كسي كه به ولايت محدود نباشد منحرف مي‌شود / امامان حاجتي كه برايمان ضرر داشته باشد را عطا نمي‌كنند
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۹۰۰۱۶
ماندگاري در جمع معتكفين دانشگاه اميركبير:

كسي كه به ولايت محدود نباشد منحرف مي‌شود / امامان حاجتي كه برايمان ضرر داشته باشد را عطا نمي‌كنند

بسياري از افراد نسبت به اولياي خدا هم فكرهاي بدي مي‌كنند؛ مثلا مي‌روند امام رضا (ع) و حاجت خود را به ايشان مي‌گويند و زماني كه امام حاجت آنان را روا نكند با امام قهر مي‌كنند.
به گزارش خبرنگار فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، حجت الاسلام ماندگاري امروز قبل از اذان ظهر در جمع معتكفين دانشگاه اميركبير براي دانشجويان از تفاوت ميان محدوديت و محروميت سخنراني كرد كه متن كامل اين سخنراني به شرح زير است.

فرق بين محدوديت‌و محروميت‌ها چيست؟

فرق بين شما دانشجويان باافرادي كه در خانه هستند، اين است كه شما آمده‌ايد در دانشگاه مطالعه مي كنيد و از مزايايي ديگر محروم خواهيد بود.

انسان اگر مي‌خواهد محروم نشود بايد خود را محدود كند، شما چرا خودتان را محدود كرديد؟ چون مي‌خواهيد از بهره‌هاي ماه رجب محروم نشويد.

در بعضي از دعاها برخي ملائك به دعاهاي ما آمين مي‌گويند و به بعضي دعاهاي ما مي‌خندند؛ زيرا شرط بهره‌مندي محدوديت است و شرط محروميت وجود محدوديت است و تا محدويت را نپذيرفتيم از محروميت جدا نخواهيم شد. ما يك شعاري در برنامه‌هاي خود داريم و آن اين است و تبديل زندگي به بندگي به اين معنا كه زندگي آزاد است، ولي بندگي چارچوبي دارد يعني بندگي، زندگي محدود به آيين نامه خدا است.

براي محدوديت‌ها مراكز يك شاخص و خداوند دو شاخص قرار داده است و شامل آيين نامه كتبي و‌ آيين نامه شفاهي مي‌شود و هر كس خود را محدود به قرآن و عترت نكند از رسيدن به مقصدها محروم مي‌شود.

ولايت يعني مديريت كارگرداني، مربيگيري، راهنمايي، رهبري و معماري.

پدر شهيدي به من گفت: در بازار حاج‌آقاجان مشهد در حال راه رفتن بودم كه عكس مكه و مدينه را مشاهده كردم و در همان لحظه چرخ را رها كردم و به سمت حرم امام رضا (ع) دويدم و در همان حين كفش خود را رها كردم و به امام رضا (ع) گفتم يا زيارت مادرت و خدا را به من بده و يا بساطت را جمع كن و با همان دل از حرم خارج و به سمت چرخم حركت كردم. در مسير يك نفر مرا صدا زد و گفت سه روز دنبالت هستم و تو را به عنوان خدمه مي‌خواهم با خود به سفر مكه ببرم كه در آن لحظه رو  به سمت حرم امام رضا (ع) برگشتم و گفتم يا امام غريب بساطت را جمع نكن.

اگر يك سفر 15 روزه كوچك به ولي و رهبر نياز دارد حالا يك جامعه نبايد به ولي نياز داشته باشد؟

در سينما همه بايد خود را محدود كنند به دستور كارگردان و در فوتبال نيز بازيكنان خود را محدود به دستور مربي مي‌كنند.

در يك سفر حج مدير كاروان بايد يك حكم از بالا داشته باشد و دوم علمش از ديگران بيشتر باشد و سوم خطايش هم از ديگران كمتر باشد و ولايت خدا به خالقيتش باز مي گردد و ولايت پيامبر هم از سوي خدا است كه خطاي ايشان صفر و معصوم هستند و لايت امامان هم مانند پيامبران است كه علم مطلق دارند و معصوم نيز هستند.

هر كس محدود به ولايت نشود از مقصد محروم مي‌ماند.

ولي فقيه در عصر غيبت فقها هستند و عقل مي‌گويد بايد كسي باشد كه علمش بيشتر بوده و اگر عصمت ندارند عدالت مي‌گذاريم و اگر دكترا ندارند، فوق ليسانس مي‌گذاريم پس ببينيد خود را بايد محدود به ولايت كنيد تا به مقصد برسيد.

در خانه ولي فقيه پدر است ولايت پدر بخاطر علمش نيست بلكه به خاطر حكم خداوند است كه در قرآن آمده وسپس به تجربه پدر باز مي‌گردد.

ولايت ديگري نيز در خانه وجود دارد و آن حكم مرد بر زن است كه حكم از سوي خداوند دارد و تنها حكمي كه خداوند بر مرد قرار داده به دليل وسعت ديد مرد است نه از نظر علم اوست و ولايت مرد به خاطر وسعت ديد آن مي‌باشد.

امام باقر (ع) مي‌فرمايد: خداوند به كسي كه درجه ولايت به آن داده نور مي دهد و هر كس كه نور داشته باشد، جاده و راه را بيشتر و بهتر مي‌بيند.

خداوند فرموده است: «زن بايد محدود به شوهرش باشد و فرزندان نيز مقيد به پدرشان هستند در غير اين صورت به مقصد نخواهند رسيد.»

سه مقصد پس از محدوديت در ولايت فقيه وجود دارد كه اولين امنيت و آرامش است كه اگر كسي ولايت فقيه خدا،‌ پيامبر، امام، پدر و همسر را نپذيرفت امنيت و آرامش نخواهد داشت و اين محدوديت است.

فرزنداني كه ولايت پدر را قبول كرده اند از ضريب امنيت و آرامش بيشتري برخوردار هستند و سقف ناقص از بي سقفي بسيار بهتر خواهد بود.

به اعتراف دوست و دشمن بهترين كشور با تمام محروميت‌هايش ايران است.

اول اتوبان قم ايستاده بودم كه يك بنزي كه خيلي مدلش هم بالا بود دنده عقب به سوي من آمد و گفت: حاج آقا سوار شو و من گفتم ما كلاسمان به شما نمي‌خورد؛ راننده گفت بياييد كارتان دارم و من سوار شدم و او از مال و منال و دارايي‌هاي خود براي من تعريف كرد و ادامه داد: دردي دارم به اين معنا كه زن و فرزندانم براي خودم نيستند و من در جواب گفتم آرامش در مال و ثروت نيست بلكه در داشتن ولايت است و تو اگر مي‌خواهي از محدوديت برخوردار شوي بايد محروم باشي.

دومين مقصد موفقيت و سعادت است يعني تو خودت را بايد محدود كني تا به پيروزي و مقصد نهايي برسي قبل از انقلاب مراسم اعتكاف با تعداد 7 و 8 و الي 10 نفر برگزار مي‌شود ولي الان در هر مسجدي با حداقل 1000 نفر برگزار مي‌شود كه اين نشان دهنده پيشرفت است.

سومي بركت و محروم كردن خود عزت، شخصيت و هويت است؛ عزت براي خدا و رسول او است.

سعيد جليلي پرسيد اينجا كه داريم مذاكره مي‌كنيم، كجا است، جواب دادند كاخ صدام. پرسيد صدام كجاست و شما مي‌خواستيد ما را خار كنيد ولي ما عزيز و محترم شديم و من به دليل اينكه با ايشان رابطه دوستانه دارم از او پرسيدم كه آيا حقيقت دارد كه شما در آن مذاكره پاي مصنوعي خود را نشان داديد و ايشان گفتند اگر لازم باشد اين كار را نيز انجام خواهم داد.

افراد بايد سه بخش را در دين محدود كنند، افكار، احساس و رفتار ما است. نمي‌شود كه اينها رها باشند و از آن طرف هم محدود باشيم.

شما دانشجويان شكم خود را كنترل مي‌كنيد و اين كار سختي است، ولي اين كار فقط سه روز است كه اگر ادامه پيدا كند در آن صورت معركه خواهد بود.

من بارها از جوانان اين حرف را شنيدم كه مي‌گويند اذان صبح بسيار حالت خوبي دارد كه ما خود را از آن محروم كرده بوديم.

افكار بايد كنترل شود و در جامعه ما اصل بر چه چيزي قرار دارد؟ بر سوءظن.

اگر خانمي به فروشگاه برود و با تلفن به صورت آرام صحبت كند، هر چيزي به ذهن ما مي‌آيد و اين اشتباه است.

يك عارف رباني در نجف اشرف با بقچه‌اي كه در دست داشت در حال حركت بود كه جواني از راه رسيد و گفت: اجازه مي‌دهيد بقچه‌تان را بياورم و آن عارف چون مي‌دانست كه چه چيزي در افكار او مي گذارد اين كار را انجام داد و بازاري‌ها به او گفتند آن فرد دزد بوده است، عارف گفت: ايشان در شلوغي بازار من را گم كرده است و فكر بدي نكنيد.

در زمان پيامبر ايشان داشتند با خواهر رضايي خود صحبت مي‌كردند كه يك نفر يك نگاه بدي به آنها كرد كه پيامبر فكرش را خواند و خطاب به آن شخص فرمود خواهرم هستند و فكر بدي نكنيد.

فكر خود را در مورد ديگران بد راه ندهيد.

عمده معضلات خانواده‌ها وجود سوءظن افراد نسبت به يكديگر است و بسيار از افراد نسبت به اولياي خدا هم فكرهاي بدي مي‌كنند؛ مثلا مي‌روند امام رضا (ع) و حاجت خود را به ايشان مي‌گويند و زماني كه امام حاجت آنان را روا نكند با امام قهر مي‌كنند.

امام رضا (ع) چون مي‌داند اين حاجت شما برايتان ضرر دارد حاجت آدم‌ها را نمي‌دهد.

فكر هايمان نسبت به خداوند هم مشكل دارد؛ به اين معنا كه به عيادت مريضي مي‌رويم و مي‌گويم خدا بد ندهد.

شخصي بالاي سر جنازه مادر پيرش قرار گرفت و گفت: خداوند مادر فلاني از مادر من پيرتر بوده و او هم‌اكنون زنده است و ما نبايد در كار خدا دخالت كنيم.

آيه 44 سوره انعام مي‌فرمايد: «هر كه دين ما را فراموش نكند يك فتح‌الفتوح مادي به آن خواهيم داد كه در آن غرق شوند.»

علامه طباطبايي مي‌فرمايد: ايكاش آن چيزهاي را كه در دنيا مي‌خواستيم را خداوند به ما نمي‌داد و آنها را در آخرت مي‌گرفتيم و از آنها بهره مي‌برديم؛ زيرا با گرفتن آنها در دنيا از گرفتن آنها در آخرت بي‌بهره مانده‌ايم.
 
از شخصي پرسيدم فلسفه نماز صبح چيست؟ جواب داد مردم آزاري است؛ يعني ما را از نصف شب بيدار مي‌كنند و مي‌گويند كه دو ركعت نماز بخوانيد كه اي كاش اين نماز 8 ركعت بود كه ارزش بيدار شدن را داشته باشد.

آدم بايد فكر خود را در خصوص افراد و اشخاص كنترل كند و احساسات را نسبت به محبت‌هاي حرام و حلال افراطي بايد كنترل كرد.

سوار خودرويي شده بودم كه در آن دو عدد عكس روي ماشين خود زده بود در بالا عكس حضرت ابوالفضل (ع) و در پايين عكس خواننده‌اي كه مرده است از راننده پرسيدم اگر برايت اتفاقي بيفتد چه كسي را صدا مي‌كني، گفت حضرت ابوالفضل (ع) را و من از او پرسيدم اين عكس اينجا چه كار مي‌كند كه جواب داد اين عكس را براي دل خودم زدم و من پرسيدم كه آيا اين عكس را كنار حضرت ابوالفضل در دلت جا داده‌اي كه راننده جواب داد، نه اشتباه كرده‌ام و آن عكس را پاره كرد.

صحبت‌ها را محدود كنيد تا محروم نشويد.

سومين قسمت كنترل رفتار است. امام صادق (ع) فرمود: براي كنترل افكار هفت عضو چشم، گوش، پا، دست، زبان، لقمه و شهوت خود را كنترل كنيد.

بيايد افكار، احساس و رفتارمان را در چارچوب ولايت قرار دهيم و به صورت مشارته قبل از عمل، مراقبه حين عمل و محاسبه بعد از عمل انجام دهيم.

براي كنترل خود از خداوند و معصومين (ع) كمك بگيرد.
پربازدیدترین آخرین اخبار