کد خبر:۱۸۶۱۸۴
گزارش كامل از همايش طنز دفاع مقدس در دانشگاه شاهد؛
ماجراي خوردن آب از آفتابه/ خاطره احمديان از فردي كه هنگام پرتاب نارنجك فحش ميداد/ به اندازه قطعنامه 598، نذر شهادت كردم اما نشد
همايش طنز دفاع مقدس ديروز با حضور حسين يكتا، حسين كاجي و محمد احمديان در دانشگاه شاهد برگزار شد.
به گزارش خبرنگار فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»»، همايش طنز دفاع مقدس عصر ديروز با حضور حسين يكتا، حسين كاجي، محمد احمديان و ناصر فيض در مهديه پيامبر اعظم دانشگاه شاهد برگزار شد.
خاطره احمديان از فردي كه هنگام پرتاب نارنجك فحش ميداد
در ابتداي مراسم، محمد احمديان به نقل از خاطرهاي طنز از دوران دفاع مقدس پرداخت و گفت: ما داخل يك كانال زندگي مي كرديم كه در آن براي يكديگر بيسكويت و خوراكي پرتاب مي كرديم.
فرمانده سابق گردان امام حسين (ع) افزود: در كانال يك حاجآقاي كهنسالي بودند كه هنگام پرتاب نارنجك به سمت دشمن يك فحش نيز به آن اضافه و نارنجك را پرتاب ميكرد.
وي ادامه داد: ما مدتها وي را نصيحت و ارشاد كرده و مي گفتيم كه به دشمن فحاشي نكند.
وي ادامه داد: ما مدتها وي را نصيحت و ارشاد كرده و مي گفتيم كه به دشمن فحاشي نكند.
احمديان اضافه كرد: پس از مدتي صحبت كردن با حاجآقا، وي قبول كرد با بيان ذكر ائمه اطهار نارنجكهاي خود را به سمت دشمن پرتاب كند.
احمديان يادآور شد: پس از مدتي مشاهده كرديم هنگام پرتاب نارنجك علاوه بر ذكر ائمه فحش خود را نيز به آنان ميداد و سپس نارنجك را پرتاب ميكرد و نصيحت ما كارساز نشد.
وي افزود: همه طيفها در لشكر امام حسين (ع) وجود داشتند يك گرداني بچههاي حزباللهي كه دكمهها را تا بالا ميبستند و يك كلاه ميگذاشتند و چشمها را ريز ميكردند به نام گردان شيخها معروف وجود داشتند.
وي يادآور شد: شهيد فرازي زماني كه ديد يك گردان آنقدر حزباللهي و گرداني ديگر معروف به گردان دزدها وجود دارد گفت بايد يك كاري كنم كه اين دو به يكديگر نزديكتر شوند.
احمديان اضافه كرد: يك سربازي وارد گردان ما شد و به ما تمرين استقامت مب داد ما هنگام دويدن شعر ننه، ننه من گشنمه و اتل متل توتوله را ميخوانديم كه عرقمان در نيامده سرباز ايست داد و ما را نشست و برپا داد و همه ما را نشاند و در چشم ما 400 نفر نگاه كرد و سرخود را تكان داد.
وي خاطرنشان كرد: ما از فردا شروع به كندن قبرهاي خودمان كرديم و يك نفر از بچههاي كاشان به گردان ما اضافه شد كه تازه عقد كرده بود.
احمديان ادامه داد: ما در گردان خود دو گروه داشتيم كه كار گروه اطلاعات و شناسايي اين بود كه آدرس عروس خانم را بايد پيدا ميكرد و گروه ديگر گروه تداركات بود كه نامه افراد را نگه ميداشت تا ما آنها را بتوانيم اذيت كنيم.
فرمانده سابق گردان امام حسين (ع) گفت: ما نامهاي كه از طرف خانم اين دوست كاشاني ما آمده بود را به او نميداديم و ايشان هر روز سراغ نامه را از ما ميگرفت و ما هم ميگفتيم نه نيامده است تا يك شب كه خشم شب زدند، آن شب را مناسب دادن نامه به او دانستيم.
احمديان ادامه داد: در آغاز عمليات كربلاي 4 فرمانده عمليات به او گفت چون تو تازه عقد كردهاي نيازي نيست در اين عمليات شركت كني كه اين دوست كاشاني گفت اگر زنم بخواهد مرا از خدايم دور كند من او را نميخواهم.
فرمانده سابق گردان امام حسين (ع) ادامه داد: گردان ديگري نيز وجود داشت كه ما در آن بوديم، به نام گردان دزدها معروف بوده است.
وي يادآور شد: شهيد فرازي زماني كه ديد يك گردان آنقدر حزباللهي و گرداني ديگر معروف به گردان دزدها وجود دارد گفت بايد يك كاري كنم كه اين دو به يكديگر نزديكتر شوند.
احمديان اضافه كرد: يك سربازي وارد گردان ما شد و به ما تمرين استقامت مب داد ما هنگام دويدن شعر ننه، ننه من گشنمه و اتل متل توتوله را ميخوانديم كه عرقمان در نيامده سرباز ايست داد و ما را نشست و برپا داد و همه ما را نشاند و در چشم ما 400 نفر نگاه كرد و سرخود را تكان داد.
فرمانده سابق گردان امام حسين (ع) بيان كرد: اين سرباز گفت گردان امام حسين و اتل متل توتوله؟ گردان امام حسين و گاو حسن چه جوره؟ خجالت بكشيد، گردان شيخها قبر خود را نيز آماده كردهاند.
وي خاطرنشان كرد: ما از فردا شروع به كندن قبرهاي خودمان كرديم و يك نفر از بچههاي كاشان به گردان ما اضافه شد كه تازه عقد كرده بود.
احمديان ادامه داد: ما در گردان خود دو گروه داشتيم كه كار گروه اطلاعات و شناسايي اين بود كه آدرس عروس خانم را بايد پيدا ميكرد و گروه ديگر گروه تداركات بود كه نامه افراد را نگه ميداشت تا ما آنها را بتوانيم اذيت كنيم.
فرمانده سابق گردان امام حسين (ع) گفت: ما نامهاي كه از طرف خانم اين دوست كاشاني ما آمده بود را به او نميداديم و ايشان هر روز سراغ نامه را از ما ميگرفت و ما هم ميگفتيم نه نيامده است تا يك شب كه خشم شب زدند، آن شب را مناسب دادن نامه به او دانستيم.
وي اضافه كرد: ايشان را بيرون آورديم و گفتيم اگر نامه را ميخواهي بايد 6 كيلومتر بروي و 50 بار بشين و پاشو انجام دهي و زماني كه در اثر انجام اين حركات در حال از حال رفتن بود اين نامه را به او داديم.
احمديان ادامه داد: در آغاز عمليات كربلاي 4 فرمانده عمليات به او گفت چون تو تازه عقد كردهاي نيازي نيست در اين عمليات شركت كني كه اين دوست كاشاني گفت اگر زنم بخواهد مرا از خدايم دور كند من او را نميخواهم.
فرمانده سابق گردان امام حسين (ع) گفت: به او گفتيم صبح بعد از عمليات بيا و گفت شب عمليات را با هيچ چيز ديگري عوض نميكنم.
وي در پايان خطاب به تمام دانشجويان خاطرنشان كرد: اين همرزم كاشاني ما بعد از آن قضيه ديگر همسر خود را نديد و در عمليات كربلاي 4 مفقودالاثر شد.
يكتا: خاطرات جنگ گنج است / ماجراي خوردن آب از آفتابه
همچنين حسين يكتا با بيان اينكه تمام خاطرات جنگ و جبهه قشنگ است، گفت: خاطرات جنگ گنج است.
رئیس بنیاد فرهنگی خاتم الاوصیا(عج) افزود: در عمليات والفجر سه عراق تا مرز مهران پيش آمد و شدت عمليات به گونه اي بود كه بچهها همه فرار و دشمن تانكها را رها كرده بود و تنها شهيد زينالدين لشكر را مديريت ميكرد.
وي ادامه داد: ما گروه تفحص به امامزاده و پشت خاكريز خود را رسانديم و مشاهده كرديم چند نفر از رزمندگان هنوز زنده هستند.
يكتا اضافه كرد: در آن لحظه خيلي تشنه شده بودم و يك تكه يخ پيدا كردم و مقداري هم آب پيدا شد و به دنبال ظرفي براي درست كردن آب يخ بوديم كه تنها چيزي كه پيدا كرديم آفتابه بود.
رئیس بنیاد فرهنگی خاتم الاوصیا(عج) بيان كرد: درون آفتابه آب و يخ را قرار دادم و در حال درست كردن آب يخ بودم كه يك نفر از بچه هاي جهاد با ماشين براي شناسايي به محل نزديك شد كه پس از آشنايي دادن از من پرسيد آيا آب داريد؟ و من آفتابه آب را به او دادم.
يكتا ادامه داد: آن رزمنده آب را با تمام وجود خود نوشيد و از خوردن آن لذت برد.
وي خاطرنشان كرد: اكنون كه خاطرات آن دوران را ميخوانيم به اين نتيجه ميرسيم كه ما جنگ نرفتهايم و بلكه به جهاد و راهيان نور رفته ايم.
رئیس بنیاد فرهنگی خاتم الاوصیا(عج) به دانشجويان توصيه كرد تا كتابهاي جنگ و جبهه را تهيه و آنها را مطالعه كنند.
رئیس بنیاد فرهنگی خاتم الاوصیا(عج) به دانشجويان توصيه كرد تا كتابهاي جنگ و جبهه را تهيه و آنها را مطالعه كنند.
يكتا با بيان اينكه شهداي ما به دنيا خنديدند و از بين ما رفتند، در خصوص نحوه ورود به جنگ گفت: بچهها در شناسنامههاي خود براي حضور در جبهه ها دست ميبردند و ما نيز چنين كاري را انجام داديم.
وي افزود: ما به دليل اينكه متولد سال 46 بوديم توانستيم 6 را به 4 تبديل كنيم در حالي كه سپاه قم دست ما را خواند و گفت عدد را درست كرديد ولي حروف آن را هم بايد درست ميكرديد و هر چه سعي كرديم نتوانستيم به جنگ برويم.
وي افزود: ما به دليل اينكه متولد سال 46 بوديم توانستيم 6 را به 4 تبديل كنيم در حالي كه سپاه قم دست ما را خواند و گفت عدد را درست كرديد ولي حروف آن را هم بايد درست ميكرديد و هر چه سعي كرديم نتوانستيم به جنگ برويم.
فرمانده لشكر عليبنابيطالب (ع) قم با اشاره به اينكه اگر اصرار بر امر حق كنيد موفق ميشويد، اضافه كرد: توانستم در رشته خدمات گرايش بهداشت قبول شوم كه دوباره از اين طريق خود را براي اعزام به جنگ معرفي كردم و به ما گفتند بايد دوره ببينيد، بعد از كلي دوره نظامي ديدن گفتند بايد دوره ببينيد و بعد از ديدن دوره عملي به ما گفتند بايد دوره ببينيد.
يكتا ادامه داد: پس از انجام دورههاي مختلف براي اعزام خود را معرفي كردم و به ما گفتند بايد دوره ببينيد گفتم دوره چي؟ گفتند دوره داخل بيمارستان و ما را به بخش تزريقات فرستادند و من هرگز نتوانستم در اين كار مهارتهاي لازم را به دست آورم.
وي بيان داشت: با خواهش و تمنا و راضي كردن مسئولان مربوطه بالاخره ما با سن كم خود وارد جبهههاي جنگ حق بر عليه باطل شديم.
كاجي: 598 بار نذر شهادت كردم
حسين كاجي از سخنرانان ديگر اين مراسم به نقل خاطرهاي از دوران دفاع مقدس پرداخت و گفت: جبهههاي جنگ براي ما درس بود.
وي در بيان خاطرهاي از دوران دفاع مقدس افزود: يك روز قرار بود همه بچهها را به داخل آب رودخانه بيندازند كه يك نفر از بچهها فرار كرد و لاي درخت رفت و پايين نيامد.
اين تفحصگر دفاع مقدس ادامه داد: بچهها اين فرد را از درخت پايين آوردند و قصد انداختن او به آب را داشتند كه اين رزمنده فرياد زد در جيبم مدارك، پول، عكس و نامههايم قرار دارد كه اجازه بدهيد آنها را درآورم و بعد من را داخل آب بيندازيد.
كاجي با بيان اين خاطره به دانشجويان يادآور شد: در دوران جنگ زماني براي انجام كارهاي باقي مانده وجود نداشت و در عمليات والفجر 8 و در سنگر سرسفره بوديم و گل ميگفتيم و گل ميشنفتيم كه يك باره موشك به سنگر خورد و هشت نفر از دوستان ما به مقام والاي شهادت نائل شدند.
وي يادآور شد: ما در عمليات شناسايي هاي خود صدها بار نماز را به نيت آخرين نماز خود ميخوانديم.
وي يادآور شد: ما در عمليات شناسايي هاي خود صدها بار نماز را به نيت آخرين نماز خود ميخوانديم.
اين تفحص گر دفاع مقدس با اشاره به اينكه خدا را شكر كنيد كه در جبهه نبوديد خطاب به دانشجويان افزود: هنوز در فضايي قرار نگرفتهايد كه در ميان خندههايتان گريه كنيد و ما چنين وضعيتي داشته ايم و من چندين بار جنازه دوستانم را در چفيه جمع كردم.
كاجي ادامه داد: به اندازه قطعنامه 598، من 598 بار نذر شهادت كردم كه به آن نرسيدم و لياقت آن را نداشتم.
در انتهاي اين مراسم وي روضه حضرت زينب (س) را براي دانشجويان خواند.
لازم به ذكر است، اين مراسم توسط بسيج دانشجويي دانشگاه شاهد با موضوع «خنديد و ماندن» در خصوص خاطرات دوران دفاع مقدس رزمندههاي اسلام، در قالب طنز برگزار شد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰