افزایش نرخ دلار دولتی؛ آری یا نه؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۹۹۵۲۰

افزایش نرخ دلار دولتی؛ آری یا نه؟

اعلام خبر افزایش نرخ دلار دولتی از سوی معاون وزیر صنعت، بحث ها و تحلیل های اقتصاد دانان کشور را در پی داشت، برخی بر اجرای آن تاکید و برخی دیگر آن را مناسب اقتصاد کنونی کشور نمی دانند. به راستی بهینه قیمت دلار چند است؟
گروه اقتصادی «خبرگزاری دانشجو»؛ در چند روز گذشته خبرهایی مبنی بر افزایش نرخ ارز دولتی از سوی منابع رسمی اقتصادی کشور اعلام شد این اخبار یکبار دیگر بحث ها و تحلیل های گوناگون از سوی اقتصاددانان کشور را در پی داشت. بعضی بر اجرای آن تاکید و برخی دیگر آن را لازمه اقتصاد کنونی ایران نمی دانند. هر کدام از این اقتصاددانان نیز در توجیح موضع خود تحلیل های گوناگون ارائه دادند. اما آیا به واقع نرخ ارز در ایران پایین است و آیا بانک مرکزی باید آنرا افزایش دهد و یا اینکه نرخ ارز کنونی مناسب و یا حتی باید کاهش یابد؟

در ابتدا نگاهی به اهمین نرخ ارز در اقتصاد کشور با تعاریف گوناگون می اندازیم.

نرخ ارز خارجی یکی از قیمت‌های کلیدی در تعیین کارایی نظام اقتصادی در هر کشور است.

نرخ ارز متغییر کلیدی در تعدیل و تنظیم ورود و خروج سرمایه و صادرات و واردات کالا در یک اقتصاد است.
 
نرخ ارز یکی از عوامل مهم در حفظ قدرت رقابتی اقتصاد کشور در بازارهای بین‌المللی و در نتیجه توان صادرات غیر نفتی کشور و عاملی مهم در رهایی از وابستگی به صادرات نفتی است.

نرخ ارز علاوه بر حفظ قدرت رقابتی اقتصاد کشور در بازارهای بین‌المللی، یکی از عوامل مؤثر در حفظ قدرت رقابتی تولیدکنندگان داخلی در برابر سیل واردات کالاهای خارجی که به وسیله درآمدهای ارزی حاصل از نفت تأمین مالی می‌گردد می‌باشد.

هر اقتصاددانی می‌داند که تعیین نرخ ارز در اقتصاد هر کشور نقشی بسیار مهم در حفظ ثبات، پویایی و رشد و توسعه اقتصادی آن کشور ایفا می‌نماید.

با این تعاریف مشخص می شود که خطایی کوچک در تعیین  نرخ ارز، می‌تواند هزینه‌‌های بزرگ برای اقتصاد کشور در پی داشته باشد.

حال نگاهی به تحلیل های اقتصاددانان موافق و مخالف افزایش نرخ ارز می اندازیم.

دو تحلیل کاملا متفاوت برای افزایش یا تثبیت قیمت ارز وجود دارد. نخست این که برای ارتقای رقابت پذیری در بازارهای خارجی و تشویق صادرکنندگان، افزایش نرخ ارز توصیه می شود. اما این اقدام همزمان، افزایش هزینه شرکت های صادر کننده را دربردارد که برای تامین نهاده های تولیدی خود ناگزیر از واردات مواد خام و اولیه گران تر هستند و به دنبال آن افزایش قیمت های نهایی کالا و خدمات و در نتیجه کاهش قدرت رقابتی آن ها در بازار های صادراتی را در پی دارد. وقتی بالغ بر پنجاه درصد ارزش نهاده های تولیدی بنگاه های صادرکننده، کالا های وارداتی هستند، افزایش قیمت ارز می تواند باعث خروج آن ها از بازارهای صادراتی رقابتی شود.

همزمان توجه به عوامل متعدد دیگر از جمله حساسیت تقاضای بازارهای صادراتی به افزایش قیمت کالاهای صادرکنندگان در تعیین تاثیر افزایش قیمت ارز بر صادرات حایز اهمیت هستند.

نکته قابل تامل دیگر، تاثیر افزایش نرخ ارز بر تولید داخلی است. در پی افزایش قیمت ارز، قیمت محصولات تولیدکنندگان داخلی افزایش می یابد که این امر نه تنها سبب کاهش رفاه اجتماعی، گسترش فقر و افزایش نابرابری ها می شود، بلکه قدرت تولید کنندگان داخلی برای حفظ بازار های داخلی را نیز به شدت متزلزل می کند. با افزایش قیمت کالای داخلی، بازار های رهاشده داخلی یکسره در اختیار کالاهای ارزان قیمت خارجی قرار می گیرند.

از سویی دیگر در این استدلال که نرخ ارز باید افزایش پیدا کند معمولا تمام تلاش صورت می‌گیرد که نشان داده شود افزایش نرخ ارز به نفع تولیدکنندگان و صادرکنندگان داخلی خواهد بود. اما برای پی بردن به بی‌پایه بودن این استدلال کافی است توجه کنیم که با افزایش نرخ ارز، هزینه تولید تولیدکنندگان/صادرکنندگان نیز به دلیل بالا رفتن قیمت کالاهای وارداتی که در فرایند تولید به کار می‌روند افزایش یافته و در نتیجه افزایش نرخ ارز در نهایت به ضرر خود ایشان خواهد بود.
 
به عبارت دیگر، رونق قیمت نفت در دهه‌ گذشته که سالانه 80 تا 100 میلیارد دلار درآمد نفتی به همراه آورد، به‌رغم تورم فزاینده در ایران، اجازه نداد ارزش ریال سقوط کند. در نتیجه، واردات به طور فزاینده‌ای ارزان شد و به تولید داخلی لطمه زد.

نتیجه آن، افزایش تعطیلی واحد های تولیدی در داخل و گسترش رکود است. به این ترتیب، اینکه آیا باید نرخ ارز افزایش یابد یا خیر به یک ارزیابی دقیق از منافع و مزایای اجتماعی افزایش نرخ ارز بستگی دارد.

دلار باید چه قیمتی داشته باشد؟

دکتر جواد صالحی اصفهانی استاد دانشگاه ویرجینیاتک آمریکا معتقد است در چند سال گذشته هنگامی که به دلیل تورم بالا، سطح متوسط قیمت‌های ایران به سرعت افزایش می‌یافت، اما قیمت انواع ارزهای خارجی کمابیش ثابت باقی می ماند و باعث شد تا «نرخ حقیقی موثر ارز» (RER)؛ با افزایش مواجه شود. به بیان دیگر، شاخص قیمت مصرف‌کننده‌ در ایران طی سال‌های 2005 تا 2010، تقریبا دو برابر شد که به منزله دو برابر شدن هزینه‌های تولید برای تولیدکنندگان ایرانی و نیز دو برابر شدن هزینه‌های زندگی برای کارگران ایرانی بوده است. در حالی ‌که دلار تنها 15 درصد گران شد و این مساله در کنار افزایش ناچیز سطح قیمت‌ها و تورم بسیار پایین در کشورهای طرف تجاری ایران، باعث شد تا «نرخ حقیقی ارز» (RER)، معادل 50 درصد افزایش یابد. حال اگر این اعداد را راهنمای اصلی خود برای تصمیم‌گیری بر سر این مساله قرار دهیم که قیمت دلار تا چه اندازه باید افزایش یابد، همین عدد 50 درصدی، تقریبا صحیح خواهد بود. پس براساس این تحلیل ساده، محدوده‌ 15000 تا 16000 ریال برای هر دلار، عقلائی و مناسب اقتصاد ایران به نظر می رسد.

تصحیح و تعدیل اخیر نرخ ارز در بازار ارز ایران، دیرهنگام رخ داده و نتیجه طبیعی استفاده از دلارهای نفتی برای ثابت نگه داشتن قیمت دلار در سال‌های اخیر محسوب می‌شود. به این ترتیب ثابت نگه داشتن نرخ ارز در کنار افزایش سطح هزینه‌های تولیدکنندگان و نیز کارگران در سال‌های اخیر، موجب کاهش سطح تولید و افزایش محسوس بیکاری در بخش‌هایی مثل نساجی شده است. از طرف دیگر، به دلیل پایین بودن تحرک نیروی کار در اقتصاد ایران، کارگران تحرک اندکی بین بخش‌های تولیدی مختلف دارند و در نتیجه بروز لطمه به بخش‌هایی مانند نساجی، افزایش نرخ بیکاری در کشور را تشدید کرده است.

در هر حال، افزایش قیمت دلار در ماه‌های اخیر، تنها یکی از قسمت‌های این فرآیند تصحیح و تعدیل خواهد بود. با سقوط ریال این دو نیرو به حرکت می‌افتند: نخست، نیروی خوب یعنی صادرات بیشتر (حفاظت بیشتر از رقابت با کالاهای خارجی) و نیروی بد یعنی واردات گرانتر(واردات پرهزینه برای صنعت و کشاورزی). برای پاسخ دقیق‌تر به سوالی که در آغاز این نوشته مطرح کردم ــآیا نرخ ارز باید افزایش یابد یا خیر؟ ــ باید بدانیم کدام یک از دو نیروی یادشده نیرومندتر هستند.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار