کد خبر:۱۸۸۹۷۵
بسيج دانشجويي دانشگاه علمي كاربردي تبريز:
اي مسلمان! به ياد آور مسلماني را
بسيج دانشجويي دانشگاه علمي كاربردي تبريز طي نامهاي سرگشاده به دولت جمهوري آذربايجان در خصوص برگزاري مسابقه موسيقي و در حاشيه آن رژه همجنسبازي اعلام كرد: اي مسلمان! به يادآور مسلماني را و بدان هيچ كس با آلت دست اسرائيل شدن به هيچ جايي نرسيده است.
به گزارش خبرنگار «خبرگزاري دانشجو» از تبريز، بسيج دانشجويي دانشگاه علمي كاربردي تبريز طي نامهاي سرگشاده به دولت جمهوري آذربايجان در خصوص برگزاري مسابقه موسيقي و در حاشيه آن رژه همجنسبازي آورده است: كاش مضمون نامه امروز ما مضمون ديگري داشت؛ آيا سخت نيست قلم به انتقاد از دولتي برداريم كه كشورش همسايه كشور ما و دينش دين محمد (ص) و مذهبش مذهب اهل بيت (ع) است.
در ادامه اين نامه آمده است: اي كشور همكيش، وقتي همسايه تو در پي ترويج آيين محمدي در جهان گام برميدارد، آيا تأسف بار نيست كه كشور تو در پي ترويج بيبندوباري باشد و به دين محمدي پشت كند و با چه حسابي نام جمهوري را يدك ميكشد و به چه سرگرم است كه اين بيداري عظيم جهان را نميبيند.
در اين نامه تصريح شده است: كشور همسايهات را ببين؛ همان ايراني كه هشت سال نه با يك نه با دو گويا ميتوان گفت با كل جهان بر سر حفظ آرمانهاي دين اسلام جنگيد و اينك تو از چه گريزاني و چه حقي را از ملتت سلب ميكني.
در بخش ديگري از نامه بسيج دانشجويي دانشگاه علمي كاربردي تبريز تاكيد شده است: حتما شنيدهاي اما يقينا فراموش كرده اي جواب ابوسفيان به ترس هند از ورود محمد (ص) به مكه كه «بدان محمد از قلبها ميآيد نه از دروازهها» و ممنوعيت اجراي مراسم مذهبي، ممنوعيت حجاب، ترويج بيبندوباري و اعتياد به مشروبات الكي، ايجاد فضاي بسته براي فعالان مذهبي و همه و همه از كارهاي دولت توست؛ تويي كه كشورت يدك كش لقب دومين سرزمين شيعه دنياست.
در ادامه اين نامه آمده است: بگذار لقب ملت بيدولت را ما به تو بدهيم؛ دولتي كه به جاي رفاه و آسايش ملتش آنچنان در گود بازي اسرائيل و امثال آن گير كرده كه مردمش را فراموش كرده است و خانه فقيرنشين را براي اجراي اين مسابقه ننگينبار از هم ميپاشد.
در اين نامه تصريح شده است: اي دولت مسلمان به يادآور مسلماني را و حداقل اگر به آيينت پايبند نيستي بدان كه در خدمت ملت مسلمان هستي؛ برخيز مشكلت را حل كن هيچ كس از آلت دست بودن اسرائيل به جايي نرسيده است كه تو دومي آن باشي.
در بخش ديگري از اين نامه آمده است: كاش زماني كه خراب ميكردي آشيانهاي را براي ساخت قصر كريستاليت، به خود مي گفتي كه من هنوز در كشورم بيش از يك ميليون آواره جنگي دارم و زماني كه خشت روي خشت براي چنين هدف ننگيني مينهادي و زماني كه خانههاي محلههاي فقيرنشين را براي خريد آبرو نزد دشمنان ملت ويران ميكردي به خود ميگفتي كه بيش از يك سوم ملتم به علت فقر از كشور مهاجرت كرده و بهعنوان شهروند درجه پايين گذران عمر ميكنند؛ كاش فقط يك بار فقط يك بار، عبارت «صنعت ملي نفت باكو» را با خود تكرار ميكردي شايد ميفهميد كلمه ملي به ملتت برميگردد.
در ادامه نامه بسيج دانشجويي دانشگاه علمي كاربردي تبريز آمده است: به من بگو كه تو چگونه دنيا را رصد ميكني كه اين گونه عمل پس ميدهي؟ ملتت آواره، جمع وسيعي گرسنه و خاكت -پارهاي از وطنت- در اشغال ارامنه است و تمسخرهوار نيست كه تو چشم و گوش بسته به حقيقت برده رام براي اجراي اهداف پليد اسرائيل شدهاي؟
اين نامه در ادامه افزوده است: به ما بگو تو طلب امنيت را از كه ميكني از اسرائيل؟ اي كشور همسايه اما... چگونه ميتواني زماني كه خاك اسلاميت در چنگ ارامنه است با خيال راحت شب را صبح كني؟ كاش اين موفقيت در ثبت ركورد هزينهها براي مراسم مهماني ننگينت -كه در جهان فعلا اول است- و به گمانمان نيز اول بماند، صرف ملتت ميشد و صرف بازپس گيري خاكت.
در پايان اين نامه نيز آمده است: اي دولت فلاكت زده، چقدر ننگين است وقتي از يك سو مساجدت، آن خانه هاي نيايش ملتت محل نگهداري دامهاي ارامنه شده و از سويي ديگر پرشتاب شهرت را براي رژه همجنس بازان آذين بندي ميكني؛ آگاه شو و سر در برف فرو كرده را بيرون بياورد و ببين صدام، مبارك و قذافي چه زماني دوستان اسرائيل بودند و اينك به چه سرنوشتي دچار شدند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰