از آرمان هاي ديني تا خيانت و عوام فريبي!
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۸۹۶۸۸
سینمای ایران در كلام امام(ره)- بخش چهارم

از آرمان هاي ديني تا خيانت و عوام فريبي!

آثار سينمايي امروز به بازتولید نسل جدیدی از فیلم‌فارسی‌های رژیم گذشته می‌پردازند و در نابودی سطح سلیقه مخاطب و تربیت غلط و غیراصولی ذهن او تلاشی موفقیت‌آمیز را به انجام رسانده و می‌رسانند!
گروه فرهنگي«خبرگزاري دانشجو»؛ امام راحل عظیم الشأن ملت ایران با همه آرمان ها و منویاتش چه جایگاه و پایگاهی در طول تاریخ بیش از 30 ساله سینمای پس از انقلاب ایران داراست؟ چه تعداد فیلم ارزشمند ملی و مخاطب گرا که بتواند سند تکاپو و تلاش سینماگران ما طی سه دهه گذشته در این زمینه مهم و جدی و خطیر باشد، در دست است؟ امام از سینما چه می خواست و کدام سینما را برمی‌گزید و چه رهیافت ها و راهکارهایی را برای سینمای ایران به یادگار گذاشت؟

یادآور شدیم که همین جشنواره فیلم فجری که گذشت، با غلبه فیلم هایی روبرو بود که به موضوع «خیانت» در زندگی آدم های جامعه امروز ایرانی می پرداخت؛ آن هم با میزانسنی که ظاهراً گویا و جویای خوی مسالمت جویانه فیلمساز با این وضعیت بود! و به جایش به تقبیح و محاکمه عنصری همچون «غیرت» و حمیت دینی صحه می گذاشت!!

این را باید اضافه کرد به انبوه آثار دیگری که با ابتذال و حتی استهجانی مهوع، به بازتولید نسل جدیدی از فیلم‌فارسی های رژیم گذشته می پردازند و در نابودی سطح سلیقه مخاطب و تربیت غلط و غیراصولی ذهن او تلاشی موفقیت آمیز را به انجام رسانده و می رسانند!

فیلم هایی که امام و رهبری و انقلاب در آنها، در حد عکس این بزرگواران در اداره یا کلانتری محلی است که بازیگرانش بر حسب اتفاق پا به آنجا می گذارند! وضعیت اسفناکی است! نه؟

آن وقت جناب مجری صاحب نظر در تنها برنامه سینمایی فراگیرترین رسانه کشور به نقد و یقه گیری با «آرمان های انقلابی و دینی» و زیر سوال بردن آدم های انقلابی و آرمانگرا می پردازد و با لحنی انکاری- استفهامی می پرسد: «این دینداران و متدینین که می گویند، چه کسانی هستند؟!»

آن هم در حالی که از طیف نخبه و اهل اندیشه در این حوزه - و نه البته معرکه گیران رمالی که مزوران و مزدوران حزب باد هستند - کسی در برنامه نیست تا جوابی درخور دهد و حداقل در این اوضاع عوام فریبانه، تنقیح مناط کند و روشن سازد که مجری محترم دارد آدرس غلط می دهد و این سوال از اساس غلط است و سفسطه ای بیش نیست!

آخرالامر هم مدیران مدبر و مبتکر و حرفه ای شده تلویزیون طبق معمول، چاره را در پاک کردن صورت مسئله، به بدترین و پرهزینه ترین شکل ممکن می بینند و گمان می فرمایند با عوض کردن دکور برنامه، همه چیز ختم به خیر می شود - و فراموش نکنیم که گاهی آدم ها هم در حد همان دکورها کارایی دارند و ندارند! - و چه اوضاع ترحم انگیز و رقت باری است وقتی تصور مدیران تلویزیون و برنامه سازان آن، از مخاطب چیزی در همین حد باشد که به عنوان نمونه و مشتی از خروار برشمردیم!

بله؛ تنها نمونه ای کوچک از اتفاقی متأخر که در قالب ها و مثال های متعدد و متنوعی در طی این بیش از سه دهه گذشته، بارها رخ داده است.

از فیلم های سفارشی باسمه ای و بی هویت و مخاطب گریز گرفته با آن شعارهای گل درشت عاری از هر جذابیت و بداعتی که صرفاً به پر کردن جیب شبه هنرمندهای فرصت طلب و بالا بردن بیلان کاری نهادهای موازی شبه هنری انجامیده تا مدل های نئوضدانقلابی جشنواره ای که هم از آخور جشنواره های فرنگی می خورند و هم از توبره مدیران و مسئولان بی سواد و نابلدی که فقط بلدند کلاه های گشاد تا سر زانو برای خود و نهاد متبوعشان جفت و جور کنند!

نمونه ها و مثال ها آنقدر بی شمارند که در این مجال و مقال اندک نمی گنجند و برای مزید آشنایی خواننده ناآشنا – که بعید است در ایران پیدا شود - ارجاع می دهیم به تاریخ سینمای پس از انقلاب در دوره ها و مدیریت ها و دولت های مختلف! 
 
پربازدیدترین آخرین اخبار