کد خبر:۱۸۸۸۹۳
نگاهي به فيلم «روزهاي زندگي»؛
سفارشيسازي يك انگ به حساب نميآيد
«روزهاي زندگي» كه اثري روان، جذاب و ديدني است و روي يكي از مهمترين، تابناكترين و حساس ترين فرازهاي تاريخي ملت ايران دست گذاشته است؛ از پس به تصوير كشيدن موضوع سفارشياش به خوبي برآمده است.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ اكران فيلم سينمايي «روزهاي زندگي» كه شايد از مجموعه مولفهها و عناصر تشكيل دهنده يك اثر سفارشي به معني كامل و واقعي كلمه برخوردار باشد موقعيت مناسبي است تا موضوع فيلمهاي سفارشي و متن و حواشي آن را مورد كنكاش و بررسي قرار دهيم و چيستي و چرايي آن را به تحليل بگذاريم.
سالهاي سال است كه در كشور ما و در بعضي از فضاهاي منتقدانه و طيفهاي سينمايي موضوع سينماي سفارشي به عنوان يك مقوله و پديده منفي كه نيازمند نابودي و نيستي است و بايد براي سركوب آن تلاشهاي همه جانبه و يكپارچهاي صورت گيرد، مطرح است.
البته اين قبيل افراد دستشان چندان هم از دليل خالي نيست و اين حكم را با تمسك به تعداد قابل توجهي از فيلمهاي سفارشي مطرح ميكنند كه در طول سه دهه گذشته به توليد رسيده است اما هرگز نتوانستند به موفقيتي نائل آيند؛ چرا كه نه مخاطب آنها را پذيرفته و حاضر به تماشا شده و نه اساساً از هر منظر و حيطه ديگري فيلمهاي قابل دفاعي به شمار ميآيند.
سينما هم كه با مخاطب معنا مييابد و فيلمي كه مخاطب نداشته باشد اساساً دچار يك تناقض است و در توليد آن يك نقض غرض صورت گرفته است.
ساخت و توليد اين مجموعه فيلمهاي به اصطلاح سفارشي كه عموماً هم به روند غيراستاندارد و نامعقولي را تا مرحله توليد و اكران طي كردهاند سبب شده است كه در بخش قابل توجهي از علاقهمندان به سينما و منتقدان يك نوع آلرژي و حساسيت نسبت به اين قبيل آثار پديد آيد.
بيترديد بخشي از اين وضعيت و روند طبيعي است و از علاقهمندان به سينما و منتقدان حرفهاي چيزي جز اين هم توقع نميرود اما مشكل زماني اتفاق ميافتد كه اساساً هر فيلمي كه در توليد و نمايشش عنصر سفارش مطرح باشد زير سوال برود و در موضوع سفارشي بودن به ديده يك انگ هنري نگريسته شود.
چنين رويكردي قطعاً يك رويكرد غيرمنطقي و ناموجه است و دلايل آن هم قابل توجه مي باشد.
همين كه تعداد قابل توجهي از فيلمهاي ارزشمند و ماندگار چه در سينماي ايران و چه در سينماي جهان حاصل سفارش و حمايت نهادهاي مختلف است گوياي اين حقيقت است كه يك فيلم سفارشي هم ميتواند حائز ارزشهاي هنري و قابل دفاع باشد.
مهم آن است كه ميان مقوله مورد سفارش و هنرمند سفارش گرفته تناسب، هم پوشاني و نيز فضاي استاندارد و حرفهاي در مناسبات مختلف امر توليد اثر وجود داشته باشد و وقتي كه اين اتفاق رخ دهد ديگر چندان فرقي نميكند كه فيلم مدنظر سفارشي باشد يا غيرسفارشي.
با اين تفاوت كه در بعضي از حيطهها، ژانرها و گونههاي سينمايي همچون گونه جنگي به دليل اينكه ساخت فيلم بسيار پرهزينه و با ريسك بالاست قاعدتاً نيازمند حمايتهاي كلانتر و جديتر نهادهايي است كه چنين وظيفهاي براي آنها تعريف شده است و اين امري كاملاً منطقي، ملموس و اتفاقاً رايج در جهان سينماست.
سفارشيسازي اساساً و مطلقاً يك انگ به حساب نميآيد و يك لكه ننگ وگرنه فيلمسازي همچون وودي آلن اين همه فيلم سفارشي نميساخت و يا حتي نمونه ملموستر و نزديكتر براي سينماي ما همين فيلم «روزهاي زندگي» ساخته پرويز شيخ طادي كه اثري است روان، جذاب و ديدني كه اتفاقاً روي يكي از مهمترين، تابناكترين و حساسترين فرازهاي تاريخي ملت ايران دست گذاشته است و از پس به تصوير كشيدن آن هم به خوبي و موفقيت برآمده است.
درست است كه طي بيش از سي سال گذشته فيلمهاي مُهمل، بيهويت، بيارزش و به معناي واقعي كلمه هدردهنده بيتالمال و وقت و انرژي سازندگانش هم توليد شده و هم به زبالهداني تاريخ پيوسته است اما اين وضعيت دليل بر آن نميشود كه درباره مفهوم سينماي سفارشي يك حكم انكاري مطلق صادر كنيم و آن را تماماً زير سوال ميبريم.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰