کد خبر:۱۹۸۸۷۰
براي مردم مظلوم ميانمار؛
ای کاش کمی به خودمان بیاییم!
بدانیم که نسخه ما پیچیده میشود اگر دست آویز ما اسلام مصالحهگر، اسلام بی تفاوتی و شیخ الحرمینی باشد! این اسلامی که از پیش به سلاخی رفته است، بدانیم وقتی ندای لا اله الا الله کمرنگ شود ...
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»- سيد عباس رضايي؛ نمی دانم چگونه بگویم، با چه ادبیاتی که گیراتر باشد. متن ادبی، تحلیل سیاسی، بیانیه یا مانند قزوه با ندای شعر ...
راستش این روزها خودم را به هر دری می زدم که به در میانمار نخورم، حال و هوای افطار، دغدغه ای به اسم نبود مرغ، تحلیل های زیرساخت افزایش جمعیت، المپیک لندن یا دغدغه بزرگی به نام تغییر اسم استان...
اما هر چه کردم دیدم نمی شود براحتی از کنار این همه نامردمی گذشت. گفتم امام با آن عظمت می گفت: خدایا من تکلیف فعلی خود را ادا می کنم و اللهم قد بلغت. گفتم نکند ما به اختلاس و مرغ و استان و دولت و مجلس مشغول شویم و مسلمانیمان به پیشانیمان ننگ شود یا نکند قرار است با همین چیزها، کوفه ما را از کربلا باز دارد ...
آقا جان! ما را ببخش که حواسمان نیست. یکبار به شما گفته بودم که نیایی بهتر است! چرا که دغدغه نان و نام، مصلحت و دعواهای بزرگتر نمی گذارد از دیوار بزرگ مصلحت بینی کوفی خود عبور کنیم. گفته بودم بهتر است، ما منتظریم و راحت زندگی می کنیم و خدا ان شاءالله شما را برای نسل های بعدی می رساند تا عالم را نجات دهید ...
اما آقا چقدر این روزها دلم گرفته که بگویم بیا! بیا که دیگر زمین طاقت این همه سیاهی ندارد. حزب کودکان تو را قتل عام می کنند. از کودکان غزه و لبنان تا مظلومین بحرین و این روزها آتشی مهیا برای کودکان میانمار ...
انگار کسی که معنی لااله الا الله را چشیده است باید حذف شود و این قانون نانوشته حقوق بشر است. بیا و با همین کودکان آواره، با مادران داغ دیده، با ارتش جهان سومی ها، با سپاه مستضعفین بر قلب استکبار و دروغ بتاز! بیا و ارتش پابرهنه ها را تشکیل بده! دنیا به یک نفس تازه و هوای نو نیاز دارد ... همه چیز دارد بر مدار سران جبهه مقابل حزب تو می چرخد! آه که چه حقوق بشری ...اینجا حقوق بشر مشروط است، بشر یعنی هرآنکس که بر مدار ماست ...
این روزها یاد بغض مقتدایم امام (ره) می افتم که می گفت چکار کنیم از دست این بلاد اسلامی که اینگونه بی تفاوتند؟! راستی چرا ما مسلمانان به خودمان نمی آییم! چرا کاری نمی کنیم! چرا کسی داد نمی زند! چرا ارتش سایبری ما بر جبهه حقوق بشری ها و سازمان های مدعی نمی تازد! چرا سپاه دغدغه ما ستون های کاخ سیاه را نمی لرزاند !... آه که چقدر ساده لوحانه به المپیک چسبیده ایم. ما را به ساز بی بی سی و فارسی وان کوک کرده اند.
باید این روزها محور عالم، بریتانیا باشد! و در این هیاهوی پرافتخار حضور در گوشه ای از عالم کربلا بپاست. آه که چقدر این روزها مفهوم غربت ملموس تر است. کاش به قول دوستم مسلمانان در این المپیک کاری می کردند، شعاری، بغضی یا حتی تحریم می کردند این هیاهوی بزرگ را.
دوستان، جوشش این قلم و دغدغه آن مدام می گوید که به هوش باشیم که خدا نکند به افتخار این مسلمانی ما را بازخواست کنند. به هوش باشیم که این روزها نیازمند اسلام انقلابی هستیم ... اسلام ظلم ستیز، مبارزه جو و دغدغه مند! به فکر نهضت جهانی شدن، همان اسلام ناب محمدی.
بدانیم که نسخه ما پیچیده می شود اگر دست آویز ما اسلام مصالحه گر، اسلام بی تفاوتی و شیخ الحرمینی باشد! این اسلامی که از پیش به سلاخی رفته است. بدانیم وقتی ندای لا اله الا الله کمرنگ شود سرها بریده مي شود، خون ها ریخته می شود و اینجا سکوت، بزرگترین جنایت این روزهای بشر است.
دوستان تکانی بخوریم، دادی بزنیم، فکر کنیم این روزها نقشمان در خیمه فرماندهی سپاه حق کجاست؟!
صفحات فیس بوک باید به جای عکس های کوهنوردی دیروزمان، ندای میانمار و مظلومیت مسلمانان باشد. از همین حالا بگردید و کلیپ های جنایت میانمار را ببینید و به دنیا مخابره کنید، بدانید وقتی که ارتش مسلمان آرمانخواه در دنیا راه بیفتد دیگر اربابان زور و زر و تزویر در دنیا شبی آرام نخواهند داشت.
به هوش باشیم که اگر دیر برخیزیم و خورشید طلوع کرده باشد، نمازمان قضا شده است ... روح واقعی رمضان را دریابیم...بدانیم که کربلا هر روز و هر جا تکرار می شود ... حسینی هستیم یا یزیدی؟! همین باغ کرامت است گلوی تو یا حسین......
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰