فكر نكنيد آمدن به جبهه مانع درس خواندن مي‌شود
آخرین اخبار:
کد خبر:۲۰۳۲۰۲
شهيد مرتضي آقاعليخاني:

فكر نكنيد آمدن به جبهه مانع درس خواندن مي‌شود

شهيد مرتضي آقاعليخاني در فرازی از وصيت نامه خود آورده است: و اي برادران عزيز دانشجو! فكر نكنيد، آمدن به جبهه مانع درس خواندن مي‌شود؛ چرا كه در اين جا نيز درس‌هاي فراواني است كه بايد براي حيات خود فرا بگيريم و اين درس‌ها...
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»- سمیرا حمیدی؛ مرتضي آقاعليجاني در نخستين روز نخستين ماه سال 1342 در روستاي خيارج از توابع شهرستان بويين زهرا در خانواده مذهبي و عاشق اهل بيت عليهم السلام به دنيا آمده و دوران كودكي را در روستا طي كرد.
 
وي كه درس خود، در مقاطع ابتدايي تا پايان دوره‌ متوسطه را به خوبي و با موفقيت در شهرستان قزوين و كرج سپري كرده بود پس از اخذ مدرک ديپلم به خدمت نظام مقدس سربازي اعزام گرديد.
 
مرتضي كه در صحنه‌هاي مختلف انقلاب و بعد از آن حضوري مؤثر و مستمر داشت، پس از خدمت حدود 7 ماه در ارتش جمهوري اسلامي و حضور 4 ماهه در جبهه‌هاي نبرد، موفق به قبولي در کنکور سراسري و قبولي در دانشگاه کشاورزي زنجان شده و به ادامه‌ تحصيل در دانشكده كشاورزي زنجان پرداخت.
 
او كه توان تحمل فشارهاي تحميلي جنگ، بر مردم شريف و عزيز خود را نداشت، سرانجام به بسيج مراجعه و در سال روز پيروزي انقلاب اسلامي، روز 22 بهمن ماه سال 1361، پرسشنامه را جهت حضور مجدد در جبهه‌هاي نبرد حق عليه باطل پر و امضا كرد.
 
مرتضي آقاعليخاني در دوران تحصيل خود در دانشگاه نيز با حضور در جهاد دانشگاهي به عضويت بخش فرهنگي اين نهاد درآمده و در فعاليت‌هاي جمعي دانشجويان در جهت حفظ دستاوردهاي انقلاب و ارزش هاي نظام تلاش كرد.
 
او سرانجام در درگيري با دشمن انقلاب و ايران اسلامي، پس از ماه ها مبارزه با مزدوران استکبار جهاني، روز 24 ارديبهشت ماه سال 1365 در منطقه فاو در عمليات والفجر 8 به شهادت رسيد و پيكر پاك و مطهرش در زادگاه اش، روستاي خيارج، به خاك سپرده شد.

وصيت نامه شهيد مرتضي آقاعليخاني
 
بايد شهيد شويم تا آينده زنده بماند!
 
بسم رب الشهداء و الصديقين
 
و لا تحسبن الذين قتلو في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون- فرحين بماء انتهم الله من فضله و يستبشرون بالذين لم يلحقوا بهم من خلفهم الا خوف عليهم و لا هم يحزنون“.
 
البته مپنداريد كه شهيدان راه خداوند مرده‌اند، بلكه زنده به حيات ابدي شدند و در نزد خداوند متنعم خواهند بود و آنان به فضل و رحمتي كه خداوند نصيبشان كرده، شادمانند و آن مومنان كه هنوز به آنها نپيوسته‌اند و بعد در پي آنان خواهند شتافت، مژده دهند كه از مردن هيچ نترسيد و از فوت دنيا غم مخوريد.
 
با درود بي‌كران به روان پاك خاتم پيغمبران، محمد مصطفي(ص) و وصي والا تبارش، علي مرتضي، و يازده فرزند از اولاد و اجداد او و بالاخص ولي دايره‌ امكان، حضرت امام زمان(عج)، محمد ابن حسن، قائم آل محمد، كه كاروان عالم هستي را به جز به عاشق در حركت به سوي اطلاق و توحيد حضرت جل ا... رهبري مي‌كند.
 
و با درود فراوان به نايب بر حقش، امام خميني، بنيان گذار جمهوري اسلامي، كه ارائه دهنده‌ راه پيشوايان گشت و موجب حركت كاروان‌ها به سوي ديار عاشقان ا... و ائمه‌ اطهار(ع)، علي الخصوص به ميعادگاه آن سرور خونين و سالار آزادگان، حسين(ع)، گرديد.
 
با درود بي پايان نثار ارواح پاك تمامي شهيدان اسلام، بخصوص شهداي كربلا، از كربلاي حسين(ع) تا سراسر كشور و كربلاهاي ايران، از كردستان تا دشت‌هاي خوزستان.
 
و با درود و سلام به خدمت پدر و مادر عزيزم كه به من منت نهاده و مرا راهي مراكز علمي نمودند تا من از جهل و گمراهي نجات يابم.
 
و سپاس بيكران به خداوند، حق تعالي، كه به من توفيق عنايت فرمود تا در زير سايه‌ي الطافش در اين راه گام بردارم و از ظلمت و گمراهي نجات يابم و خودم را بشناسم تا خدايم را بيابم و اينك حقاً گواهي مي‌دهم كه هيچ معبودي جز خداوند نيست. اوست يگانه كه شريك ندارد و به درستي كه محمد(ص) بنده‌ او و فرستاده‌ اوست كه دين حق را از جانب حق آورده است و اكنون كه خدايم را يافته‌ام، به سويش مي‌شتابم و راه رسيدن او رمزي است كه مفتاحش در جبهه يافت مي‌شود.
 
بار پروردگارا! حقاً تو مي‌داني كه آنچه در ماست و ما را به جبهه كشانيده، نه براي تفريح و تفرج است و نه براي فخر و بلند منشي مي‌باشد، بلكه فقط به جهت ميل به قيام و امر به معروف و نهي از منكر است تا موجب نصرت مظلومان و سركوبي ظالمان گردد.
 
اي برادران و دوستان و آشنايان!
 
لحظه‌اي در خود فرو رويد و به خود بينديشيد كه از كجا آمده‌ايد و به كجا مي‌رويد؟ آيا زندگيتان به سوي حيات ابدي پيش مي‌رود يا به ذلت و خواري؟ و آنگاه راه خود را برگزينيد كه مرگ ها به زودي فرا مي‌رسد و در انتخاب هيچ درنگ نكنيد كه الگوهاي فراواني براي شما هست كه راه رسيدن به سعادت را براي شما نشان داده است. آنجا كه خداوند كريم در سوره عنكبوت آيه 69 ، مي‌فرمايد: ” والذين جاهدوا فينا لنهدنهم سبلنا“ كساني كه در راه ما جهاد كنند، ما راههاي خود را به آنها نشان مي‌دهيم.
 
و آنجا كه سردار كربلا، حسين(ع)، مي‌فرمايد: به درستي كه چقدر مرگ در راه وصول به عزت و احياي حق سبك و راحت است و نيست مرگ در راه عزت، مگر، زندگاني جاويد و نيست زندگاني با ذلت، مگر، مرگي كه با او حياتي نيست.
 
بنابراين بر ما اتمام حجت تمام گرديده است و اين ما هستيم كه بايد راه او و يارانش را ادامه دهيم و دست بشوييم از مال دنيا و فرزند و عيال و هر آنچه سدي است ما را، در آن راه و مانع رسيدن به كمال و جاودانگي.
 
و اي برادران عزيز دانشجو! فكر نكنيد، آمدن به جبهه مانع درس خواندن مي‌شود. چرا كه در اين جا نيز درس‌هاي فراواني است كه بايد براي حيات خود فرا بگيريم و اين درس‌ها مافوق درس‌هاي ظاهري است. درس‌هاي حيات است و سعادت و شهادت و ايثار. درس‌هاي غيرت است و مردانگي. اين‌ها همه لازمه زندگاني بشر است و نبايد از آن‌ها غافل ماند و بدون اينها هيچ چيز معنا پيدا نخواهد كرد.
 
و اما چند كلامي با خانواده
 
پدر و مادر عزيز!
 
بعد از من تا زماني كه امام بزگوار را داريد، اصلاً متأثر و متأسف نباشيد؛ چرا كه من نمرده‌ام بلكه مانند ساير شهدا در ملكوت اعلا زنده و جاويدم و اين بسي جاي شادي و شكر گذاري است و باز خداوند در قرآن كريم سوره يونس، آيه 62 ، مي‌فرمايد: "الا ان اولياء ا... لاخوف عليهم و لا هم يحزنون". همانا دوستان خدا از هيچ چيز نمي‌ترسند و هرگز ناراحت نمي‌شوند.
 
به برادرانم بگوييد به درسشان تا سر حد امكان ادامه دهند تا گرفتار ظلمت و تاريكي نگردند و سلاحم اگر روي زمين افتاد، برگيريد. همانطور كه سالار شهيدان حسين بن علي(ع) تا آخرين فرزند خود جنگيد، با دشمنان زبون بجنگيد.
 
سعي كنيد، خيلي صبور و بردبار باشيد؛ چرا كه پروردگار عالم در كتاب مقدس قرآن، چنين مژده مي‌دهد: «انما يوفي الصابرون اجرهم بغير حساب.» براستي به آنانكه صبر مي‌كنند، اجر و مزد بي حساب داده مي‌شود.
 
امام عزيزمان را تنها نگذاريد تا پايه‌هاي اسلام بار ديگر قوت گيرد و نشانه‌ها و علائم آن در تمام جهان طنين انداز شده و بساط ستمگران بر چيده شود و خداوند مي‌گويد:«مستضعفين وارثان زمين مي‌باشند». من نيز با خميني ميثاق بسته بودم و به او وفاداري كردم، چون او به قرآن و اسلام وفادار است و اگر چند بار مرا زنده كنند و بكشند، باز دست از او بر نخواهم كشيد.
 
خدايا! ما با تو پيمان بسته بوديم كه تا پايان راه برويم و بر پيمان خويش همچنان استوار مانديم.
 
خدايا! مي‌داني كه چه مي‌كشيم. پنداريم كه چون شمع ذوب مي‌شويم و از مردن نمي‌هراسيم، اما مي‌ترسيم، بعد از ما ايمان را سر ببرند و اگر بسوزيم هم كه روشنايي مي‌رود و جاي خود را دوباره به شب مي‌سپارد.
 
خدايا! پس چه بايد كرد، از يك سو بايد بمانيم تا شهيد آينده شويم و از سوي ديگر بايد شهيد شويم تا آينده زنده بماند. هم بايد امروز شهيد شويم تا فردا بماند و هم بايد بمانيم تا فردا شهيد نشود. عجب دردي! چه مي‌شود، امروز شهيد مي‌شويم و فردا زنده مي‌شويم تا دوباره شهيد شويم. آري همه ياران سوي مرگ رفتند، در حالي كه نگران فردا بودند و اكنون شما هستيد كه بايد بار اين نگراني را بر دوش كشيد. پس مواظب اعمال و رفتار خود باشيد تا قلب امام درد نيايد و روح شهيدان آزرده نشود كه نويد پيروزي نزديك است.
 
خدايا! به محمد(ص) بگوييد كه پيروانش حماسه آفريدند. به علي(ع) بگوييد كه شيعيانش قيامت بر پا كردند. به حسين(ع) بگوييد كه خونش همچنان در رگها مي‌جوشد و بگو كه از آن خون ها سروها روييد و ظالمان سروها را بريدند، اما دوباره سروها روييد و انتقام مظلومان را از ظالمان گرفتند.
 
به خميني بگو كه فرزندانت به فرمانت لبيك گفتند و اكنون به كربلا نزديك‌اند.
 
پدر و مادر عزيزم! اگر توانستيد، موتور را بگيريد و استفاده بكنيد. ولي هفت هزار تومان بابت موتور، پول به يحيي بدهيد و همچنين چهار هزار تومان نيز قبلاً در زمان تحصيل از ايشان گرفته بودم، به او بدهيد.
 
پدر و مادر عزيزم! من حدود پانزده روز روزه‌ام در سال 62 باقي مانده است به علت اينكه هميشه مسافر بودم، نتوانستم، قضا نمايم. مقداري پول هم از دوست قزويني طلب داشتم. اگر نياورد، دنبالش نرويد. به او مي‌بخشم.
 
از تمامي دوستان و آشنايان و همسايگان برايم حلاليت بطلبيد. بخصوص اهل خانه و خويشان و نزديكان.
 
در خاتمه چند تقاضا و دعا براي رزومندگان اسلام از خداوند متعال دارم.
 
بار پروردگارا!
 
تو را قسم مي‌دهم به تمامي عزيزان درگاهت، رزمندگان اسلام را پيروز و فاتح كربلا بگردان.
 
قدم‌هايشان را مانند كوه استوار بگردان.
 
دل‌هايشان را مانند امواج دريا پرخروش از كينه دشمن بنما.
 
قلب‌هايشان را مانند ماه منور بگردان.
 
چهره‌هايشان را مانند خورشيد پرفروز و درخشان بگردان.
 
اسلامشان را مانند دشت‌هاي پهناور و گسترده بگردان.
 
امام گرانقدرشان را تا ظهور حق، محفوظ بدار.
 
(به اميد آنكه پايين نامه را با اولين قطره‌ي خونم امضا نمايم).
 
تاريخ يازدهم ارديبهشت ماه سال 1365.
 مرتضي آقاعليخاني
 
پربازدیدترین آخرین اخبار