کد خبر:۱۹۴۵۰۸
حائري شيرازي در هشتمین همایش بینالمللی دکترین مهدویت:
حضرت زماني ميآيد كه مردم انالله را در طول عملشان قرار داده باشند
عضو خبرگان رهبري گفت: اين انالله را فقط براي مردهها نبايد خواند، روزي كه حضرت ميآيد روزي است كه مردم انالله را در طول عملشان قرار ميدهند.
به گزارش خبرنگار فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، آيتالله حائري شيرازي در هشتمين همايش بين المللي دكترين مهدويت كه در سالن همايش هاي بين المللي صدا و سيما در حال برگزاري است، مطالبي را عنوان كردند كه متن صحبتهاي وي در ذيل آمده است:
قبل از اينكه وارد بحث شوم نكتهاي را عرض ميكنم چرا هزار سال طول ميكشد تا انسان لايق يك تحول شود اين سوال مهمي است خود اين طول مدت علامت اهميت تحول يك رابطه منطقي بين عظمت تحول و دوره پخته شدن و عبور و رسيدن به آن تحول، مهم است اينها رابطه تابع و متغير را دارند طول كشيدن زمان تابع متغير اهميت تحول است.
قبل از اينكه وارد بحث شوم نكتهاي را عرض ميكنم چرا هزار سال طول ميكشد تا انسان لايق يك تحول شود اين سوال مهمي است خود اين طول مدت علامت اهميت تحول يك رابطه منطقي بين عظمت تحول و دوره پخته شدن و عبور و رسيدن به آن تحول، مهم است اينها رابطه تابع و متغير را دارند طول كشيدن زمان تابع متغير اهميت تحول است.
وقتي براي امري كه زيربناي اساسي ندارد و يك تحول جهاني هم بخواهد بوجود بيايد زمان زيادي نميبرد جهان شاهد رويدادهايي است كه پيش از نيمي از مردم جهان را همراه خودش برده است در زمانهاي بسيار كوتاه شاهد اين مسائل بوده علتش چه بوده است علتش اين بوده است كه تحولات بسيار فراگير بوده است وسعت جهاني داشته است جهانگيري داشته است اما ريشه در اعماق وجود انسان نداشته است تحولات كمريشهاي بوده است.
گاهي به صورتي بوده است كه عالم را گرفته است كه معتقدين به او چنان باورش داشتند و كمتر انساني پيدا ميشد كه مخالف آن باشد و سالم باشد فكر ميكردند آنهايي كه قبول نميكنند مشكل رواني دارند.
گاهي به صورتي بوده است كه عالم را گرفته است كه معتقدين به او چنان باورش داشتند و كمتر انساني پيدا ميشد كه مخالف آن باشد و سالم باشد فكر ميكردند آنهايي كه قبول نميكنند مشكل رواني دارند.
يك آدمي است كه من در شرافتش ترديد ندارم و از او شناخت زيادي دارم به نام عباس حجري كه در زندان با او هم بند بودم و شايد اين برايتان تعجبآور باشد كه من يك انسان كمونيست را انسان شرافتمند ميدانم زيرا من باور به اين دارم كه انسان شرافتمند خلاف عقيدهاش عمل نميكند.
ايشان چنان بر عقيدهاش باور داشت كه من وقتي به او گفتم آقاي حجري من نماز ميخوانم نظر شما چيست به راحتي گفت شما ديوانهاي اين همان مطلبي است كه باعث مي شد كرملين بسياري را روانه بيمارستانهاي رواني ميكرد به دليل اينكه كمونيست را باور نداشت.
ليبرال – دموكراسي هم در ادعاهايش و در اصل پيدايشش ممكن است منكر شرافت كساني باشند كه براي دموكراسي تلاش كردند ولو با دين مخالفت داشته باشند، سرشت اين حركتها سرشت شرافتمندانهاي است اما وقتي كه براي تحميل عقيده خودشان به ديگران وارد عمل ميشوند ديگر از شرافت خبري نيست و بحث سرنوشت آنهاست من اين بحث را در مقالهاي با عنوان «آمريكا در گذشته، حال و آينده، ايران در گذشته، حال و آينده» ارائه كردهام كه هنوز منتشر نشده است.
تفاوت مسئله انتظار با مسائل ليبراليسم و كمونيست در يك جاهايي اساسي است انسان صاحب انرژيهاي مافوق هستهاي است اين عبارت را با علم و اطلاع عرض ميكنم انسان در درون خودش انرژيهاي مافوق هستهاي دارد كه در لايههاي زيرين وجودش است.
رسيدن به اين لايهها نياز به پسورد دارد نياز به كليد دارد به سادگي كسي نميتواند از نيروهاي معنوي اندوخته در وجودش بهرهمند شود شرط دارد هدف اگر متعالي باشد و براي خير انسانها باشد، اين هدف متعالي است كه اجازه ميدهد آن انرژيها آزاد شوند.
امام راحل عالمانه و آگاهانه اين مطلب را عنوان ميكند ما از انسانهايي صحبت ميكنيم كه بسيار مقتدر و قوي هستند اما بسيار فقير هستند انسانهايي كه هيچ سلاحي ندارند؛ اما در مقابل كساني كه جيبشان پر است و تا دندان مسلحاند اما بسيار انسانهاي ضعيف هستند ريشه توانايي آن انسانها هدف عادلانه، خدمت به انسانها و غرق نشدن در مدارج دورهاي است چون يك نداي شرافتمندانه را در نظر گرفتهاند و اين نگاه دسترسي آنها را به انرژي فوقالعاده درونيشان ميسر ميكند.
ايشان چنان بر عقيدهاش باور داشت كه من وقتي به او گفتم آقاي حجري من نماز ميخوانم نظر شما چيست به راحتي گفت شما ديوانهاي اين همان مطلبي است كه باعث مي شد كرملين بسياري را روانه بيمارستانهاي رواني ميكرد به دليل اينكه كمونيست را باور نداشت.
ليبرال – دموكراسي هم در ادعاهايش و در اصل پيدايشش ممكن است منكر شرافت كساني باشند كه براي دموكراسي تلاش كردند ولو با دين مخالفت داشته باشند، سرشت اين حركتها سرشت شرافتمندانهاي است اما وقتي كه براي تحميل عقيده خودشان به ديگران وارد عمل ميشوند ديگر از شرافت خبري نيست و بحث سرنوشت آنهاست من اين بحث را در مقالهاي با عنوان «آمريكا در گذشته، حال و آينده، ايران در گذشته، حال و آينده» ارائه كردهام كه هنوز منتشر نشده است.
تفاوت مسئله انتظار با مسائل ليبراليسم و كمونيست در يك جاهايي اساسي است انسان صاحب انرژيهاي مافوق هستهاي است اين عبارت را با علم و اطلاع عرض ميكنم انسان در درون خودش انرژيهاي مافوق هستهاي دارد كه در لايههاي زيرين وجودش است.
رسيدن به اين لايهها نياز به پسورد دارد نياز به كليد دارد به سادگي كسي نميتواند از نيروهاي معنوي اندوخته در وجودش بهرهمند شود شرط دارد هدف اگر متعالي باشد و براي خير انسانها باشد، اين هدف متعالي است كه اجازه ميدهد آن انرژيها آزاد شوند.
امام راحل عالمانه و آگاهانه اين مطلب را عنوان ميكند ما از انسانهايي صحبت ميكنيم كه بسيار مقتدر و قوي هستند اما بسيار فقير هستند انسانهايي كه هيچ سلاحي ندارند؛ اما در مقابل كساني كه جيبشان پر است و تا دندان مسلحاند اما بسيار انسانهاي ضعيف هستند ريشه توانايي آن انسانها هدف عادلانه، خدمت به انسانها و غرق نشدن در مدارج دورهاي است چون يك نداي شرافتمندانه را در نظر گرفتهاند و اين نگاه دسترسي آنها را به انرژي فوقالعاده درونيشان ميسر ميكند.
بسياري از دولتها بودند در وقتي كه براي مبارزه با ذلت، براي مبارزه با اسارت و خفت و خاري قيام كرده بودند بسيار نيرومند و قوي بودند و كساني را كه با آنها مبارزه ميكردند در زمانهاي كوتاهي خرد ميكردند اما زماني كه به قدرت ميرسيدند و نيتشان به جاي اينكه نيت انساني رفع بدبختي از خودشان به تحميل اسارت به ديگران شد آن موقع انسانهاي ضعيف اما ثروتمندي شدند اما همين انسانها در آن زمان ثروتمند و بسيار مسلح به نظر ميآيند اما در باطن طبل توخالي هستند.
من در مقالهام نوشتهام كه آمريكا قبل از اينكه نيتش اين باشد كه حق فلسطين را ضايع كند آمريكاي امروز نبود، مردمش مردمي كه امروز شدند نبودند، آنها از انرژيهاي درونشان خوب ميتوانستند استفاده كنند مسئله حقوق انسانها را كه دنبال ميكردند اينها سرشت پاك آنها را اين جور كه الان تجاري شده و سازمان ملل شده هدف اصلي نبود آنها در ابتدا انسانهاي شرافتمندي بودند.
من در مقالهام نوشتهام كه آمريكا قبل از اينكه نيتش اين باشد كه حق فلسطين را ضايع كند آمريكاي امروز نبود، مردمش مردمي كه امروز شدند نبودند، آنها از انرژيهاي درونشان خوب ميتوانستند استفاده كنند مسئله حقوق انسانها را كه دنبال ميكردند اينها سرشت پاك آنها را اين جور كه الان تجاري شده و سازمان ملل شده هدف اصلي نبود آنها در ابتدا انسانهاي شرافتمندي بودند.
از زماني كه آمريكا حق فلسطين را ضايع كرد از لايههاي دروني انساني دور شد و آن درخت كهن به يك بوته تبديل شد و اين تحول در انسانها هم وجود دارد كه بوته به درخت تبديل ميشود اين تحولات در اين موجود عجيبالخلقه هميشه است.
هر انساني كه هدفش تغيير پيدا كرد كوچك ميشود، خرد ميشود با يك مثالي بحثم را ادامه ميدهم آنهايي كه اهداف بلند دارند هدفي بلندي كه براي انسان است و انسان ميتواند آن را رشد دهد اين است كه بگويد اناالله و انا اليه راجعون يعني دقيقا در مقابل دنيا بايستد انتظاري كه براي بشر است اين است كه به انالله برسد.
انالله بستري اساسي انسان است وقتي در انالله قرار بگيرد درخت بزرگي ميشود كه پرثمر ميشود انسان وقتي كه فقط به فكر نجات خودش باشد ولي ملت خودش غرق شود و در مصائب وجودي خودش گلداننشين شود از انسانيت دور ميشود انسان زماني از اين مسائل دور ميشود كه در خدا كاشته شود يعني به همان انالله برسد.
مطلبي كه بايد در مورد ظهور گفته شود اين است كه انسان گلدان به گلدان ميشود تا به آن مقصد نهايي برسد اين دوره را انسان بايد ازش عبور كند اما اين تحول با زور واقع نميشود اين تحول درست است كه ما در انتظارش هستيم و ميدانيم كه با قيام با سيف ميآيد اما اين تحميل نيست در دين هيچ اكراهي نيست قيام حضرت براي براندازي اكراه است نه تاسيس اكراه الان دارند به دنيا اكراه ميكنند با ريشه در اكراه خيلي كارها ميشود كرد اما خدمت نميتوان كرد.
هر انساني كه هدفش تغيير پيدا كرد كوچك ميشود، خرد ميشود با يك مثالي بحثم را ادامه ميدهم آنهايي كه اهداف بلند دارند هدفي بلندي كه براي انسان است و انسان ميتواند آن را رشد دهد اين است كه بگويد اناالله و انا اليه راجعون يعني دقيقا در مقابل دنيا بايستد انتظاري كه براي بشر است اين است كه به انالله برسد.
انالله بستري اساسي انسان است وقتي در انالله قرار بگيرد درخت بزرگي ميشود كه پرثمر ميشود انسان وقتي كه فقط به فكر نجات خودش باشد ولي ملت خودش غرق شود و در مصائب وجودي خودش گلداننشين شود از انسانيت دور ميشود انسان زماني از اين مسائل دور ميشود كه در خدا كاشته شود يعني به همان انالله برسد.
مطلبي كه بايد در مورد ظهور گفته شود اين است كه انسان گلدان به گلدان ميشود تا به آن مقصد نهايي برسد اين دوره را انسان بايد ازش عبور كند اما اين تحول با زور واقع نميشود اين تحول درست است كه ما در انتظارش هستيم و ميدانيم كه با قيام با سيف ميآيد اما اين تحميل نيست در دين هيچ اكراهي نيست قيام حضرت براي براندازي اكراه است نه تاسيس اكراه الان دارند به دنيا اكراه ميكنند با ريشه در اكراه خيلي كارها ميشود كرد اما خدمت نميتوان كرد.
قدرتطلبها از راه زور وارد ميشوند و كساني كه پذيراي آن ميشوند حتي انسانهاي فاسقي هستند انسان سالم تسليم استحباب نميشو دمثلا آيههايي كه در قرآن داريم لبه فشارش بر روي فرعون نيست آن را غاصب نميداند نگاهي به آيه كنيد متوجه ميشويد كه ميگويد مشكل در مردم بود مردم فاسق بودند وگرنه هميشه قدرتطلبها پيدا ميشوند.
انتظار يعني عبور از اين حالت فسق و رسيدن به عدالت دروني انسانها اين جهشي كه در عالم در حال تحقق است كه انسان به انالله برسد چه زماني انسان ميگويد انالله دوره غيبت هم دوره امتحان است مغلوب مصائب نباشيد مصائب با همه ترسيهايش حاوي نعمت است اين نعمت را در درون مصيبت ببينيد و شكر كنيد شما در عاشورا هم از پشت آن همه مصيبت شكر را ميبينيد و از اين بابت ميگوييم اللهم لک الحمد، حمد الشاکرین شكر مرتبه معرفتي فوقالعاده انسان است كه از درون اين مصيبت منافع آن بيرون ميآيد.
تاثير هنر در پيشبرد مسئله انتظار چيست چرا شك ميكنيد بر تاثير هنر نگاه كنيد ديگران با شما از راه هنر ميجنگند و ما هم بايد تا هر جايي كه ميتوانيم با آنها بجنگيم هاليوود كار ميكند جنگ نرمشان بر اساس همين مسائل هنري است خود شما كه ميخواهيد دفاع كنيد چگونه ميتوانيد از هنر استفاده كنيد خداوند چگونه هنرمندانه عمل ميكند مانند ماجراي قابيل، علي عليهالاسلام وصفش در مورد قابيل اين است كه انساني كه به راه خودش ميرود و هر كاري كه ميخواهد انجام ميدهد را بايد مانند قابيل كه خداوند هنرمندانه او را پشيمان كرد، پشيمان كرد.
انتظار يعني عبور از اين حالت فسق و رسيدن به عدالت دروني انسانها اين جهشي كه در عالم در حال تحقق است كه انسان به انالله برسد چه زماني انسان ميگويد انالله دوره غيبت هم دوره امتحان است مغلوب مصائب نباشيد مصائب با همه ترسيهايش حاوي نعمت است اين نعمت را در درون مصيبت ببينيد و شكر كنيد شما در عاشورا هم از پشت آن همه مصيبت شكر را ميبينيد و از اين بابت ميگوييم اللهم لک الحمد، حمد الشاکرین شكر مرتبه معرفتي فوقالعاده انسان است كه از درون اين مصيبت منافع آن بيرون ميآيد.
تاثير هنر در پيشبرد مسئله انتظار چيست چرا شك ميكنيد بر تاثير هنر نگاه كنيد ديگران با شما از راه هنر ميجنگند و ما هم بايد تا هر جايي كه ميتوانيم با آنها بجنگيم هاليوود كار ميكند جنگ نرمشان بر اساس همين مسائل هنري است خود شما كه ميخواهيد دفاع كنيد چگونه ميتوانيد از هنر استفاده كنيد خداوند چگونه هنرمندانه عمل ميكند مانند ماجراي قابيل، علي عليهالاسلام وصفش در مورد قابيل اين است كه انساني كه به راه خودش ميرود و هر كاري كه ميخواهد انجام ميدهد را بايد مانند قابيل كه خداوند هنرمندانه او را پشيمان كرد، پشيمان كرد.
او سرگردان بود و كشتهاي در عالم نبود كه او تجربه كرده باشد او به ضعف خودش پي برد.
بشر بايد تلاشهاي خودش را جوري انجام دهد كه احساس ارج كند تمام راهها را برود، علوم انساني را مصرف كند و بعد مصرف آنها روز به روز گرفتارش كند بعد حالا بگويد من كسي را ميخواهم كه بيايد من را اداره كند يعني به انالله و انا اليه راجعون برسد اين انالله را فقط براي مردهها نبايد خواند روزي كه حضرت ميآيد روزي است كه مردم انالله را در طول عملشان قرار ميدهند.
بشر بايد تلاشهاي خودش را جوري انجام دهد كه احساس ارج كند تمام راهها را برود، علوم انساني را مصرف كند و بعد مصرف آنها روز به روز گرفتارش كند بعد حالا بگويد من كسي را ميخواهم كه بيايد من را اداره كند يعني به انالله و انا اليه راجعون برسد اين انالله را فقط براي مردهها نبايد خواند روزي كه حضرت ميآيد روزي است كه مردم انالله را در طول عملشان قرار ميدهند.
آن چيزي كه در كشورهاي مختلف تعبير بهار عربي ميشود و تلاش هم ميكنند كه يك خورده با آن بازي كنند عقبش بيندازند و هنرمندانه هم كار ميكنند اما خودشان را گول ميزنند زمان را عقب مياندازند آن تحولي كه از يك جايي پيدا شده با اين چيزها از بين نميرود.
انسان اول بايد حجت باطنه در درونش شكل بگيرد تا دستش را در دست حجت ظاهره بگذارد قبل از خداشناسي شناخت انسان است بشر در اين شناخت الان گير كرده است فكر ميكند كه دستگاه شناختش رو به راه است اما اين طور نيست اين همان چيزي كه امام به گروهكها گفت و گفت كه شناخت شما اسلامي نيست برويد پيش آقاي مطهري تا ايشان شناخت را به شما ياد دهند.
آنها هم نصيحت امام را اين جوري عمل كردند كه مبارزه مسلحانه كنند و اول هم به سراغ كسي رفتند كه ميدانستند راه رسيدن به خيلي چيزهاست بشر در حال عبور از اينهاست و من عرض ميكنم همانطور كه ديگران هنر را به كار ميگيرند و هنرمندانه بچههاي شما را توجيح ميكنند و ضعيف ميكنند تنها راه شما براي نجات خودتان و نجات انسانهاي ديگر اين است كه اين ابزارها را حفظ كنيد و محتوايش را عوض كنيد.
به اميد روزي كه ديگران سينماي ما را محكوم كنند و تحريم كنند به اميد روزي كه محصولات هنري ما مورد تحريم اجانب واقع شود اينها از كانالهاي غيرقابل كنترل وارد ميشوند ما الان نگرانيم كه نميتوانيم بعضي مسائل را كنترل كنيم.
تحولاتي كه در حال پيش آمدن است آخرين سخنم به عزيزان اين است كه قدرت و ضعف را در سلاح و ثروت نبينند قدرت و ضعف در هدف انساني است هر كس دور يك هدف بالا و متعالي دارد حركت ميكند او قوي است و هر كس يك هدف غيرشرافتمندانه را دارد تحميل ميكند هم او ضعيف است.
آن كسي دستش خالي است، جيبش خالي است اما اقتدار قلبياش بالاست كه اين قدرت را در نظر بگيرد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰