کد خبر:۱۸۷۹۱۰
آخرين سروده سعيد حداديان؛
شب بارون توی زندون٬ دیدمش با لب خندون...
شب بارون توی زندون٬ دیدمش با لب خندون یه عالم ستاره پاشید٬ تو شب ابری زندون
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ شعر زير آخرين سروده سعيد حداديان است كه ديروز منتشر شده.
شب بارون توی زندون٬ دیدمش با لب خندون
یه عالم ستاره پاشید٬ تو شب ابری زندون
اونی که اسیر دنیاس٬ اونی که مست غروره
اگه دنیا رو بگیره٬ تو خودش زنده به گوره
اما زندونی عاشق٬ اگه از پنجره دوره
توی تاریکی غربت٬ نوره نوره٬ نوره نوره
شب بارون توی زندون٬ دیدمش با لب خندون
یه عالم ستاره پاشید٬ تو شب ابری زندون
مهر و سجاده سلول٬ یه تیکه سنگ صبوره
سور و سات سحر اون٬ سین و صاد حمد و سوره
آره زندونی عاشق اگه از پنجره دوره
خالی از خود٬ از خدا پر٬ مثل تک درخت طوره
شب بارون توی زندون٬ دیدمش با لب خندون
یه عالم ستاره پاشید٬ تو شب ابری زندون
با پر و بال شکسته٬ رو سر ابرا نشسته
راز پروازش همینه٬ که به دنیا دل نبسته
یه دعا با دست بسته٬ یه سلام اما گسسته
زیر شلاقای دشمن٬ کمر درد و شکسته
شب بارون توی زندون٬ دیدمش با لب خندون
یه عالم ستاره پاشید٬ تو شب ابری زندون
محرم داغ شقایق٬ حرمت گلای شب بو
مث شمع و مث شبنم٬ با گذشت و بی هیاهو
یه پرنده مهاجر٬ تکیه گاه صد پرستو
یه مسافر همیشه٬ زائر ضامن آهو
شب بارون توی زندون٬ دیدمش با لب خندون
یه عالم ستاره پاشید تو٬ شب ابری زندون...
قصه های این ستاره٬ تا ابد دنباله داره...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰