کد خبر:۲۰۳۳۲۶
نگاهي به فيلمهاي در حال اكران؛
دنیای قرمز و شیرین کلاه قرمزی!
... کلاه قرمزی یک فیلم کوچک اما بزرگ است. فیلمی با متریالی کوچک و بی هیچ ادعایی، که کارهای بزرگ می کند و گره های به ظاهر ناگشودنی را باز می نماید.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ شاید بهتر باشد کلاه قرمزی و بچه ننه را علاوه بر حیطه فیلم سینمایی با تمام شاخص ها و عناصری که این مقوله دارد، به عنوان یک «پدید» هم ارزیابی کنیم که دارای یک تاریخ و سابقه قابل تأمل و توجه است که اتفاقا بسیاری از موقعیتها و دستاوردهایی که این فیلم هم اکنون به آنها رسیده بیشتر ناشی از این سابقه و عقبه است تا عناصر سینمایی.
گرچه این نکته غیر قابل کتمان و انکار است که موفقیت اصلی این فیلم و امثال و اقران قبلی اش بیشتر ناشی از موفقیت و هوشمندی سازندگانش یعنی ایرج طهماسب و حمید جبلی در بدست آوردن «رگ خواب» بینندگان ایرانی سینما و علاقمندان این هنر در این سرزمین از قشر کودک گرفته تا طیف جوان و گروه سالخوردگان و دیگران است که توانسته اند به این درک و دریافت مهم و تأثیرگذار نائل آیند که تماشاگر ایرانی با چه موقعیتی بیشتر و بهتر همراه می شود و همذات پنداری می یابد و جلب آن می گردد.
و همین عامل هم موفقیت این نمونه فیلمها را تا حدود زیادی تضمین کرده است و هر بار که سر و کله کلاه قرمزی و همراهانش در سینمای ایران پیدا شده فروش خیره کننده و موفقیت کم نظیر در جلب مخاطب و موفقیت گیشه را برایش به همراه داشته است.
اما براستی عامل یا عوامل اصلی این موفقیت کدام است و سازندگان کلاه قرمزی با چه شگردهایی به این موقعیت رسیده اند؟
رمز موفقیت آنها در چیست؟
مجموعه فیلمهای کلاه قرمزی را چه از منظر ساختاری و چه در حیطه مفهومی و محتوایی می توان در چند مولفه و شاخصه و ویژگی خلاصه کرد؛
-سادگی و معصومیت قصه و کاراکترها
-بیان باطراوت و خوش ریتم و جذاب روایت
-نقب و نهیبهای اجتماعی و اشارتهای به روز در بیانی طنز و ظریف
-و البته زنده کردن نوستالوژی کاراکترهای محبوب بیست سالة اخیر تاریخ تلویزیون.
وقتی شیرینی دنیای چند عروسک ساده با آن طراحی چهره و لباس دوست داشتنی و معصومانه به یک داستان کودکانه و بامزه گره می خورد و از دلش یک میزانسن چست و چابک و فرز و خوش ریتم بیرون می آید، نتیجه همین اقبال و رویکرد بی مهابا و خروشنده مردم می گردد که در کوران بحران قهرشان از سینما و رکود به تمام معنا و همه جانبه هنر هفتم ایران زمین طی این سالها، به ناگهان امار فروش بالا می رود و سینماها رونق می گیرد و بعد از مدتها، جلوی درب سینماها صف تشکیل می شود.
این آخرین دیگر برای همه ما تبدیل به یک افسانه شده بود و گمان نمی کردیم به این زودی ها دیگر شاهد چنین تصویری باشیم!
کلاه قرمزی یک فیلم کوچک اما بزرگ است. فیلمی با متریالی کوچک و بی هیچ ادعایی، که کارهای بزرگ می کند و گره های به ظاهر ناگشودنی را باز می نماید.
فیلمی خوش ریتم با دیالوگهایی به جا و بامزه، شخصیتهایی ورز آمده و درست انتخاب شده، با داستان اصلی و داستانکها و کنایاتی اجتماعی در دل یک بستر روایی کودکانه که همه چیزش در خدمت یک کل واحد درآمده که عبارت است از مصائب دلدادگی کلاه قرمزی و همه افت خیزهای بچه گانه و سرخوشانه این عروسک سحرآمیز و بلند مرتبه! در هم آوردی قصة شيطنتهاي پسرعمهزا که کلاهقرمزي و آقاي مجري را به دردسر مياندازد و ماجراي جديدي پيش ميآيد که منجر به ورود مهمان ناخواندهاي ميشود...
«کلاه قرمزی و بچه ننه» سومین قسمت داستان های سینمایی کلاه قرمزی پس از «کلاه قرمزی و پسرخاله»(1373) و «کلاه قرمزی و سروناز»(1381) است.
از نگارنده می شنوید از دستش ندهید!
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰