زآنروز که رفتی دلم از گریه نخفته است
آخرین اخبار:
کد خبر:۲۰۲۸۳۲
آخرين سروده هاي علي مودب؛

زآنروز که رفتی دلم از گریه نخفته است

زآنروز که رفتی دلم از گریه نخفته است/این خانه تکان خورده از این پیشترک هم/ دل را که طلایی شده در کوره فتنه/ باکی نه که کتمان کندش سنگ محک هم
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛  دو شعر زير ابياتي است از علي مودب، پايه گذار موسسه ادبي «شهرستان ادب» كه در وبلاگ شخصي اش منتشر شده است.
 
باری است برآیینه غباری و ترک هم
با تازگی زخم دلم تازه نمک هم
 
زآنروز که رفتی دلم از گریه نخفته است
این خانه تکان خورده از این پیشترک هم
 
دل را که طلایی شده در کوره فتنه
باکی نه که کتمان کندش سنگ محک هم
 
چون سرمه که با خاک سر کوی تو آمیخت
ما را نتوان یافت به غربال فلک هم
 
این چار ستون قفس ریخته شاهد
ما نیز ندیدیم از آن وعده دو یک هم
 
تنها نه منم روضه این مجلس خاکی
از لاله ی داغ است چراغان فدک هم
 
من تیر بلا بر سرم از سقف فرو ریخت
از تیر سه شعبه زده بر عرش شتک هم
 
باز آی به ویرانه ما تا که ببینی
تمثال یقینی است نیالوده به شک هم
 
هستی همه آغشته خونی است مقدس
این فدیه عشق است از این بیشترک هم
 
***
 

میتوانم کاه باشم

                           میتوانم کوه باشم

در توانم نیست اما

                           با نگاهی دل نبندم

 


 
پربازدیدترین آخرین اخبار