آن مسئله مبتنی به اصول موضوعه ای است که دین آن را قبول ندارد مثل انکار ماوراء ماده(ماتریالیستی) این علم ضد دینی است ولی آن هایی که منافاتی نداشته باشد می گوییم غیر دینی.
 
اسلامی کردن علوم به چه معناست؟
 
اسلامی کردن علوم یعنی چه؟ در بعضی دانشگاهها بسیاری از نظریات مطرح می شود که مبتنی بر ديدگاه هاي ماتریالیستی است و یا روش هایی را تجویز می کنند که با ارزش های دینی همراه نیست. این علم ضد دینی است، یعنی چیزهایی را تجویز و سفارش می کنند كه با باورها و ارزش های ما منافات دارد؛ مثل این که هستی مساوی با ماده است(ماتریالیستی) یا روش های آن با ارزش ها اسلامی منافات دارد مثل تجویز داروهای حرام. این علم و درس ها ضد دینی است چون دین این ها را حل می کند.
 
برای اسلامی کردن یعنی باید علومی از مکاتب دیگر تجویز کنیم که با ارزش های اسلامی سازگار است. مثلا کتاب روانشناسی همه اش از یک روانشناس رفتارگرا که به غیر ماده قائل نیست نمي باشد؛ می توانیم از روانشناسانی که روح را قبول دارند استفاده کنیم و از آن ها تدریس کنیم. کسانی با وضع فرهنگ ما آشنا هستند که حدود یک قرن تلاش کردند که کتاب هایی در علوم مختلف ترجمه شود که ضد دینی باشد و یا این که عالمانی در آن دین هستند که با نظرات اسلام همسو نباشد. کتب اساتیدی را به دانشجویان به عنوان منبع پژوهشی معرفی می کنند که نظراتش با نظرات اسلام مخالف است. کسانی این کار را انجام می داده اند؛ همان دستی که می خواست مجالس عزاداری جمع شود، چادر از سر بانوان برداشته شود، همان دست موارد آموزشی و تحقیقات ضد دینی را وارد دروس دانشگاهی ما کرد.
 
منظور از اسلامی کردن این است که از همان علم، عالمانی وجود دارد که با نظریات اسلام موافق است و منافاتی ندارد که نظرات غیر اسلامی را معرفی کنیم. در علومی هم که نظرات موافق اسلام وجود ندارد، چرا باید ریزه خور دیگران باشیم. خودمان تحقیق کنیم و به آن برسیم. ما هیچ علم یقینی و قطعی نداریم. اگر ما هر علمی که از قرآن و روایات یقینی و قطعی در بیاوریم، هر علمی که در مقابل آن باشد، اشتباه است. اگر چیزی مبتنی بر این نظریه که روح در بدن وجود ندارد، باشد؛ خلاف بوده و دروغ است. اگر این نظریه مکتبی در روانشناسی باشد، آن مکتب دروغ است. مثلا اگر تحقیق شود معلوم مي شود بعضی از نظریات فروید، ناخودآگاه مبتنی بر اثبات روح مستقل از بدن است.
 
ویلیام جیمز اعتقاد دارد که بسیاری از بیماری ها را با نیایش و دعا می توان درمان کرد. جیمز به دنبال آن یک مکتب را تأسیس کرد که ما دین را قبول داریم، چون مفید است. اين یک اصل پراگماتیستی (عملگرايانه) است. این چیزها در عالم وجود دارد. اگر این ها در مدارس ما تدریس نمی شود، به خاطر اين است كه کسانی علومی در مدارس ما تدریس می کردند که جهت دار باشد. اگر دانشجویان را به خارج از کشور می فرستادند، جهت دار بوده است. دانشجویان را پیش اساتیدی می فرستادند که نظرات آنان جهت دار و مخالف نظر اسلام بوده است.
 
اسلامیزه کردن علوم یعنی نظریات علمی که تدریس می شود اگر مبتنی بر اصولی که اسلام آن را نفی می کند، ما این ها را عوض کنیم.
 
لحن کلام این است که این ها دروغ است. نمی گوییم بحث نکنیم. ما می گوییم نظرات ضد دینی به عنوان نظریه ضعیف در کتب درسی دانشجویان مطرح شود و مبنای اسلامی به عنوان نظریات قوی در دروس مطرح شود. معنای اسلامیزه کردن علوم یعنی ما ببینیم در مطالبی که در کتاب هایی که اصطحکاکی با علوم دینی دارد، (دروسی مثل ریاضی در کلیت اصطحکاکی نداشته و اسلامی و غیر اسلامی ندارد، بسیاری از علوم دینی که سه وجه نسبیت علم دینی در آن جاری نیست ما اينجا دو جور علم نداريم) مثل اکثر علوم انسانی که اصطحکاکی دارد(اخلاق، فلسفه و عرفان)، متن آن ها را عوض کنیم. اگر بعضی از کتاب ها و نظریات مبتنی بر مبانی و اصولی ضد دینی باشد، آن ها را در اصل متن قرار ندهیم ولی اشاراتی کنیم که در فرع بیان شود. این معنای اسلامی کردن علوم است. کسانی که می گویند محال است، به یک معنا ممکن است. اسلامی کردن علوم معنا دارد. علومی که مسائلش اصطحکاکی با علوم دینی دارد. نه مسائلی که مسائل آن تباین با دین دارد. اگر در مسائلی هم دیگران نظری نداشته باشند، خودمان نظریه ای را مطرح کنیم. نظریه ای را ابداع کنیم و دلایل آن را بگوییم. این به معنای اسلامی کردن دین است، نه آن که هر علمی دینی باشد.
پربازدیدترین آخرین اخبار