کد خبر:۱۹۱۸۵۵
مهدي چمران در گفتوگو با «خبرگزاري دانشجو»:
ماجراي 400 لبناني كه چمران براي پيروزي انقلاب آماده كرده بود / جايي كه حضرت آقا دلواپس مصطفي شد / چمران آغازگر راهي بود كه به بيداري اسلامي امروز انجاميد
دنياي غرب را با همه مظاهر زيبايياش رها كردم و به جنوب لبنان و به خطرناكترين نقطه و بين محرومترين مردم ...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ 31 خرداد ماه سالروز شهادت دكتر مصطفي چمران است كه در سال 60 در ظهر خونين منطقه دهلاويه به شهادت رسيد به همين دليل گفتوگويي داشتيم با مهندس مهدي چمران كه به شرح زير است:
شهيد مصطفي چمران سال 1972 به كشور لبنان رفت و جنگهاي داخلي لبنان از سال 1975 شروع شد.
او در آمريكا در بزرگترين مراكز تحقيقاتي كه براي ناسا كار ميكردند مشغول به فعاليت بود و حتي به تدريس هم نميرسيد و فقط كارهاي پژوهشي بزرگ انجام ميداد.
شهيد مصطفي چمران سال 1972 به كشور لبنان رفت و جنگهاي داخلي لبنان از سال 1975 شروع شد.
او در آمريكا در بزرگترين مراكز تحقيقاتي كه براي ناسا كار ميكردند مشغول به فعاليت بود و حتي به تدريس هم نميرسيد و فقط كارهاي پژوهشي بزرگ انجام ميداد.
شهيد چمران يك شخصيت بزرگ علمي- جهاني است و اولين دانشمند هستهاي ايران بود كه علاوه بر طي كردن دوران تحصيل در دانشكده فني دانشگاه كاليفرينا آمريكا توانسته بود تا عاليترين درجات علمي دكتراي خودش را در رشته فيزيك، الكترونيك و فيزيك پلازما دريافت كند.

او در زمان خودش در بين تعداد محدودي از دانشمندان جهان كه كمتر از 10 نفر بودند در محور تخصصي هستهاي قرار گرفت و در بزرگترين مراكز تحقيقاتي تحقيق مي كرد.
چمران همزمان با كسب دانش و تحركات علمي يك مبارزه خستگيناپذير سياسي هم داشت و تا پايان حياتش مبارزات سياسي او به عنوان يك پيشتاز عليه ظلم و استبداد ادامه داشت و در هركجاي جهان كه ميرفت حتي دو سالي كه در مصر بود فعاليتهاي سياسي و مبارزاتش را ادامه داد.
حركتهاي مذهبي از او يك شخصيت عارف و مجاهد ساخته بود. عرفان و خلوص او دنياي بزرگي است كه نميتوان آن را بازگو كرد و در نهايت بارزترين ويژگي شخصيت او انتقادات پاك و راستين او بود و در كنار همه اين موارد يك مدير توانمند و سازنده بود و سازماندهي و تشكيلات خاصي را براي مبارزات مذهبي و سياسي تشكيل ميداد و در لبنان در كنار امام موسي صدر توانست حزب الله لبنان را پايهگذاري كند.
در روزهاي نخستين جنگ با تشكيل ستاد جنگهاي نامنظم در كردستان و خوزستان توانست جنگ را فرماندهي كند.
در روزهاي نخستين جنگ با تشكيل ستاد جنگهاي نامنظم در كردستان و خوزستان توانست جنگ را فرماندهي كند.
شهيد چمران يك هنرمند توانا بود، در نقاشي كارهاي كم نظيري را ارائه داد كه در آتليه عكاسي آثار ارزشمندي از او مانده است.
وي همچنين يك ورزشكار و استاد رزم انفرادي و دفاع شخصي و فنون كشتي بود كه همه اين خصوصيات را با يكديگر در خود جمع كرده بود.
حركتهاي شهيد چمران آغازگر راهي بود كه به بيداري اسلامي امروز انجاميد، بيداري اسلامي را از لبنان آغاز كرد، دانههاي آن را قرض كرد و در دنياي اسلام كاشت كه دانههايي كه او قرض كرد الان به ميوههايي تبديل شده كه در دنياي اسلام و خاورميانه شاهد آن هستيم.

مبارزات سياسي شهيد چمران دولت آمريكا را آزار مي داد
به رغم اينكه شهيد چمران مبارزات بزرگ سياسي مانند مبارزات سخت در مقابل سازمان ملل و تحصن در مقابل آن، اعتصاب غذا و تظاهرات داشت، زماني كه شاه ايران به آمريكا رفته بود در آنجا گاز اشكاور پرتاب كرد كه هم شاه و هم كندي به گريه افتادند و آنها اشك ريزان آنجا را ترك كردند.
به هر حال جلسات مختلف سخنراني و تحريكات و مبارزات سياسي را در آمريكا داشت ولي چون او يك شخصيت بزرگ علمي بود تقريباً ميتوان گفت كه به او چيزي نميتوانستند بگويند يا اينكه نميخواستند بگويند؛ دليلشان اين بود كه نميخواستند او را از دست بدهند.
با شروع جنگ اعراب ماندن در آمريكا براي مصطفي سخت بود
دكتر چمران بعد از 15 خرداد 42 و حوادثي كه در ايران آن موقع رخ داد و همچنين پس از جنگ 6 روزه اعراب و اسرائيل كه تاثير فرواني بر روي او گذاشته بود و در آن وضعيت زندگي كردن برايش مشكل بود، تصميم ميگيرد كه همه آن زندگي را كنار بگذارد و به لبنان برود.
البته او در آمريكا هم زندگي مرفهي نداشت. ميتوانست شهيد چمران در آمريكا زندگي مرفهي داشته باشد اما هيچگاه به دنبال زندگي مرفه نبود، به قول خودش «دنياي غرب را با همه مظاهر زيبايياش رها كردم و به جنوب لبنان و به خطرناكترين نقطه و بين محرومترين مردم رفتم.»
خطرناكترين نقطه يعني مرز لبنان و اسرائيل بود كه مرتب توسط اسرائيل بمباران مي شد و محرومترين مردم هم يتيمان شيعه لبنان بودند كه در مدرسه صنعتي جبل عامل درس ميخواندند.
با شروع جنگ اعراب ماندن در آمريكا براي مصطفي سخت بود
دكتر چمران بعد از 15 خرداد 42 و حوادثي كه در ايران آن موقع رخ داد و همچنين پس از جنگ 6 روزه اعراب و اسرائيل كه تاثير فرواني بر روي او گذاشته بود و در آن وضعيت زندگي كردن برايش مشكل بود، تصميم ميگيرد كه همه آن زندگي را كنار بگذارد و به لبنان برود.
البته او در آمريكا هم زندگي مرفهي نداشت. ميتوانست شهيد چمران در آمريكا زندگي مرفهي داشته باشد اما هيچگاه به دنبال زندگي مرفه نبود، به قول خودش «دنياي غرب را با همه مظاهر زيبايياش رها كردم و به جنوب لبنان و به خطرناكترين نقطه و بين محرومترين مردم رفتم.»
خطرناكترين نقطه يعني مرز لبنان و اسرائيل بود كه مرتب توسط اسرائيل بمباران مي شد و محرومترين مردم هم يتيمان شيعه لبنان بودند كه در مدرسه صنعتي جبل عامل درس ميخواندند.
شهيد چمران به لبنان رفت و مديريت مدرسه صنعتي جبل عامل را به عهده گرفت كه البته اين مديريت مدرسه بخشي از فعاليت او در لبنان بود چون او به طور كلي مديريت مقاومت اسلامي لبنان را به عهده گرفته بود و آن را دنبال ميكرد.
شهيد چمران حضورش در لبنان آموزش نيروهاي شيعه لبنان بود
يكي از اهداف شهيد چمران براي رفتن به لبنان مبارزه با اسرائيل و آمادهسازي عده اي از ايرانيان براي مبارزه با شاه بود و طي سه سالي كه در لبنان بود، جنگهاي داخلي لبنان شروع شد و او هم به اجبار براي اينكه بتواند از شيعيان به خوبي دفاع كند و شيعيان نيز از خودشان دفاع كنند گروههاي مسلح را شكل داد و به آموزش آنها در مقابل هجوم و تعدي اسرائيل پرداخت.
يكي از اهداف شهيد چمران براي رفتن به لبنان مبارزه با اسرائيل و آمادهسازي عده اي از ايرانيان براي مبارزه با شاه بود و طي سه سالي كه در لبنان بود، جنگهاي داخلي لبنان شروع شد و او هم به اجبار براي اينكه بتواند از شيعيان به خوبي دفاع كند و شيعيان نيز از خودشان دفاع كنند گروههاي مسلح را شكل داد و به آموزش آنها در مقابل هجوم و تعدي اسرائيل پرداخت.
البته زماني كه اسرائيل به لبنان حمله كرد «فلانچها» جنگهاي داخلي لبنان را شروع كردند و يك جبهه هم چپگراها و كمونيستهاي لبنان بودند كه با فلسطينيها درگير شده بودند، در واقع شهيد چمران در چهار جبهه مجبور به مبارزه شده بود.
بيشترين كشتارها و ترورهاي شاگردان شهيد چمران متاسفانه در جنگهاي داخلي رخ داد و كمتر در جنگهاي رودررو تلفات جاني داشتند.
در همان زمان كساني بودند كه از دولت ايران و عقب ماندههاي خرافاتي لبنان از اسرائيل پول ميگرفتند و مسائل و مشكلات زيادي را در لبنان ايجاد ميكردند كه اين همزمان شده بود با جنگهاي داخلي لبنان كه مشكلات زيادي را براي شهيد چمران ايجاد كرده بود.

شهيد چمران معمولاً در بيشتر بازديدهايي كه امام موسي صدر از خانوادههاي شهداي لبنان و مناطقي كه بمباران شده بودند، داشت با امام موسي صدر همراه بود و اين دو هميشه با يكديگر در جنگهاي لبنان كنار هم بودند و براي تسلي خاطر خانوادههاي شهدا و جبران بازسازي و خسارت آنها به آنها سرميزدند كه كلماتي هم امام موسي صدر در اين بازديدها دارد كه مي توانست توطئههاي اسرائيل را خنثي كند و آن جملات اين بود كه «معامله با اسرائيل حرام است.»
يكي از توطئههاي اسرائيل اين بود كه اجناس خودشان را ارزان به مردم لبنان ميدادند تا بتوانند مردم لبنان و به خصوص شيعيان كه در جنوب لبنان بودند را جذب كنند، به همين دليل امام موسي صدر يك فتواي ديني و شرعي براي لبنانيها داده بود به خصوص شيعيان لبنان كه معامله با اسرائيل حرام شد.
از شهيد چمران شنيدم كه ميگفت: اسرائيل تلاش زيادي را براي ايجاد اختلاف بين مسلمانان فلسطين و لبنان انجام ميداد كه امام موسي صدر با اين جمله كه «نهضت فلسطين شعله مقدسي است كه آن را با جانمان زنده نگه ميداريم» اين اختلافات را خاموش ميكرد و در مقابل اختلافاتي كه فلسطينيها در لبنان ايجاد ميكردند، ميگفت: فلسطينيها مهمان ما هستند و خود مقاومت فلسطين شعله مقدسي است كه بايد آن را زنده نگه داريم و به رغم همه اين مشكلات آنها را تشويق ميكرد كه با اسرائيل بجنگند.
در زمان پيروزي انقلاب، شهيد چمران در لبنان بود و قبل از پيروزي انقلاب من براي آخرين بار به لبنان رفتم و او را ديدم و بعد از آن به پاريس رفتم و پيغام او را به امام رساندم.
از شهيد چمران شنيدم كه ميگفت: اسرائيل تلاش زيادي را براي ايجاد اختلاف بين مسلمانان فلسطين و لبنان انجام ميداد كه امام موسي صدر با اين جمله كه «نهضت فلسطين شعله مقدسي است كه آن را با جانمان زنده نگه ميداريم» اين اختلافات را خاموش ميكرد و در مقابل اختلافاتي كه فلسطينيها در لبنان ايجاد ميكردند، ميگفت: فلسطينيها مهمان ما هستند و خود مقاومت فلسطين شعله مقدسي است كه بايد آن را زنده نگه داريم و به رغم همه اين مشكلات آنها را تشويق ميكرد كه با اسرائيل بجنگند.
در زمان پيروزي انقلاب، شهيد چمران در لبنان بود و قبل از پيروزي انقلاب من براي آخرين بار به لبنان رفتم و او را ديدم و بعد از آن به پاريس رفتم و پيغام او را به امام رساندم.
ماجراي تلاش شهيد چمران و نرسيدن او به وقايع پيروزي انقلاب
در زمان پيروزي انقلاب بحث آماده ساختن تعدادي از نيروهاي توسط شهيد چمران لبناني بود كه بتواند به درگيري هايي كه در روزهاي 19 و 20 بهمن 57 كه ارتش به وجود آورده بود و ميخواست به نيروي هوايي حمله كند كمك كند و 400 تن از نيروهاي جنگنده خوب لبناني را انتخاب كرد و پس از آن به سوريه رفت و با حافظ اسد صحبت كرد كه با دو هواپيماي باري و نظامي از سوريه اين نيروها را به ايران منتقل كند كه اين نيروها با هواپيما بيايند و در اتوبان قم، بنشيند و سپس هدايت شوند به جاهايي كه در تهران درگيري بود مستقر شوند.
اين نيروها از لبنان مسلح شدند و به فرودگاه دمشق آمدند و در فرودگاه موقع پرواز صداي پيروزي انقلاب اسلامي كه بلند ميشود گريه آنها را در ميآيد كه اين گريهها هم اشك شوق بود و هم اينكه چرا نتوانسته به كمك خوب دوستان ايرانيشان بروند.
چند روز پس از پيروزي انقلاب زماني كه شهيد چمران ميخواست به همراه يك گروه وقف لبناني به ايران بيايد هشت ساعت پروازش به طول انجاميد؛ چرا كه در ايران كسي نبود كه اجازه ورود به آنها را بدهد كه من از طريق نخستوزيري پيگيري كردم و اجازه ورود آنها را گرفتم كه آنها بتوانند وارد ايران شوند.
اولين جايي كه شهيد چمران پس از ورودش به ايران رفت ديدار امام در مدرسه رفاه بود كه اين ديدار خصوصي برگزار شد و وقتي كه دكتر چمران شروع به صحبت كرد امام سرش پائين بود و از صداي صحبت ايشان چمران را شناخت و تبسمي به ايشان كرد و جمله هاي زيبايي را گفتند« چمران نمونهاي از خلوص، ايثار و گذشت بود آيا ما ميتوانيم چنين باشيم با خداست كه دست ما را بگيرد و ما را از ظلمت برهاند.»
در زمان پيروزي انقلاب بحث آماده ساختن تعدادي از نيروهاي توسط شهيد چمران لبناني بود كه بتواند به درگيري هايي كه در روزهاي 19 و 20 بهمن 57 كه ارتش به وجود آورده بود و ميخواست به نيروي هوايي حمله كند كمك كند و 400 تن از نيروهاي جنگنده خوب لبناني را انتخاب كرد و پس از آن به سوريه رفت و با حافظ اسد صحبت كرد كه با دو هواپيماي باري و نظامي از سوريه اين نيروها را به ايران منتقل كند كه اين نيروها با هواپيما بيايند و در اتوبان قم، بنشيند و سپس هدايت شوند به جاهايي كه در تهران درگيري بود مستقر شوند.
اين نيروها از لبنان مسلح شدند و به فرودگاه دمشق آمدند و در فرودگاه موقع پرواز صداي پيروزي انقلاب اسلامي كه بلند ميشود گريه آنها را در ميآيد كه اين گريهها هم اشك شوق بود و هم اينكه چرا نتوانسته به كمك خوب دوستان ايرانيشان بروند.
چند روز پس از پيروزي انقلاب زماني كه شهيد چمران ميخواست به همراه يك گروه وقف لبناني به ايران بيايد هشت ساعت پروازش به طول انجاميد؛ چرا كه در ايران كسي نبود كه اجازه ورود به آنها را بدهد كه من از طريق نخستوزيري پيگيري كردم و اجازه ورود آنها را گرفتم كه آنها بتوانند وارد ايران شوند.
اولين جايي كه شهيد چمران پس از ورودش به ايران رفت ديدار امام در مدرسه رفاه بود كه اين ديدار خصوصي برگزار شد و وقتي كه دكتر چمران شروع به صحبت كرد امام سرش پائين بود و از صداي صحبت ايشان چمران را شناخت و تبسمي به ايشان كرد و جمله هاي زيبايي را گفتند« چمران نمونهاي از خلوص، ايثار و گذشت بود آيا ما ميتوانيم چنين باشيم با خداست كه دست ما را بگيرد و ما را از ظلمت برهاند.»
حضرت آقا مي گفتند: مراقب كارهاي خطرناك مصطفي باش
زماني كه شهيدچمران با حضرت آقا در جبهه حضور داشتند يكي از روزهاي اوايل جنگ چمران توسط عراقيها محاصره شده بود، اما او توانسته بود از ميان يك كانال با سيستم خاصي به وسيله يك اسنوكر كه با ني درست شده بود خودش و دو نفرديگر كه محاصره شده بود را نجات دهد كه در اين زمان همه فكر ميكردند كه چمران به شهادت رسيده به همين دليل حضرت آقا به دانشگاه فعلي شهيدچمران آمده بودند و خيلي از اين قضيه ناراحت شده بودند، حتي تا جلوي در دانشگاه آمده بودند و منتظر خبري از چمران بودند و وقتي مصطفي را ديدند او را در آغوش كشيدند و گفتند جاهاي خطرناكي كه ميرويد براي ما مشكل ايجاد ميكند و به من توصيه ميكردند كه به او بگويم به جاهاي خطرناك نرود.

جملههايي كه حضرت آقا در مورد چمران دارند اين است كه چمران يك دانشمند بزرگ بود، يك عارف كامل بود......
هيچ اطلاعي از فرزندان شهيد چمران نداريم
ما تا زمان شهادت شهيدچمران از فرزندان او اطلاعي نداشتيم چون آنها زمان درگيريهاي داخلي لبنان اين كشور را ترك كردند و به آمريكا رفته بودند كه آن زمان شهيد چمران به همسرش كه ميخواست در آن شرايط او را ترك كند، گفت: حالا كه شما ميرويد بچههاي يتيم لبنان فرزندان من هستند.
البته شهيد چمران به شدت فرزندانش را دوست داشت و تنهايي براي آنها ساعتها گريه ميكرد و دست نوشتههاي زيبايي براي فرزند كوچكش جمال نوشته بود اما در حال حاضر هيچ اطلاعي از فرزندان او نداريم.
دانشگاه شهيدچمران فقط اسم شهيدچمران بر روي آن است و هيچ عملكردي در زمينه معرفي شهيدچمران به دانشجوها ندارد.
هيچ اطلاعي از فرزندان شهيد چمران نداريم
ما تا زمان شهادت شهيدچمران از فرزندان او اطلاعي نداشتيم چون آنها زمان درگيريهاي داخلي لبنان اين كشور را ترك كردند و به آمريكا رفته بودند كه آن زمان شهيد چمران به همسرش كه ميخواست در آن شرايط او را ترك كند، گفت: حالا كه شما ميرويد بچههاي يتيم لبنان فرزندان من هستند.
البته شهيد چمران به شدت فرزندانش را دوست داشت و تنهايي براي آنها ساعتها گريه ميكرد و دست نوشتههاي زيبايي براي فرزند كوچكش جمال نوشته بود اما در حال حاضر هيچ اطلاعي از فرزندان او نداريم.
دانشگاه شهيدچمران فقط اسم شهيدچمران بر روي آن است و هيچ عملكردي در زمينه معرفي شهيدچمران به دانشجوها ندارد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰