چمران مردی بیادعا برای تمامی میدانها
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»؛ انسان های چند بعدی از نمونه های کمیاب بشری هستند که دارای ابعاد مختلف و حتی متضاد مي باشند؛ بدون شک شهید مصطفی چمران یکی از این شخصیت هاست که زیباترین الگو برای نسل جوان و بخصوص دانشجویان می باشد.
یکی از ابعاد شخصیتی این شهید والامقام که کمتر به آن پرداخته شده، روحیه بس لطیف و احساس عمیق و هنرمندانه وي در کنار صلابت حماسی است؛ به گونه ای که حرکت های نظامی او نیز تحت تاثیر این روح بلند با نرمشی خاص و هنرمندانه توام بود، که دست نوشته های مجذوب کننده این اسطوره تاریخی مزید بر این مدعاست.
مناجات های شهید چمران تفاوت های فراواني با بسیاری دیگر از مناجات های بشری دارد که دليل آن عجین بودن اين مناجات ها با زندگی و حیات روزمره بشری او و برداشت های انسانی وي در مقابل خداوند است.
مناجات های این شهید بزرگوار صرفاً روحانی و به دور از غوغاهای زندگی و در فضایی سوای این دنیای خاکی نیست و در عین حال دارای بالاترین مفاهیم و عمیق ترین احساسات عاشقانه او به یزدان پاک و ایزد یکتاست که خدایی و معشوقی جز او نیست و این ارزش راز و نیاز را می افزاید.
در ادامه به خلاصه ای از مناجات های شهید چمران می پردازیم:
چمران بعد از گرفتن مسئولیت در وزارت دفاع می نویسد: راستی چه حکمتی است که عارفی وارسته از دنیا که سراسر وجودش عشق و محبت است به فرماندهی نظامی گمارده میشود و چنین روح لطیفی اسلحه به دست میگیرد و در میان غرش تانکها و خروش مسلسلها به استقبال شهادت میرود و بزرگترین نیروهای متمرکز ضد انقلاب را متلاشی میکند.
وی در مذمت حب مقام می گوید: خدایا از تو می خواهم که طبع ما را آنقدر بلند کنی که در برابر هیچ چیز جز خدا تسلیم نشویم؛ دنیا ما را نفریبد، خودخواهی ما را کور نکند و سیاهی گناه و فساد و تهمت و دروغ و غیبت، قلب های ما را تیره و تار ننماید. خدایا! به ما آنقدر ظرفیت ده که در برابر پیروزی ها سرمست و مغرور نشویم. خدایا به من آنقدر توان ده که کوچکی و بیچارگی خویش را فراموش نکنم و در برابر عظمت تو خود را نبینم.
شهید مصطفی چمران در بیان ارزش علم و معرفت می گوید: ای خدا! من باید از نظر علم از همه برتر باشم تا مبادا دشمنان مرا از این راه طعنه زنند. باید به آن سنگدلانی که علم را بهانه کرده و به دیگران فخر میفروشند، ثابت کنم که خاک پای من هم نخواهند شد، باید همه آن تیره دلان مغرور و متکبر را به زانو درآورم، آن گاه خود خاضع ترین و افتاده ترین مرد روی زمین باشم؛ ای خدای بزرگ! آنها که از تو میخواهم، چیزهایی است که فقط میخواهم در راه تو به کار اندازم و تو خوب میدانی که استعداد آن را داشتهام؛ از تو میخواهم مرا توفیق دهی که کارهایم ثمربخش شود و در مقابل خسان سر افکنده نشوم.
رئیس ستاد جنگ های نامنظم در خصوص ناامیدی از خلق خدا و امید به ذات احدیت بیان می دارد: خدایا! به هر که دل بستم تو دلم را شکستی عشق هر کس را که به دل گرفتم تو او را از من گرفتی؛ هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم تو یکباره همه را بر هم زدی و در میان طوفانهای وحشت زای حوادث رهایم کردی تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و به هیچچیز امیدی نداشته باشم؛ تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم و جز در سایه توکل به تو آرامش و امنیت را احساس نکنم؛ خدایا تو را بر همه این نعمتها شکر میکنم.
مصطفی چمران بی وفایی دنیا را این گونه توصیف می کند: دنیا میدان بزرگ آزمایش است که هدف آن جز عشق چیزی نیست. در این دنیا همه چیز در اختیار بشر گذاشته شده، وسایل و ابزار کار فراوان است، عالی ترین نمونه های صنعت، زیباترین مظاهر خلقت، از سنگریزه ها تا ستارگان، از سنگدلان جنایتکار تا دل های شکسته یتیمان، از نمونه های ظلم و جنایت تا فرشتگان حق و عدالت، همه چیز و همه چیز در این دنیای رنگارنگ خلق شده است. انسان را به این بازیچه های خلقت مشغول کرده اند. هر کسی به شأن خود به چیزی می پردازد، ولی کسانی یافت می شوند که سوزی در دل و شوری در سر دارند که به این بازیچه راضی نمی شوند. این نمونه های زیبای خلقت را دوست دارند و می پرستند.
چمران در بیان شرف شیعه می گوید: خدایا تو را شکر می کنم که شیعیان را با اسلحه شهادت مجهز کردی که علیه طاغوت ها و ستمگران و تجاوزگران قیام کنند و با خون سرخ خود، ذلت هزار ساله را از دامن تشیع پاک کنند و ارزش و اهمیت شهادت را در معرکه حیات بفهمند و با ایمان خدایی و اراده آهنین، خود را از لجنزار اسارت جسدی و روحی نجات بخشند. علی وار زندگی کنند و در راه سرخ حسین علیه السلام قدم بگذارند و شرف و افتخار راستین تشیع را که قرن ها دستخوش چپاول ستمگران بود دوباره کسب کنند.
روح خستگی ناپذیر شهید چمران شهادت را از خدا این گونه درخواست می كند: خدایا به من توفیق ده که جزو اولین شهدای گلگون کفن تو به خاک و خون خویش بغلتم و جان خود را به تو تسلیم کنم. به من اجازه ده که هر چه زودتر پروانه وار خود را در پرتو عشق تو بسوزانم. خوش دارم که هر چه زودتر از این دنیا رخت بربندم و در محضر عدل تو حاضر شده به لقای تو واصل گردم.
چمران در بی صبری برای دیدار با محبوب می افزاید: خدایا من از دردها و رنج ها شکوه نمی کنم، از بار مشکلات نمی ترسم، از زیبایی های طبیعت که همه تجلیات ذات بی همتای تو اند خسته و سیر نشده ام، ولی صبرم به دیدار تو تمام شده و حوصله ام سر رفته است. تار و پود قلبم به مهر تو سرشته شده، قلبم به عشق تو می تپد و برای دیدار تو بی تابم.
چمران در خلوت مناجات با معبود می گوید: من مسئولیت تام دارم كه در مقابل شداید و بلایا بایستم، تمام ناراحتى ها را تحمل كنم، رنج ها را بپذیرم، چون شمع بسوزم و راه را براى دیگران روشن كنم، به مردگان روح بدمم و تشنگان حق و حقیقت را سیراب كنم؛ اى خداى بزرگ! من این مسئولیت تاریخى را در مقابل تو به گرده گرفته ام و تنها تویى كه ناظر اعمال منى و فقط تویى كه به او پناه مى جویم و تقاضاى كمك مى كنم؛ تو اى خداى من! مى دانى كه جز راه تو و كمال و جمال تو آرزویى ندارم، آن چه مى خواهم آن چیزى است كه تو دستور داده اى و مى دانى كه عزت و ذلت به دست توست و مى دانم كه بى تو هیچ ام و خالصانه از تو تقاضاى كمك و دستگیرى دارم.