اساتيد معتقدند تا دختر و پسر با هم نباشند زبان ياد نمي‌گيرند / 30 سال ايتاليايي تدريس كرده‌ايم؛ 10 نفر براي تدريس نداريم / در كتب آموزشي زبان قيمت مشروبات را مي‌آموزيم
آخرین اخبار:
کد خبر:۲۰۰۸۹۷
ميزگرد دانشجويي وضعيت دانشكده‌هاي زبان؛

اساتيد معتقدند تا دختر و پسر با هم نباشند زبان ياد نمي‌گيرند / 30 سال ايتاليايي تدريس كرده‌ايم؛ 10 نفر براي تدريس نداريم / در كتب آموزشي زبان قيمت مشروبات را مي‌آموزيم

... در دانشگاه تهران 30 سال تدريس زبان ايتاليايي مي‌شود اما نتوانستيم 10 نفر از فارغ التحصيلان را در ايران براي تدريس نگه داريم.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ دانشکدۀ زبان ها دانشکده ای همچون دیگر دانشکده های دانشگاه است. جوانانی به تناسب رتبه، وارد رشته های گوناگون این دانشکده ها می شوند. چهار سال درس می خوانند و اگر شد به مراتب بالاتر می روند و اگر قبول نشدند، مانند دیگر دانشجویان دانشگاه به دنبال زندگی شان می روند.
 
اما در بطن دانشگاه که برویم، تفاوت های بسیاری با دیگر دانشکده ها مشاهده می کنیم. فرقی نمی کند دانشگاه تهران باشد یا علامه یا بهشتی یا فردوسی مشهد. در تمام این دانشکده ها، فرهنگی متفاوت وجود دارد. دانشجویانی از قشر مرفه که به قصد عزیمت به خارج از کشور می آیند و یا حتی دانشجویانی که از دیگر کشور ها به ایران آمده اند؛ فرهنگ کشور مقصد را با خود به همراه می آورند.

کتب درسی فرهنگ مخصوص کشور متبوع را القا می کند و برخی اساتید، خود درگیر سبک زندگی غربی اند. همچنین دانشجویانی که به این رشته ها می آیند پس از اتمام درس، مانند دیگر دانشجویان از دانشکده ها نمی روند. اگر پول داشته باشند، برای گشت و گذار هم که باشد مسافرتی به خارج از کشور می کنند. بنابراین دانشکدۀ زبان ها، دانشکده ای همچون دیگر دانشکده های دانشگاه نیست.

این دغدغه و دیگر دغدغه های مربوط به رشته های زبان را در نشستی با حضور حبیبی مسئول بسیج دانشکدۀ ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی و میرزاده مسئول سابق بسیج دانشکدۀ زبان های دانشگاه تهران بررسی کردیم.
 
متن زیر مشروح این نشست است.
 
«خبرگزاري دانشجو» - از طرز تفكر و فلسفه كتاب‌هاي زبان كه در دانشكده‌هاي زبان به دانشجويان القا مي‌شود، بگوييد.
 
حبيبي: زماني كه وارد دانشگاه شديم، متدهاي آن را نمي‌دانستيم؛ گفتند كه فرانسه بیش از هر چیز تلفظ است و ديگر قسمت‌ها را خودتان ياد بگيريد. ما نیز خود، آن را ياد گرفتيم.
 
در ابتدا متوجه شديم قسمت‌هايي از عكس های کتاب سانسور شده است و به مرور زمان كه اين زبان را آموختيم، ديديم از همان اوایل کتاب روابط عادي پسر و دختر و رفتن به پارتي‌ها را القا می کند.
 
به عنوان مثال در طول دوران درس آموختیم بهترين كشور توليدكننده مشروب، فرانسه است و همچنین بهترين مشروبات را با موشکافی کامل در كتاب های درسی مشاهده کردیم.
 
در ادامه متوجه شدیم در بعضي قسمت‌ها، خود متن نیز سانسور شده است كه دانشجویان به سادگي قسمت های حذف شده را حدس مي‌زدند؛ یعنی این سانسورها به شکل کامل و درستی انجام نمی شود.
 
کلاس متون اسلامی محتوایی ضد مذهب دارد
 
در دانشکده های زبان درسی وجود دارد به نام متون اسلامی که متونی اسلامی به زبان خارجی و متناسب با زبان رشته مربوطه تدریس می شود، اما در برخی از کلاس ها مباحثی مطرح می گردد كه به متون اسلامي و اسلام ربطي ندارد؛ مشکل بدتر متون انتخابی است که از منابع اهل سنت گرفته می شوند و ولايت حضرت علي(ع)، اهل بيت(ع) و شيوه وضو گرفتن و غیره را زير سوال می برد؛ ما سوال كرديم كه آيا اين متون براي شیعه نيست؟ گفتند: چرا هست، اما همين براي شما کافی است. شما خود بر روی متون شیعه کار کنید.
 
گاهی نیز که در خصوص محتوای این متون سوالی می شد، استادان اظهار بی اطلاعی می کردند و می گفتند: به من ربطي ندارد این دروس درست است يا غلط؟ اين را يك «آخوند» بايد به شما درس بدهد.
 
این گونه دروس براي دانشجويي كه خانواده‌اش به طور کامل به اسلام و اخلاقيات اهميت نمي‌دهد، بهترين شيوه براي گمراه كردن است.
 
اين در حالي است كه بايد مشخص شود به قصد خودسازی به دانشگاه می آییم تا برای فردای جامعه مان کارساز باشیم یا مي‌آييم مواردی ياد بگيريم كه با فرهنگ و دينمان مغاير است؟
 
اختلاط بهترین راه یادگیری زبان است
 
در كلاس، تنها دو پسر هستيم و 18 دختر. وقتي برای فعالیت تیمی باید گروه بندی می شدیم، ما دو نفر در كلاس یک گروه تشکیل دادیم و دخترها نیز با یکديگر گروه بندي شدند، اما استاد گفت: من اين گروه بندي را قبول ندارم. اگر دوست نداريد از كلاس بيرون برويد. همكلاسي من خيلي راحت از كلاس رفت بيرون. پس از آن استاد پشت سر ما شروع به صحبت كرد؛ وقتي با رئيس دانشكده صحبت كردم، استاد را احضار كرد و گفت كه چرا شما چنين كاري كرديد؟
 
ميرزاده: بين اساتيد دانشگاهي رسم است كه مي‌گويند تا با هم بيرون نرويد زبان را ياد نمي‌گيريد؛ به اين معنا كه تا تمام كلاس با هم به كوه، تفريح و پارك نروند و صحبت نكنيد چيزي ياد نمي‌گيريد؛ در صورتي كه رتبه 3 دانشگاه، رتبه اول فرانسه، رتبه اول انگليسي و اكثر نخبگان دانشگاه افراد بسيجي هستند كه بدون اين جوسازي‌ها درس را ياد گرفته اند.
 
متون، تعريف از كشور مقصد و بالطبع فرهنگ آنهاست؛ این مطالب اگر در حد آگاهي باشد ایرادی ندارد، اما این کتب سعی در القاي فرهنگ کشور مقصد دارد كه استاد نقشی اساسي را در اين انتقال فرهنگ ايفا مي كند؛ براي مثال یکی از اساتید منبعي را از اهل سنت براي ما آورده بود كه بايد فكر كرد چرا هيچ يك از شيعیان اين كار را نكرده اند؛ البته خدا را شكر بچه‌هاي دانشگاه ما يك جنبشي را براي ترجمه متون اسلامي و جايگزينی آن براي تدريس شروع کرده اند.
 
در دانشگاه تهران 30 سال است كه تدريس زبان ايتاليايي انجام مي‌شود، اما نتوانسته ايم 10 نفر از فارغ التحصيلان را براي تدريس نگه داريم؛ همچنین بالغ بر 80 درصد از افرادي كه به کشور مقصد رفته اند در آنجا مانده اند؛ به معناي اينكه اقامت گرفته و در نتیجه فرهنگ آنجا را قبول كرده اند.
 
فضای دانشگاه تهران بسیار سياسي است و بالطبع با تغيير فضاي سياسي، نگرش‌ها نیز عوض مي‌شود و اساتيد هم نگرش‌هاي خود را مطابق با جو سياسي تغییر می دهند، بنابراین عموماً گره به دست استاد در دانشگاه باز مي‌شود.
 
مي توان گفت كه تمام منابع علوم انساني و زبان ما غربي است و نمي‌شود آن را انكار كرد و با وجود آن که منابع علوم انساني قوي داريم از آن استفاده نمی کنیم.
 
آقای حبیبی درست گفتند؛ كتاب‌ها ناقص سانسور شده است. باید تلاش کنیم منابع را عوض كنيم و منابعی بروز و سالم تولید نماييم، البته خود كشور مقصد بيشتر به فكر ماست؛ يعني سعی کرده اند در برخی توليداتشان، به این دلیل که می دانند برای کشورهای شرقی می فرستند، نکات اخلاقی را رعایت کنند؛ اين در حالي است كه توجه ما به این موضوع کمتر است.
 
«خبرگزاري دانشجو» - كتاب درسي به چه ميزان در گرايش فكري دانشجويان در فراگيري فرهنگ كشور مقصد تاثيرگذار است؟ چه مقدار از اين منابع وجود دارد و ما استفاده نمي‌كنيم؟
 
حبيبي: كتاب‌هاي درسي اُفست مي‌شود، يعني كُپي مي‌شود؛ دانشجويي كه قصد دارد با زبان‌هاي مختلف آشنا شود، در ابتدا مي‌بيند كه چه كتابي در دسترس است؛ اين در حالي است كه بیشترین تأثیر را از چیزی می گیرد که همان ابتدا با آن آشنا شده است؛ اولين كتابي كه به ما مي‌دهند كتابي كامل و جامع از فرهنگ منفي و كمي مثبت از كشور مقصد است.
 
فرهنگي كه هم در فرانسه و هم در كتاب‌هاي ما وجود دارد زندگي آزاد دختر پسر است نه ازدواج كردن؛ فرهنگي كه مغاير فرهنگ اسلامي است. بنابراين فرهنگ در دانشگاه‌هاي ما گفته مي‌شود كه چرا ازدواج كنيم، همين رابطه دوستي كافي است، در نتیجه برخی دانشجویان می گویند زمانی که تمدن ما غني‌تر از تمدن آنهاست، چرا من نبايد دوست پسر داشته باشم؟
 
برای آن که مثالی دیگر بگویم بايد عرض کنم كه سرو مشروب به عنوان يك دسر در سفره‌هاي غذا در فرانسه بسیار معمول است، اما همین فرهنگ در کتاب های ما نیز جاری است؛ مثلاً براي معرفی يك سفره غذا در فرانسه، ابتدا يك صفحه به نوع مشروب، رنگ، كيفيت و قيمت‌های آن اختصاص مي‌دهد. بازنمود این فرهنگ نیز در دانشکده ها بسیار تأثربرانگیز است. در دانشگاه و داخل كلاس و حتي در اردوها یا در يخچال داخل خوابگاه ها، شيشه‌هاي مشروب دیده مي شود و استاد هم به راحتي برای دانشجویان از این موارد سخن مي گويد.
 
از دهه 20 به اين طرف كه سينما به طور جدي وارد عرصه شد، در فيلم‌ها القا كردند كه دختر مي‌تواند پسر باشد و حالا مي‌گويند كه پسر مي‌تواند دختر باشد؛ مثلاً مي‌بينيم كه لباس پوشيدن و اخلاق دخترها مثل پسرها شده، سيگار دستشان مي‌گيرند و بر روي دانشجويان اثرات منفي مي‌گذارند. این امر را در کتاب های درسی نیز به وفور می بینیم.
 
در بسیاری از کشورها رسم است که در شبی از سال افراد گوناگونی در یک شهر برای مراسم دیسکو جمع می شوند. این امر در کتاب های درسی نیز تبلور یافته است. البته عكس‌هاي مربوط به آن سانسور شده، اما فرهنگ خود را در دانشگاه القا مي كند. در دانشگاه زماني كه از بچه‌ها مي‌پرسي علايق تو چيست مي‌گوید ديسكو. حتي چندين بار مي‌خواستند در كلاس چنين كارهايي انجام دهند. يعني قصد داشتند آهنگ گذاشته و با هم برقصند.
 
روابط میان دو جنس مخالف در فرانسه بسیار آزاد است و به قول دانشجویان روابط حسنه تر از ایران است. اما نکته اينجاست که این فرهنگ توسط کتاب ها منتقل می شود.
 
ميرزاده: در ترم يك، كتاب گرامر را مي‌خوانيم كه در آن نكات مختلفي تدريس مي‌شود؛ البته صرفاً آن چيزي كه در كتاب‌ها نوشته شده فرهنگ ما را تغيير نمي‌دهد.
 
منابع درسي به تنهايي فرهنگ سازي نمي‌كنند، آن مسئله‌اي كه در پشت آن قرار دارد مهمتر است؛ به اين معنا كه نقش استاد و مثال‌هاي آن در تفهيم موضوعات كتاب نقشي اساسي دارد؛ همچنین اكثر چيزهايي كه ياد مي گيريم از كتاب‌هاي مكمل است.
 
«خبرگزاري دانشجو» - در دانشکده هاي زبان عموماً قشری وجود دارد که از طیف مرفه جامعه است. بسیاری از این افراد به این دلیل وارد این رشته می شوند که با یادگیری کامل زبان، به کشور مربوطه مهاجرت کنند. از جهتی این افراد به علایق و سبک زندگی غربی گرایش بسیاری دارند. چقدر اين قشري كه وارد دانشگاه مي‌شود مي‌تواند بر دانشجويان ديگر تاثير بگذارد؟
 
حبيبي: به طبع تاثيراتشان بسيار بيشتر از دانشجويان مذهبي است.
 
اين دانشجويان خودشان را داناي كل مي‌دانند و اعتقاد دارند كه باقي دانشجویان مطالعه ندارند. به حجاب دانشجویان مذهبي ایراد گرفته، می گویند از دنيا استفاده كن، چه كسي گفته بعد از مرگ آخرتي هست؟ يا به دانشجويان پسر مي‌گويند كه اين ريش و «اُمُل بازي‌ها» چيست! ريشت را بزن!
 
بر اساس سبك زندگي اكثر ايراني‌هایی كه پول دارند، فرزندان این گونه خانواده ها هزینه کرده و استاد می گیرند تا در دانشگاه قبول شوند. سراسري نشد، آزاد، آزاد نشد، مي‌روند بين‌المللي آن هم نشد به خارج از كشور مي‌روند. طبعاً آن كسي كه خارج را ديده گرايش هاي فكريش نیز غربي است.
 
اما مشکل اصلی بر سر افراد خنثی در دانشگاه هاست. بعضی دانشجویان هنوز نه به طور کامل مذهبی هستند و نه هنوز غیرمذهبی. دینشان هنوز سطحی است، بنابراین از این جهت بسیار خطرپذیر می باشند. زماني كه ارزش در ذهن جوان تعريف نشده باشد، به طبع خود به خود مي‌رود تا آن را بسازد. در اين شرايط در محيطي قرار مي‌گيرد كه به او مي‌گويد مذهبي‌گري به درد نمي‌خورد، دوستی با جنس مخالف خوب است و حتي حجاب را نیز زير سوال می برد.
 
رشته زبان بيشترین رشته‌اي است كه نياز به تعامل دارد، در دانشکده های ديگر اين تعامل بسيار كمتر است و تعداد دختر و پسرها طوري است كه نيازي نيست دختر يا پسر به سراغ همديگر بروند.
 
در رشته‌هاي زبان يكي از اصول اساسی اين است كه بتواني اين رابطه را در كلاس برقرار كني و بتواني يك جرقه‌اي بين دو نفر بزني؛ البته این امر به خانواده، شخصيت و ارزش‌هاي تعريف شده افراد بستگي دارد.
 
ميرزاده: عامل جذب ساير دانشجويان به اين افراد علم است نه فرهنگ.
 
فرضاً دانشجويي كه از کودکی در كشور مقصد بزرگ شده و به نوعی زبان آن کشور زبان مادريش حساب مي‌شود، زمانی که براي ادامه تحصيل به ايران بیاید طبعاً از توانایی علمی خوبی برخوردار خواهد بود؛ در نتیجه علت جذب دانشجويان ديگر به آن فرد علمش است نه فرهنگش، اما در همین حال این دانشجویان که عموماً از قشر متمول جامعه محسوب می شوند فرهنگ دیگر دانشجویان را نیز ناخودآگاه شکل می دهند.
 
«خبرگزاري دانشجو» - چند درصد از افراد تحصيل‌كرده رشته زبان در ايران و چند درصد به خارج از كشور مي‌روند؟
 
حبيبي: اگر شرايط مالي فراهم باشد بيش از 80 تا 90 درصد افراد برای ادامه تحصیل و گشت و گذار مي‌روند.
 
ميرزاده: اگر در حد ادامه تحصيل و تفریح باشد بالاي 90 درصد علاقه دارند بروند، اما افرادی که به قصد مهاجرت به رشته های زبان وارد مي شوند، تقریباً پنج درصد دانشجویان را تشکیل می دهند که این افراد دقيقاً همان قشر مرفه هستند.
 
«خبرگزاري دانشجو» - فيلم، موسیقی و كتاب‌هاي آموزشي رشته اصلي چه تاثيري بر روي فرهنگ دانشجو مي‌گذارد؟
 
ميرزاده: كار اصلي را به جز كتاب‌هاي اختصاصي، مسائل حاشيه‌اي برعهده دارد.
 
موسيقي در اين فرهنگ سازي بسيار بيشتر از فيلم اثر مي گذارد؛ مثلاً در ايتاليا موسيقي بارز شاخه‌اي از پاپ به نام «قتال» است كه خيلي راحت استفاده مي‌شود.
 
حبيبي: به نظر من جرقه اصلی كه آدم را به كنجكاوي وامي‌دارد به استاد و كتب انتخاب شده بستگي دارد كه مي‌توانند تا حدودي بي‌بندو‌باري و فرهنگ نامشروع را القا مي‌كنند، اما موسیقی نیز بسیار تأثیرگذار است. همان ترم اول، اساتید به دانشجویان دو سی دی موسیقی تحویل می دهند. در حال حاضر اکثر دانشجویان رشته ما آن دو موسیقی را کاملاً حفظ کرده اند. در حالی که من بعد از سال ها در اینترنت رمان های صوتی فرانسوی را پیدا کرده ام که طبعاً برای آموزش های سمعی دانشجویان کافیست، اما چرا اساتید این گونه موارد را به دانشجویان نمی گویند؟
 
«خبرگزاري دانشجو» - اساتيد به چه ميزان در فرهنگ و فلسفه تاثير دارند؟
 
حبيبي: قطعاً اگر تاثير آنها بيشتر از كتاب نباشد كمتر نيست، شيوه پوشش، رفتار و اخلاق بر دانشجو تاثير مي‌گذارد و تاثير استاد تا حدي است كه مي‌تواند يك دانشجو را به سمت كاملاً مخالف هدايت كند.
 
البته ما بیشتر نقد کردیم، اما باید بگویم که اساتید خوب نیز کم نداشتیم.
 
ميرزاده: دانشجو با دو قشر دانشگاهي و استاد همراه است. خيلي واضح است كه استاد جايگاه پدري را در دانشگاه برعهده دارد.
 
برای آن که نمونه ای از تأثیر مثبت در دانشکده زبان ها بیان کنم، دکتر کردستانی را مثال می زنم. دكتر كردستاني در كلاسی گفت كه هشت سال در ايتاليا تحصيل كردم و از سال دوم دانشجويي نخبه بودم و همه هزينه‌هايم رايگان بود، ولي از تنها چيزي كه در ايتاليا استفاده كردم شير و ماست بود.
 
آن روز تقريباً 34 نفر خنديدند، اما امروز پس از گذشت چهار سال همان افراد با شخصيت‌ترين فرد را همان استاد نام مي‌برند؛ اخلاقيات عامل ماندگاري نام افراد مي‌شود.
 
برعكس استادي داشتيم كه به دليل بي اخلاقي و با وجودی که سواد علمي بالایی داشت، تمام دانشجويان از وي بد مي‌گفتند؛ استاد اگر اخلاق گرا باشد، دانشجو او را مي‌پذيرد.
 
«خبرگزاري دانشجو» - انتخاب اساتيد خارجي به چه ميزان به درستي انجام شده است؟
 
حبيبي: اين انتخاب بستگي به وزارت علوم، مراجع ذي صلاح وزارت خارجه و همچنین گروه درسي دارد.
 
هر چه گرایش گروه درسی به اخلاق بیشتر باشد، به طبع استاد بهتری معرفی می کند و از طرف این دو وزارت خانه تأیید می شود و به ایران می آید، اما اگر گروه پایبند به اخلاق نباشد و مراجع ذی صلاح این گروه را قبول داشته باشند، طبعاً اساتید غیر قابل قبولی به ایران می آیند. در رشته فرانسه من استاد خارجی نديدم، ولي استاد تركيه‌اي ديدم كه نماز اول وقت را ترك نمي‌كرد و همچنین اخلاقيات جزو اولين ملاك‌های او بود.
 
«خبرگزاري دانشجو» - تركيب جنسيتي در دانشگاه‌هاي زبان به چه شكل است؟
 
حبيبي: تا سال 90 تفكيك جنسيتي به اين صورت بود كه تنها كساني كه رتبه مي‌آوردند مي‌توانستند به این رشته راه یابند و چون اكثر دخترها قدرت حفظ بيشتري داشتند تعدادشان بيشتر بود، ولي از سال 91-90 تفكيك جنسيتي به صورت 50-50 و يا 40 به 60 به سمت خانم‌ها شد.
 
«خبرگزاري دانشجو» - به عنوان نکته آخر اگر مطلبی دارید بفرمایید.
 
حبيبي: نكته مهم اين است كه به جاي آن که صورت مسئله را پاك كنيم بايد آن را حل كنيم. مثلاً صورت مسئله مشكل فرهنگي كتب، اساتيد، نوارها و سي‌دي‌ها هستند كه براي آن، كتاب را سانسور كرده و فكر مي‌كنيم كه اين سانسور آن فرهنگ را القا نمي‌كند، در حالی كه دقيقاً القا مي كند.
 
به نظر من راه‌حل اين است كه يك نظم و انسجام بين افراد ارزشي و مسئولان ايجاد كنيم تا حمايت انجام شود و يك كار جزئي و حتي كلي انجام دهند.
 
همچنین يك چشم‌اندازي ترسيم كنند و كارها انجام شود؛ نياز به اساتيد اخلاقي و معنوي و ارزشي داريم كه بتوانند با دانشجويان تعامل برقرار كنند و به عبارت ديگر پيوند بين حوزه و دانشجو در رشته زبان خارجه ايجاد شود.
 
ميرزاده: من به اين نتيجه رسيدم كه بايد از نظر علمي به دانشجوياني بها و اهميت دهيم؛ چرا كه اولين عامل گرايش دانشجويان ما بها دادن به آنهاست.
 
بايد برخورد نامناسب اساتيد با دانشجويان حذف شود، به اساتيد ارزشي‌مان بها دهيم، استادي كه به نماز مي‌آيد بايد تشويق شود؛ زیرا باعث سوق دانشجويان به نماز مي‌شود، منابع درسي را به روز كنيم و از تغيير هم نترسيم.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار