کد خبر:۲۰۰۴۱۵
ابراهيم فياض:
جشنواره فجر امسال تله فيلم بود نه سينما/حرفهايي كه باعث اخراجم از دانشگاه امام صادق شد/سينماگري «يه حبه قند» را خيلي قبول دارم/ مخملباف به تمام دين فحش ميدهد
سينماي فجر امسال بيشتر تله فيلم بود و نه سينما! بعد مجبور ميشوند جايزه بدهند به داريوش مهرجويي كه فاجعه است، علتش هم ...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ مجله ديده بان كه توسط بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق(ع) منتشر مي شود، در اين شماره خود به بحث سينماي انقلابي پرداخته است و با كارشناسان مختلف در اين حوزه صحبت كرده است.
گفتوگوي ذيل با دكتر فياض، استاد رشته فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع) پيرامون ماهيت سينما، اسلام و روابط جنسي در حوزه سينماي انقلاب اسلامي است.
استاد فياض را با جملات كليدي و البته جنجالياش ميشناسيم، جملاتي كه هر كدام ميتواند خودش يك سوژه رسانهاي مناسب در فضاي ژورنال باشد.
مصاحبهاي كه در ادامه ميآيد نيز از اين قاعده مستثني نيست البته مصاحبه گرفتن از دكتر فياض به همين راحتيها هم نبود و با پيگيريهاي مجدانه دوستان خوبمان در كميته سينمايي بالاخره موفق شديم با ايشان گفتوگويي داشته باشيم.
با ايشان درباره سينماي ديني، روابط جنسي در سينما، سينماي سكولار و .... صحبت كرديم و البته نكات جالب وخواندني را از ايشان در اين زمينه شنيديم.
متن ذيل مصاحبه مجله ديده بان است با دكتر فياض:
مصاحبه را با يك سئوال كليدي در حوزه سينماي ديني مطرح ميكنم كه آيا ما اصلاً چيزي به نام سينماي ديني يا سينماي اسلامي داريم با خير؟
فياض: ببنيد اين بحث اسلامي بودن يا نبودن در تمامي حوزههاي علوم انساني و همچنين هنر كه از علوم انساني تاثير ميپذيرد مطرح است و اين يك بحث كلي است ما اصلاً علوم انساني غيراسلامي نداريم چون علوم انساني ناشي از جهان پديداري است و آن هم جزء دين است.
اين كه فكر كنيم علوم انساني غيراسلامي هم داريم، ناشي از بيسوادي است اين افرادي كه اين سئوال را مطرح ميكنند غالباً رشته مطالعاتيشان علوم تجربي و مهندسي است.
اگر كسي در تاريخ علوم انساني كار كرده باشد ميداندكه علوم انساني غيرديني نداريم در حوزه هنر و سينما نيز همين طور است.
اما آن چيزي كه باعث ميشود به طور ملموس اثر اسلام و دين را در حوزه سينما نبينيم اين است كه ما اصلاً اسلام نداريم! در جامعه ما اسلام مطرح نيست.
يك ملغمهاي را از شرق و غرب گرفتيم و اسم آن را اسلام گذاشتيم.
نكته بعد نداشتن زبان اسلامي در حوزه سينماست.
يكي مثل عطار نيشابوري يا حافظ يا فردوسي در حوزه سينما نداريم كه ادبيات متناسب با دين و اسلام را در حوزه سينما وارد كند و ما در اين زمينه به يك ادبيات مشترك برسيم.
آيا فردوسي كم فيلم نامه نويسي كرده است؟
دقت كنيد كارتر هايش چقدر قوي است شما كه شاهنامه ميخوانيد احساس نميكنيد داريد فيلم نگاه ميكنيد؟ هر كجا كه باشي گويي داري فيلم را در ذهنت ميسازي.
اشعار اعتصامي كه ميخوانيد احساس ميكنيد داريد سينماي معناگرا ميبينيد، فردوسي كه ميخوانيد گويي فيلم حماسي ميبينيد اشعار عطار را كه ميخوانيم گويي فيلم نامه سمبليك ميخوانيم ما در كشورمان هنوز به اين فضا در سينما نرسيدهايم. البته من سينماگري ميركريمي، كارگردان يه حبه قند را خيلي قبول دارم.
چند وقت پيش در روسيه فيلمهايش پخش ميشد، شبها سالنهاي هزارنفري پر ميشد.
اين مطلب را خود ميركريمي به من گفت از معدود يا تنها سينماگري است كه توانسته است از مينياتور ايراني با آن شاخصهايي كه در مينياتور داريم به سينما برسد.
آن همه بازيگر در ابتداي فيلم كه ايفاي نقش ميكنند و هستند و در آخر فيلم به آن سرباز و دختر (عروس خانم) ختم ميشود از تكثر به يك حالت وحدت ميرسد متاسفانه سينماي فجر ما اين فيلم (يه حبه قند) را كنار ميگذارد و دعوا راه مياندازد، بعد فيلم جدايي نادر از سيمين كه سينماي آمريكايي است جايزه ميگيرد.
در جايي گفته بوديد كه اگر دين تصويري شود، سكولار ميشود، ميشود منظور خود را از اين حرف واضحتر بيان كنيد؟
فياض: اين حرف را در يك جلسهاي تحت عنوان معرفي رسانه كه براي رابطه با فيلم حضرت يوسف عليه السلام بود زدم.
البته در مقدمه اين حرف بيان كردم كه اين بحث مسيحيت است و در اسلام اين را نداريم اين بحث مسيحيت است كه معنا و حقيقت را ضد نشانه و ضد روش ميداند و گرنه بحث ما اين است كه حقيقت و روش يا حقيقت و نشانه يا خدا و آيهاي كه در قرآن آمده، چنين چيزي نيست.
پس يعني با به تصوير كشيدن دين در غالب مديوم سينما، دين سكولار نميشود؟
فياض: خير! خود آيه قرآن در «كيف خلق....» از «ابل» شروع ميكند تا ميرسد به پيامبر، كه ميگويد «انك لعلي خلق عظيم» خلق آن خلق بيروني است.
البته همانطور كه گفتم ما اصلاً اسلام نداريم كه حال بخواهيم بگوييم در ايران سينماي اسلامي بايد باشد يا نباشد! شما هم البته اين حرفها را باورتان نميشود.
ما هم كه اين حرفها را زديم از دانشگاه امام صادق(ع) بيرون كردند!
پس اين طور كه من برداشت كردم از نظر شما در جامعه اول بايد اسلام را پياده كنيم و بعد سينما ديني خودش حاصل ميشود.
كدام اسلام؟ من اصلاً اسلام نميبينم. يك التقاطي از شرق و غرب و ايران كرداند اصلاً اسلام كجا بود؟
منظور شما در جامعه است يا در سينما؟
فياض: كلا! من اصلاً اسلام نميبينم. يك كتاب شهيد مطهري داريم، مربوط به 30 يا 40 سال، شايد هم مربوط به 50 يا 60 سال پيش.
اگر الان شهيد مطهري زنده بود تا حالا از دنيا رفته بود! چون از آقاي منتظري كه فوت كرد و هم مباحثهاياش بود، بزرگتر بود! الان كتابهاي شهيد مطهري مرجع دانشگاه شماست.
كتابهايي كه در مورد ماركسيست نوشته شده است، ماركسيست ديگر الان در دنيا وجود ندارد، پس اسلام كجاست!؟
الان دانشگاه امام صادق(ع) به جاي اين كه خودش نوآور باشد تازه براساس كتاب شهيد مطهري، نوآوري شده است و گرنه كتب علامه طباطبايي كه اين همه بحثهاي جدي و مهمي دارد و كتب افراد ديگري مانند شهيد بهشتي نيز همين طور است و جاي كار در دانشگاه امام صادق (ع) را دارد.
با اين حساب اگر بخواهيم يك آسيبشناسي در حوزه سينماي ايران بكنيم شما مشكل پيشروي سينماي ايران را چه ميدانيد؟
فياض: مشكل اين است كه نه سينماي ايران را شناختيم نه اسلام را و نه فرهنگ ايران را خوب شناختيم اينها البته از عهده سينماگرها بر نميآيد يك رشته جامع سينما لازم داريم كه فقط خود سينما نباشد يعني در درجه اول سينما نميخواهيم اول معرفت ميخواهيم و بعد سينما مثلا اگر ما معتقد نه عارفيم و نه فيلسوف بلكه حكيم هستيم و حكمت در دنيمان ميبريم سينماي ما هم به طبع بايد حكمتي و حكمي باشد مثل ضربالمثلها مثل تعريفي كه ابنسينا دارد در رساله بغضان اگر اشتباه نكنم سعي ميكند يك كار سينمايي در حكمتش ارائه دهد اگر ميگويم فيلسوف حكيم و حكمت داريم بايد آن قدر كار كنيم تا به سينماي ايبراني برسيم ولي چون دست سينماگرها افتاده است وضعيت همين است كه ميبينيم.
در يكي از مصاحبههايتان مطرح كرديد كه سينماي ديني سينمايي است كه حقيقت و معنا را با هم جمع كرده باشد و سينماي غير ديني و برعكس از طرف نشانهها به سمت حقيقت و معنا ميرود توضيح دهيد لطفا تجلي حقيقت در نشانهها ميشود.
سينماي ديني كه مهمترينش امام و حكيم است امام و پيامبر و حكيم و اينهاست ولي ما كه از نشانهها به سمت معنا و حقيقت ميرويم حقيق را ميخواهيم با استفاده از نشانههاي خودمان تفسير كنيم كه همان سكلولارسيتي ميشود به عنوان مثال ميخواهيم بحثهاي تجليات انساني خدا را تعريف كنيم كه نميشود مثل آن چيزي كه مولوي ميگويد اينها همهاش خطرناك است همان حرف مولوي بسيار خطرناك است شعري كه ميگويد: هيچ ترتيب و آدابي مجوي هر چه ميخواهد دل تنگت بگوي كي ما چنين چيزي در اسلام گفتهايم!؟ كي پيغمبر چنين چيزي گفت؟ پيغمبر جلوي اينها ايستاد ولي بعدا كه آقاي مولوي ميرود در كنار يهود و مسيحيت در شام و تفكرات آنها را توليد ميكند اين شعار را ما ميبينيم كه با اصول اسلام ناسازگار است البته ابن عربي هم قبل از اوست … اينها براي ما بسيار خطرناك است همين كه ميگويم از اسلام خبري نيست.
اين سينماي انقلاب اسلامي براي اينكه به آن سينماي مطلوب خودش برسد بايد مبنايش چه باشد؟
مبناي سينماي ديني و انقلابي بايد قرآن باشد «ان هو الا ذكر للعالمين» سيما هم ذكر است قرآن تمام اينها را به ما گفته است هم به صورت انفسي گفته است و هم به صورت آفاقي. انفسي كه در درون است آفاقي هم كه بيرون در تاريخ و جغرافياست كه باز خودش تبيين كرده است. قرآن حتي داستانسرايي كرده است در اين داستانها مطالب جنسي هم آمده است.
مثل داستان حضرت يوسف يا خود پيغمبر اينها جذاب نيستند؟ داستان پيامبر جذاب است داستان يوسف جذاب است سيره پيامبر را كه ميخوانيم كتاب عربي سيره النبي الاعظم نوشته هر وقت كه «زينب بنت جهش» ميآمد كل خانه خالي ميشد اين قدر رابطه عاشقانه بوده است يا داستان ازدواج پيامبر با حضرت خديجه اين كه حضرت خديجه عاشق پيامبر ميشود داستان و تاريخ آن هست كه قضيه طوري پيش ميرود كه خواستگاري غير مستقيم مطرح ميشود و باقي قضايا دقت كنيد كه حضرت خديجه مادر حضرت زهراست وقتي از دنيا رفت آقا با چه وضعي در شعب ابيطالب دفنش كرد؟
حال اگر يك زن 20ساله عاشق يك مرد 25 ساله شود چقدر زيبا و جالب است حالا شما هر چقدر ميخواهيد ان قلت بگذاريد عاشق كمالات پيغمبر، عاشق سيرت پيامبر و … به هر حال عشق است اين چنين عشقي چقدر فيلم قشنگي ميشود؟ در حالي كه در اين زمينه كاري كه ما ميكنيم شده است سانسور و بايكوت! دقت كنيد ما خود مسائل جنسي را كه نميخواهيم كار كنيم و آن را نشان دهيم! بحث ما فرهنگ مسائل جنسي است.
ولي خب در اين صورت مسئله سكس پنهان پيش ميآيد.
فياض: خب باشد، چه اشكالي دارد؟
پس به نظر شما ما بايد مسائل جنسي و خشونت را در حال نه به سبك غربي آن ولي در حد قابل قبول در سينماي خود داشته باشيم؟
فياض: سكس، خشونت، عشق و امثالهم باعث جذابيت سينما ميشود ولي به طوري كه در رابطه با حكمت باشد در چهارچوب حكمتي كه ما داريم و امامي كه حكيم است قرآني كه حكيم است خدايي كه حكيم است مبناي ما حكمت است در سينما ما غريزه جنسي به شدت داريم و مهم هم است براي ما براي فهم شاخص هم پيامبر و امام علي را نگاه كنيد و از طرفي آن رشادتها و شجاعتها را هم نگاه كنيد هر دوي آنها مثل همند يعني هم نوعي عشق داريم يك زندگي عشقي و جنسي داريم بين حضرت علي و حضرت فاطمه چه موقع متوجه ميشويم؟
آن موقع كه حضرت زهرا شهيد ميشوند ببينيد امام علي در كنار مزارشان چه كار ميكند و چه حرفهايي ميزند. آنجا جز حرفهاي عاشقانه چيزي نيست. حال متاسفانه روي اين مطلب كار نكردهايم كاراكترهايي كه در مورد امام علي داريم بايد در سينما بيايد. همان طور كه در تصوف، عطار نيشابوري در مورد امام علي گفته بود. عشق و مسائل جنسي اتفاقا خيلي در زندگي امام علي هست. ما روي آن كار نكردهايم.
ما نميگوييم خشونت بلكه ميگوييم بحث دفاع انسان از ارزشها و شرافت انساني است اين ها را چه كار كنيم!؟ ما روي اينها كار نميكنيم بعد ميگوييم نداريم! ما تابع حكمت و حكيمها ميباشيم «انا مدينه الحكمه و هي الجنه و علي بابها» تا به حال اين حديث را نگفتهايم خب اگر علي بابش است علي چگونه آدمي بوده است؟ قضيه عاشقانه خود پيامبر با زينب بنت جهش (زن زيد بن علقم) كه در سوره احزاب بين آيات 32 تا 38 يا 39 آمده چيست؟ اين در قرآن آمده صريح هم آمده است پس قضيه به اين سادگيها نيست .
با توجه به رعايت عفت و پرهيز از خشونت كه در دين آمده به نظر شما اين براي ما يك تهديد است يا فرصت؟
فياض: ببينيد من ميگويم شاخص امام علي(ع) است اين حرفها كه شما ميزنيد «هندوئيسم» است كه خيلي براي ما خطرناك است.
اين بحثها چيز ديگر است ما «هندوئيسم» نداريم. ما بحث امام علي را داريم. در اين ها البته متاسفانه مشكل داريم.
وقتي ميگويم اسلام نداريم همين است ديگر. يا ميخواهيم «سينماي هندوئيسم» را اسلامي كنيم يا «سينماي غربي» را اسلامي كنيم! مخملباف دوره اول، يك سينماگر غربي سوسياليستي بود، اين آخريها هم كه به يك سينماي ليبراليستي رسيد و الان هم كه به تمام دين فحش ميدهد.
با توجه به اين مطالب آينده سينماي ايران را چگونه ميبينيد؟
فياض: با اين وضعيت جلو برويم، شاهد همين فيلمهاي مبتذل تلويزيوني خواهيم بود كه در سينماي فجر امسال بوده است كه بيشتر تله فيلم بودند و نه سينما! بعد مجبور ميشوند جايزه بدهند به داريوش مهرجويي اين يك فاجعه است علتش هم اين است كه ما نه اسلام را شناختيم، نه دين را شناختيم و نه ايران را شناختيم.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰