يكتا: شهدا به كجا رسيدند كه امام(ره) گفت وصيتنامه‌شان را مطالعه كنيم؟ / ما الان حال فرار كردن به سمت ارزش‌ها را نداريم / تازه فهميده‌ايم جامعه كبيره براي امام هادي(ع) است
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۸۸۵۹۵
روز چهارم دهه خط امام(ره)؛

يكتا: شهدا به كجا رسيدند كه امام(ره) گفت وصيتنامه‌شان را مطالعه كنيم؟ / ما الان حال فرار كردن به سمت ارزش‌ها را نداريم / تازه فهميده‌ايم جامعه كبيره براي امام هادي(ع) است

در اطاعت‌پذيري از امام، بچه‌ها فرار مي‌كردند و مي‌رفتند جبهه ها. الان افرادي كه بخواهند به سمت ارزش ها فرار كنند را نداريم و حالش را نداريم.
به گزارش خبرنگار فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، ويژه برنامه دهه خط امام سلسله همايش‌هايي است كه از سوي قرارگاه عمار به مناسبت ايام رحلت حضرت امام خميني(ره) در دفتر مطالعات جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي برگزار مي‌شود.

در چهارمين نشست از دهه خط امام كه ديروز توسط قرارگاه عمار برگزار شد، حاج حسين يكتا با موضوع رابطه امام و شهدا سخنراني كرد كه متن كامل سخنان ايشان در ذيل امده است:
 
24 سال از جنگ گذشته و نسل‌هايي هستند كه جنگ و جبهه، شهدا، امام و صحنه‌هاي جنگ را نديدند، نبردها را نديدند، مزه‌ها را نچشيدند و پاي صحبت امام در جماران ننشستند.
 
ما امام، شهدا و بچه جبهه‌اي‌ها را ديديم و الان در مسير شهدا يك قلمي، ‌يك قدمي و يك نفسي بر مي‌داريم و آيا شهدا و رابطه آنها با امام را درك كرديم من نمي‌توانم بگويم كه اين درك را دارم و براي شما آن فضا را ترسيم كنم.

تك‌تك‌ شهدا يك رابطه، حسي، عشق‌بازي خاصي با امام داشتند كه هر چه الان در سيره زندگي شهدا مطالعه كنيم به آن نمي‌رسيم.

اگر قلب امام درد مي‌‌گرفت قلب شهدا نيز درد مي‌گرفت و چه شب‌هايي دست ولي ما درد مي‌گيرد، عصب آقاي ما تير مي‌كشد، جاي تركش اعضاي ايشان را طي مي‌كند و ما به روي خودمان نمي‌آوريم.

ته و انتهاي همه عرفان‌ها به امام اين بود كه خيلي رابطه، رابطه نزديكي بود كه امام آخرش مي‌فرمايند مرا با بسيجي‌ها محشور كن.
 
طرف به امام عصر رسيد و گفت:‌ شما چقدر مرا دوست داريد؟ امام فرمود به همان اندازه كه شما مرا دوست داريد دوست‌تان دارم.
 
كي گفته امام مرده است؟ شهداش كه زنده هستند امام هم كه پير مكتب عشق بود هم زنده است اينها هم‌شان زنده هستند امام مي‌فرمايند برويد وصيت‌نامه‌هاي شهدا را مطالعه كنيد شهدا در اطاعت‌پذيري به كجا رسيده بودند كه امام مي‌فرمايد بايد وصيت‌نامه‌هاي آنها را مطالعه كرد.

شهدا چه اطاعتي كردند كه امام‌شان گفت خدا مرا با بسيجي‌ها محشور كن چگونه به پاي امام‌شان كشته شدند مزار اينها تا قيامت دارالشفاي عاشقان و عارفان است و از گور ما هم دود و اثري بلند نمي‌شود.
 
اگر از من بپرسيد ميزان اطاعت شهدا از امام چقدر بود مي‌گم همان‌قدري كه مثل امام‌شان خوشگل شده بودند، خواستني شده بودند، ‌‌آسماني شده بودند، اينجايي نبودند و شهدا همانند امام‌شان مي‌خواستند مي‌شد و مي‌گفتند و مي‌شد.

امام گفت: مياد، مي‌گم، مي‌شود و مي‌آيند جبهه آدم مي‌شدند و مي‌رفتند و 4 نفرشان به خط مي‌زدند و خط را مي‌شكستند بعضي از آنها مي‌رفتند و آب و كلمن عراقي‌ها را بر مي‌داشتند و مي‌آوردند.

امام زمان دار و ندارش را براي شهدا مي‌ريزد و بچه‌ها جنگ چيز خوبي نيست جهاد چيز خوبي است.
 
يك شب را با وضعيت جنگ با همان روال گذشته مقايسه كنيد كه اصلا قابل قياس نيست و يك خاطره، نوشته، گفتمان شهدا با حال الان اصلا قابل مقايسه نيست.
 
اگر فضاي جهاد في‌سبيل‌الله، جبهه و جنگ نشود محال است كه ما بتوانيم عمده شكار كنيم كار تيراندازي نفوذ به نفوذ و قلب به قلب است.

آن فضا درب محبت الهي است كه باز شد و پس از هشت سال هم بسته شد و هر كسي لياقت عبور از آن در را نداشت.
 
در اطاعت‌پذيري از امام بچه‌ها فرار مي‌كردند و مي‌رفتند جبهه‌ها ولي الان افرادي كه بخواهند فرار كنند را نداريم و حال فرار كردن به سمت ارزش‌ها را نداريم ما به زيارت دنيا بيشتر مشتاقيم تا زيارت آخرت اگر پشيماني شاخ در مي‌ ‌آورد آدم و ما امروز به مرخصي رفتن آن زمان نيز پشيمانيم.
 
راه را بسته‌اند و همه مهمان ارباب حسينم هستيم هر كسي در ولايت‌پذيري يك چيزي را كم گذاشت ديگر با شهدا نرفت و شايد در آن مرخصي بود كه من نبودم.
 
بعد از شهدا تشييع‌كننده خيلي كم بود شهداي ما افرادي بودند كه در اطاعت‌پذيري از امام به سمت ارزش‌ها مي‌رفتند.

رفيق حتما يك امتحاني سخت مي‌شود وگرنه ما را بدون امتحان نمي‌برند.

گوشه دلمان‌ خش بيفتد صداي‌مان در مي‌آيد يك جا تقدير و تشكر ازما نكنند، يك چيز به ما ندهند، يك جا ما را ساپورت نكنند صداي‌مان در مي‌آيد.

در سريال شوق پرواز زماني كه شهيد بابايي خبر شهادت دوستش را مي‌خواست بدهد من گريه‌ام گرفت چون من زماني كه خبر شهادت جعفر احمدي را مي‌خواستم به مادرش بگويم به در خانه شهيد رفتم و گفتم جعفر يك چيزي در كمدش دارم آن را به من بدهيد كه مادرش گفت جعفرم چيزيش شده است و ادامه داد ديشب من خواب بدي را ديدم و مادر شهدا هميشه سيم‌شان وصل بوده است.
تا حالا خبر شهادت به در خانه نبرديد كه.

بچه‌ها همه چيز را تربيتي، انقلابي، آرماني و امامي مي‌ديدند و بچه‌ها قيام للله از امام ياد گرفتند.

حرف از گردان‌هاي 200 نفره نبود حرف از سران گردان‌ها، مخلصين و تبارك‌الله احسن‌خالقين بود امام با اين‌ها داشت زندگي مي‌كرد وقتي امام قلبش درد گرفت چقدر بچه بسيجي‌ها گفتند ما قلب‌مان را به امام مي‌دهيم.
 
من دارم رابطه امام با شهدا و بسيجي‌هاي نترس نداشتن از ماموريت را مي‌گم.
 
شهدا با حضرت امام قاطي شده بودند و ما حالا مي‌گرديم تا يك عكس از شهدا پيدا كنيم و زور مي‌زنيم برند و مطرح بشود يك ديدار با آقا مي‌رود تا بگويد كه با آقا ديدار كرده‌ام.
 
هميشه خبرهاي خوب ما به آقا مي‌رسيد و اگر با ايشان ديدار كنيم جيگرتان خنك مي‌شود نايب امام را ديدار كنيد دل‌تان شاد مي‌شود درب هيئت ايستادند و خوشامد گفتن افتخاري مي‌خواهد و تا شهادت پيش برويم اطاعت امر كنيد و باري را به منزل برسانيد.

شهدا با امام‌شان صادق بودند و پاي امام‌شان ايستادند و در يك نگاه آرماني و آسماني امام خود را انتخاب كردند.
 
اين گونه نبود كه امام پيش بچه‌ها نبوده و با آنها در جبهه‌ها شركت نكرده است امام حي و حاضر بوده است و در جبهه‌ها حضور مي‌يافتند و نمي‌شود فرمانده به سربازهايش سركشي نكند و عجيب امام بر همه چيز اشراف داشته‌ است و هر كجا حرف امام را گوش نكرده‌ايم ضرر و زيان آن را ديده‌ايم.

آن زماني كه ما در تنگه هرمز بوديم امام از در آمد داخل و حرف از ورود ناوهاي آمريكايي بود و از امام پرسيدند كه چه كار كنيم و ايشان فرمودند به نظر من هر كسي براي اولين بار وارد آب‌ها شد آن را بزنيد و شما بهتر مي‌دانيد.

ما هر چقدر از شلمچه دور مي‌شويم و به سمت درياي خرز مي‌رويم نور معنوي شهدا كمتر مي‌شود.

هر زماني اطاعت‌پذيري به جايي رسيد كه كاري داريم انجام مي‌دهيم كه فاعليت را از خودمان گرفتند.
 
شهيد چمران مي‌فرمايد زماني كه من خودم بودم و هيچ عراقي‌اي نبود خود را تنها احساس مي‌كردم و نيز احساس مي‌كردم كه تمام بندگي دارد پياده مي‌شود، من بنده خوب خدا هستم و نيز تمام بندگي در من خلاصه شده است و تنها من، خدا و مرگ در كنار هم هستيم شهدا در اطاعت‌پذيري از ولايت اين گونه بوده‌اند.
مردم تازه فهميده‌اند زيارت جامعه كبيره براي امام هادي است و تازه متوجه شده‌اند كه هر چه انقلاب دارد از زيارت جامعه كبيره است و شيعه واقعي در جامعه كبيره و زيارت جامعه كبيره تعريف شده است و ما در اين وضعيت شير تو شير به جايي نمي‌رسيم.

در ميان اين همه سر و صدا يك بيسيمي گفته است امام فرمود مهران بايد آزاد شود، جزاير بايد حفظ شود و خرمشهر بايد از حصر آبادان در آيد.

سطح عرفان مالك اشتر به علي (ع) چه بود؟ كه امام علي مي‌فرمايد هيچ كسي براي من مالك نمي‌شود اين شهدايي كه براي امام شهيد شده‌اند سيم‌شان وصل بوده است و اين اطاعت‌پذيري شهدا است.
 
رفقاي عزيز، از همين جمع‌هاي نقلي و خوشگل هم عهد و پيماني شود كه كارهاي مهم و خوب شكل مي‌گيرد و در اين جنگ نرم بايد يك جمعي از ميان جمع‌هاي خودمان هم عهد بشود و شكل بگيرد.
 
بچه‌ها در اطاعت‌پذيري از امام مسير را گم نكردند و بياييد در مسير قبل از ظهور كه حضرت آقا مي‌گويند ما در پيچ مهم تاريخ قرار گرفته‌ايم مسير را گم نكنيم و تنور ظهور امام زمان (عج) گرم خواهد شد و بايد تقواي قبل از ظهور داشته باشيم.

آخر ولايت‌پذيري شهدا و نسبت‌آنها باامام اين بود كه لبخند بر لب امام بياورند و همه تيپ امامي، خدايي و با امام هم‌رنگ شدند.
پربازدیدترین آخرین اخبار